خودی ها و غیر خودی های سازمان
دوست عزیزی در قسمت نظرات مطلب قبلی ( که تحت عنوان "توانمند سازی نیروی انسانی" نوشته بودم ) نوشته اند:
" پیشنهاد می کنم به پرسنلت جواب این سوال را که در ذهنشان است را بدهی که ((اگر در سازمان شما بمانند چه چیزهایی در کوتاه مدت و بلند مدت نصیبشان می شود)) "
خوب ، این جواب در یک سازمان معمول و عادی ، واقعا میتواند راهگشا باشد.
اما فضایی که امروز در جامعه ما حاکم هست را مجسم کنید:
امروز جو حاکم ، یک جو خودی و غیر خودی است .
اتفاقا در برخی سازمان ها هم عده ای خودی هستند و عده ای غیرخودی.
کسانی که بتوانند وابستگیشان را به خودی ها اثبات کنند ، ممکن است به خودی تبدیل شوند و از مزایای آن بهره مند شوند.
اما در مقابل ، غیرخودی ها در مظان اتهام ، بدبینی و کم کاری هستند.
متاسفانه خودی ها ، تاثیر بسیار بسزا و قابل توجهی روی تصمیم گیران اصلی سازمان دارند ، در حقیقت تصمیم گیران و تصمیم سازان سازمان ، برمبنای آنچه که خودی ها ابراز میدارند ، تصمیم های مهم و حیاتی را میگیرند.
البته این تصمیمات میتوانند از دخالت در تصمیم گیری برای خرید مایع ظرفشویی تا یک خرید چند ده میلیونی متغیر باشد .
پرسنل هم اگر با انگیزه باشند و سرشان به تنشان بیارزد ، دوراه در پیش میگیرند ، یا سازمان را ترک میکنند ( که غالبا این اتفاق می افتد چون اینگونه اشخاص معمولا حاضر نیستند عزت نفس خود را از دست بدهند) یا اینکه به گروه خودی ها میپیوندند.
اینکه میگویم خودی ها ، البته خودی از دید خود خودی ها !
چرا که در حقیقت غیرخودی ها ، با سازمان غیر خودی نیستند ، بلکه با خودیها غیر خودی اند!
خودی ها امکان پیشرفت ، ارتقاء پست ، دریافت افزایش های حقوق در فواصل کوتاه ، دریافت امتیازات غیر متعارف دارند ، در حالیکه غیرخودی ها ، برای اثبات اینکه استحقاق یک افزایش حقوق چند ده هزار تومانی را دارند ، باید به هزار در بزنند.
آموزشهای پرهزینه ،برای خودی ها براحتی توجیه دارد ، در حالیکه آموزش چند ده هزار تومانی برای غیرخودی ها ، چندبار با پاسخ های منفی روبرو میشود.
از همه جالب تر اینکه تصمیمات خودی ها بدلیل برخورداری از پشتیبانی های خاص ، با کمترین موضع گیری از جانب سایرین روبرو شده و به اجرا در می آیند ، در حالیکه غیرخودی ها ، به سختی میتوانند کوچکترین تصمیمات( که قطعا قبلا اثبات کرده اند که منافع سازمان را در بر دارد ) را به اجرا در آورند.
در حقیقت پاسخ پیشنهادی دوست عزیزمان را ، اگر به پرسنل خودی بدهیم ، دروغ نگفته ایم چون آینده روشنی در پیش رو دارند ، اما اگر به پرسنل غیر خودی ، هر امیدی بدهیم ، دروغ است چرا که سازمان ، آنها را از خودش نمیداند ، و جالب اینکه سازمان دوست دارد آنها تصور کنند که تفاوتی با دیگران ندارند !
خلاصه وضعیت جالبی نیست .
اما بازهم ممنون از پاسخ خواننده گرامی .
با توجه به اهميت نقش و جايگاه مديران در پيشبرد و تحقق اهداف ، برنامه ها و سياستهاي سازمان ، ضرورت دارد مديران به منظور روزآمدسازي دانش و اطلاعات خود با تکنيک هاي نوين مديريتي ، توجه ويژه اي به مطالعه مطالب منتشره در خصوص مقولات و کارکردهاي مختلف مديريتي و علي الخصوص جنبه هاي کاربردي اين علم داشته باشند.