يکي از خواننده هاي وبلاگ برايم کامنتي گذاشته که ذيلا ميخوانيد :
آقاي به انديش در كارخانه اي كه من كار ميكنم:
به علت دوري از شهر از آب چاه تصفيه نشده استفاده ميشه تمامي فاضلابها كه (مثلا ) تصفيه ميشه دوباره به شبكه برگشت داده ميشه.
اين كارخونه كه مواد غذايي توليد ميكنه از همين آب استفاده ميكنه
همه 800 كارگري كه توي اين كارخونه هستن از همين آب براي خوردن و توالت استفاده ميكنن
به خدا يه روز بوي بد ميده يه روز چيزايي مثل جلبك سياه اندازه نصف ناخن توش ديده ميشه
به خدا اگه غذاشو بتونين بخورين
هر ماه البته بعد از كلي تاخير براي دريافت حقوق دو تا ليست رو انگشت ميزنيم يكي به مبلغ 285000 تومن يكي هم 186000 تومن البته پولي كه به ما ميدن 155000 تومنه
هر كارگري كه شكايت ميكنه ( اداره كار و ... ) محكوم ميشه و اخراج ميشه. نفوذ عجيبي در ادارات دارن
هر ماه 30 چهل نفر رو استخدام ميكنن و سي 40 نفر ديگه رو اخراج ميكنن ( اين طور كه ميگن براي هر نفر كه ميارن 10 مليون وام ميگيرن)
تو رو خدا كمكمون كنين. من نميدونم اينهمه از اقتصاد و پيشرفت و منابع و حق و حقوق مينويسين كه چي بشه من موندم جايي كه اين همه پدر آدمو در ميارن چرا ديگران به فكر اقتصاد ناب و فاينانس و ... مينيماليزم و گيگ و وردپرس و پي اچ پي و فيس بوك و مزيدي و فايرفوكس و اكستنشن و آيپد و حال و تركوندن و ... كوفت و زهرمار ..... ميرن
بابا ما هم آدميم ميدونيم كه بايد خودمون خودمون رو نجات بديم اما نميتونيم متوجهين ؟
بابا نميتونيم باور كنين در كما به سر ميبريم.كماي فكري ,كماي روحي ,كماي مالي ,كماي انديشه...
يكي نيست بگه آخه بابا عزيز ... تو با 155000 تومن حقوق 105000 تومن اجاره 2تا بچه مدرسه رو ... چطور تا حالا زنده اي ؟
فقط ميتونم بگم متاسفم . . . و شرمنده . . .
پي نوشت : در همين رابطه عليرضا خان مجاهدي ( مديرعامل محترم شرکت رادان تحرير) هم نوشته اند :
راستش رو بخواین میخواستم پستی رو منتشر کنم (که تقریبا نوشتنش رو تموم کرده بودم) و در اون بنویسم که با توجه به مسائلی که شاهدش هستیم بسیار متاسفم که دارم از مدیریت براتون حرف میزنم. ولی چون خیلی قرمز بود ترسیدم مشکلی برای خانواده ام پیش بیاد و تمام نکرده حذفش کردم.
به هر حال همه ما شرمنده ایم. شرمنده مردم خوبمان. و واقعا چون ما هم با آنها زندگی میکنیم اینطور نیست که بی خبر باشيم و دلمان خوش و برای آن است که از مدیریت مینویسیم.
ولی چه کنیم
جز اظهار شرمندگی کاری از دستمان بر نمی آید.
