1-2- تعيين نيازهاي سازمان
هنگام شروع آموزش، بايستي خطمشي كيفيت و خطمشي آموزش سازمان، الزامات مديريت كيفيت، مديريت منابع و طراحي فرآيند به عنوان يك درونداد نیازهای آموزشی، مورد توجه قرار گيرد تا اطمينان حاصل شود كه آموزشهاي مورد نياز در راستاي تأمين نيازهاي سازمان هستند.
در کل نیاز آموزشی زمانی پیدا میشود که فرد فاقد مهارت، دانش یا درک صحیح یا کافی است. و یا به عبارت دیگر، نیاز آموزشی هر شکاف یا مسئله ای است که از رسیدن یک فرد یا سازمان به اهدافش ممانعت میکند.
به طور عمومی نیازهای آموزشی را میتوان در سه بخش کلی تقسیمبندی نمود:
- نیازهایی را که میتوان پیشبینی نمود
- نیازهایی که از طریق نظارت و کنترل مشخص میشوند
- نیازهایی که در واکنش به مسایل غیر منتظره به وجود میآیند
1-3- تجزیه و تحلیل نیازهای آموزشی
تجزیه و تحلیل نیازهای آموزشی مزایای گوناگونی میتواند داشته باشد که در زیر به برخی از آنها اشاره میگردد:
- منابع را طبق اولویتهای تعیین شده، هدف قرار میدهد.
- سازمان را برای برنامهریزی و اعمال تغییرات در محیط کار توانمند میسازد.
- به افراد و تیمها کمک میکند تا عملکرد بهتری داشته باشند.
- مبنایی سازنده برای افزایش عملکرد مهیا میکند
1-4- مراحل تجزیه و تحلیل نیازهای آموزشی
1-4-1- هماهنگ نمودن نیازهای آموزشی
نیازهای آموزشی یک واحد، احتمالا در دیگر واحدها نیز دیده میشوند. این امر برای مدیرانی که تا مشکلی بروز میکند، تمام منابع خود را صرف رفع آن مشکل میکنند، کاملا بی معناست. اکثر سازمانها کارکنانی دارند که میتوانند این نیازها را رفع کنند.
1-4-2- پیش بینی نیازهای حوزه کنترل
نیازهای پیش بینی شده اغلب در سازمان یا فعالیتهایش دیده میشود. مثلا وقتی یک دستگاه جدید وارد محیط کار میشود، باید افراد برای استفاده از آن دستگاه اموزش ببینند. به همین صورت، شرکتی که ارتقادهی به مشتریان را بخشی از استراتژی سازمانی خود میداند، باید توجه داشته باشد که اجرای این برنامه برای رشد کارکنان و موفقیت آنها الزامی است.
1-4-3- توسعه شیوههای نظارتی
برخی از مشکلاتی که در طبقهبندی نیازهای آموزشی قرار میگیرند، مشکلاتی هستند که در سازمان وجود دارند اما نادیده گرفته میشوند. سیستمهای فعال نظارتی به رفع این مشکلات کمک میکنند.
1-4-4- تجزیه و تحلیل نیازهای آموزشی با ذهن روشن
نظارت و کنترل نشان میدهد که چه مشکلات و شکافهایی وجود دارد، اما باید مراقب بود که در این مورد عجله نشود و فرضیات غلطی در مورد شرایط موجود خلق نشود. مثلا ممکن است نتیجه بگیریم که گردش سریع و نامعمول کارکنان در بخشهای کوچک، به دلیل کار شیفتی مسئلهای طبیعی است، اما تحقیقات بیشتر نشان میدهد که این امر به دلیل شرایط بد کاری است.
آموزش نمیتواند این مسئله را حل کند، حتی اگر فرآیند کنترل و نظارت به شناسایی آن کمک کرده باشد.
1-4-5- تعیین نمودن سطوح آموزشی
ممکن است یک نیاز آموزشی محدود به یک فرد یا یک اقدام خاص باشد، اما بر دو یا سه سطح دیگر سازمان هم تأثیر بگذارد. اگر سازمان مشتریانش را افرادی مزاحم تلقی کند، باید کل رویکرد خود را عوض کند.
در چنین شرایطی اعزام یک یا دو نفر به آموزش، کاری غلط است. این کل سازمان است که به آموش نیازمند است.
1-4-6- اجرای اقدامات مناسب
اگر نیازهای آموزشی در حوزه کنترل شماست، احتمالا در سطح افراد یا فعالیتها هستند و شما میتوانید برای رفع این نیازها دست به اقدام بزنید. اگر این نیازها در سطحی فراتر ازحوزه تحت کنترل شما دیده میشوند، باید توصیهها و پیشنهادهای خود را در سطحی گستردهتر ارائه کنید.
ادامه دارد
