مترجم : مهدي كشتكار
تصور کنید که مدیر برنامهریزی یک شرکت هستید که در سال گذشته هيات مدیره با طرح پیشنهادی شما مبنی بر به روز رسانی کامپیوترها با افزودن برنامههای مدیریت تجاری، با همكاري برخي تامين كنندهها، موافقت كرده است؛ در نتیجه به سرعت نرمافزار و سرویس دهندهي مورد نیاز را شناسایی و انتخاب میکنید.
روشن است که به دليل مشغلهي کاری زیاد و برای بازدید از سایتهای مرجع، انتظار دارید که به سرعت به مسالهي کاری شما رسیدگی شود، اما حقيقت چيز ديگري است.
براي اين كار از همراهي مديران اجرايي سازمان كمك ميگيريد، آنها گزارشي از نيازمنديهاي فعلي شركت در اختيار شما ميگذارند. مشاوران حقوقي سازمان نيز با پيگيري قراردادهاي ميان شما و تامينكننده، بازوي ديگر شما در انجام اين پروژه هستند. همه چيز از ديد شما ايدهآل است تا اين كه متوجه ميشويد...
مدیران اجرایی سازمان شما هرگز نیازمندیهای شما را به طور کامل بيان نکردند، مشاوران نیز وقت کافی برای پیگیری قرارداد شما را نداشتند.
در این میان، روند نصب و راهاندازي نرمافزار نیز با تاخیر بسیار پيش ميرود. برنامهي کاری مورد نياز پيشنهاد شده از سوي شما نیز از سوی مدیر کارپردازان پروژه با بیتوجهی روبهرو میشود. اوضاع شبيه كلافي سر در گم است، در هنگامي كه هر لحظه از زمان برايتان بسيار ارزشمند است به سرعت به زمان تحويل پروژه نزديك ميشويد و سرانجام زمان تحویل پروژه فرا میرسد و در اين ميان، شما به اين نتيجه ميرسيد كه این سیستم ناقص تنها به صورت آزمایشی قابل اجراست.
در اين ميان مشكلات ديگري نيز به ناتمام ماندن اين پروژه كه البته به صورت آزمایشی در حال اجرا بود، كمك ميكند: از بین رفتن اطلاعات یکی از سیستمهای اصلی شرکت.
هر بخش، دیگر بخشها را در مورد ناکامی طرح و از بین رفتن اطلاعات مسئول ميداند. چه بايد كرد؟ اين پرسشي است كه به طور مداوم به ذهنتان ميآيد.
شايد به این نتیجه برسيد که وظیفه را به بدترین شکل ممکن به پایان رساندهاید و در پايان کاربران نیز از این سیستم جدید ناراضی هستند و از کار با آن دوری میورزند، آنها ادعا ميكنند که کار با این سیستم بسیار مشکل و طاقت فرساست.
بینتیجه بودن پروژه
قرارداد دوباره وارسی میشود، اما هیچ کس پاسخگوی نقص موجود در قرارداد و کمبود اطلاعات نیست. داستانهاي مشابه اين داستان كم نيستند.
اگر خوشبینانه به این موضوع بنگريد، میتوان گفت که هیچ یک از اعضای هیات مدیره بردباری و دقت لازم را در انجام وظایف مرتبط با اين پروژه به خرج ندادهاند.
پیشنهاد مشاوران حقوقي این است که از جانب خود با کارپردازان مکاتبه و با شرح تمامی موارد لازم، به ويژه آنها كه در مكاتبات پيشين از قلم افتادهاند، مدت 30 روز را برای پايان طرح مقرر كنید. در غیر این صورت به قرارداد پایان دهید.
به ياد داشته باشيد كه اين كار نشان دهنده ضعف شما نبوده است. بلكه به قدرت تصميمگيري و مديريت شما در هنگام بحران بستگي داشته است
