پنجشنبه 1385/06/16

دلم را آذين بسته ام براي آمدنت ، براي تو که همراه سپيده مي آيي و هزاران چشم منتظر، آمدنت را لحظه مي شمارند.
آذين بسته ام براي توکه مسافر صبحي و طلسم تاريکي اين شبها به دست تو مي شکند . . .
اما اين کوچه ها بهانه ايست که آمدن تو را نويد مي دهد .
ظهوري روشن تر از خورشيد و حضوري با عدالت پاينده . . .
تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 18:22 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي
|