تبليغاتX
به انديش - عوامل استرس شغلی(قسمت اول)
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

استرس يا فشار رواني به معني فشار ونيرويي است كه ازانواع عوامل دروني وبيروني فردناشي ميشود وبررفتار اوتاثير مي گذارد.

گونه اي ناهنجاري رفتاري كه به هنگام قرارگرفتن شخص درشرايطي ناشناخته ويا نامطلوب به وجود مي آيد. هرچند اين امكان وجود دارد كه افراد آنرا بروز ندهند ويا درصد كمي از بازتاب دروني آنرا دررفتار خود منعكس كنند.

گرچه ميزان اندكي ازاثراتي كه استرس به وجود مي آورد، مي تواند باعث بهبود عملكرد افراد شود ليكن نبايد چنين انتظاري داشت كه يك عضو سازمان ازچنين ديدگاهي به آن بنگرد. ازديدگاه افراد، حتي مقدار كمي استرس هم نامطلوب تلقي ميشود وبه همين دليل است كه كاركنان ومديريت درباره ميزان يا سطح قابل قبولي ازاسترس ديدگاههاي متفاوتي دارند.

آنچه را كه يك مدير نوعي محرك مثبت مي پندارد، به احتمال زياد كارگر يا كارمند او آن را فشار بيش ازحد درنظر مي گيرد.

بنابراين هنگامي كه درباره ديدگاههاي متفاوت فردي وسازماني نسبت به استرس بحث ميگردد. مي بايد به اين موضوع توجه نمود.

عوامل استرس زاي محيط كار

1- ويژگي نقش

دوپژوهشگر به نامهاي ايوانس ويج وماته سون درسال1980  اظهار داشته اند كه فشار ناشي از نقش، زماني رخ مي دهد كه بين اظهارات وخواسته هاي فرد وخواسته ها وانتظارات سازمان ناسازگاري وجود داشته باشد.

 اين پژوهشگران چهارنوع ويژگي براي نقش برشمرده اند:

٭ ابهام نقش

٭ گرانباري نقش

٭ كم باري نقش

٭ ناسازگاري نقش

منظور از ابهام درنقش ، وضعيت نامشخص شغلي فرد است ، به صورتيكه فرد نمي داند براي انجام شغل ووظيفه اش، ازاوچه انتظاري مي رود.

ابهام درنقش زماني به استرس منجر ميشود كه فرد را ازبهره وري وپيشرفت بازدارد. هرچند، هنگامي استرس ناشي از ابهام درنقش پديد مي آيد كه فرد حس اطمينان وپيش بيني خود را درنقش كاريش ازدست داده باشد.

گرانباري نقش ، ناشي از ناتواني ازانجام كاري است كه بخشي از شغل او را تشكيل مي دهد ودرنتيجه اودچار استرس وفشار رواني خواهدشد. گرانباري نقش ممكن است كمي يا كيفي باشد.

زماني كه يك كارمند نمي تواند زمان كافي را به تمام قسمتهاي وظايف محول شده به او، اختصاص بدهد، دچارگرانباري كم نقش خواهد شد.

درصورتيكه گرانباري كيفي نقش، زماني ظهور ميكند كه كاركنان فكر مي كنند قادرنيستند درحد مهارتهايي كه دارند يا درحد كوششي كه ازآنها ساخته است، ازعهده انجام كارها آنطور كه شايسته است برآيند.

كم باري نقش ، وضعيتي است كه درآن ازمهارتهاي شخص بطور تمام وكامل استفاده نميشود واين توانايي ها كمتر از اندازه ممكن به كار گرفته ميشود. بهتر است بگوييم كم باري نقش حكم محدوديت وبازدارندگي را دارد و درنهايت ناسازگاري نقش زماني رخ مي دهد كه پذيرفتن مجموعه اي ازالزام هاي شغي با پذيرش مجموعه ديگري ازالزام هاي شغلي، مغاير ويا به كل ناممكن باشد.

كاربرد گسترده نظريه نقش درفهم وشناخت استرس شغلي اهميت زيادي يافته است زيرا به درك منطقي ماهيت رواني واجتماعي استرس مرتبط باكار، كمك شاياني مي نمايد.

  

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:28 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  RSS