منوچهر جفره
مديريت به عنوان يك پديده اجتماعي ضروري، در عصر كنوني چنان سيطره خود را برعرصه هاي مختلف زندگي مردم تثبيت كرده كه هيچ پديده ديگري با چنين شتابي نضج نگرفته است.
مديريت نه تنها در نظام مدرن ومتمدن كنوني ودر نتيجه تأمين نيازهاي بنيادين جوامع از لحاظ اقتصادي نهفته است، بلكه نشان دهنده ريشه هاي اعتقادي جوامع متعدد در غرب ونهايتاً مؤيد نظريه امكان نظارت بر زندگي و معيشت انسان از طريق سازماندهي سيستماتيك منابع انساني واقتصادي است كه از اين رهگذر، نموداري از توانايي ويژه ابزار نيرومندي است كه عوامل انساني واقتصادي را براي بهبود زندگي فردي و اجتماعي متشكل مي سازد.
به سخن ديگر، «مدير»، عالم ويا هنرمندي است كه به سبب وقوفش بردانش مديريت ويا تحت تأثير ويژگي هاي فردي، قادر است با بهره گيري مطلوب و بهينه از كليه امكانات موجود از قبيل: نيروي انساني ، اختيارات سازماني، تجهيزات وسرمايه ؛ سازمان متبوع خود را در جهت تحقق اهداف تعيين شده هدايت و رهنمون سازد.
عملكرد يك سازمان كوچك (خانواده )، يك مؤسسه متوسط (شركت بازرگاني )، يك سازمان بزرگ (وزارتخانه) و… حاصل تدابير وراهبردهاي مدير يا مديران آن سازمان است كه برمبناي دانش ، تجربه ، خلاقيت و … مدير اتخاذ مي شود كه بايد پاسخگو هم باشد.
با وجود پذيرش نقش مؤثر «مدير» در جامعه وقبول اين نكته كه بروز مشكلات در هرسطحي ارتباط مستقيم با توانايي هاي مديريت دارد، حركت منطقي واصولي براي رفع اين مشكل مهم صورت نگرفته و دائماً شاهد وناظر ظهور مشكلات جديدتري هستيم؟!
مشكلاتي كه معلول عوامل متعددي است كه به اختصار به آن اشاره مي شود:
الف ـ فقدان ملاك ومعيار انتخاب مديران:
درحالي كه در جامعه، تزريق دارو به بيمار نياز به تخصص، ديدن دوره آموزشي وبالاخره مجوز دارد وهمچنين درحالي كه حتي يك دندانساز تجربي كاملاً مجرب اجازه كشيدن يك دندان لق بيمار را ندارد ويا اينكه اشتغال در هرصنفي مستلزم اخذ مجوز است ، تعجب آور است كه واگذاري مناصب مديريتي كه مي تواند موجب نارضايتي و نهايتاً بحران شود، بدون ضابطه صورت مي گيرد.
زيرا عموماً انتخاب مديران نه براساس توانايي وشايستگي بلكه عمدتاً برپايه روابط واحساسات و در چارچوب وابستگي هاي خانوادگي و گروهي صورت مي گيرد.
ب ـ جابه جايي وحتي ارتقاي مقام به جاي مؤاخذه و بركناري:
بارها ديده شده مدير يامديراني به دلايلي ازجمله كسب نتايج بد وحتي لطمه زدن به سازمان كه قاعدتاً مي بايسست حداقل اگر محاكمه ومؤاخذه نمي شوند، بركنار شوند، به منصب ديگري گزيده شده و گاه اين دور تسلسل ادامه مي يابد.
ادامه دارد
