"انديشه" يا "انبار"
روزي از انيشتن پرسيده شد كه يك "مايل" چند "فوت" است؟ و او در پاسخ گفت: "نمي دانم" و ادامه داد:
" چرا مغزم را با انبوهي از اطلاعات پر كنم در حاليكه مي توانم آنها را در عرض2 دقيقه در يك كتاب معلومات عمومي پيدا كنم؟"
انيشتن عقيده داشت، بهتر آن است كه انسان از مغزش براي انديشيدن استفاده كند تا اين كه آن را به صورت انباري براي جمع آوري اطلاعات در آورد.
بگذاريد انديشه، هوايي بخورد
"ساوادا" يكي از مشاورين مديريت ژاپني، طي سميناري در تهران، از شركت كنندگان در آن سمينار پرسيد:
"آيا ممكن است دو ظرف هم وزن، هم شكل، هم جنس، هم رنگ و با ابعاد مساوي، يكي در آب فرو رود و ديگري بر روي آب شناور باقي بماند؟"
بيشتر ميهمانان حاضر در سمينار معتقد بودند كه امكان ندارد. ساوادا گفت:
"هدف من از طرح اين سئوال، همين پاسخ شما بود. همين غيرممكن پنداشتن امور. ضمن اينكه واقعاً چنين چيزي امكان دارد. براي مثال ما اگر كاسه اي را كج بر روي آب بگذاريم به مرور آب در آن جمع مي شود و به انتهاي آب مي رود ولي اگر كف ظرف مشابه بر روي آب قرار بگيرد، بر روي آب شناور باقي مي ماند."
تمساح و دايناسور؛
مصداقي از هنر "سازكاري" و يا "تغيير پذيري" تمساح و دايناسور شباهت هاي زيادي به يكديگر دارند.
هر دو خزنده هستند، هر دو خونسردند و هر دو در يك زمان در باتلاق هاي دوران سوم زمين شناسي ساكن شده اند. با اين وجود ميليونها سال است كه نسل دايناسورها از بين رفته، اما تمساح ها همچنان پا برجا هستند. چرا؟
با بياني ساده تر مي توان گفت كه تمساح ها قادر بوده اند با تغيير شرايط، خود را وفق دهند. ولي دايناسورها نتوانستند در مقابل وقوع بعضي حوادث و دگرگوني هاي طبيعي و جغرافيايي، خود را به سرعت تغيير داده و با محيط، سازگار شوند و آن موجودات عظيم الجثه و قوي ديگر وجود ندارند.
در حالي كه تمساح ها به سلامت در بسياري از رودخانه ها و يا درياها در سراسر جهان به حيات خود ادامه داده و نسل خود را همچنان حفظ كرده اند.
موثرتر از قانون، قويتر از تنبيه
سفرنامه اي از پاريس :
در عبور از مسير هر روزه به طرف بيمارستان، از خياباني دو طرفه و باريكي كه از شهر "سن ژرمن" در حومه پاريس مي گذشت، متوجه موضوعي شدم كه توجه مرا به خود جلب كرد و آن وجود چند تابلو غيرعادي بر در و ديوار چند خانه و ساختمان بود كه در همه آنها چند چيز مشترك به چشم مي خورد:
عدد45 و كلمه Respect و علامت بين المللي قلب يا دل.
از همراهم درباره اين مسئله سئوال كردم و او توضيح داد كه این خيابان، خياباني دوطرفه و باريك است كه به علت مسكوني بودن و تردد زياد كودكان و ديگر عابران پياده، سرعت مجاز در آن45 كيلومتر پيش بيني شده است. چند حادثه و بررسي آن نشان داد كه رانندگان، اين سرعت را رعايت نمي كنند. از آن به بعد ما در شوراي محله تصميم گرفتيم تا با كمك پليس، با حضور و مراقبت بيشتر و با كمين كردن و جريمه كردن رانندگان، شدت عمل بيشتري به خرج دهيم. اما به محض غيبت ماموران و در ساعات غيركاري آنها، حوادث تكرار مي شد.
وقتي از فشارهاي قانوني و افزايش جريمه ها مايوس شديم فكر كرديم، بياييم از احساسات و عواطف مردم كمك بگيريم. اين بود كه به شورا پيشنهاد شد كه تابلوهايي تهيه و در آن از مردم بخواهيم كه به رعايت سرعت45 كيلومتر احترام بگذارند و تابلوها را با چند علامت هم زينت دهيم تا تاثير عاطفي بيشتري داشته باشد. چند نفر از اهالي پيشقدم شدند تا اين تابلوها را بر سر در خانه و ديوار ساختمانهايشان نصب كنند. پس از مدتي متوجه شديم اين پديده تاثير خودش را گذاشته است و مردم خواهش و زبان دل ما را پذيرفته اند و حوادث به طور چشمگيري كاهش يافته است.
عوامل موفقيت
چهار عامل موثر و عمده در ايجاد و توسعه يك واحد صنعتي موفق عبارتند از:
- منش و عملكرد بنيان گذاران
- تاكيد بر اهميت مصرف كننده (مشتري) از ديدگاه توليد كننده
- تاكيد بر ارزش كاركنان از ديدگاه مديريت
- وجود فلسفه سازماني براي واحد صنعتي
* برگرفته از صدوششمين شماره مجله بهره وري
پایان
