با اين حال براي بيشتر افراد بيتجربه پيش ميآيد با كسي همكار ميشوند كه واقعا نميتوانند حتي براي يك لحظه هم، كار با آنها را تحمل كنند. در چنين شرايطي اگر به دنبال راههايي براي رفع اين خصومت نباشيد تنش موجود، محيط كار را براي شما به جهنمي غيرقابل تحمل بدل ميكند و آسايش را از شما و حتي ديگر همكارانتان سلب ميكند.
تشابه، دشمن تفاهم
به گفته ديويد هارد كسل، استاد علوم اجتماعي در دانشگاه مريلند، همكاراني كه از نظر اخلاقي شبيه هم هستند لزوما با يكديگر رفتاري دوستانه ندارند. آنها كه شخصيتهاي شبيه هم دارند، بيشتر دچار اختلاف با يكديگر ميشوند.
اين استاد دانشگاه به منظور بررسي علت اختلافات ميان همكاران با كارمندان مختلف، درباره خصوصيات آن دسته از همكاراني كه با يكديگر سازش نداشتند با آنها مصاحبه كرد. جواب همگي آنها حاكي از آن بود كه همكاراني كه با يكديگر خوب نيستند و به دشمني با يكديگر بر ميآيند، بيشتر از آنكه خصوصيات متفاوتي داشته باشند مشتركات زيادي بين خود دارند و همين نقطه اشتراك، گاهي باعث ميشود نتوانند يكديگر را تحمل كنند و برتري يكي بر ديگري را بپذيرند.
به اعتقاد دكتر هارد كسل، اگر همكاراني كه با يكديگر خوب نيستند مجبور به كار با يكديگر شوند پس از مدتي با يكديگر از در سازش وارد خواهند شد، زيرا معمولا شخصيتهاي مشابه، روشهاي مشابهي براي انجام كارهاي مختلف دارند.
حال اگر شما در شرايطي قرار گرفتيد كه اختلاف عقيده و دشمني با يك همكار، محيط كارتان را براي شما و ديگر همكارانتان غيرقابل تحمل كرده چه ميتوانيد بكنيد و چاره كار شماچيست؟ با راهكارهاي زير شايد بتوان بخشي از اين تنش را از بين برد.
به محض مشاهده هر گونه تيرگي در روابط و بروز اختلاف، آن را ميان خود حل كنيد.
كارشناسان معتقدند نبايد اجازه داد دامنه اختلافات به جايي كشيده شود كه دو طرف علاقهاي به حل كردن اين اختلاف يا توانايي لازم براي انجام اين كار نداشته باشند. اگر يك گفتگوي ساده و فارغ از تظاهر نميتواند به حل اختلافتان كمك كند، از يك همكار ديگر (نفر سوم) براي وساطت كمك بگيريد يا از او بخواهيد براي رفع اين اختلاف، پـيـشـنهادهاي خودش را به شما ارائه كند.
بسياري از روانشناسان معتقدند در چنين شرايطي، كمك خواستن از برخي همكاران با تجربه و با سابقه، بهترين كار است. كارمندان قديمي و با سابقه ميتوانند به همكاران جديد و تازه استخدام خود درباره روابط حرفهاي در محيط كار، راهنماييهاي لازم را بدهند و بدين ترتيب از بروز بسياري از اين تنشها در آينده جلوگيري كنند.
در بسياري از كشورها و در بسياري از محيطهاي اداري، اين مساله به يك سنت ديرينه تبديل شده است و بسياري از اختلافات پيش از آنكه به چشم بيايد حل ميشوند. در تلاش براي يافتن علت اختلافات خود با همكارانتان برآييد و از آن براي رسيدن به راهكاري براي حل اختلافتان استفاده كنيد.
در اين فرآيند ممكن است به توصيه يا مشاوره ديگران هم نياز داشته باشيد، زيرا گاهي بالا گرفتن دامنه اختلافات باعث ميشود هر دو طرف ايراد كار خود رانبينند و تنها در صدد تلافي برآيند. با اين حال، با كمي تامل و دقت در رفتار خود يا طرف مقابل خواهيد توانست به بخشي از علت اين اختلاف آگاهي پيدا كنيد.
اگر شدت اختلاف، قدرت هر گونه واقع بيني را از شما سلب كرده است، از ديگران كمك بگيريد تا بتوانيد وضعيت موجود را آنگونه كه هست (و نه آنگونه كه غرورتان دوست دارد در تخيلات شما بسازد) تصور كنيد. يافتن علت اختلافات، درست مثل يافتن علت يك بيماري، گام اول براي هر اقدامي است.
يك پزشك تا وقتي نداند چه ويروسي علائم خاص را در بيمارش ايجاد ميكند، نميتواند داروي لازم را براي او تجويز كند.
با تصور صحنه آشتي، يك گام به جلو برداريد
ميتوانيد در ذهنتان نمايشي را بازي كنيد كه در آن هر دو تصميم ميگيريد با هم آشتي كنيد و اختلافتان راكنار بگذاريد. جوابهاي طرف مقابل را پيشبيني كنيد و جوابهاي خودتان را آماده كنيد. اينگونه براي يك آشتي واقعي آمادگي بيشتري خواهيد داشت.
بر احساسات منفي خود فائق آييد
اگر با همكارانتان اختلاف نظر داريد در مواجهه با او، جلوي خشم و احساسات منفي خود را بگيريد، زيرا اين خود زمينهساز بروز اختلافات جديد يا عميق شدن اختلاف موجود ميان شما ميشود. به جاي فكر كردن به دعوايي كه داشتيد و حرفهايي كه در آن دعوا با يكديگر رد و بدل كرديد، بر احساسات خود مسلط شويد و به هدف اصلي كه از بين بردن و رفع اختلاف است فكر كنيد.
هيچ وقت پيش خودتان فكر نكنيد كه طرف مقابل شما علاقهاي به سازش و رفع اختلاف ندارد.
به گفته روانشناسان، اختلاف ميان 2 همكار به لحاظ عاطفي براي هر دو طرف دعوا ناگوار است. سينيتا برون استين، روانپزشك و مشاور اجتماعي در كالج برين ماور ميگويد:
«بيشتر كارمندان نميدانند اختلافات آنها با ديگران چه لطمهاي بر كار و بازدهي شغلي طرف ديگر دعوا ميگذارد. او نيز مسلما از اينكه نميتواند كاري براي بهبود اوضاع انجام دهد متاثر است و شايد حتي تلاش خود را براي حل كردن اختلافش با شما انجام دهد، اما از ديد شما پنهان ميماند. تجربه ثابت كرده همكاراني كه زماني باهمديگر اختلاف داشتند پس از سازش، دوستي صميمانهاي با يكديگر بر قرار ميكنند.»
اختلاف را فراموش كنيد
به اين فكر كنيد اگر 2 نفري كه انرژي خود را صرف دعوا ميكنند، همان انرژي را وقف كار و بالا بردن بازده كاري خود كنند چه منافع هنگفتي نصيب خود آنها و كارفرمايانشان خواهد شد. اگر قرار بود به خاطر اين اختلاف، يكي از دو طرف، اخراج يا به بخش ديگري منتقل شود، اين امر منتفي ميشد.
به عبارت ديگر يكي از بزرگترين محاسن حل اختلاف در محيط اداري به دست آوردن امنيت و ارتقاي شغلي است. از سوي ديگر، انجام بسياري از طرحهاي تيمي يا گروهي، مستلزم مشاركت و همدلي همه اعضا است. در مواردي كه اين گونه اختلافات ديده ميشود بازده كل گروه پايين ميآيد و حتي انجام بسياري از كارها منتفي ميشود.
اگر هيچ راهي وجود نداشته باشد
حتما اين ضربالمثل قديمي را شنيدهايد كه ميگويد دوري و دوستي. در محيط كاري چنين ضربالمثلي براي كساني كه نميتوانند اختلاف عقايد با يكديگر را تحمل كنند صدق ميكند.
اگر تمام راههاي بالا را آزموديد و موثر نبود با دورماندن از كساني كه با آنها اختلاف نظر داريد، به كاهش تنشهاي ايجاد شده كمك كنيد و حــداقــل روابــط حــرفــهايتـان را خـدشـهدار نـكـنـيـد. به همين منظور ممكن است مجبور شويد تقاضاي جابهجايي يا منتقل شدن به بخش ديگري را بكنيد.
