تبليغاتX
به انديش - بحران بيکار شدن
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

 

براي كسي كه تمام زندگي‌اش به كار مي‌گذرد، هيچ چيزي مهم‌تر از كار و مشغله روزمره نيست و هيچ دردي، بدتر از بيكاري و از دست دادن شغل نيست‌. بنابراين شايد بتوانيد دنياي غم گرفته و كسالت‌بار كسي را تصور كنيد كه يكباره بنا به دلايل گوناگوني چون اختلاف با مديران، تعديل نيرو در محل خدمت و‌.‌.‌. كار خود را از دست داده و در انتظار تابيدن نور اميد به زندگي‌اش است‌.

يكي از اين افراد كه بتازگي شغل خود را در يك شركت معتبر حسابداري از دست داده است، تجربه بيكاري را اين‌گونه توصيف مي‌كند: «پشت سر گذاشتن مجموعه‌اي از وقايع دردناك همچون طلاق و از دست دادن عزيزي در آن واحد‌.»

در بازار كار دنياي امروز، دلبستگي به كار و وقف تمام انرژي و توان خود براي انجام وظيفه‌اي كه به عنوان يك تعهد شغلي به ما محول شده است؛ اگر چه موجبات رضايت كارفرمايان را از بازده كاري ما فراهم مي‌كند ؛ اما به هيچ وجه متضمن دوام شغل ما تا ابد نيست‌.

ورشكستگي، تعطيلي برخي واحدها و دپارتمان‌هاي مربوط به مشاغل مختلف، ادغام واحدهاي صنفي گوناگون، تعديل نيرو در بخش‌هاي غيرفعال و حتي زيانده، كمبود بودجه مراكز استخدامي و‌.‌.‌. همه از جمله عواملي هستند كه به بيكاري افراد منجر و سبب تضعيف روحيه آنان مي‌شود.

بيكاري و ترس از دست دادن شغل فعلي، كابوسي است كه شيفتگان كار را در هر روز از زندگي حرفه‌اي‌شان تعقيب مي‌كند و شايد براي كسي كه جز كار، مونسي ندارد و اعتماد به نفس و ارزش خود را در آن مي‌بيند؛ سخت‌ترين ضربه روحي باشد‌. به گفته گيل پورتر استاد رشته مديريت در دانشكده بازرگاني روتگرز در نيوجرسي، شيفتگان كار بيش از ساير همكاران خود كه اعتدال كاري را رعايت مي‌كنند در معرض ابتلا به افسردگي هستند و به سختي مي‌توانند با محيط خانه يا محيط غير شغلي خود كنار بيايند‌.

او مي‌گويد: اين به اين خاطر است كه نمي‌توانند آن قدرت تمركز و سختكوشي را كه تنها وقف كار خود مي‌كردند، به چيز ديگري اختصاص دهند‌.

در اينجا بد نيست به تجربه يكي از مديران بخش‌هاي اداري شركت بيمه‌اي در شيكاگو اشاره كنيم كه مدت 6 ماه بيكار شده بود. او مي‌گويد مدتي كه در خانه بوده هميشه احساس مي‌كرده كه اهميت خود را از دست داده است‌. او در محيط كار، وظايف مهم‌تري بر عهده داشت؛ قرار ملاقات با ارباب‌رجوع‌، ارسال گزارش عملكرد به رئيس و نظارت بر كار زيردستان‌.

روزانه 12 ساعت كار مي‌كرد و حتي بخشي از كار خود را به خانه مي‌آورد‌. اما پس از بيكار شدن، متوجه نوعي پوچي در زندگي خود شد و حس كرد كار در خانه در مقايسه با كار بيرون، پيش پا افتاده و بي‌اهميت است‌.

او مي‌گويد: حس مي‌كردم هويتم را از دست داده‌ام‌.با اين حال او سعي كرد به زندگي و كار روزمره خود در خانه، سر و ساماني بدهد و صبح‌ها را به جستجو براي شغلي ديگر سپري كند‌. صبح‌ها سر ساعت خاصي بيدار مي‌شد، لباسي آراسته مي‌پوشيد و پس از فرستادن بچه‌ها به مدرسه به دفتر كار فرضي خود در خانه مراجعه مي‌كرد و با تلفن زدن به كارفرمايان مختلف با آنان قرار ملاقات مي‌گذاشت‌.

با اين حال او همچنان از درون، احساس خلاء مي‌كرد؛ بنابراين به انجام پروژه‌هاي مختلف در مابقي زماني كه داشت روي آورد و اين پروژه‌ها لزوماً در ارتباط با كارش نبود‌. يك روز براي انجام فعاليت‌هاي داوطلبانه در مدرسه بچه‌ها حاضر مي‌شد؛ روز بعد روي پروژه تقويت زبان اسپانيايي‌اش كار مي‌كرد و روز بعدي روي يك نرم‌افزار رايانه‌اي مشغول به كار مي‌شد‌.

براي افراد شيفته به كار، ايجاد يك برنامه روزانه امري حياتي است‌. به گفته يكي از روان‌شناسان، افسردگي تنها خطر احتمالي نيست كه در كمين اين‌گونه افراد نشسته؛ بلكه آنها ممكن است به برخي رفتارهاي وسواسي در زمينه‌هاي مختلف همچون جستجوي كار، تفريح مورد علاقه و‌..‌. روي آورند تا بتوانند آن را جايگزين ضعف روحيه خويش كنند‌.

ممكن است تصور شود كه پشتكار زياد در يافتن شغل جديد و نشان دادن وسواس زياد در اين مورد، چيز خوبي است اما هميشه اين‌طور نيست؛ چون اين‌گونه افراد تنها باعث سلب آسايش از كساني مي‌شوند كه به كمك آنها نياز دارند و به عبارتي ديگر با پيله كردن، همه را كلافه مي‌كنند‌.

خوشبختانه اين دوره‌هاي معمولاً موقت بيكاري مي‌تواند زنگ بيدارباشي براي افراد شيفته كار باشد‌.

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:46 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  RSS