تبليغاتX
به انديش - دو صد گفته چون نیم کردار نیست
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

 

وقتي مقاله اي ميخونم ، نميتونم از کنار غلطهاي املائي و انشائي اون بگذرم.

مقالاتي که ميخونم اصلاح ميکنم و در قسمتي از کامپيوترم دخيره ميکنم .

2-3 سال پيش با خودم گفتم حالا که من دارم اين کارو ميکنم ، بيام و اونارو روي اينترنت بذارم تا تمام علاقمندان رشته مديريت بتونن از اونها استفاده کنن ، علي الخصوص که امکان نداره هيچ مقاله اي را تا آخر بخونم ولي اون مقاله کاربردي نباشه.

بنابراين بهترين فرصت بود براي اينکه عده اي بتونن از اين مقالات استفاده کنند.

اما حالا بعد از خوندن قريب به 1000 مقاله مديريت ، گذروندن چندين دوره کاربردي مديريت و تلمذ در محضر اساتيد مجرب مديريت ، احساس ميکنم هنوز خيلي عقبم.

چند روزيه که بدجوري از اين قضيه احساس ناراحتي ميکنم.

روز پنجشنبه سر ظهر در حاليکه بچه ها داشتن تعطيل ميکردن ، ديدم از بيرون سرو صا مياد.

رفتم بيرون و ديدم آقايي که خودشو کارپرداز يکي از ادارات معرفي ميکرد ، جلو اومد و گفت "مديرکل ما اومدن براي ديدن نمونه کارهاي شما ، ولي پرسنل شما اجازه ورود نميدن و ميگن تعطيل کرده ايم"

بيرون رفتم و ديدم 3-4 نفر ايستاده اند ، اونارو به داخل آوردم و بعد بيرون رفتم و به اون کسي که مانع ورود اونها شده بود ، اونقدر بد و بيراه گفتم که آقاي مديرکل اومد و منو برد!

وقتي آقايون رفتند ، احساس کردم از اين همه آموخته ، هيچ نياموخته ام.

هرچند که همه تاکيد من هميشه روي رعايت حقوق مشتري بوده و پرسنل هم اينو ميدونن ، ولي من نبايد اونقدر عصباني ميشدم که مسئول خاطي ، روز بعد از اومدن سرکار خودداري کنه.

خلاصه اينکه مجبور شدم يه دلجويي حسابي از اون همکارم بکنم ( البته همراه با اخطار در مورد اينکه مراقب باشه ديگه چنين موردي ازش سر نزنه).

حالا دارم فکر ميکنم  اگه قرار باشه سربزنگاه ، و درست ان موقعي که نياز به استفاده از آموخته هامون داريم ، خون جلوي چشممونو بگيره و همه چيزو از ياد ببريم ، چه فايده اي داره ؟

اينطوري فقط وقت تلف کرده ايم ، نه ؟

نظر شما چيه ؟

 

 

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:28 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  RSS