تبليغاتX
به انديش
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

 

 

 

مروري بر تحقيقات

 

يكي از نخستين تحقيقات در مورد اوقات فراغت، به هواداري از زمان  فراغت كارگران در اروپا، توسط پل لافارك كه سوسياليستي مبارز بود، نوشته شد. نام اين رساله حق تنبل بودن بود.

يكي ديگر ازنخستين تحقيقات در مورد اوقات فراغت در اروپا را تورستن وبلن با عنوان تئوري فراغت انجام داد. وي افرادي ازطبقة سرمايه‌داررامورد مطالعه قرار داد كه نوع خاصي از فراغت را،كه بيشتر به بيكاري شباهت داشت تجربه مي‌كردند. بيكاراني كه ثروت سرشاري داشتند و براي بدست آوردن جايگاه اجتماعي در مصرف زياد‌ه‌روي مي‌كردند.

اما فقط در سال‌هاي 1920 و 1930 بود كه در اروپا و آمريكا جامعه‌شناسان نخستين پژوهش‌هاي تجربي درباره فراغت را انجام دادند. تعيين قانون 8 ساعت كار در روز،  به اميدها و نگراني‌هاي اصلاح‌ طلبان دامن زد.  اينان در انديشه بودند كه آيين وقت آزاد و اضافي مصرف خودسازي مي‌شود يا بيهوده تلف خواهد گشت.

در سال 1924 دفتر بين‌المللي كار نخستين كنفرانس بين‌المللي را دربارة آزاد كارگران برپا كرد. 300 نماينده از سوي 18 كشور در اين كنفرانس شركت كردند. اعتقاد عموم شركت‌كنندگان بر اين بود كه هر چه زمان كار كمتر شود، بايد به فعاليت‌هاي اوقات فراغت نظم بيشتري داده شود.

چندي بعد، در ايالات متحده، طرح‌هاي پژوهشي در اين مورد به جريان افتاد كه معروف‌ترين آنها طرحي بود كه «رابرت و هلن ليند در فاصلة سال‌هاي 29-37 در مورد فعاليت‌هاي اوقات فراغت در گذشته و حال به انجام رساندند.

در سال 1934، ژرژ، ا.لوندبرگ در مطالعه‌اي كه از آن به بعد به صورت اثري كلاسيك درآمد، اظهار نمود فراغت نقطة تعامل فعاليت‌هايي است كه به طور كلي وسيله‌اي براي رسيدن به هدف‌هاي ديگرند. فراغت به خودي خود هدف محسوب نمي‌شود.

بعد از جنگ جهاني دوم، جامعه‌شناسي اوقات فراغت ابعاد وسيع‌تري يافت. به نحوي كه بر شمردن تك‌تك پژوهش‌هايي كه در اين باب انجام شده، امكان‌پذير نيست. اما از جمله پژوهش‌هاي برجسته مي‌توان به كتاب «جماعت تنها اثر ديويد رايزمن كه در سال 1950 منتشر شد و نيز كتاب «فراغت در شهر» نوشتة «ژوفر دومازيه» كه در سال 1966 منتشر شد اشاره نمود.

 ژوفر دومازيه در بررسي پژوهش‌هاي قبلي مربوط به اوقات فراغت به اين نتيجه رسيده است كه در بيشتر تحقيقات، اوقات فراغت به عنوان عامل تعيين شونده مطالعه شده است تا عامل تعيين‌كننده.

به عبارت ديگر، تأثير عوامل مختلف چگونگي گذران اوقات فراغت طبقه يا گروه خاصي بررسي شده است، اما تأثير روزافزون فراغت بر كار و روابط اجتماعي، ساخت اجتماعي و فرهنگ ناديده گرفته شده است. در ذيل به برخي از اين پژوهش‌ها اشاره مي‌شود.

- در پژوهشي كه در سال 1965 در فرانسه بر روي جوانان 14 تا 20 ساله صورت گرفت معلوم شد 79 درصد آنان وقت‌گذراني‌هاي خارج از خانه را بر وقت‌گذراني‌هاي داخل خانه ترجيح مي‌دهند و فقط 21 درصد در خانه ماندن را به گردش رفتن ترجيح داده‌اند. از اين تعداد، 56 درصد هنگام ماندن در منزل مطالعه مي‌كنند؛ 5 درصد صفحة گرامافون گوش مي‌كردند؛ 21 درصد تلويزيون تماشا مي‌كردند و 3 درصد به راديو گوش مي‌سپردند.

- يافته‌هاي حاصل از تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران از 1601 تن از افراد 15 سال به بالا در سال 1365 نشان مي‌دهد رايج‌ترين شيوة گذران اوقات فراغت مردم تهران تماشاي تلويزيون بوده است. به طوري كه 79 درصد مردم تهران تلويزيون تماشا مي‌كنند. سپس به ترتيب دور هم نشستن با افراد خانواده،‌ استراحت، گوش‌ كردن به راديو، ديد و بازديدها از جمله فعاليت‌هاي ديگر بوده است.

- نتايج حاصل از تحقيق صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در مورد افراد 15 تا 50 سال و مسن‌تر، در سال 1366 نشان مي‌دهد كه 71 درصد از گروه سني 15 تا 50 سال و 70 درصد از دانش‌آموزان دبيرستان در روزهاي تعطيل به راديو گوش مي‌كنند. ميانگين تعداد بينندگان تلويزيون در روزهاي تعطيل برحسب سن و تحقيقات دبيرستاني يكسان بوده است(87 درصد)

- نتايج تحقيقي كه در سال 1370 در مورد نحوة گذران اوقات فراغت كارمندان اداره‌هاي آموزش وپرورش تهران انجام شد، نشان ميدهد كه 55 درصد از كارمندان، اوقات فراغت خود را صرف رسيدگي به امور مربوط به خانواده، 34 درصد، صرف شغل دوم و 32 درصد اوقات فراغت را با تماشاي تلويزيون سپري مي‌كنند.

در زمينة اهميت ورزش،‌ آمار به دست آمده نشان مي‌دهد كه 38 درصد كارمندان در ايام فراغت خود ورزش مي‌كنند و از نتايج تحقيق چنان استنباط شده است كه مشكلات عمدة كارمندان در زمينة اوقات فراغتشان به شكل مطلوب، مسائل و مشكلات اقتصادي بوده است و اكثريت آنان در حقيقت ساعات بسيار كمي براي فراغت دارند.

 

تعادل كار- فراغت و بهره‌وري

 

همانگونه كه ذكر شد تحقيقات انجام شده در كشورهاي مختلف، از جمله ايران، بيشتر بر شيوه‌هاي گذران اوقات فراغت در اقشار مختلف تأكيد دارد و اهميت فراغت به منظور رشد فرهنگي-اجتماعي و رابطة آن با كار كمتر مورد توجه قرار گرفته است.

ساليان  متمادي ، تصور مي‌شد كساني كه ساعت‌هاي طولاني كار مي‌كنندافراد بسيارموفق و رو به ارتقا هستند. چون تمام فرصت‌هاي زندگي آنان توسط كار و فكر كار پر شد،  لذا  وفادار به سازمان و محل كار خود هستند . اما امروزه با بررسي‌هاي مختلف روان‌شناسان كار مشخص شده است كه (هر چه كار در سطح بالاتر، فني‌تر و متضمن انديشه و تأهل باشد كيفيت كارمزد پركار و كم فراغت افول مي‌كند) .

  مسلماً كارمندي كه هر شب تا دير  وقت بيدار مي‌ماند و انبوهي از كارهاي اداري را به خانه مي‌برد و روزهاي آخر هفته به محل كار خود مي‌آيد، تنها به عنوان فردي متعهد و مثبت شناخته نمي‌شود.

امروزه مديران روشن‌بين گاهي به اين افراد با ديدي قوياً‌ منفي مي‌نگرند. آنان را افرادي اشتباه كار، با قضاوتي نادرست و ضايع ‌كنندة  فرصت‌هاي شغلي تصور مي‌كنند كه در نهايت براي سازمان زيان‌بار هستند . با ديدي ژرف‌نگر، افراد بسيار مشغول به كار و بدون فراغت، افرادي ناتوان در تقسيم كار هستند. چراكه مطمئناً فكر آزاد و خلاق ازكسي كه از لحاظ روحي و جسمي خسته است، سر نمي‌زند .

 

 

 

 

پايان

 

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 8:15 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 تحول در اوقات فراغت

 

 

پس از انقلاب صنعتي، همراه با مكانيزه شدن كارگاه‌ها و كارخانه‌ها و در پي آن با جايگزيني ماشين به جاي انسان، نياز به نيروي انساني رو به كاهش نهاد. بنابراين، از ساعت كاركنان كاسته شد و زمان بيكاري افزايش يافت. به همين سبب، بر اوقات فراغت نيز افزوده شد.

از سوي ديگر، با پيشرفت فناوري و گسترش ارتباطات، سرگرمي‌هاي تازه‌اي ظاهر شده است. به طوري كه امروزه، بسياري از شبكه‌هاي تلويزيوني دنيا، با پخش برنامه‌هاي متنوع شبانه‌روزي، قادرند اوقات فراغت افراد را به خود اختصاص دهند.

همچنين بازي‌هاي متنوع رايانه‌اي نيز توانسته است بسياري از جوانان و جوانان را براي ساعت‌ها به خود مشغول كند. علاوه بر پيشرفت‌هاي صنعتي،‌ پيشرفت‌هاي اجتماعي و اقتصادي نيز اثر فوق‌العاده‌اي بر روند اوقات فراغت گذاشته است.

با افزايش سطح درآمد و در پي آن رفاه نسبي، از تلاش‌هاي جسمي زياد براي امرار معاش كاسته شده و با افزايش سطح تحصيلات و تفكر، راه‌هاي جديدي براي گذران اوقات فراغت پديد آمده است.

مجموع اين عوامل باعث شده، اوقات فراغت در جوامع امروزي ويژگي‌هاي متفاوتي داشته باشد، كه به طور خلاصه عبارت‌اند از:

- اوقات فراغت، كه روزگاري مختص اشراف بود، امروزه متعلق به همة افراد جامعه است و جنبة‌ عمومي و همگاني پيدا كرده است.

- در دنياي امروز،‌به اوقات فراغت و اثرات آن در زندگي، توجه بيشتري مي‌شود. به طوري كه دولت‌ها وحكومت‌ها نيز برنامه‌ريزي براي آن اوقات را از وظايف خود مي‌دانند و به همين سبب مي‌توان گفت، اوقات فراغت جنبة رسمي پيدا كرده است.

- پيشرفت فناوري، به ويژه فناوري وسايل ارتباط جمعي، شيوه‌هاي جديدي براي گذران اوقات فراغت پديد آورده است. به طوري كه كتاب و مطبوعات، تلويزيون و گسترش ماهواره‌ها سهم عظيمي را در پر كردن اوقات فراغت جوامع مختلف ايفا مي‌كنند.

- امروزه نهادهاي مختلف هر كدام نقش ويژه‌اي در غني‌سازي اوقات فراغت نوجوانان و جوانان دارند و مراكز علمي و انجمن‌هايي نظير انجمن اولياء و مربيان، فرهنگسراها، خانه‌هاي فرهنگ محله و ... به نهادي شدن فعاليت‌هاي مربوط به اوقات فراغت كمك مي‌كنند.

- افزايش اوقات فراغت در دنياي امروز رشد فرهنگ، هنر و شكوفايي استعدادها را پديد آورده است.

هرمز نديمي معتقد است در جوامع امروزي، به طور كلي سه عامل به فراغت شكل مي‌دهند:

1- تحول فن 2- ميزان ثبات سنت‌ها 3- سازمان اقتصادي-اجتماعي

منظور از تحول فن، گسترش فناوري وسايل ارتباط جمعي از قبيل مطبوعات، برنامه‌هاي متنوع و جديد رايانه‌اي، گسترش ماهواره‌ها و ... است. پايداري سنت‌ها نيز بافت فرهنگي جامعه و تأثير آن بر اوقات فراغت را دربر مي‌گيرد. به طور مثال، در جوامع سنتي معاشرت‌ها بخش عمده‌اي از گذران اوقات فراغت را محسوب مي‌شود.

در حالي كه در جوامع صنعتي، بيشتر اوقات فراغت افراد در تنهايي و متأثر از فناوري و با بهره‌گيري از ابزار سپري مي‌شود. بديهي است نحوة گذران اوقات فراغت براي هر فرد، قشر و جامعه به سازمان اقتصادي، اجتماعي آن افراد مربوط مي‌شود، زيرا روش‌هاي گوناگون گذران اوقات فراغت از نظر صرف وقت و هزينه يكسان نيستند.

 

 نحوة گذران اوقات فراغت

 

از دوره‌هاي مقدماتي و زندگي اولية بشر، در هر دوره، انسان آثار و باقيمانده‌هايي از خود به جا گذاشته است كه گوياي رابطة نحوة گذران اوقات فراغت او و فرهنگي كه در آن دوره وجود داشته، مي‌باشد. اين آثار و باقيمانده‌ها، به صورت‌هاي گوناگون هنري و فرهنگي ديده شده است.

نقاشي و كنده‌كاري‌هاي بني‌حسن در مصر قديم نشان مي‌دهد كه مصريان قديم علاوه بر كارهاي روزمرة روزگار خود، وقت اضافي براي ابداع چنين آثاري داشته‌اند. از طرف ديگر، ناآگاهي، جهل و سوء استفاده از چنين فرصت‌ها و اوقات بيكاري در يك جامعه ممكن است مسائل و مصائبي به همراه داشته باشد. مثلاً، لهو و لعب، خوشگذراني، بيكاري و تنبلي موجب زوال امپراتوري روم شد.

 

تاريخچة نحوة گذران اوقات فراغت

 

زمان فراغت در تمام مراحل تاريخي زندگي بشر وجود داشته است. در گذشتة دوركار وبازي از يكديگر جدا نبود، بلكه هر دو جزء آئين مذهبي بود و به خاطر تماس با ارواح بر پا مي‌شد. به عبارت ديگر،‌ معني آنها درزندگي، به رغم تفاوتشان، يكي بود. دراين موردوبلن معتقد است كه جادوگران قبايل ازكار معاف بودند.

در حاليكه دومازيه معتقد است كه وظايف جادوگران براي جامعه، كاملاً ضروري بود. پس اصولاً درچنين شرايطي، زمان فراغت مفهوم نداشته است. براي طبقات اشراف هم، ازآنجاكه اصولاً كاري انجام نمي‌دادند ، زمان فراغت مفهوم نداشت و زندگي‌ آنها بيشتر با بيكاري سپري مي‌شد، كه با توجه به مفهوم فراغت امروزي، نه مكمل كار بود نه پاداش آن، بلكه جاي كار را مي‌گرفت.

دردورة رنسانس، بيشتر اوقات فراغت صرف امور مذهبي مي‌شد. بعدها با انقلاب صنعتي، تحول عظيمي در اوقات فراغت نيز بوجود آمد. در اوايل انقلاب صنعتي ، ساعات كار به قدري زياد بود كه در عمل اوقات فراغتي باقي نمي‌ماند.

دردهة 1840 ميزان كار در كارخانه‌هاي تقريباً 75 ساعت در هفته بود، ولي به تدريج از ساعات كار كاسته شد و متقابلاً ساعات فراغت افزايش يافت. به طوري كه درحال حاضر ساعت كار بين 36 تا 44 ساعت است.

با بررسي نحوة زندگي ايرانيان درگذشته، به نظرمي‌رسد بيشترين اوقات فراغت صرف معاشرت‌ها مي‌شده است كه اين معاشرت‌ها، خود باعث تبادل افكار، انديشه‌ها و آگاهي‌ها از عقايد و نظريات ديگران بوده و نيز بر اطلاعات و دانش افراد مي‌افزوده است. علاوه بر معاشرت‌ها، سير و سفرنيزصورتي ازگذران اوقات فراغت بوده، كه خود باعث آشنايي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها مي‌شده است.

فعاليت ديگري كه ايرانيان در اوقات فاغت به آن مشغول بودند، ورزش است. از ديرباز، ورزش و تربيت بدني نزد ايرانيان مقام خاصي در پرورش روح و جسم و آماده ساختن آن داشته است.

 

 

 

 

ادامه دارد

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 8:24 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

 

انواع زمان و اوقات فراغت

 

هانري لوفربر، جامعه‌شناس فرانسوي، به طور كلي اوقات را به سه دسته تقسيم مي‌كند:

1- فرصت كار، كه زمان تكليف است؛

2- وقت اضطرار، كه اجباراً در انجام دادن اموري نظير اياب و ذهاب صرف مي‌شود؛

3- وقت آزاد، كه فراغت ناميده مي‌شود.

 

جامعه‌شناسان شوروي نيز زمان را به دو گروه تقسيم مي‌كنند:

1- زمان كار؛

2- زمان خارج از كار، كه خود به چهار دسته تقسيم مي‌شود:

- زماني كه با كار روزانه ارتباط دارد، مثل اياب و ذهاب براي كار؛

- زماني كه به انجام امور خانه اختصاص مي‌يابد؛

- زماني كه براي كاميابي احتياجات طبيعي بدن مثل تغذيه، خواب و استحمام صرف مي‌شود؛

- زماني كه به اموري مانند مطالعه، فعاليت‌هاي اجتماعي، استراحت، ورزش، تماشاي تلويزيون و ... اختصاص دارد و به عنوان اوقات فراغت ناميده مي‌شود.

آنچه را كه اين صاحب‌نظران اوقات فراغت ناميده‌اند، نيز مي‌توان به شيوه‌هاي گوناگون تقسيم نمود. اگر مكان را مبناي تقسيم‌بندي بگيريم، مي‌توان دو حالت كلي را از هم جدا نمود:

1- زمان فراغتي كه در منزل سپري ميشود و 2- زماني كه خارج از منزل سپري مي‌شود و طيف وسيعي از فعاليت‌ها، همچون فعاليت‌هاي ورزشي و جسمي گرفته تا ديدار از بناهاي تاريخي، رفتن به موزه و تئاتر، پارك‌ها و ... را در برمي‌گيرد.

از نظر زماني نيز مي‌توان اين گونه تقسيم‌بندي كرد:

1- اوقات فراغتِ لحظه‌اي مانند وقتي كه فرد پشت چراغ قرمز است؛

2- اوقات فراغتِ ساعتي مثل ساعات بيكاري كه در محل كار يا در اتوبوس صرف مي‌شود؛

3- اوقات فراغتِ روزانه بعد از انجام وظايف روزانه است،كه معمول‌ترين اوقات فراغت محسوب مي‌شود.

4- اوقات فراغت هفتگي كه معمولاً در پايان هفته يك و نيم يا دو روز كامل تعطيلي است.

5- اوقات فراغت ساليانه كه مثال مشخص آن تعطيلات عيد نوروز يا مرخصي‌هاي سالانة كاركنان مي‌باشد.

 

از سوي ديگر اوقات فراغت برحسب سن قابل تقسيم‌بندي است:

1- اوقات فراغت ويژة كودكان قبل از ورود به دبستان كه به دليل كمي وظايف كودكان، به طور نامشخص به مدت طولاني است.

2- اوقات فراغت كودكان و نوجوانان كه معمولاً پس از انجام تكاليف مدرسه است.

3- اوقات فراغت جوانان

4- اوقات فراغت ميانسالان

5- اوقات فراغت سالخوردگان، كه بيشتر افراد بازنشسته را شامل مي‌شود.

البته بديهي است مي‌توان تقسيم‌بندي‌هاي ديگري برحسب جنس، شغل و حتي سلسله مراتب شغلي افراد به دست داد.

 

كاركردهاي اوقات فراغت

 

اوقات فراغت از طريق كاركردهاي متفاوت نقش مؤثري در ايجاد تعادل در زندگي افراد دارد. بايد توجه داشت انسان موجودي مكانيكي نيست كه تغذيه وكار بتواند سلامت حيات ودوامش را تأمين كند.

بسياري از اوقات، كيفيت زندگي افراد به نحوة استفاده از اوقات فراغتشان مربوط مي‌شود. از اين رو، توجه به كاركردهاي اوقات فراغت امري ضروري است. عمده‌ترين كاركردهاي اوقات فراغت را مي‌توان در موارد زير برشمرد.

الف) استراحت و تجديد قوا يكي از ضروريات زندگي است. به نظر مي‌رسد كساني كه بخش عمدة نيرويشان را صرف رسيدن به مقاصد شغلي يا تحصيلي نموده‌اند، به دليل خستگي و ركورد جسمي و ذهني، چندان موفق نبوده‌اند؛ بنابراين، فرصت استراحت غير از  زمان خواب، حتي اگر همراه با تخيل باشد، براي سلامتي روحي و جسمي، بخش ضروري از زندگي انسان است.

ب) از ديگر كاركردهاي اوقات فراغت، تفريح است. بايد توجه داشت آدمي در راه تفريح به دنياي تازه يا خيالي كشيده مي‌شود و از انجام مجموعه‌اي از وظايف تكراري آزاد مي‌گردد.

ج) اوقات فراغت فرصت‌هايي براي كسب اطلاعات و معلومات مشخص فراهم مي‌آورد مطالعه و شركت در كلاس‌هاي آموزشي و فرهنگي برخي از راه‌هاي رسيدن به اين هدف است.

د) از طريق برنامه‌ريزي براي زمان‌هاي بيكاري، انسان قادر است به پرورش و شكوفايي شخصيت و همچنين بروز خلاقيت‌هاي فردي بپردازد. نوشتن مقالات تحقيقي و خالق آثار هنري، گاه نتيجة تلاش‌هايي است كه در اوقات فراغت انجام شده است.

هـ) مشاركت در فعاليت‌هاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي، مذهبي و ... كه اغلب به صورت داوطلبانه انجام مي‌شود و توسعة فرهنگي، اجتماعي جامعه را فراهم مي‌آورد.

 

 

ادامه دارد

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 8:14 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

تنظيم و تدوين: زهرا حسيني

 

 بشر، امروز‌ بيش از هر زمان ديگري، اوقات فراغت دارد. طبق پژوهشي كه در آمريكا انجام شده است، بين سال‌هاي 1890 تا 1959، ميانگين ساعات كار مردم، كه در سال 1890 بالغ بر 100 ساعت كار در هفته بوده، در سال 1959 به 60 ساعت كاهش يافته، كه در سال‌هاي اخير از اين مقدار نيز كاسته شده است. اين كاهش ساعات كار و افزايش اوقات فراغت، لزوم توجه به اين اوقات را آشكار مي‌سازد. چارلز رايت بيل در مورد گذران زندگي، ارقامي (به طور ميانگين) به دست داده است، كه قابل توجه است:

انسان در طي سال، 8760 ساعت زمان در اختيار دارد كه به طريق زير سپري مي‌كند: در هر شبانه‌روز، 8 ساعت براي خواب، 8 ساعت براي كار، 2 ساعت در رفت‌وآمد، 2 ساعت براي خورد و خوراك و 1 ساعت براي پوشيدن و تعويض لباس. با انجام اين محاسبات براي يك سال، ملاحظه مي‌شود كه در هر سال،‌ 1930 ساعت وقت آزاد براي هر فرد وجود دارد كه 22 درصد متوسط عمر يك انسان است. چنانچه اين رقم را در مورد جمعيت فعال هر جامعه در نظر بگيريم، مي‌توانيم به ميزان نيروي اضافي و آزادي كه در اختيار هر جامعه است، پي ببريم.

با توجه به موارد فوق، با افزايش زمان فراغت، گونه‌هاي نويني از فراغت نيز مطرح مي‌شود. به طوري كه مي‌توان گفت امروزه، فراغت پديده‌اي جمعي تلقي مي‌شود و با صنعتي شدن جوامع، پيشرفت وسايل ارتباط جمعي و مشاركت نهادهاي گوناگون در امر برنامه‌ريزي براي اوقات فراغت، به صورت يكي از برنامه‌هاي مهم براي ملت‌ها و دولت‌ها درآمده است.

امروزه تحقيق و برنامه‌ريزي براي اوقات فراغت در هر كشور فقط جزء وظايف دولت به شمار نمي‌رود، بلكه مراكز علمي، مسئولان برگزاري كنفرانس‌ها و سمينارهاي منطقه‌اي و بين‌المللي نيز به فعاليت در جهت پژوهش و برنامه‌ريزي اوقات فراغت مشغول شده‌اند. يكي از اين مراكز، «مركز اروپايي اوقات فراغت و آموزش» است، كه در سال 1968 با همكاري يونسكو تأسيس شد و از سال 1969 فعاليت خود را آغاز كرده است.

فعاليت‌هاي اين مركز، به ايجاد جامعه‌شناسي جديدي از اوقات فراغت با زيرشاخه‌هاي رسانه، جامعه‌شناسي، جهانگردي و ... منجر شده است كه از نظر مفاهيم و موضوع‌ها، با ديگر خرده فرهنگ‌ها و به ويژه آنهايي كه به مسايل مربوط به جوانان علاقه‌مند هستند، مربوط مي‌شوند. از فعاليت‌هاي ديگر اين مركز، هدايت پژوهش‌ها در سطح ملي در كشورهاي مختلف است.

در بسياري از كشورها، شمار متخصصان و مشاوران پژوهشي در امور اوقات فراغت با كمبود مواجه است. به همين دليل، با فعاليت مركز مذكور و بحث‌هاي جامعه‌شناختي در مورد اوقات فراغت در گردهمايي‌ها، درج مقاله در نشرية جامعه و اوقات فراغت، و تنظيم مجموعه‌اي از كتاب‌شناسي‌هاي اين كشورها به صورت يك مجموعة بين‌المللي، در پژوهش‌ها و فعاليت‌هاي فرهنگي- آموزشي مربوط به اوقات فراغت هدايت مي‌شوند.

از سوي ديگر، پي بردن به اهميت اوقات فراغت و برنامه‌ريزي براي اين اوقات توسط دولت‌ها، معايبي نيز در بر داشته است؛ از جمله آن‌كه به جاي توجه به مقاصد اصلي گذران اوقات فراغت، كه همان حفظ سلامت، گسترش بهداشت، آمادگي دفاعي، ايجاد نشاط، كسب آگاهي‌هاي اجتماعي و شركت در امور آموزشي است، از اوقات فراغت به عنوان عاملي براي تخدير و سرگرم نگه‌داشتن ملل جهان توسط حكومت‌ها، به كمك وسايل ارتباط جمعي، سوء استفاده مي‌كنند.

بنابراين، بايد توجه داشت، وظيفة پژوهشگران، ارزيابي و توجه به نحوة‌گذران اوقات فراغت و نهادهاي برنامه‌ريزي اين اوقات نظير: راديو، تلويزيون، مطبوعات و برنامه‌هاي رايانه‌اي است.

 

اوقات فراغت از ديد صاحب‌نظران

 

فراغت در فرهنگ‌هاي گوناگون جايگاه مختلفي دارد و در تعريف آن، اختلاف آرا مشاهده مي‌شود. پاره‌اي، آن را آزادي از كار مي‌دانند. در صورتي كه برخي آن را نوعي عامل و ابزار كنترل اجتماعي تلقي كرده‌اند. برخي نيز آن را زماني غير از بيكاري مي‌دانند. از تمام اين نظرها مي‌توان استنباط كرد كه زمان فراغت زماني است كه فرد با توجه به علاقة شخصي و قابليت خود سپري مي‌كند. با اين حال، بررسي آراي انديشمندان و محققان براي شناخت گسترده‌تر اوقات فراغت ضروري است.

افلاطون در مدينة فاضله براي گذراندن اوقات فراغت تأكيد زيادي بر موسيقي و ورزش دارد. اگوست كنت معتقد است اوقات فراغت لحظات امكان توسعه و پيشرفت انسان مي‌باشد. انگلس پيشنهاد مي‌كند كه از ساعت‌هاي كار كاسته شود، تا اينكه به حد كافي، زمان آزاد براي شركت در امور اجتماعي و عمومي باقي بماند.

ماركس اوقات فراغت را در حقيقت فضاي رشد و پيشرفت انسان تعريف مي‌كند. برتراند راسل معتقد است فنون جديد اين امكان را فراهم كرده است كه اوقات فراغت تا حدودي از چارچوب امتيازهاي طبقه‌هاي ممتاز خارج شده در بين تمام افراد سرشكن شود.

«جي.بي.ناش» در كتاب «فلسفة فراغت و تفريح‌هاي سالم» در تعريف فراغت مي‌گويد:‌ «فراغت مربوط به آن بخش از اوقات زندگي انسان مي‌شود كه از كار كردن آزاد است يا در خواب نيست و تفريحات سالم، مربوط به نحوة استفاده از اين فراغت است. »

جرالد بي فنر در كتاب «سازمان تفريحات سالم در جامعه» اظهار مي‌دارد كه فراغت يك دوره يا قسمتي از زندگي بشر است و تفريحات سالم در اين بين، بيان علاقه و نگرش فرهنگي اوست. وي معتقد است فراغت براي تمام افراد جامعه وجود دارد، ليكن آنچه مهم و اثرگذار است، شيوه‌هاي استفاده از آن مي‌باشد. جرج دي باتلر در كتاب «مقدمة تفريحات سالم و بازي در جامعه» اشاره كرده است كه تفريحات سالم و بازي در اوقات فراغت نقش بسيار اثرگذاري در زندگي جامعه دارد.

 

 

 

 

ادامه دارد

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 8:24 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

اكثر مديران و كاركنان سازمانها از كمبود وقت ، گله و شكايت دارند ومرتباً تداخل كارهايشان باعث مي شود به شدت كارايي آنان كاهش يابد.

      صدها هزار نفر، وقت آن را ندارند كه حتي به تنظيم وقت خود بپردازند وهمچنان در كلاف به هم تنيده شده كارهاي پي در پي و بي نظم، مشغول چرخيدن هستند و فرصت سرخاراندن هم ندارند!

      افسانه تنگي وقت مديران و كاركنان جامعه يك پندار باطل است. زيرا انسانها ازآن رو اكثراً در تنگناي وقت هستند كه خودشان چنين مي خواهند.

مهمترين عوامل اتلاف وقت براي مديران به شرح زير است:

1- سلام و احوالپرسي بيش از حد.

2 -  وقفه در كار، به علت تلفن هاي كنترل نشده.

3-  ملاقات هاي متعدد بدون وقت قبلي.

4 - موقعيت هاي بحراني و غير قابل پيش بيني.

5 - تعيين نكردن اهداف و اولويتهاي كاري.

6 -  ميز كار شلوغ و عدم ساماندهي شخصي كار.

7 -  گرفتار شدن در كارهاي جزئي.

8 -  عدم تفويض اختيار به ديگران.

9 -  وسوسه انجام كارهاي متعدد.

10 -  عدم دسترسي به اطلاعات و يا دريافت گزارشهاي ناقص.

11 -  ناتواني در تعيين صلاحيت ها و مسئوليت ها.

12-  بي تصميمي و موكول كردن تصميم به بعد.

13-  ناتواني در «نه» گفتن.

14- عدم اطلاع از پيشرفت كار و اندازه گيري آن.

15 -  دستورات ناكافي و يا مبهم.

16 -  خستگي و بي ميلي به انجام كار.

17 -  عدم آسايش فكري.

18 -  جلسات متعدد و غير ضروري.

19   تمايل به حصول نتايج زودرس.

20 -  عملكرد ضعيف.

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 8:38 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

انسان ذاتا" موجودي اجتماعي است. گفتگو وتعامل شيرازه جامعه محسوب مي گردد. بخش زيادي ازوقت وزمان زندگي كـاري تصميم گيران ومـديران درجلسات متعدد صرف مي شود. بهينه سازي اينگونه جلسات درواقع درراستاي ارتقاء بهره وري وافزايش كارآيي نيروي انساني سازمان خواهد بود.

علمي نمودن روند گردهمايي ها ازاهم برنامه هاي بهبود روشهاي عملياتي درسازمان است. هدف ازاين نوشتار ارائه سرفصلهاي مهم وجمع آوري اصول برگزاري جلسات براي دست اندركاران ذيربط وانتقال اين باور است كه براي هر كاري كه انجام مي دهيم ، حتما" راه انجام و روش بهتري نيز وجود دارد.

جلسه را گردهمايي دو نفر يا بيشتر براي دستيابي به هدفهاي مشترك تعريف كرده اند . گردهمايي زماني اثر بخش خواهد بود كه در حداقل زمان و با رضايت شركت كنندگان به هدفهاي از پيش تعيين شده نايل گردد.

بمنظور استفاده بهينه ازوقت وزمان ونتيجه گيري بهتر ازجلسات ابتدا به مشكلات مبتلابه جلسات وسپس به راهكارهايي درجهت رفع اين مشكلات پرداخته مي شود.

 

الف ) مشكلات عمومي جلسات :

 

-طويل شدن جلسات ودرنتيجه خستگي ناشي ازآن

-كم حرفي ويا پرحرفي برخي ازشركت كنندگان

-دير شروع شدن جلسات به دلايل مختلف

-فقدان هنر شنيدن درمديران واعضا،

-خروج ازموضوعات مطروحه توسط مديريت يا اعضاء جلسه

-ضعف درتهيه مدارك، اسناد وآمارگوياي مرتبط با موضوع

– يادداشت نكردن نكات مهم ولازم توسط افراد

- خروج زود هنگام و ورود با تأخير مدعوين

- صحبت كردن اعضاء در هنگام صحبت اعضاي ديگر و پاسخگويي به تلفن و ارباب رجوع

- گنگ و نامفهوم بودن اهدف جلسه

-بحث و جدل اعضاي جلسه

-عدم توجه به مسايل مفيد مطروحه در جلسات

-صحبت بيش از حد مدير جلسه و دخالت دادن نظرات شخصي وي

-فقدان هماهنگي زمان و عناوين مطروحه

-بيشتر بودن هزينه جلسه از نتايج حاصله بر مبناي تصور تلف شدن اوقات اعضاء

 

ب ) راهكارهايي جهت رفع مشكلات و بهبودجلسات :

 

ب.1.برنامه ريزي جلسات :

1- سوابق موضوعات جلسه را بطور كامل قبلا" مطالعه كنيد.

2- دستور جلسه بطور كامل ، كتبا" فهرست بندي شده باشد و زمان متناسب با موضوعات به ترتيب اولويت در نظر گرفته شود.

3- رئوس مطالب مورد بحث قبلا" به صورت كتبي به اطلاع اعضاء رسيده باشد تا با آمادگي كامل در جلسه شركت و مدارك لازم را تهيه نمايند.

4 – از دعوت سياسي و احساساتي پرهيز نموده و از افرادي دعوت به عمل آيد كه صاحب نظر در رابطه با موضوع جلسه باشند و بتوانند كمكي در جهت تصميم گيري بنمايند.

5 – جلسه را در رأس ساعت مقرر آغاز كنيد و به تأخير كنندگان لبخند نزنيد.

6 – اهداف جلسه فعلي را شرح دهيد.

7مطمئن شويد كه مخالفت ها ابراز مي شود و در خصوص آنها بحث بعمل مي آيد ، ليكن سبب انحراف جلسه و افراد نمي گردد.

8 – به مشاركت كشانيدن شركت كنندگان از يكنواختي جلسه مي كاهدو تمامي شركت كنندگان را وارد بحث مي نمايد. بنابراين موضوعات را علاوه بر فهرست بندي به صورت پرسش و پاسخ قابل مذاكره درآوريد.

9 – توجه مديريت به تمامي اعضاء شركت كننده و رعايت ترتيب و نوبت ، به ميدان كشانيدن افراد ساكت ضروري است .

10 -در عين پرهيز از شتابزدگي، كنترل زمان جلسه در چارچوب زماني اختصاص يافته از وظايف مهم مديريت جلسه است.

11 – گذشت زمان را به افراد گوشزد كنيد و آنها را براي نتيجه گيري تحت فشار قرار دهيد.

12 – در هنگام لزوم ، بحثها را جمع بندي كنيد و نتايج و تصميمات حاصله را ذكر نماييد.

13 – يكي از شركت كنندگان مأمور تهيه صورتجلسه باشد و مذاكرات را ثبت نمايد.

14 – صورتجلسه مشخص شده وظايف هر عضو به صورت مكتوب سريعا" صادر و در جلسه بعدي از افراد پاسخ تهيه شده را طلب نماييد.

15 – درخصوص زمان ، تاريخ و مكان و اهداف جلسه آتي توافق كنيد.

16- با خلاصه اي از مذاكرات ، موضوعات را به ياد اعضاء آوريد و جلسه را خاتمه دهيد.

17 – براي افرادي كه در جلسه شركت نكرده اند ، يك اخطاريه بفرستيد.

18 – پيگيري اهم توافقات به اندازه خود جلسات از اهميت برخوردار است . جلساتي كه مفاد تصميم گرفته شده آن پيگيري نگردد، مانند كشتي بي سكان ، بي بادبان و بدون ناخدايي است كه " باري به هر جهت " پيش مي رود و سازمان نيز دچار سرگشتگي مي گردد.

 

ب.2.معيارهايي براي دعوت از شركت كنندگان در جلسه:

1دارا بودن دانش راجع به موضوع مورد بحث

2 – دارا بودن تعهد نسبت به حل مسأله

3 – دارا بودن وقت كافي براي شركت در جلسه

4 – داشتن تجربه ، نظرات و ايده هاي متفاوت

5استقلال در اظهار نظر و داشتن فكر باز

 

ب.3.مديريت جلسات :

رئيس جلسه بايد تمام تلاش و توجه شركت كنندگان را به هدفهاي جلسه معطوف داشته و سه جزء عمده يك جلسه كه در زير آمده است را به نحو مطلوب مرتبط سازد.

1 – محتوا : عبارت است از آنچه كه شركت كنندگان با خود به جلسه مي آورند مانند: ايده ها ، دانش ، تجربه ، طرز تلقي ها و …

2تعامل : عبارت است از نحوه همكاري شركت كنندگان در پروراندن محتواي جلسه .

3ساختار: عبارت است از نحوه سازماندهي اطلاعات و شركت كنندگان به منظور دستيابي به هدف جلسه .

 

ب.4.ارزيابي جلسات :

به منظور بهينه سازي جلسات بعدي و استفاده از تجربيات حاصله ارزيابي هاي مختلفي قبل ، در حين و بعد از جلسات به روشهاي زيرانجام مي پذيرد:

1 – خودارزيابي – توسط رئيس جلسه

2 – ارزيابي بوسيله اعضاي جلسه

3 – ارزيابي توسط ناظر آموزش ديده

 

ب.5.اتخاذ تصميم :

يكي از بهترين نوع اتخاذ تصميم ، تصميم بر مبناي اتفاق نظر است :

1 – در صورت به بن بست رسيدن مذاكرات چنين نپنداريد كه يكي بايد ببرد و ديگري بايد ببازد ، سياست برنده را پيش گرفته و در جستجوي قابل قبول ترين شق اخذ تصميم باشيد.

2 – نظر خود را براي اينكه تضاد و برخوردي به وجود نيايد ، به سهولت تغييرندهيد.

3 – از شيوه هاي كاهش تضاد مانند رأي گيري ، معدل گيري و چانه زني پرهيز كنيد.

4 – پافشاري جهت تصويب يك بند ، بدون داشتن مناسب ترين پاسخ در واقع به هدر دادن منابع منجر خواهد شد.

 

ب.6. احتراز از موارد زير در جلسات :

1 – طرح سؤالات غير قابل پاسخگويي

2 – طرح سؤالات ساده اي كه پاسخي جز "آري " يا "نه " ندارند

3- طرح سؤالات مبهم ونامشخص

3 – موضعي كه باعث تضاد مي شود.جهت توفيق جلسات، مديريت بايستي نظرخودرابه عناصرتشكيل دهنده آن معطوف ودرصورت نقصان هركدام اقدام به رفع آنها نموده ومجموعه رابا درصد قابل قبولي به سمت بهره گيري بيشتراززمان سوق دهد.

 

 

منبع : گسترش صنعت،شماره هاي 569-571

 

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 8:4 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

زمان ارزشمندترین سرمایه هر فرد، گروه و سازمان است . در واقع تنها سرمایه برگشت ناپذیر دراختیار انسان، زمان است ! زیرا تولید پول، ماشین و فناوری وحتی نیروی انسانی وابسته به صرف وقت و تامین زمان است و تنها سرمایه غیرقابل خریداری و غیرقابل تولید و بازیافت، زمان است.

حال این پرسش مطرح می شود که مدیریت زمان در این میان چه نقشی را ایفا می کند؟همه می دانند که زمان گذراست و دراختیار ما نیست و فرصت از دست رفته جبران ناپذیراست، پس مدیریت این سرمایه با چنین اهمیتی چه مفهومی می تواند داشته باشد؟

بسیاری از صاحبنظران مدیریت براین باورند که کاربرد مفهوم مدیریت زمان صحیح نیست و به جای آن استفاده از برنامه ریزی زمان مطلوب تر می باشد.

درواقع اکثر صاحبنظران علم مدیریت معتقدند که زمــــــان اساساً اداره شدنی نیست و نمی توان حرکت آن را کند یا تند ساخت از این رو از مدیریت زمان، مدیریت برخویشتن را استنباط می نمایند و تنها به ارائه برنامه ها و طرحهایی جهت جلوگیری از اتلاف وقت و استفاده حداکثر از زمان اکتفا می کنند، خواه ناخواه زمان می گذرد و در واقع ما هستیم که باید از آن به نحو احسن استفاده کنیم.

به یک تعبیر، مدیریت زمان درواقع همان مدیریت بر خویشتن است؛ شناخت صحیح و به موقع عواملی که وقت ما را هدر می دهند، اهمیت بسیار دارد، زیرا بدین ترتیب راه درمان بیماری اتلاف وقت را ساده تر خواهیم کرد.

برخی از کارشناسان یک الگوی خاص و قالبی را جهت جلوگیری از هدررفتن وقت ارائه می دهند و در اصطلاح به آن مدیریت زمان می گویند که شامل سه اصل کلی (1) تشخیص هدف (2) تعیین اولویتها و (3) رعایت اولویتهاست.

آنچه این کارشناسان بیان می کنند تنها استفاده صحیح از وقت است، نه مدیریت زمان!

حال اینکه از شاخصه های مدیریت، کنترل بر عوامل مؤثر در آن است. نکته ای که تصور آن درمورد زمان عنصری محال و غیرممکن می نماید.

الک مکنـــــزی در کتاب "مدیریت بهره وری از زمان" کنتــــرل را چنین تعریف می کند: کنترل زمان بدین معناست که قصور در عدم بهره گیری کافی از زمان متوجه خود شخص و سازمان است نه سایر افراد و سازمانها.

از این رو باید با همه توان کوشید تا عادات جا افتاده را ترک کرد و باید بر کشش های منفی طبیعت انسانی چیره شد. این نوشته در صدد است که به موضوع کنترل زمان از دیدگاهی دیگر اشاره کند و دریچه ای دیگر بر روی این علم بگشاید زیرا به نظر می رسد که در سال های گذشته مبحث کنترل زمان در حاشیه قرار داشته است.

کنترل زمان و مدیریت بر آن یعنی به اختیار درآوردن بازده زمانی تأثیرگذار بر یک تصمیم و جداکردن آن از قطار زمان، به نحوی که گذر زمان بر آن تصمیم بی اثر شود. لحظه ای که ما توانایی آن را داشته باشیم که تصمیمات مناسبی اتخاذ یا انتخاب کنیم که گذر زمان بر اجرای آنها بی تأثیر باشد؛ دیگر زمان در کنترل ما خواهدبود و مدیریت زمان مفهوم خواهد داشت.

بـــــه بیان دیگر، مدیریت زمان را می توان این گونه تعریف کرد: تثبیت عامل زمان درتصمیم گیری های آگاهانه. اگرچه اتخاذ یا انتخاب تصمیمی که به طور مطلق تأثیر زمان را بر آن تصمیم از بین ببرد تقریباً غیرممکن است اما می توان پویش های زمانی متنوعی را ایجاد کرد، درکنترل گرفت و بر آن مدیریت کرد.

به عنوان مثال، اگر یک مدیر باتوجه به طول دوره رشد عمر فرآورده، درصدد تولید همان فرآورده یا فرآورده ای جدید با قابلیت های بهتر برآید و منحصر به فرد بودن کالای خود را حفظ کند تأثیرگذاری زمان بر محصول خویش را برای مدتی متوقف نموده است .

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:49 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

·                                 تمام وقت خود را به عنوان وقت از دست رفته به حساب بياوريد و تلاش كنيد از هر لحظه احساس رضايت كنيد.

·                                 از هر كاری كه انجام می‌دهيد، لذت ببريد.

·                                 سعی كنيد هميشه خوش‌بين باشيد و در زندگی‌تان در جستجوی خوبی باشيد.

·                                 برای ساختن پايه‌های موفقيت‌تان به دنبال راه‌های مناسب باشيد.

·                                 دست از سرزنش‌كردن خودتان بابت شكست‌هايی كه خورده‌ايد برداريد.

·                 به خود يادآوری كنيد، "هميشه وقت كافی برای چيزهای مهم وجود دارد". اگر موردی واقعا بااهميت است، بايد برای انجام آن وقت بگذاريد.

·                                 به طور مداوم دنبال راه‌هايی بگرديد تا وقت آزاد پيدا كنيد.

·                                 عادت‌های قديمی خود را مورد بازبينی قراردهيد و در جستجوی راه‌هايی برای تغيير يا حذف آن‌ها باشيد.

·                                 سعي كنيد از زمان‌های انتظار برای مرور يادداشت‌هايتان استفاده كنيد و يا مشكلی را حل كنيد.

·                                 همواره كاغذ يا تقويمی برای نوشتن مواردی كه بايد انجام دهيد به همراه داشته باشيد.

·                 هرماه هدف‌های زندگی‌تان را مورد بازبينی و تجديدنظر قرار دهيد و از اين امر اطمينان حاصل نماييد كه برای رسيدن به اين اهداف، روزانه پيشرفت می‌نماييد.

·                                 درباره اهدافتان در منزل يا محل كارتان مواردی جهت يادآوری قرار دهيد.

·                                 هميشه آن‌ها را به عنوان اهداف بلندمدت خود به خاطر داشته باشيد.

·                                 براي هرروز خود، صبح همان‌روز يا شب‌قبل برنامه‌ريز‌‌ی كنيد و موارد آن را برای خود اولويت‌بندی نماييد.

·                 ليستی از كارهايی كه هرروز می‌بايست انجام شود تهيه و نگه‌داری كنيد، اولويت‌بند‌ی نماييد و مهم‌ترين آن‌ها را در طی روز به محض آن‌كه توانستيد انجام دهيد. در پايان‌روز به طور خلاصه پيشرفت خود را ارزيابی كنيد.

·                 به ماهی كه در پيش رو داريد نظری افكنده و سعي كنيد آن‌چه ممكن است اتفاق بيفتد را پيش‌بيني نماييد. بدين ترتيب بهتر می‌توانيد برای اوقات خود برنامه‌ريزی كنيد.

·                                 وقتی توانستيد كارهای برنامه‌ريزی‌شده خودتان را به موقع انجام دهيد به خودتان به‌خصوص در موارد مهم پاداش بدهيد.

·                                 مهم‌ترين موارد را اول انجام بدهيد.

·                                 به خودتان و قضاوتتان در مورد اولويت‌بندی‌هايتان اعتماد كرده و به هر طريقی با آن‌ها ارتباط تنگاتنگ برقرار نماييد.

·                                 وقتی كه درمی‌يابيد داريد وقت‌گذرانی می‌كنيد از خود بپرسيد: "از چه چيزی طفره می‌روم؟"

·                 از مشكل‌ترين قسمت كار شروع كنيد، بدين ترتيب هم بدترين قسمت كار انجام شده هم ممكن است دريابيد كه مجبور نيستيد بقيه‌ی كارهای كوچك را انجام دهيد.

·                                 وقتی دريافتيد كه درگير يك پروژه‌ی بی‌نتيجه شده‌ايد، هرچه سريع‌تر دست از ادامه‌‌ی كار برداريد.

·                                 در يك‌زمان، فقط رو‌ی يك‌چيز تمركز كنيد.

·                                 تلاش خود را روی مواردی متمركز كنيد كه منافع بلندمدت را دربردارند.

·                                 خودتان رادر فشار بگذاريد و ثابت قدم باشيد، به‌خصوص وقتی كه می‌دانيد كار را به درستی انجام می‌دهيد.

·                                 به کارتان مطمئن باشيد و هر وقت كه ممكن باشد برای خود ضرب‌العجل تعيين كنيد

·                                 هروقت كه ممكن است مسووليت‌های خود را تفويض نماييد.

·                                 در موقع نياز مشورت كنيد.

 

 

منبع : پابرهنهء برخط

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:18 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  RSS