تبليغاتX
به انديش
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

 

آیا تاکنون از خود سئوال کرده اید که چرا دلتنگ یا افسرده و غمگین هستید؟

چرا برخی از مواقع حال و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید و خود را کاملا گرفتار و مستأصل احساس می کنید؟

یقیناً جوابهای متعددی در پاسخ به این سئوال در ذهن شما متبادر می شوند که معمولا ریشه در تلاش های مستمری دارد که برای حل مشکلات و معضلات روزمره انجام می دهید، به گونه ای که زندگی را به منزله پیکاری دایمی می پندارید که برای آن پایان و فرجامی نمی توان تصور نمود.

هر روز فشار تازه ای بر ما وارد می شود و مشکل جدیدی سرراهمان قرار می گیرد، برخی مواقع احساس می کنیم که مورد بی عدالتی و ستم دیگران یا اجتماع قرار گرفته ایم و آنگونه که انتظار داریم به خواست های ما اهمیت نمی دهند، به هنگام روبرو شدن با مشکلات پی درپی معمولا به غصه خوردن متوسل می شویم و برای بیرون آمدن از گرداب معضلات راهی نمی یابیم و خود را تسلیم حوادث می نمائیم و بربخت بد خود نفرین و لعنت می فرستیم که چرا بدشانس به دنیا آمده ایم!

اما در این شرایط نامطلوب هرگز به این واقعیت نیاندیشیده ایم که راه حل های فراوانی برای بیرون آمدن از این بن بست های فکری وجوددارند که ما از آنها خبر نداریم، راه حل هایی ساده و عملی که مردم برخی از کشورها سال هاست آنها را آزموده اند و علم بر این راهکارها صحه گذاشته است.

بنابراین اگر شما مصمم هستید با دلتنگی، افسردگی و غمگینی به مبارزه برخیزید، در گام نخست سعی نمایید که وضعیت اجتماعی و اقتصادی خود را همانطور که هست بپذیرید. به بیان دیگر با موقعیت زندگی خود کنار بیائید و قبول نمائید که شرایط نگران کننده کنونی دائمی نمی باشد و گذراست.

باورتان شود که این وضعیت یک شبه به وجود نیامده است که در یک روز بتوان آن را دگرگون نمود، از این رو لازم است در مرحله اول برای مدتی شرایط موجود را پذیرا شوید و کم کم در راه دگرگون نمودن آن تلاش کنید.

به تجربه ثابت شده است در مدتی که برای تغییر وضع موجود گام بر می دارید متوجه خواهید شد که در همه اوقات دلتنگ و افسرده نیستید بلکه برخی مواقع دچار این احساس می شوید و گاهی اوقات چنین احساسی ندارید، در نتیجه قبول خواهید کرد که دلتنگی و افسردگی یک پدیده گذرا و ناپایدار است.

از همین رو، مشاورین بهداشت روان توصیه می نمایند هروقت احساس دلتنگی و افسردگی می کنید، بر گذرا بودن مشکلات تاکید جدی داشته باشید.

زیرا پذیرش گذرابودن دشواریها سطح روحیه شما را بالا می برد و قدرت پذیراشدن دلتنگی و افسردگی را در ذهنتان ایجاد می کند به گونه ای که می توانید با اراده ای تزلزل ناپذیر از گذرگاه ناخوشایند دلتنگی عبور کنید.

راهکار دیگر برای رهایی از یأس و دلمردگی، سرگرم نمودن خود به هنگام احساس دلتنگی است. زیرا بدترین شیوه رویاروئی با دلتنگی و افسردگی به گوشه ای نشستن و زانوی غم را در بغل گرفتن است!

از این رو، به هنگام افسردگی و دلتنگی فکر و جسم خود را تا آنجا که امکانپذیر است سرگرم و مشغول کنید برنامه زندگی خود را به گونه ای تنظیم نمایید که همه لحظات زندگی به کارهایی مثبت و سازنده مشغول باشید.

به عنوان نمونه به ورزش یا کتاب خواندن بپردازید و از نتایجی که به دست می آورید خوشحال باشید. افزون بر این به اشخاصی بیندیشید که در زندگی شما می توانند نقش سازندگی ایفا کنند و مورد احترام شما می باشند.

به سراغ دوستان و آشنایان باعاطفه خود بروید. بارها دیده شده است که شما به سراغ یک دوست رفته اید و جملات امیدوارکننده ای که برای دلداری او بیان نموده اید خود شما را بیشتر امیدوار کرده است. به هر حال دیدار افراد و گفتگو با آنان در تسکین و کاهش دلتنگی و افسردگی شما بسیار مؤثر است.

افزون بر این استراحت کردن به مفهوم واقعی نیز در کاستن غمگینی و افسردگی تأثیر انکارناپذیری دارد. از این رو لحظاتی توأم با سکوت را برای خود فراهم کنید، حتی اگر این زمان کوتاه و فقط 10 دقیقه باشد می توان آن را یک استراحت واقعی تلقی نمود که روان و جسم شما را آرامش و آسایش بخشد.

به هنگام استراحت اندیشه های نفرت انگیز نسبت به دیگران را از خود دور کنید و بگذارید افکار شما از آرامش و زیبائی انباشته گردد. خاطرات باشکوهی را که در ذهن دارید، مسافرتی که رفته اید، دیدار شوق انگیزی که داشته اید در ذهن خود مرور کنید و در حال استراحت به خود تلقین کنید امروز روز خوبی خواهم داشت.

در سایه این تلقین یک نوع خوش بینی در شما به وجود می آید، این خوش بینی به شما این احساس را می دهد که دیگران را انسانهایی با حسن نیت تصور کنید.

به خودتان تلقین کنید که برای به انجام رساندن آنچه که عهده دار می شوید، قدرت لازم را دارید. باید قبول کنید که دلتنگی و افسردگی نمی تواند با امید همگام شود. این دو، مثل روز و شب با هم بیگانه و در حکم "اضداد" هستند.

شما نمی توانید هم امیدوار و شاداب باشید و هم دلتنگ و افسرده، قبول این واقعیت، انگیزه ای است تا آنچه را که مثبت است، جایگزین پدیده های منفی نمائید.

وقتی یک هیجان منفی برشما غلبه می کند آن را با یک هیجان مثبت ازمیدان بیرون کنید مثلاً وقتی خود را مضطرب احساس می کنید، اعتماد به نفس را جایگزینش سازید.

در این مورد کار شما باید نظیر نوار ضبط صوت باشد که هنگام استفاده از ضبط صوت، موزیکی دلنشین روی آن ضبط می شود، اما پس از اینکه این نوار صاحب آن را دلزده کرد، روی همان نوار چیز دیگری را که دوست دارد ضبط می کند و این عمل، اثرقبلی نوار را از بین می برد.

شما هم روی نوار ضبط اندیشه های خود که با افسردگی و غمگینی پر شده است، آنچه را که امیدوارکنـنده اسـت ضبـط کـنیـد. درضمن همواره به آنچه که محاسن زندگی شما است وکمتر به آن توجه دارید فکر کنید و نسبت به موقعیت خانوادگی و اجتماعی و سلامتی خود قدرشناس باشید.

چنانچه قدرشناس موقعیت فعلی خود نباشید نمی توانید با امید به زندگی خود ادامه دهید. به یاد داشته باشید دلتنگی، افسردگی و غمگینی در فضایی که امیـد، حق شناسی و شکرگزاری در آن موج می زند، دوامی نخواهد داشت.

اگر خود را افسرده و دلتنگ احساس نمودید و پی بردید که زیر بار مشکلات متعدد دارید خرد می شوید، به گونه ای برنامه ریزی کنید تا وظایفی را که به شما محول شده است در همـان روز انجـام دهید.

هـر روز، بـرای همـان روز زنـدگی کنید، نه بـرای دیروز و فردا. زیرا روان و جسم ما، روز و شب، و در یک کلام تمام دنیا بر این اساس به پیش می رود. اگر یک شب نخوابیم، روز بعد حال و حوصله کار کردن را نخواهیم داشت.

این کنش ها و واکنش ها سرشت زندگی است. از این رو، جهت رهایی از غم و افسردگی قوانین و موازین حاکم بر زندگی اجتماعی و طبیعت را باید شناخت و خود را با این قانونمندیها هماهنگ نمود و در هر حالت این اصل مسلم را همیشه بخاطر داشت که انسانها برای زندگی در همان روز ساخته شده اند.

به همین دلیل، به هنگام ارزیابی توان خود باید به این نکته توجه داشته باشیم که هیچ کاری را نمی توان صد در صد خوب و بدون عیب و نقص در یک روز به پایان رسانید، باید قبول نمود توان و مهارت افراد نه تنها محدودیت دارد بلکه در انجام هر کار متفاوت است از همین رو، نسبی بودن توان را باید در هر حالت مد نظر داشت.

بنابراین معقول به نظر نمی رسدکه لحظات شیرین زندگی را کنار گذاشته و بدون وقفه در اضطراب و نگرانی به سر بریم که عواقب کارهایمان چه خواهد شد؟ زیرا مشکلات و مقابله مستمر با آن در جوهره زندگی ریشه دارد و این قانون زندگی است و ما نمی توانیم آن را تغییر دهیم.

اگر می خواهیم زنده باشیم و خوب زندگی کنیم باید زندگی را با تمام مشکلات آن بپذیریم. تجربه اشخاص موفق و شاداب بیانگر این واقعیت است که وقتی احساس می کنیم که ما برای زندگی در همان روز ساخته شده ایم، آنچه موجب دلتنگی ما گردیده است، در نظرمان کوچک و حقیر جلوه می کندو از ذهن ما حذف می شود.

از همین رو، تصمیم بگیرید همگام با تلاش و برخورد برای حل مشکلات متفاوت که شما را احاطه نموده اند بر زودگذربودن معضلات تأکید داشته باشید، در طول روز خود را با انجام کارهایی که بر روح و جسم شما اثر آرام بخش پایدار دارد مشغول نمائید و به هنگام احساس خستگی ذهنی یا جسمی با تغییر محیط و تنفس عمیق، استراحت کامل کنید.

امید را سرلوحه زندگی خود قرار دهید و نگاه شما به خوبیهای زندگی باشد. تا آنجا که ممکن است از تشویش و دل شوره داشتن برای هر چیز اجتناب نمائید. تشویش دشمن آرامش و منشاء بسیاری از قضاوت های شتاب زده و پیش بینی های غلط است.

بدون شک اکثر ما به هنگام تشویش و اضطراب با حالتی مانند بی قراری، دستهای سرد و عرق کرده، لرزش بدن، ترس و نگرانی، حالت تهوع، خشک شدن دهان، ضربان شدید قلب، تنفس تند و هوشیاری ذهن قبل از رویارویی با واقعه ای مهم، آشنا هستیم. این حالت از تغییرات فیزیولوژیکی به این علت در بدن به وجود می آیند که به جنگیدن یا عقب راندن عامل تشویش کمک کنند.

نیروی جنگنده ای که در ساز و کار بدن وجود دارد، به هنگام رو به رو شدن با تهدید، به سرعت برای مقابله آماده می شود. ضربان قلب افزایش می یابد تا خون بیشتری را به ماهیچه های دست و پا برساند. تنفس بیشتر می شود تا به جریان خون در حال افزایش، اکسیژن برساند. بدن عرق می کند تا گرمای ناشی از تلاش را خنک کند و سرانجام سرعت انعقاد خون برای مقابله با زخم های احتمالی، بالا می رود.

همه این تغییرات، برای رویارویی با تهدیدهای فیزیکی مفید هستند. در زندگی مدرن امروزی، موقعیتهای تهدید کننده کمتر یک چنین مقابله جسمی را طلب می کنند، ولی نیروی ستیزنده بدن، کار خود را انجام می دهد.

این واکنش راه حلی کوتاه مدت برای مقابله با خطر فوری به شمار می رود و وجود چنین حالاتی، در بلند مدت نه تنها مفید نمی باشد، بلکه برای سیستم ایمنی بدن مضر محسوب می شود.

هنگام رو یا رویی با یک رویداد مهم، در واقع میزان متعادلی از دلشوره می تواند کارایی ما را بالا ببرد. زیرا اگر کاملا آرام باشیم، احتمالا تلاش کافی نخواهیم نمود. متاسفانه در مواقعی که تجربه ناموفقی را پشت سر گذاشته ایم، ممکن است همان میزان اضطراب قابل قبول را نیز بد تعبیر نمائیم و نتیجه بگیریم که در تجربه آتی نیز موفق نخواهیم بود.

به این ترتیب، دور باطلی از افزایش نگرانی و بدبینی در ما آغاز می شود. در چنین موقعیتی، بهتر است این دور باطل قبل از آن که از کنترل ما خارج شود، متوقف گردد. برای این کار لازم است با افکار منفی مقابله کنیم.

"افکار نگران کننده" عامل مهمی در ایجاد اضطراب به شمار می روند، از افکار منفی و مبالغه آمیز، "بایدها و نبایدها"، "همه چیز یا هیچ چیز" که کمکی به شما نمی کنند، بپرهیزید. این افکار اغلب غیر ارادی و وسوسه انگیز هستند.

مراقب باشید این افکار مضر در ذهن شما جای نگیرد و همواره با این پدیده مخرب به طور جدی مبارزه کنید. با یک بررسی متعادل و واقع گرایانه موقعیت، روی آمادگی قبلی و توانایی خود حساب کنید و به افکار منفی اجازه پیشروی ندهید.

برای به دست آوردن آرامش بیشتر افزون بر بیش از حد جدی نگرفتن مشکلات و تاکید بر گذرا بودن معضلات، از تکنیک های ایجاد آرامش مثل تنفس عمیق همراه با شمارش، تمرکز فکر، شل کردن اعضای بدن، تغییر محیط، ورزش،دیدار عزیزان، مسافرت و انجام کارهای عام المنفعه و سایر راههای آرام بخش بهره بگیرید.

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:14 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

 

ب: پی آمدهای سازمانی:

 

1-      عملکرد – یکی از پیامدهای فشار عصبی کاهش عملکرد مناسب و درست است.

2-   کناره گیری – مهمترین انواع کناره گیری عبارتند از غیبت، استعفاء و کناره گیری روانی به معنی بی توجهی نسبت به شغل و سازمان..

3-      طرز تلقی- رضايت شغلي: روحیه، تعهد سازمانی، همزمان با انگیزش فرد از فشار عصبی صدمه می بینند.

4-   واماندگی – یک احساس عمومی تحلیل رفتگی است، و هنگامی بوجود می آید که فرد احساس کند فشارهای زیادی را تحمل می کند و منابع رضايت نیز خیلی کم است.

 

اقدامات سازنده مقابله با فشار عصبی از طریق فرد:

 

مرتب کردن ميز کار- برای کاهش فشار در محيط کار ابتدا از ميز کار خود شروع کنيد. به هم ريختگی روی ميز، خود عاملی در ايجاد فشار عصبی است. خود را فريب ندهيد، شايد فکر کنيد چون می‌دانيد هر چيز کجا قرار دارد، ميز نامرتب بهتر است. به تکنولوژی جديد و « دفتر کار بدون کاغذ » تکيه نکنيد؛ چرا که گره‌ای از مشکل شما باز نخواهد کرد.اگر می‌خواهيد روز را بدون فشار عصبی آغاز کنيد، از شب قبل ميزتان را مرتب کنيد.

دور ريختن وسايل زايد- برخی از دور ريختن چيزها امتناع می‌ورزند، چون فکر می‌کنند ممکن است بعدها به آن‌ها نياز پيدا کنند. به همين دليل يادداشت‌های به‌درد نخور و بلا استفاده را جمع می‌کنند.

دربسياری از مشاغل شما می‌توانيد با اطمينان از «قانون سه ماهه» پيروی کنيد: هر چيزی که به مدت سه ماه روی ميز شما نخوانده باقی ماند بايد به مکان ديگری (به يک فايل برای ذخيره بلند مدت و يا به درون سطل زباله) منتقل شود.

پرونده ها را به سه دسته مجزا طبقه بندی کنيد:

·         اقدام فوری- همين امروز آن‌ها را انجام دهيد.

·         اقدام بعدی ـ اين پرونده‌ها را در کازيه کارهای دردست اقدام بگذاريد و ظرف مدت يک‌ هفته آن‌ها را انجام دهيد.

·         بدون اقدام ـ اين پرونده‌ها را بايگانی کنيد و يا آن‌ها را دور بريزيد.

بهبود ارتباطات کاری- رابطه ضعيف با همكاران در محيط كار باعث بروز فشار عصبي مي‌شود. روابط كاري خود را توسعه ببخشيد، آنها را تجزيه و تحليل كنيد و حوزه‌هاي مشكل ساز را مشخص نماييد.

براي مثال :

-          ببينيد آيا كنترل افراد زير دست مشكل است؟ آيا مقام‌هاي ارشد دور از دسترس هستند؟ و...

-          به تمامي كارمندان خود، بدون در نظر گرفتن پست و عنوان آنها، احترام بگذاريد.

-          باهمكاران طوري رفتار كنيد كه نشانگر قدرداني و سپاس شما باشد.

-          براي برقراري ارتباط كاري با يك همكار جديد، ناهار را با او صرف كنيد.

-          از دفتر كار افراد ديدن كنيد و بدين، وسيله خود را به آنها معرفي كنيد.

-          اگر همكاري داريد كه در نزديكي شما زندگي مي‌كند، در رفت و آمد به محل كار، او را همراهي كنيد.

 

اقدامات سازنده مقابله با فشار عصبی از طریق سازمان:

 

سازمانی که می‌خواهد برای مقابله با فشار عصبی در محیط کار حرکت مثبتی انجام دهد، باید هزینه‌های مربوطه را بپردازد تا منافع کلی خود را تامین کند؛ منافعی که نه تنها از نظر مالی قابل ملاحظه هستند بلکه بالا رفتن روحیه کارمندان و افزایش خلاقیت را نیز به دنبال خواهند داشت.

نحوه واکنش افراد به فشار عصبی متفاوت است. تنها با شناخت ماهيت واکنش افراد می‌توانيد مقابله با فشار عصبی در خود و ديگران آغاز کنيد.

-          نصب يک صندوق پيشنهادات تا کارمندان بتوانند نظرات خود را در مورد کاهش فشار عصبی در آن بيندازند.

-          با بحث باز در مورد مشکلات، فشار از دوش کارمندان برداشته می شود.

-          برای کاهش ميزان فشار عصبی امکانات ورزشی (شنا) را برای کارکنان فراهم آورید.

-          با نژادپرستی و تبعيض جنسی در سازمان خود مبارزه کنيد.

-          برای کمک به کارمندانی که دچار فشار عصبی هستند، ستادهای پشتيبان تشکيل گردد.

-     برای مقابله با فشار عصبی قبل از اتخاذ هر گونه استراتژی، از منابع و
امکاناتی که سازمان در اختيار دارد استفاده کنيد.

 

 

 

 

 

پايان

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:27 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

دکتر سید مهدی الوانی

 

فشار عصبي در افراد عارضه‌اي است که سلامت جسمي و فکري فرد را به مخاطره مي‌اندازد. فشار عصبي زماني به وجود مي‌آيد که بدن بيشتر از حد معمول از توانايي‌هايش استفاده مي‌کند. عوارض فشار عصبي براي افراد، خانواده‌ها، جامعه و سازمان هايي که ممکن است از «فشار عصبي» رنج ببرند زيان‌بار است.

 

شناسايي علايم:


            علايم فيزيکي: برخي از علايم فشار عصبي ممکن است تهديدي براي زندگي باشند( نظير فشار خون بالاو بيماري قلبي). از علايمي که کمتر زندگي را تهديد مي‌کنند مي‌توان از بي خوابي، احساس خستگي مداوم، سردرد، خارش پوست، نامنظم شدن سيستم گوارشي، زخم معده، ورم معده، بي اشتهايي، زياده خوري و گرفتگي عضلات نام برد.

      بسياري از اين عوارض بلافاصله بعد از يک جريان تنش‌زا به وجود مي‌آيند. فشار عصبي علايم ديگري دارد که زودتر نمايان مي‌شوند( براي مثال حالت تهوع، نفس تنگي يا خشکي دهان).

      علايم رواني: علايم رواني فشار عصبي شامل تند مزاجي، حملات زهر دار عصبي، از بين رفتن قواي جسمي، کم شدن احساس شادي و ناتواني در تمرکز روي ساده‌ترين کارهاي روزمره است.

 

علل ایجاد فشارهای عصبی سازمانی:

 

1- الزامات شغلي:

*نوع شغل – بعضی شغل ها بیشتر از سایر مشاغل دارای فشارهای عصبی می باشند مانند مشاغل جراحی – کنترل ترافیک هوایی .

*ایمنی – اگرامینت شغلي کارکنان به خطر بیافتند، فشار عصبی تا حد زیادی افزایش پیدا می کند مانند زمان کاهش تعداد کارکنان یا ادغام کردن سازمانها.

*حجم کار – زمانی که کار واگذار شده به فرد خارج از توان او باشد ایجاد تنش و اضطراب می کند.

2- الزامات فیزیکی :

یکی از عوامل مهم درجه حرارت است . مانند کارکردن در فضای آزاد هنگامی که درجه حرارت بسیار زیاد است یا دفترهایی که دارای طرح نامناسبی می باشند.

3- الزامات نقش :

فشار عصبی ممکن است از ابهام نقش (روشن نبودن انتظاراتی که از فرد دارند) یا تضاد نقش (ناهماهنگی بین دو یا چند نقش) باشد.

 

4- الزامات مراوده با دیگران:

اگر سبک رهبری خشن بوده و دلسوزی چندانی نسبت به کارکنان نداشته باشد ایجاد فشار عصبی می کند. و یا فشار برای انجام هنجارهای گروهی مانند وجود یک فرد سیگاری در میان تعدادی غیر سیگاری.

 

پی آمدهای فشار عصبی

 

الف: پی آمدهای فردی:

 

1-        پی آمدهای رفتاری: واکنش هایی هستند که ممکن است باعث ایجاد آسیب به فرد یا دیگران شوند. شواهد نشان می دهد بین اعتیاد به الکل و مواد مخدر با فشار عصبی رابطه ای مستقیم وجود دارد.

2-        پی آمدهای روانی: هنگامی که اشخاص در محیط کار با فشار عصبی شدیدی مواجه می شوند ، ممکن است دچار افسردگی ، پرخوابی یا بیخوابی شوند.

3-        پی آمدهای جسمی: پی آمدهای جسمی فشار عصبی بر وضع جسمی فرد اثر می گذارد. این پی آمدها عبارتند از: ناراحتی و حمله قلبی ، سردرد، کمر درد، زخم معده و ناراحتی های معده و اثنی عشر.

 

 

 

 

ادامه دارد

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:23 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

 

 

نشانه هاي استرس :

 

علامتهاي زيادي نظير زودرنجي و آمادگي ابتلا به روان پريشي عصبي و غيره براي استرس وجود دارد. معمولترين علامت استرس ، دلتنگي و افسردگي است كه شخص دچار آن مي شود .

روانشناسي بنام David viscott  اين پديده را بدين شكل توصيف مي كند كه استرس ملالتي است كه ارتباط فرد را با توالي منطقي حوادث از بين مي برد يعني فرد ارتباط بين توالي منطقي حوادث را تشخيص نمي دهد.

اين نوع افسردگي مي تواند به شدتهاي مختلف مثل عدم فعاليت ، غمگين بودن ، احساس بي ارزش بودن ، فقدان انگيزه براي كار يا فعاليت و عدم تمركز و غيره ظاهر شود.

نشانه ديگر استرس ، اضطراب است كه احساس تنش ، دلهره ، ترس و نگراني مي باشد. اضطراب واكنش به خطر پيش بيني شده اي است كه معمولاً تهديدي واقعي تلقي نمي شود ولي ترس عكس العمل معقولانه تري در برابر خطرات ناگهاني مي باشد.

هنگامي كه يك كارمند مضطرب است نسبت به كارش احساس پريشاني و گيجي دارد و تمركز خود را از دست مي دهد و گاهي اوقات دچار شك و بدگماني مي شود . اين امر روي كار آيي فرد تأثير دارد و در نتيجه به كل سازمان ضربه مي زند.

نشانه جدي ديگر استرس ، بي خوابي است كه معمولاً با اضطراب و افسردگي همراه است . بهر حال ممكن است فرد فقط دچار بيخوابي شود بدون اينكه علائم ديگر استرس را داشته باشد. بسياري از مردم به علت مشكلاتي كه دارند نمي توانند خوب بخوابند. در اغلب اوقات بيخوابي با كاهش اشتها و ناتوا نا ييهاي ديگر بروز مي كند.

بيماريهاي عضوي مخصوصاً گردن و ناحيه پشت از علائم عمومي استرس مي باشند . خيلي عجيب نيست كه بشنويم كسي كه نگراني دارد گردن درد نيز داشته باشد. اين بدان معني است كه او استرس و به دنبال آن درد عضلاني را تجربه كرده است.

 

بيماري بر استرس اثر دارد:

 

      اگر استرس به خوبي درمان يا كنترل نشود مي تواند منجر به بيماريهاي ناشي از استرس گردد. در خيلي از افراد آمادگي ابتلا به برخي از بيماريها وجود دارد و استرس ، بروز علائم آنها را شتاب مي بخشد.

البته عوامل ديگري هم روي ابتلاء شخص موثرند مثل : وراثت ، محيط ، رژيم غذايي ، بهداشت ، عادات زندگي ، چاقي ، سيگار كشيدن و غيره .

معمولترين اشكال بيماري كه به استرس مربوط مي باشند عبارتند از : حمله قلبي ، فشار خون ، سكته مغزي ، آنژين ، ميگرن ، سردرد ، پشت درد مزمن ، ديابت ، انواع زخم ها، بيقراري ، سرطان ، آلرژي ، آرتروز و ناهنجاريهاي جنسي .

 

پيشگيري از استرس :

 

كارشناسان سراسر جهان چندين راه براي مقابله با استرس پيشنهاد كرده اند. در دهه 1970 در بسياري از كشورها اين  روشها بطور وسيعي مورد استفاده قرار گرفت به اميد اينكه سرانجام سازمانها از محيط هاي كاري فارغ از استرس برخوردار شوند.

تفكر در مورد ماوراءالطبيعه يا مديتيشن فوق طبيعي (TM) يكي از اين كارها در دهه 1970 بود. در آمريكا اين روش اثر فوق العاده اي بر محيط كار به شكل كارمندان راضي تر كه ارتباط بهتري با روسا و همكاران خود براي برقرار مي كردند داشت و اين امر نه تنها عادت و روشهاي كاري آنها را بهبود بخشيد بلكه در زندگي شخصي آنها نيز تحولي ايجاد كرد بنابراين TM نه تنها كارمندان علاقمندتر بلكه اشخاص راضي تري ارائه مي دهد .

عكس العمل استراحت يا ريلكسيشن (relaxation) يكي ديگر از تكنيك هايي بود كه براي غلبه بر استرس در محيط هاي كاري مورد استفاده واقع شد .

طبق نظريات دكتر Herbert benson  اين يك روش استراحتي بود كه از TM ناشي مي شد . در هر صورت اين روش نيز مثل TM زياد مورد استقبال قرار نگرفت و موثر بودن آنها نيز ثابت نشد .

برخي از برنامه هاي شخصي كم هزينه تر براي كاهش استرس مثل دويدن منظم ، ورزش يا شنا است . برخي از شركتها مرخصي اجباري غير قابل تغيير و تبديل براي كارمندان در نظر مي گيرند و كارمندان ملزم به استفاده از آنها مي باشند، بنابراين مي توانند استراحت و تجديد قوا كنند و با علاقه و كار آيي بيشتر سر كار خود حاضر شوند .

برخي از شركتها نيز  كارمندان خود را تشويق مي كنند كه به بيرون از محل كار خود بروند و در فضاهاي خالي اداره به كار باغباني مشغول شوند و از اين سرگرمي براي ايجاد توازن بين كار و ورزش بهره جويند يا بطور داوطلبانه در برنامه هاي ارتباط جمعي روابط عمومي شركت در محيط هاي روستايي همكاري كنند.

در برخي از شركتها و سازمانهاي در حال توسعه ، مدير و كارمندان در فعاليتهاي سازمان يافته غير رسمي شركت  مي جويند تا استرسهاي محيط كار را كاهش دهند، حتي اگر نتوانند آن را بطور كامل از بين ببرند.

شركت در تمرينات گروهي كه براي خاتمه دادن به مشاجرات دروني است باعث كاهش استرس در مناسبات متقابل افراد مي گردد. مرور پيوسته كارهاي سازمان و تجزيه و تحليل درباره فرآيند كاري به منظور محدود كردن كارهاي غير ضروري كه باعث كسالت بار شدن بيش از حد كار براي كارمندان مي شود، در بسياري از سازمانها به عنوان بخش مهمي در نظر گرفته شده است .

تشويق كارمندان به شركت در تيمهاي چندگانه باعث افزايش قابليت كار گروهي آنها مي شود و به آنان اجازه مي دهد كه شانس بيشتري براي ابراز عقايد خود در مورد مسائل كاري داشته باشند.

همه اين كارها باعث كاهش حس ناتواني در كاركنان مي شود چراكه اين حس خود منشأ توليد استرس است .

 

مسئوليت مديريت استرس :

 

      به علت اينكه سازمانها از وجود محيطهاي عاري از استرس سود و بهره زيادي مي برند كارفرمايان بايد در مورد  پيش گيري از استرس به هر نحو ممكن ابتكار عمل داشته باشند. ابزار و برنامه هاي پيشگيري از استرس بايستي به عنوان سرمايه محسوب شوند و نه هزينه هاي اضافي .

هنگامي كه استرس در روابط بين افراد و كارمندان به حداقل مي رسد احتمال موفقيت سازمان افزايش چشمگيري مي يابد.

بعبارت ديگر كارمند بايد مسئول بهينه سازي  خود و اعمالش باشد و بايد هر كاري را براي مقابله با استرس انجام دهد. هر فرد داراي استرس نه تنها به عنوان كارمند يا كارگر بلكه به عنوان يك فرد ممكن است دچار ناتواني در انجام كارهاي خودگردد .

مشاغل پر از استرس مي توانند بر جنبه هاي ديگر زندگي نيز تاثير سوء و نامطلوب داشته باشند . در نتيجه هيچ فردي نبايد اجازه دهد كه استرس وارد زندگيش شود . يك زندگي عاري از استرس و تنش يك زندگي سراسر شادي خواهد بود.

 

 

 

پايان

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:32 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

 

 

 

علايق كارگر در مورد پيشرفت و موفقيت در كار نيز باعث افزايش تنش در محيط كار مي گردد. جالب است بدانيم كه همانگونه كه شكست باعث ايجاد استرس مي شود موفقيت نيز يكي از عوامل استرس زا در محيط كار است .

كتاب جنجالي مباني پيتر«  peter principles» بيان مي دارد كه مردم تمايل دارند كه سطح لياقت و توانايي خود را افزايش دهند. بعلاوه استرس در نتيجه عدم امنيت شغلي يا وجود تغييراتي كه باعث به خطر افتادن امنيت شغلي مي گردد، حاصل مي شود .

ارتباطات محيط كار خصوصاً ارتباطات نادرست بين رؤسا و همتايان و زير دستان يك منشأعمده استرس مي باشد.

     رؤساي غير قابل تحمل – همكاران غير مسئول و رقابت طلب و زير دستان فاقد حس همكاري باعث افزايش استرس مي شوند و اين موارد در روابط بين افراد بسيار معمول است .

    از عوامل استرس زاي ديگر ، مي توان  برنامه هاي نامناسب در سازمانها و شرايطي مثل عدم مشاركت كارگر، تنگ نظري اداري ، فشار بيش از حد به افراد براي فرمانبرداري و عدم حمايت و مسئوليت افراد نسبت به يكديگر را نام برد.

علاوه بر عوامل استرس زاي محيطي ، دكتر yates برخي عوامل استرس زاي فردي را مثل عوارض و ماليات سنگين برمردم خصوصاً مديران و سرپرستان در نظر گرفته است . برخي از اين عوامل استرس زا بحران در ميانسالي است و هنگامي اين حالت رخ مي دهد كه شخص احساس مي كند كه زندگي به حالت ثبات و پايداري رسيده است .

همچنين مشكلات خانوادگي توجه شخص را از مسايل شغلي منحرف مي كند و يا مسائل مالي و حتي مواردي مثل ترافيك يا مشكلات اجتماعي مانع تمركز شخص روي كار مي گردد.

 

راههاي غلبه بر مشكلات :

 

مطابق تعريف استرس ، چيزي به عنوان موقعيت داراي استرس وجود ندارد بلكه   واكنش و عكس العمل در برابر موقعيت ، استرس مي باشد. به عبارت ديگر استرس در موقعيت وجود ندارد بلكه در افرادي است كه در برابر آن موقعيت واكنش نشان مي دهند.

افراد از جهات گوناگوني مثل چگونگي واكنش در برابر يك موقعيت خاص با يكديگر تفاوت دارند. دويدن بطور روزانه در مسافتي به اندازه پنج كيلومتر براي فردي 25 ساله يك تمرين بدني مطلوب محسوب مي شود . ولي براي فرد هفتاد- هشتاد ساله داراي مشكل قلبي اين مقدار دويدن مي تواند كشنده باشد.

راه غلبه بر استرس اين است كه بدانيد به عنوان يك فرد بايد چگونه عمل كنيد و به توانائيها و محدوديت هاي خود آگاه باشيد. همچنين بايد فردي سالم باشيد و حد سلامتي خود را با معاينات پزشكي منظم دريابيد.

 

چه چيزي استرس مضر را ايجاد مي كند؟(استرس بد)

 

علاوه بر استرس شديد ، متناوب و طولاني كه بدن انسان  نمي تواند برآن غلبه كند فرد بايد در مقابل نوعي استرس مضر بنام افسردگي مقاومت نمايد.

يك نشانه افسردگي ، ناتواني پيش بيني موقعيتهاي مختلفي است كه اتفاق مي افتد. زنان خانه داري مشاهده شده اند كه هنگامي كه همسر آنها به خانه نمي آيد يا صورتحساب برق يا تلفن خود را مشاهده مي نمايند دچار هيجان يا آزردگي     مي شوند . در حاليكه كه اگر آنها
مي دانستند كه همسر آنها در يك جلسه كاري بوده يا اگر افزايش ميزان صورتحساب خود را پيش بيني مي كردند هيچگاه احساس ناراحتي و هيجان نمي كردند.

در محل كار راههايي براي شناخت موقعيت هاي پيش بيني نشده وجود دارد . مديران بايد قادر باشند اهداف و توقعات خود را براي زير دستان خود روشن و واضح بيان كنند و كارهاي آنها را به صورت قابل اجرا در آورند و آنها را از تغييرات قريب الوقوعي كه بايستي براي آن آمادگي داشته باشند آگاه سازند كه در اينصورت دچار هيجان و يا نارضايتي نخواهند شد.

شكل ديگر افسردگي احساس عجز يا نداشتن هدف در زندگي است . در اغلب اوقات اين امر يك پديده ذهني مي باشد و ممكن است واقعيت نداشته باشد و در برخي حالات شخص براي توجيه خود به اين احساس متوسل مي شود. بر اساس موارد فوق اگر فكر مي كنيد كه شكست خورده ايد پس حتماً همين طور است .

در بسياري از سازمانهاي موفق ، به كارمندان امكان داده مي شود تا در اصلاح امور محيط كار خود مشاركت داشته باشند و براي دستيابي به اهداف سازمان با آن همكاري كنند. اين موقعيت آرماني معمولاً با شفاف سازي اهداف ، قوانين و توقعات آغاز و با ايجاد محيطي سرشار از اعتماد ، احساس نيرومندي ، مالكيت و تعهد ادامه مي يابد.

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:23 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

بسيار حيرت آور و هشدار دهنده است كه بدانيم چگونه خستگي باعث كاهش بهره وري در مشاغل مهم مي شود . امروزه ممكن است خستگي در محيط كار براي هركس اتفاق بيفتد از مديران عالي مرتبه گرفته تا كارمندان دون پايه كه اين امر باعث اخلال و عدم بهره وري در مشاغل و حتي زندگي روزمره افراد گرديده است. 

 

مراتب خستگي :

 

مراتب خستگي در سه رديف به شرح زير تعريف شده است :

خستگي درجه اول به احساس خستگي و تنبلي و كوفتگي ساده گفته مي شود .

خستگي درجه دوم شامل علامتهاي ناراحتي ورنجش – ايرادگيري – بد بيني و حتي بي اعتنايي و بيزاري  مي شود.

خستگي درجه سوم براي همه بسيار خطرناك است . در اين سطح شخص احساس مي كند كه  اعتماد به نفس و يا علاقه به نيل به موفقيت را از دست داده و بتدريج اين احساس در او بوجود مي آيد كه نمي تواند به كار خود ادامه دهد. در نتيجه همواره شغل و ارتباطات زندگي اين اشخاص در معرض خطر مي باشد.