از به كار بردن عبارات منفي خودداري كنيد
افرادي كه از اعتماد به نفس بالايي برخوردار نيستند، اغلب با جملات يا عباراتي منفي كه حاكي از دودلي است و تواناييهاي آنها را زير سوال ميبرد، نظر ديگران را نسبت به خود تغيير ميدهند.
به عنوان مثال با به كار بردن جملاتي نظير «اين كار محتمل است، اما...» يا «اگر امكاناتي همچون... و... را در اختيار داشتم ميتوانستم...» در حقيقت تواناييهايتان را دستكم ميگيريد و بهانهاي براي رد شدن تواناييهاي حرفهاي خود به ديگران ميدهيد.
ممكن است با خودتان فكر كنيد با رو كردن همه اين «اماها» و «شايدها» يا دودليهايي كه نسبت خودتان داريد خودتان را از انتقادات بعدي در امان نگه خواهيد داشت؛ اما اينچنين نيست و در حقيقت آنچه انجام ميدهيد چيزي جز ايجاد يك جو و ذهنيتي منفي نسبت به خودتان در ذهن ديگران نيست.
از جملات تهديدآميز، پرغلو و خودكمبينانه خودداري كنيد و در عوض از عبارات و جملات موكد، اطمينانبخش و دلگرمكنندهاي همچون «به شما قول ميدهم، آنچه در توان دارم انجام دهم» يا «مواجهه با چالشهاي اين كار، تجربههاي سودمندي در اختيارم خواهد گذاشت» استفاده كنيد.
از محدوديتها و ضعفهايتان سد نسازيد
بسياري از افراد با بزرگ كردن محدوديتهايشان براي خود مانعي در رسيدن به موفقيت ايجاد ميكنند. همه ما در وجود خود، كم و بيش از محدوديتها و ضعفهاي خاص برخورداريم، اما افرادي كه فاقد اعتماد به نفس لازم هستند همه جا اين ضعفها و محدوديتها را همچون غل و زنجيري به پايشان به دنبال خود ميكشند و توان حركت را از خود سلب ميكنند. براي لحظهاي با خود فكر كنيد و در ذهنتان از خود تصويري واقعگرا بسازيد.
چكاري است كه فكر ميكنيد از عهده آن برنميآييد؟ آيا موقعيت شغلي خاصي سراغ داريد كه فكر ميكنيد به خاطر محدوديتهايتان نتوانيد از عهده آن برآييد؟
آيا فعاليت خاصي وجود دارد كه به آن علاقهمند باشيد، اما فاقد مهارتهاي لازم براي انجام آن باشيد؟ با پاسخ دادن به اين پرسشها ميتوانيد محدوديتها و موانعي را كه سد راه پيشرفت شما هستند شناسايي كنيد و به چالش با آنها برآييد.
محدوديتهاي ساختگي و غيرواقعي را كنار بگذاريد و با محدوديتهاي واقعي خود كنار بياييد و راهي براي غلبه بر آنها بيابيد، در اين راه مصمم باشيد چون بعدها براي تصميم و اراده خودتان ارزش قائل خواهيد شد و ديگران نيز به آن احترام خواهند گذاشت.
تفكرات و ذهنيت منفي را كنار بگذاريد
بسياري از افراد، اعتماد به نفس خود را با تفكرات و ذهنيت منفي نسبت به خودشان از ميان ميبرند و به آن مجال شكوفايي نميدهند. «قيافهام براي اين كار وحشتناك است...»، «دست و پا چلفتيام، هيكلم متناسب نيست، سرعت عمل ندارم و...» همه اينها تفكراتي است كه كمكم بر وجودتان چيره ميشود و مشكلي بر مشكلاتتان اضافه ميكند.
به خاطر داشته باشيد بسياري از اين تفكرات، حقيقت يا پايه و اساس منطقي ندارند، اما افراد با تلقين كردن آنها به خود، كمكم صحت يا وجود آنها را باور ميكنند و ميپذيرند.
روانشناسي در اين زمينه ميگويد: «وقتي غرق در تفكرات منفي درباره خود ميشويم در حقيقت وجهه يا تصويري منفي از خود درست ميكنيم يا جنبههاي منفي وجودمان را به ديگران نشان ميدهيم.»
شيوههايي جديد براي كنار آمدن با ياس و ناكامي بياموزيد
همه ما در مواجهه با دشواريها در شرايطي قرار ميگيريم كه ممكن است به ياس ما بينجامد، اما اين ياس نبايد به افسردگي يا از دست دادن اعتماد به نفس منجر شود.
گاه آنچه به نظر يك خبر نااميدكننده يا بد ميآيد ممكن است موقعيت خوبي در آينده براي ما به ارمغان داشته باشد يا بسادگي، رحمت خداوند باشد.
بسياري از افراد در مواجهه با ناكامي 3 مرحله را پشتسر ميگذراند:
1- نفي يا تحريف ماهيت واقعي مشكل
2- نفرت يا بيزاري از كساني كه به نحوي در ايجاد اين مشكل دخيل بودهاند
3- افسردگي كه اغلب قدرت تفكر را سلب ميكند و فرد را از اتخاذ تصميمات معقول بازميدارد.
راه موثر براي كنار آمدن با چنين مشكلاتي در مراحل زير خلاصه ميشود:
1- مواجهه و رودررويي با آن (به جاي طفره رفتن يا انكار كردن آن)
2- تغيير طرز تفكر و ديدگاه خود نسبت به آن مشكل با يادداشت كردن جوانب مثبت مشكل به عنوان مثال در پاسخ به اين پرسش كه «اخراج شدن از كارم چه محاسني دارد؟» ميتوان نوشت:
1- من بيش از هر فرد ديگري در اين كار دوام آورده بودم.
2- تجربههايي به دست آوردهام كه به درد كار جديدم خواهد خورد.
3- واقعا به دنبال بهانهاي براي شروع كار جديد بودم.
4- ميتوانم كار بهتري پيدا كنم كه حقوقم بيشتر باشد.
5- شرايط كار براي من غيرقابل تحمل شده بود و حال، احساس آسودگي و فراغت خاطر ميكنم.
6- ميتوانم به جايي كه دوست دارم نقل مكان كنم.
7- براي انجام دادنx وx فرصت بيشتري خواهم داشت.
در يك تحقيق جديد، مشخص شد ارتقاي شغلي ميتواند براي سلامت رواني مضر باشد و بهداشت رواني فرد را به خطر بيندازد.
به گزارش «جام جم آنلاين»، اين بررسي كه با همكاري پژوهشگران دانشگاه «وارويك» انجام گرفته، نشان ميدهد ارتقاي شغلي به طور متوسط 10 درصد فشار رواني را روي فرد بيشتر ميكند. اين در حالي است كه پيش از اين پنداشته ميشد، بهبود وضعيت شغلي يك فرد از راه ارتقاي شغلي و گرفتن پست بالاتر، مستقيم ميتواند بهداشت و سلامت رواني را بهبود بخشد و علت آن، افزايش حسن كنترل بر زندگي و احساس خود ارزشي در انسان است.
اما پژوهش جديد نتايج متضادي را نشان ميدهد. در اين تحقيق، اطلاعات مربوط به هزار نفر كه ارتقاي شغلي گرفته بودند، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و هيچ بهبودي در سلامت جسمي اين افراد دیده نشد، اما از سوي ديگر، معلوم شد افرادي كه پست بالاتري به دست میآورند، به ميزان چشمگیری بر فشار رواني آنها افزوده و به طور متوسط 10 درصد از سلامت روان اين افراد كاسته ميشود. به علاوه، معلوم شد كساني كه ارتقاي شغلي پيدا ميكنند، 20 درصد كمتر به پزشك مراجعه ميكنند و اين امر سلامت جسمي آنها را نيز به خطر مياندازد.
حسين عابدي
اما مگر او چه خصوصياتي دارد كه ديگران ندارند؟ رزومه كاري خوب مقبولي دارد، اما نمراتش چندان درخشان نيست. در رشته حقوق فارغالتحصيل شده است، اما نه از دانشگاهي خيلي معتبر و شناخته شده. سابقه كار دارد، اما تا فتح قلههاي موفقيت حرفهاي راه زيادي در پيشرو ميبيند.
بنابراين چه چيزي است كه او را چنين از ديگران متمايز كرده است؟
اگر با او آشنا شويد و او را از نزديك ببينيد، پاسخ اين پرسش را خواهيد يافت. او جواني با اعتماد به نفس است كه از خود تصويري مثبت به ديگران ارائه ميكند. روحيه مثبت و چالشطلب او چيزي است كه ديگران را جذب ميكند و اين همان خصوصيات منحصربه فردي است كه او را در عرصه شغلي، يك گام جلوتر از ديگران قرار ميدهد و باعث ميشود وي بر موانع و مشكلات، چه شخصي و چه حرفهاي غلبه كند.
خصوصياتي كه او دارد نه اكتسابي است و نه با خواندن رشته حقوق به دست آمده است و اين از چشم كارفرمايان پنهان بماند. آنها براي «اعتماد به نفس» و «روحيه مثبت كاري» او قيمت ميگذارند و بخوبي آگاهند كه اين خصوصيت براي موفقيت حرفهاي، الزامي و اجتناب ناپذير است.
اعتماد به نفس، باور خويشتن و يك روحيه مثبت و واهمه نداشتن از آينده و موفقيتها و شكستهايي كه در پيش است؛ 4 خصوصيتي است كه در كنار عوامل مؤثر ديگر، ضامن موفقيت حرفهاي است.
افراد واجد اين خصوصيات، مسووليت اعمال خويشتن را به عهده ميگيرند، موفقيت را براي خود تعريف ميكنند وهمواره در تلاش براي رسيدن به آرمانهاي بزرگتري هستند.
اعتماد به نفس محصول خودباوري است و آدمهاي با اعتماد به نفس همچون او، از خود و تواناييهاي خود راضي هستند و به آن ميبالند. آنها احساس ميكنند توانايي لازم را براي مقابله با چالشها و غلبه بر موانع و مشكلات دارند.
آنها هميشه روحيه خوبي دارند و آرمانهاي خود را بوضوح ميبينند و تلاش براي دستيابي به آنها را رضايتبخش ميدانند. در حاليكه افراد فاقد اعتمادبه نفس از برداشتن موانع واهمه دارند؛ افراد مطمئن به خود به جاي حرف زدن و مقصر جلوهدادن اين و آن، عملگرا هستند. آنها زمام زندگي خود را شخصا به دست ميگيرند و معتقدند خود پاسخگوي موفقيت و شكست خويشتن هستند. شايد بتوان گفت باور خويشتن يا همان خودباوري گاه حتي مهمتر از اعتماد به نفس است.
خودباوري به افراد نيروي لازم براي سربلند بيرون آمدن از همه شكستها و ناكاميها را ميدهد و اگرچه ممكن است افراد داراي اعتماد به نفس، تحت شرايطي همچون استرس، متزلزل شوند؛ اما هرگز از تواناييها، اعتقادها و باورهاي خود غافل نميشوند.
تصويري كه فرد از خود دارد يا به عبارتي ديگر، آنچه فرد در باره خود ميپندارد تا حد زيادي موفقيت يا شكست او را معين ميكند زيرا بر اميدها، آرزوها، كارها و ماحصل تصميمات او تأثيرگذار خواهد بود. زنان و مردان موفق، تصويري مبتني بر واقعيات اما اطمينانبخش از خود دارند.
آنها لزومي نميبينند كه بخواهند آنچه اعتماد به نفس آنها را تهديد ميكند نفي كنند، بلكه سعي ميكنند آن را بپذيرند، اما مغلوب نشوند. آنها تلاش ميكنند به اطلاعات و چيزهايي بها دهند كه بر باور درست آنها از خودشان مهر تأييد ميزند.
وقتي او براي بار اول درخواست پذيرش داد، از سوي دانشگاههاي خصوصي مورد علاقهاش پذيرفته نشد و همين انگيزهاي قوي شد تا اين بار براي دانشگاهي دولتي درخواست پذيرش دهد. او پذيرفته شد و حتي بورسيهاي هم دريافت كرد. حال فكر كنيد اگر او بدون داشتن آن اعتمادبهنفس به خود اجازه ميداد مغلوب يأس شود؛ هرگز به موفقيت دست نمييافت و بورسيه به فرد ديگري ميرسيد.
افرادي مثل او هرگز از شكست يا حتي اشتباهها و پيامدهاي آن نميترسند. اشتباهها و شكستها موانعي موقتي در سر راه آنها براي رسيدن به آرمانهايشان است. آنها پس از هر شكستي به خود ميآيند. مسير جديدي براي رسيدن به هدفشان در ذهن ترسيم ميكنند و با شور و شوقي مضاعف بر روي پروژه جديدشان تمركز ميكنند.
اما در نقطه مقابل،افرادي كه اعتمادبهنفس لازم را ندارند، پس از شكست يا ضربه خوردن خود را عقب ميكشند. آنها ديگران و شرايط را مسبب شكست خود ميدانند، بيآنكه كمكاري و اهمال و سهلانگاري خود را مورد نظر قرار دهند. آنها به دليل تجزيه و تحليل غلط شرايط شكستشان و نيز تجربه نگرفتن از اشتباههايشان، اشتباههاي خود را تكرار ميكنند.
افرادي كه اعتماد به نفس دارند از چالشها، تغييرات و تحولات استقبال ميكنند و از همين روست كه پس از دستيابي به هر هدف در جستجوي اهداف مهمتري هستند. آنها مشكلات را به چالشهايي فردي تبديل ميكنند و از غلبه بر آنها خوشحال ميشوند.
آنهايي كه اعتماد به نفس ندارند اجازه ميدهند ترسها و بيمهايشان به موانعي ميان آنان و جاهطلبي و آمالهايشان تبديل شود. آنها از تغيير و تحول استقبال نميكنند چون امنيت كذاييشان را به خطر مياندازد.
افرادي كه از اعتماد به نفس بالا برخوردارند، تنها با خود رقابت ميكنند. آنها ميخواهند ركورد خود را بشكنند، نه ركورد فرد ديگري را. قربانيان چشم و همچشميها همواره از غرور و خودبيني رنج ميبرند. در محيط كار به دنبال تاييد و تاكيد ديگرانند.
بدون آنكه هيچگاه از اين تحسين و تمجيد قانع شوند. .
چه ابزارهايي در دست داريد؟
در عصري كه هر روز آن دستخوش تحولات مختلف است، بايد خود را با تغييرات و تحولات جديد در محيط كار آماده كرد.
همه ما در محيط كار خود با چالشهاي مختلفي از جمله با تغييرات و تحولات جديد از جمله يافتن جايگزيني براي شغل فعلي خود مواجهيم و اين چالش، زماني جديتر ميشود كه حس كنيم فقط در يك حوزه قادر به فعاليت هستيم و كار ديگري از دستمان بر نميآيد.
برخي با چند مشاوره و تست روانشناسي و... براحتي به قابليتهاي ديگر خود كه البته بالقوه هستند پي ميبرند؛ درحاليكه برخي ديگر به طور اتفاقي و حتي ناآگاهانه متوجه آنها ميشوند. در هر دو حالت، افراد به اين نتيجه ميرسند كه مهارتها و علايق و قابليتهاي بيشتري نسبت به آنچه فكر ميكنند دارند و براي يافتن مهارتها و علايق جانبي، چه براي آنهايي كه حرفهاي هستند و چه براي آنهايي كه به صورت تفنني كار ميكنند؛ روشهاي مختلفي وجود دارد.
در مدرسه يا دانشگاه در چه درسهايي نمرات خوب ميگرفتيد؟ به چه كارهايي علاقه داشتيد؟ در حال حاضر در چه كارهايي مهارت داريد، آيا كسي از شما در كار ديگري تعريف كرده است؟ فكر ميكنيد چه استعدادهاي ذاتي ديگري داريد؟ دست و دلتان به چه كار ديگري ميرود؟
در پاسخ به سوالهاي فوق و سوالهاي مشابه، به فهرستي از فعاليتها و كارهايي ميرسيد كه از انجام آنها لذت ميبريد يا در گذشته لذت ميبرديد. مطمئنا اينگونه فعاليتها، نيازمند مهارتها و تواناييهايي هستند كه شما در خود داريد و از وجود آنها بيخبريد. پس معطل چه هستيد؟ آنها را كشف كرده و به نحو بهينه از آن استفاده كنيد.
مهارتها چقدر با ارزش هستند؟
برخي مواقع انسانها بعضي كارها را بيدردسر انجام ميدهند و به اينكه آن را چگونه انجام ميدهند فكر نميكنند. با اين حال، در انجام همين كارهاي ساده هم، فرآيندهاي مختلفي دخيلند و براي انجام اين فرآيندها، مهارتهاي مختلفي مورد نياز است؛ مهارتهايي كه با ارزشتر از آن چيزي است كه شما فكر ميكنيد.
براي تعيين ارزش مهارتهايتان ميتوانيد تمرين زير را انجام دهيد.
يك صفحه از آگهي روزنامه را جدا كنيد (به صفحه خاصي توجه نكنيد چون در هر حال دنبال يافتن يك شغل نيستيد و اين كار فقط يك نوع تمرين است.)
عنوان آگهي، يعني شغل و پستي را كه براي استخدام افراد آگهي ميشود با يك تكه نوار نامرئي بپوشانيد (طوري كه بعدا بتوانيد آن را جدا كنيد و عنوان را بخوانيد..)
حال به فهرست شرايط مورد نياز داوطلبان مراجعه كنيد. از يك ماژيك فسفري يا روشن، براي جدا كردن مهارتهايي كه به آنها در مشاغل مختلف نياز هست و شما آن را در خود مييابيد، استفاده كنيد. حال نوارهاي چسبيده را برداريد و به عنوان آگهيها توجه كنيد.
حتما غافلگير خواهيد شد؛ چون خواهيد ديد واجد مهارت در حوزهها و مشاغلي هستيد كه هرگز به ذهنتان خطور نميكرد. بنابراين به خاطر داشته باشيد كه مهارتهاي يك فرد كارآمد در زمينههاي كاري مشابه، قابل استفاده است (هر غذا ادويه خاص خود را ميطلبد، اما برخي غذاها با ادويه مشابه تهيه ميشوند.)
حال كه متوجه مجموعهاي از حوزههاي مختلف كاري شدهايد كه به چه مهارتهايي نياز دارد؛ زودتر ميتوانيد فهرستي از مشاغل مورد علاقه خود را به ترتيب اولويت فهرست كنيد البته ممكن است نام برخي شغلها را نشنيده باشيد؛ اينها همان مشاغل جديد هستند كه با پيشرفت و تكنولوژي توليد ميشوند.
پایان
يك محصول، زماني در بازار پرفروش ميشود كه از كيفيت خوب، تبليغات، بازاريابي قوي و چندين فاكتور موثر ديگر در جلب توجه مشتري برخوردار باشد و افراد نيز زماني ميتوانند شاهد رونق حرفه خود باشند كه ارزش كار خود را بالا ببرند، براي بالا بردن تواناييهاي خود بكوشند، درباره تواناييهاي خود تبليغ كنند و در محيط كار انعطافپذير باشند.
براي نيل به همه اين اهداف، آدمهاي موفق همچنين ميدانند كه تابع بازار خود هستند و اين بازار جايي نيست جز سازمان، شركت يا كارفرمايي كه براي آن كار ميكنند.
آنها بايد از تمام جوانب كاري شركتي كه براي آن كار ميكنند؛ آگاه باشند و به نوع مهارتهاي خود، تقاضا براي آن مهارتها و تواناييهاي تغيير و تحولات مختلف در محيط كارشان و پروژههايي كه در ارتباط با شغلشان است، آشنا باشند. با آگاهي از همه اين عوامل، آنها بايد درصدد بالا بردن ارزش كار خود باشند.
براي اين كار بايد از همه مهارتهاي خود بهنحو عالي استفاده كنند، درصدد يادگيري مهارتها و تجربههاي جديد باشند و بتوانند خود را با شرايط جديد كاري و تغيير و تحولات سازماني منطبق كنند.
به ابزارهاي خود اعتماد داريد؟
وقتي كسي را براي انجام كاري (همچون كارهاي مختلف تعميراتي و غيره) استخدام ميكنيد؛ دوست داريد كه او از بهترين و روزآمدترين ابزارهاي لازم در كارش استفاده كند تا پولي كه به او ميپردازيد هدر نرود و حتي در آينده مشتري دايمي او شويد، چنين مثالي درباره شما نيز صدق ميكند.
ابزار كار شما آن چيزي است كه ميدانيد و چگونگي انجام كاري كه به شما محول شده. دستمزد شما بر مبناي ارزشهاي فعلي دانش و مهارتتان است.
امروزه مهارتها و فناوريهاي جديد، با سرعتي بيش از گذشته، در حال ورود به بازار و معرفي به مشاغل مختلف هستند.
بنابراين مطمئن باشيد كه كس ديگري در جايي ديگر، مشغول يافتن راهي بهتر، موثرتر، سريعتر و حتي كمهزينهتر براي انجام كاري است كه شما در حال حاضر آن را انجام ميدهيد.
به خاطر داشته باشيد، اگر نتوانيد از مهارتها و تكنولوژيهاي جديد در كار خود استفاده كنيد يا دانش خود را روزآمد كنيد؛ همكاران و رقباي شما اين كار را خواهند كرد و شما از قافله عقب خواهيد ماند.
در اين زمينه به مثالي خوب اشاره ميكنيم. زماني انجام كارهاي مختلف گرافيكي به صورت دستي و با داشتن ذوق و سليقه لازم از سوي گرافيست امكانپذير بود، اما امروزه با ورود كامپيوتر در همه عرصهها، كارهاي گرافيكي راحتتر انجام ميگيرد. در اين ميان، با توجه به برنامههاي مختلفي كه براي انجام كارهاي گرافيكي با كامپيوتر به بازار عرضه شده، برگ برنده دست كسي است كه بيشترين احاطه را بر برنامهها داشته باشد و بتواند از هر يك از آنها در جاي لازم استفاده كند.
به خاطر داشته باشيد كه مهارتها، قابليتها و تواناييهاي ما تا زماني با ارزش هستند كه كسي حاضر باشد براي استفاده از آنها پول پرداخت كند. شركتها و كارفرمايان امروز در بازارهاي جهاني براي روزآمدترين مهارتها و دانش كار، پول پرداخت ميكنند؛ بنابراين براي رقابت در عرصه بينالمللي، بايد بتوانيد خود را «مجهزتر كنيد و نه فقط «مجهز.
چرا كه در غير اين صورت، فرد ديگري با شرايط بهتري نسبت به شما از راه خواهد رسيد و جايگزين شما خواهد شد.
ادامه دارد
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت،در بخشنامه افزایش حقوق کارگران برای سال 88 که آن را وزیر کار و امور اجتماعی برای اجرا ابلاغ کرده، آمده است: شورایعالی کار با حضور نمایندگان سه گروه (دولت، کارفرمایان و کارگران) در جلسه مورخ 27 اسفند 1387 پس از بحث و بررسی راجع به تعیین حداقل مزد سال 1388، در اجرای ماده 41 قانون کار با در نظر گرفتن مصالح کارگران در انطباق هر چه بیشتر میزان درآمد آنان با سطح معیشت و همچنین با توجه به مقتضیات بنگاه های تولیدی و کارفرمایان و شرایط اقتصادی جامعه این موارد را به اتفاق آرا مورد تصویب قرار داد.
1- از ابتدای سال 1388 حداقل مزد روزانه با نرخ یکسان برای کلیه کارگران مشمول قانون کار (اعم ازقرارداد دائم یا موقت) مبلغ 87840 ریال (هشتاد وهفت هزاروهشتصد و چهل ریال) تعیین می گردد.
همچنین از اول سال 1388 سایر سطوح مزدی نیز روزانه 5 درصد مزد ثابت یا مزد مبنا (موضوع مـــاده 36 قانون کار) به اضافه روزانه 10980 ریال به نسبت آخرین مزد در سال 1387 افزایش مـــی یابد. در صورتی که با این افزایش مزد روزانه کارگر کمتر از 87840 ریال شود ملاک همان 87840 ریال است.
2- به کارگردانی که در سال 1388 دارای یکسال سابقه کار شده، و یا یکسال از دریافت آخرین پایه سنواتی آنان گذشته باشد روزانه مبلغ 1250 ریال نیز به عنوان پایه (سنوات) پرداخت خواهد شد.
تبصره 1:
پرداخت مبلغ مربوط به پایه سنواتی کارگران مشمول طرح های طبقه بندی مشاغل مصوب وزارت کار و اموراجتماعی با در نظر گرفتن این رقم برای گروه یک با توجه به دستورالعمل و جدول اعلامی توسط اداره کل نظارت بر نظام های جبران خدمت صورت می گیرد.
تبصره 2:
به کارگران فصلی به نسبت مدت کارکردشان در سال 1387، میزان مقرر در این بند (یا تبصره یک آن حسب مورد) تعلق خواهد گرفت.
3- بر اساس مصوبه مورخ 21 مهر 1387 شورایعالی کار و در جهت افز ایش رضایتمندی کارگران و کارفرمایان و به منظور تثبیت و تسری تمامی کارگران، اعم از دائم و موقت نسبت به دریافت مزایای بن کارگری مقرر شد از ابتدای سال 1388 مبلغ ریالی بن (سهم کارفرمایان) به عنوان مزایای رفاهی و انگیزه ای موضوع تبصره 3 ماده 36 قانون کار تحت عنوان کمک هزینه اقلام مصرفی خانوار (بن کارگری) منظور و بابت هر کارگر (اعم از متاهل یا مجرد) ماهانه مبلغ یکصد هزار ریال از سوی کارفرمایان به آنان پرداخت شود.
4- ضوابط مربوط به چگونگی نحوه اعمال افزایش مقرر در بند 1 و تبصره یک بند 2 در کارگاههایی که دارای طرح طبقه بندی مشاغل می باشند و نیز در مورد کارگران کارمزدی و هم چنین چگونگی ارتقاء طبقه شغلی به موجب دستورالعمل های اداره کل نظارت بر نظام های جبران خدمت خواهد بود.
5- مقررات این مصوبه شامل حال دانش آموزان و دانشجویانی که در ایام تعطیلات تابستانی در سال 1388 به طور موقت در کارگاه ها اشتغال می یابند نخواهد شد.
6- واحدهای مشمول قانون کار به منظور ایجاد رابطه هر چه بیشتر مزد و مزایا با بهره وری و تولید و ایجاد انگیزه بیشتر در بین کارکنان خود، علاوه بر اجرای این مصوبه می توانند نسبت به افزایش و برقراری مزایا در قالب موافقت نامه های کارگاهی و پیمان های دسته جمعی و پس از تایید وزارت کار و امور اجتماعی اقدام کنند.
