روابط حسنه
به روابط حسنهاي كه ميان شما و كارفرمايتان (با دعوت او از شما براي كار) به وجود آمده است، احترام بگذاريد. فراموش نكنيد كه در آينده با همين فرد يا شركتي كار خواهيد كرد كه مشغول مذاكره با او هستيد. سماجت، سختگيري بيش از اندازه، مطالبات نامعقول يا تبديل فضاي مذاكره به يك فضاي چالش برانگيز در درازمدت و در فرآيند استخدام، به ضرر شما خواهد بود.
سعي نكنيد در جريان مذاكره با طرح مسائل شخصي، به مذاكره جنبه شخصي بدهيد ُ و در یک جمله :تنها به برد و باخت اين رابطه دو طرفه فكر نكنيد. شما و كارفرمايتان مطالبات مختلفي از يكديگر داريد، بنابراين داشتن نگاه يك طرفه يا قضاوت يكجانبه شرط مذاكره موفق نيست.
به خاطر داشته باشيد طمع زياد راهي مطمئن براي از دست دادن همه آن چيزي است كه امكان دارد در يك مذاكره موفق به شما پيشنهاد شود. در هر مذاكره سالمي، لحظهاي ميرسد كه متوجه ميشويد هر آنچه را ميخواستيد، دريافت كردهايد.
در حالي كه بيشتر كارفرمايان و مراكز استخدامي دوست دارند با شما عادلانه رفتار كنند و رضايت كارمندان خود را جلب كنند، هيچ كارفرما يا شركتي نيست كه بخواهد با يك آدم طماع و زيادهطلب كار كند. اين كه ديگران نسبت به شما چنين ديد منفياي پيدا كنند، به طور قطع باعث خواهد شد كارتان را در آيندهاي نزديك از دست بدهيد.
آنچه گفته شد نكاتي درباره چگونگي از پيش بردن يك مذاكره موفق بود، اما شايد در مذاكره پيش از استخدام، مطرح كردن هيچ موضوعي به اندازه حقوق يا دستمزد براي طرفين حائز اهميت نباشد.
چقدر حقوق مد نظرتان است؟ درآمد فعلي شما چقدر است؟ حقوق اين پست يا شغلx دلار، پوند، يورو و... است. آيا براي شما اين رقم قانعكننده است؟
بيشتر جويندگان كار در پاسخ به اين گونه پرسشها پاسخ مناسبي نمييابند و عواملي مثل تامل بيش از حد بر سر مقدار حقوق، بالا بردن رقم دريافتي يا حتي مسائلي اخلاقي همچون حجب و حيا يا تعارف باعث ميشود نتوانند با طرف مذاكره كنار بيايند يا در صورت قبول شرايط توافقي، بعدا احساس پشيماني كنند.
براي غلبه بر اين مشكل بايد بتوانيد راهبرد مالي خاصي را براي خودتان تعريف كنيد، همان طور كه قبلا آموخته بوديد براي مصاحبه بايد پاسخ به برخي پرسشهاي استاندارد و مشخص را بدانيد يا براي پاسخ دادن به آنها آمادگي داشته باشيد.
يك راهبرد پيشنهادي ميتواند مرور سايتها يا منابعي باشد كه تعاريفي خاص از مشاغل مختلف را به همراه حقوق و دستمزد متعارف براي آنها ارائه ميكنند. براي كساني كه در بازار كار خارج از كشور مشغول فعاليتند، مراجعه به سايتهايي همچونSalary.com ياSalary expert.com ميتواند مفيد باشد.
از سوي ديگر مراجعه به كتابهايي همچون راهنماي كاريابي (كه معمولا از سوي وزارت كار يا آژانسهاي كاريابي و... منتشر ميشوند) نيز راهي ديگر براي آگاهي از حداقل يا پايه حقوق يك شغل خاص است. پس از اين مرحله و در ذهن داشتن پايه حقوقي كه ميتوانيد از كارفرمايتان مطالبه كنيد يا انتظار دريافت آن را داشته باشيد 3 مورد ديگر را نيز مد نظر قرار دهيد:
1 واقعا فكر ميكنيد به چه مقدار حقوق نياز داريد؟
2 واقعا فكر ميكنيد چقدر حقوق ميخواهيد؟
3 با چه حقوقي ميتوانيد از عهده مخارج زندگي خود برآييد؟
توجه به اين سه مورد، در احتساب حقوقي كه ميخواهيد از كارفرمايتان مطالبه كنيد مهم است، چراكه مبلغ آن حقوق را معقولتر كرده و در صورت عدم موافقت كارفرما براي پرداخت مبلغ موردنظر، حداقل به شما ايدهاي از نيازهاي مالي و حقوق موردنظرتان را ميدهد.
به خاطر داشته باشيد خرده مبالغي همچون بيمه، ماليات و... را از حقوق خالصتان كسر كنيد تا رقم به دست آمده به مطالباتتان نزديكتر باشد. از سويي ديگر به خاطر داشته باشيد كه به يك فاكتور مهم يعني قدرت پول در شهر محل استخدامتان توجه كنيد؛ به اين معني كه ممكن است دريافتx مقدار حقوق در كشور y يا شهر z پاسخگوي مخارجتان باشد، اما دريافت همين مقدارx در شهر يا كشوري ديگر نتواند كفاف مخارج روزمره شما را بدهد.
برخي كارفرمايان از كارمندان خود انتظار دارند در مورد حقوقشان به اصطلاح چانه بزنند و رقم آن را كم و زياد كنند، در حالي كه برخي ديگر به مقررات سختي در زمينه پرداخت حقوق پايبندند و حقوق پرداختي كارمندان آنان با توجه به سابقه كار، ميزان تحصيلات، نوع شغل، تعريف وظايف و غيره، ثابت و از پيش تعيين شده است.
در هر حال به خاطر داشته باشيد اين وظيفه شماست تا مهارتها و قابليتهاي ويژه خودتان را به رخ كارفرما بكشيد و از او انتظار دريافت حقوق بيشتري داشته باشيد. فراموش نكنيد كه تنها زمان مناسب براي مطرح كردن مساله حقوق، وقتي است كه به شما پيشنهاد كار ارائه شده است و شما با كارفرما، پاي ميز مذاكره نشسته و درآستانه امضاي قرارداد كارتان هستيد.
اگرچه اين نكته كمي بديهي است، اما ديده شده بسياري از متقاضيان استخدام با مطرح كردن مساله حقوق و چگونگي پرداخت آن در جريان مصاحبه يا ديگر مراحل پيش از مذاكره، شانس خود را براي استخدام از دست دادهاند چند نكته را به خاطر داشته باشيد:
راستی ، اولين كسي نباشيد كه مساله حقوق را پيش ميكشيد. كارفرمايتان ممكن است بخواهد رقم بالاتري نسبت به آنچه شما در ذهن داريد، ارائه كند.
هيچ وقت طيف حقوق خود را ارائه نكنيد. گفتن اين جمله كه حقوق مورد نياز من ازx مقدار تاy مقدار است گاه باعث ميشود حقوق يا مزاياي خاصي از شما دريغ شود.
با اين حال، گاهي برخي مشاغل، اگرچه وابسته به يكديگر هستند، اما مهارتهاي خاص خود را ميطلبند؛ به عنوان مثال معلمي، شغلي است كه فرد بايد به اصول تدريس، اداره كردن كلاس، فن بيان و... تسلط داشته باشد، اما تدريس در مقطع ابتدايي با تدريس در مقطع دبيرستان تفاوتهايي دارد كه باعث ميشود آموزگاران هر دو مقطع، تواناييهاي خاص خود را داشته باشند.
گاهي در فرآيند تغيير شغل نياز به يك مدرك تخصصيتر در شغل جديد خود خواهيد داشت. در چنين حالتي بايد براي اخذ اين مدرك با شركت در دورههاي آموزشي كوتاهمدت و فشرده يا حتي دانشگاهي اقدام كنيد.
در هر حال، نسبت به اعتبار مدركي كه اخذ ميكنيد و همچنين اعتبار مركز آموزشي كه اين دوره يا دورهها را عرضه ميكند، اطمينان حاصل كنيد تا زحماتتان به هدر نرود. در برخي از كشورهاي اروپايي، اين دورهها در برخي مراكز خاص علمي كاربردي به صورت فشرده يا حتي مكاتبهاي (بسته به مهارت و تخصصي كه آموزش داده ميشود) عرضه ميشوند و اين خود، خطر ثبتنام در مراكز غيرمعتبر را كم ميكند.
روابط عمومي و ارتباطات قوي
يكي از رموز موفقيت در تغيير شغل، داشتن ارتباطات قوي و دوستانه با كساني است كه در مشاغل مرتبط با شغل شما فعاليت دارند. اين گونه افراد معمولا ميتوانند شما را از فرصتهاي آزاد شغلي، آگهيهاي استخدام و... در شركتي كه كار ميكنند آگاه كنند و حتي به شما اطلاعات خوبي درباره يك شركت يا صنعت خاص بدهند.
آنها همچنين ميتوانند همچون يك حلقه واسط، شما را به ديگر سازمانها و افراد جوياي كار و غيره معرفي كنند. داشتن روابط عمومي خوب با همكاران، دوستان و كساني كه در مشاغل مرتبط با شغل فعلي شما فعاليت دارند، گام موثري براي گسترش شبكه ارتباطتان است.
كسب تجربه
به خاطر داشته باشيد با تغيير شغل (هر چقدر هم كه شغل آينده شما به شغل فعليتان نزديك باشد) نياز به آموختن تجربههاي جديد خواهيد داشت. با طي كردن يك دوره كوتاه كارآموزي در شغل جديد يا كاركردن به صورت پارهوقت، قادر خواهيد بود اين تجربيات جديد را بياموزيد و در صورت دوست نداشتن آن، حداقل شغل فعلي خود را از دست ندهيد.
براي خود راهنمايي بيابيد
تغيير شغل يكي از بزرگترين تحولات زندگي هر فرد است كه گاه بدون راهنما و فردي كه شما را از افتادن در ورطه شكست (يا يك خطر نسنجيده) نجات دهد، امكانپذير نيست. راهنما يا مشاور شما در اين راه بايد با خصوصيات، مزايا و معايب شغل فعلي و شغل آينده و نيز روحيهتان آشنا باشد تا بتواند شما را در به عهده گرفتن شغلي كه موفقيتي بيش از پيش برايتان به ارمغان آورد، راهنمايي كند.
اصول اوليه كاريابي
كساني كه براي مدتي نسبتا طولاني در يك شغل ثابت ميمانند و ارتباط خود را با بازار كاريابي و استخدام از دست ميدهند براي يافتن شغلي جديد، گاه نيازمند وقت بيشتري هستند. آنها بايد از نو، چگونگي نوشتن رزومه (به روز كردن رزومه شغلي خود و...) را مرور كنند و با سايتها و منابع جديد كاريابي آشنا شوند.
كسي كه از 10يا 15 سال پيش در يك شركت خاص كار كرده، قطعا با روشهاي جديد كاريابي نظير جستجو در سايتهاي كاريابي پرمراجعه آشنا نيست و بايد وقتي را براي آگاهي از اين گونه منابع جديد كاريابي يا استفاده از شيوههاي جديد (و نه سنتي) كاريابي اختصاص دهد.
انعطافپذير باشيد
تغيير شغل، بخشي از فرآيند زندگي است. از همين رو بايد در خود، آمادگي لازم براي اين كار را در هر مقطعي از زندگي حرفهايتان داشته باشيد.
هنگام شروع كار، براي خود، اهداف درازمدتي تعيين كنيد، اما اجازه ندهيد مسائلي همچون از دست دادن شغل فعليتان يا تغيير شغل، مانع دستيابي شما به اين اهداف شود. اگر بين مشاغل مختلفي كه در ارتباط با شغل فعلي شما هستند، انسجام خاصي وجود داشته باشد ميتوانيد اهداف درازمدت خود را در شغل جديدتان دنبال كنيد. گاهي تغيير شغل به منزله سكوي پرتاب است.
بسياري از افراد پس از سالها كار در يك مكان خاص و كسب تجارب مختلف تصميم ميگيرند به طور مستقل براي خود كار كنند و تجارب خود را به عنوان كارفرما در اختيار ديگران بگذارند. با همه آنچه گفته شد، چه انگيزه شما از تغيير شغل، نارضايتي از شغل فعلي باشد و چه اخراج شدن از محل كار كنوني بايد بدانيد عوامل بازدارندهاي كه باعث ميشوند از برداشتن اين گام بزرگ صرفنظر كنيد، كدامند. بسياري از جويندگان كار در ميانه راه قطع اميد ميكنند و بسياري ديگر از همان ابتدا جرات لازم براي تغيير شكل را در خود نميبينند.
برخي از اين عوامل بازدارنده عبارتند از:
نميدانم ميخواهم چه كاري انجام دهم
يكي از مشكلات بزرگ بر سر راه كساني كه در آستانه تغيير شغل هستند، ناآشنايي و ناآگاهي با كاري است كه دوست دارند انجام دهند.
بسياري از افراد، از شغل فعلي خود ناراضياند، اما نميخواهند به دنبال تجربه عرصههاي جديد شغلي باشند، زيرا به اين نارضايتي خو گرفتهاند. بسياري ديگر، از خطرهاي تغيير شغلي ميهراسند و ميترسند كه درآمد هنگفت كنوني خود را (با وجود اين كه شغل فعليشان آنها را راضي نميكند) از دست بدهند.
در بيشتر موارد، كاهش درآمد در ماههاي اوليه، يكي از تبعات تغيير شغل است؛ اما به گفته مشاوران كاريابي، موفقيت از آنِ كساني است كه پس از تحمل برخي سختيها، در شغل جديد خود پيشرفت ميكنند و درآمد بيشتري نسبت به درآمد سابق خود كسب ميكنند.
حتما داستانهايي از موفقيت غيرمنتظره برخي افراد شنيدهايد. مهندسي كه ميخواست وارد كار بازاريابي شود در رشته كارشناسي ارشد بازرگاني، تحصيلات خود را ادامه داد و در شركتي با حقوق كمتر از حقوق مهندسي، مشغول به كار شد. او در حال حاضر مدير يك شركت بازاريابي است و حقوقش به مراتب بالاتر از حقوق مهندسي او در 10 سال پيش است.
از تغيير شغل ميترسم
ترس از عوامل مختلف هنگام تغيير شغل، يكي از عوامل بازدارنده براي يافتن يك شغل جديد است. برخي افراد ميترسند نتوانند در صورت دست كشيدن از شغل فعلي خود، شغل مطلوب ديگري بيابند.
آنها بنا به دلايل مختلف، خود را آماده رقابت در بازار كار نمييابند و حتي فكر ميكنند شانس خوبي در پيدا كردن شغل ندارند. اين ترس در مورد افرادي كه سالها در يك شغل و در يك مكان ثابت كار كردهاند بيشتر صدق ميكند. آنها با خواندن گزارشهاي مختلف از ركود بازار و خيل عظيم بيكاران، از خير تغيير شغل ميگذرند و ترجيح ميدهند در شغل خود بمانند.
با اين حال، هر ساله مشاغل جديدي عرضه ميشوند كه اگر چه ممكن است كم باشند، اما خلاقيت بيشتري ميطلبند. به گفته مشاوران كاريابي، آن دسته از جويندگان كار كه از اعتماد به نفس، مهارت و انعطافپذيري لازم برخوردارند نبايد ترسي به دل راه دهند. آنها نسبت به فارغالتحصيلان تازهكار، تجربيات و مهارتهاي بيشتري دارند و همين امر حسن بزرگي براي آنها در پيدا كردن شغل جديد است.
اخیرا جناب شهردار تهران در مراسم افتتاحیه پروژه های منطقه ی ده برای بیان ویژگی های رزمندگان دفاع مقدس با ذکر این جمله که : « در جنگ که بودیم میان بچه های رزمنده مجید، علی اکبر وعلی اصغربود اما از کامبیز و ایرج خبری نبود...» سخنرانی داشتند.
مفهوم این بیان از شهردارمحترم ، حکایت از این دارد که فقط دسته ای خاص با علائمی ویژه جنگ را مدیریت کردند !
به نظر می رسد اینگونه بیان ویژگی ها نه تنها با واقعیات ثبت شده منافات دارد بلکه مخدوش کردن واقعیت های جنگی است که رازهای ناپیدایی دارد که نسل های آینده باید آن را واگویی کنند .اما آقای شهردار که خود رزمنده بوده و فرماندهی دوران جنگ را در سابقه خود دارد اینگونه قلب حقیقت می کند ، آینده شناسنامه جنگ را در نظر نگارنده این سطور تاریک می سازد و با دل نگرانی باور دارد که اگر انقلاب این گونه به زبان یارانش، روایت شود فردا معلوم نیست ماهیت جنگ چگونه تبیین خواهد شد.
جناب آقای قالیباف
یکی از افتخارات روزهای اولین انقلاب و یکی از صدها نشانه مدیریت بی بدیل امام خمینی این بود که حفظ ایران و انقلاب را دغدغه ی همه ی مردم کرد به گونه ای که ارامنه به عنوان اقلیتی مذهبی ،فرزندانشان را برای دفاع از کشوری که اکثریت مطلق آن شیعه می باشد به مناطق جنگی گسیل داشتند ودر راه میهن شهدایی نیز تقدیم کردند.
به خاطر می آورم کلام یکی از آزادگان عزیز را که می گفت:
"در اسارت که بودیم یکی از اسیران که مسیحی بود را شدیدا شکنجه می کردند که به امام و مدیران روحانی ایران اهانت کند لکن وی از این کار اجتناب می کرد ونهایتا اورا در یک کیسه گونی قراردادند و از ده ها پله ی ساختمانی به پایین پرتابش کردند که منجر به زخمی و شکسته شدن دنده و سایر استخوان های بدنش گردید و در پاسخ به اعتراض ما که می گفتیم تو که مسلمان نیستی، فحش بده و خودت را از شکنجه خلاص کن اظهار می داشت: مسلمان نیستم اما ایرانی که هستم !!"
جناب قالیباف
مردم ایران این چنین بودند واز حرمت کشورشان این گونه دفاع می کردند؛چرا حرمت مدیریت امام را پاسداری نمی کنیم و با بی دقتی جامعه را تکه تکه می کنیم ؟!
انقلاب اسلامی ایران را، علی ها، حسین ها، ایرج ها، کوروش ها، آتیلاها و... به پیروزی رساندند و از حریم آن مراقبت کردند و ان شاء الله اگر تغییر ماهیت پیدا نکند تا منزل مقصود که همان ظهور حضرت حجت (ع ) می باشد خواهند رساند... .
دکترمرتضی بهشتی
براي بسياري از افرادي كه در يك شغل ماندگار ميشوند و سالها تجربه كسب ميكنند، تغيير شغل و يافتن موقعيتهاي جديد كاري، به كاري بسيار سخت و شاق تبديل ميشود. كابوس بيكارشدن و نيافتن شغل دلخواه، طي كردن مجدد همه مراحل فرآيند استخدام، به خطر انداختن امنيت شغلي كه با سالها كار در يك مكان ثابت كسب شده و.... ازجمله فاكتورهايي هستند كه باعث ميشوند افراد با وجود نداشتن شور و شوق اوليه در كار خود، بيانگيزگي و كار از روي اجبار، به استقبال موقعيتهاي جديد شغلي نروند.
از سوي ديگر، اگر چه بيكارشدن و از دست دادن شغل مورد علاقه يا مسائل ديگري همچون تعديل نيرو در يك شركت و غيره، انگيزه ديگري است كه افراد را به جستجوي شغلي جديد واميدارد، اما بسياري از افراد (بخصوص كساني كه سالها در يك شغل تجربه كسب كردهاند) پس از چندي از تلاش براي يافتن شغلي جديد نااميد شده و به بيكاري تن ميدهند.
به گفته مشاوران كاريابي، اين گونه افراد آگاه نيستند كه بايد شيوههاي ديگري را براي كاريابي به كار گيرند؛ شيوههايي كه با جستجو براي يافتن شغل اول، متفاوت است. كري استراب، مشاور كاريابي در شركت Resources for success در پورتلند (آمريكا) در اين زمينه ميگويد: «اين گونه افراد نبايد به دنبال شيوههاي سنتي در كاريابي باشند.
آنها ميخواهند شغل، محل كار خود يا كارفرماي خود را عوض كنند، اما لزوما نبايد از همان شيوههاي سابق كاريابي (جستجو در روزنامهها و...) استفاده كنند. آنها بايد اين بار از ارتباطات خود در محيط كار استفاده كنند. از نفوذي كه نزد برخي افراد دارند و....»
آنچه در اين مقاله مي آيد به شما كمك خواهد كرد تا شناخت بهتري از عواملي كه شما را از تغيير حرفه باز ميدارند بيابيد يا بتوانيد با يك برنامهريزي درست، شغل خود را عوض كنيد و در كار جديد و مطلوب ديگري مشغول به كار شويد.
ميخواهيد شغلتان را عوض كنيد؟
به راستي چه چيزي باعث ميشود بعضيها پيش خودشان فكر كنند كه هنگام تغيير شغل و يافتن كاري بهتر فرارسيده است؟ شايد علاقهشان را به كاري كه انجام ميدهند و شغل فعليشان از دست ميدهند. شايد با خودشان فكر ميكنند نياز به تحولي در محيط اطرافشان دارند. شايد به اين نتيجه ميرسند كه به لحاظ روحي، نياز به كار ديگري دارند كه آنها را بيشتر ارضا كند. شايد خطر اخراج شدن را پيش روي خود ميبينند.
شايد همه اينها، بخشي از دلايلي هستند كه باعث ميشود افراد، زندگي حرفهاي خود را مروري دوباره كنند و به فكر فتح قلههاي جديد و پيمودن راههاي نرفته بيفتند. آيا براي تغيير شغل يا يافتن شغلي بهتر، بيتابي ميكنيد؟ آيا آرزو ميكنيد اي كاش در پست فرد ديگري بوديد؟ با پاسخ دادن به اين گونه پرسشها ميتوانيد بفهميد آيا براي برداشتن گامهاي بلندتر در اين مقطع از زندگي حرفهاي خود، آماده هستيد يا نه؟
در نهايت به خاطر داشته باشيد تغيير شغل يا تغيير محيط كار فعلي، بخشي از فرآيند طبيعي هر زندگي است. مطالعات در اين زمينه نشان داده است بيشتر افراد در طول زندگي، شغل خود را (منظور از شغل، پست يا مسووليت خاصي است كه افراد در ارتباط با رشته تحصيلي، مهارتها و تواناييهاي خود دارند و نه حرفه) چندين بار عوض ميكنند.
چه كاري را دوست داريد و چه كاري را دوست نداريد؟
خيلي از افراد شغل خود را عوض ميكنند چون كارشان را دوست ندارند، كارفرمايشان را دوست ندارند، محيط كارشان را نميپسندند، با همكاران خود اختلاف دارند و.... بنابراين گام اول در تغيير شغل، مشخص كردن چيزها و كارهايي است كه دوست نداريد و همچنين آگاهي از زمان لازم براي انجام اين كار.
با اين حال، آگاهي از آنچه دوست نداريد تنها يك بعد قضيه است، زيرا در نقطه مقابل بايد بدانيد چه كاري را به جاي كار فعلي خود دوست داريد، چه كارفرمايي را ميپسنديد، در چه محيط كاري احساس رضايتخاطر بيشتري خواهيد كرد و... تا بتوانيد در مسير تغيير شغل، گام درستي برداريد و كمتر خطر كنيد.
چه كاري شما را به هيجان ميآورد؟ در اوقات فراغت به چه كاري علاقه داريد؟ آيا تحصيلاتتان با كاري كه انجام ميدهيد همخواني دارد؟ چند ساعت در روز كار ميكنيد؟ آيا كار زياد شما را خسته كرده است يا بيعلاقگي به كاري كه انجام ميدهيد؟ با انجام مجموعهاي از تستهاي روانشناسي و نيز كندوكاو در وجود خودتان ميتوانيد مشاغلي را مدنظر داشته باشيد كه انجام آنها برايتان كسلكننده نباشد.
تحقيق درباره مشاغل جديد
همين كه علايق خود را كشف كرديد وقت بيشتري را صرف تحقيق درباره مشاغلي كنيد كه به شكلي در ارتباط با علايق شما هستند. از داشتن شك و هراس در اين مرحله نترسيد چون داشتن چنين حسي در فرآيند تغيير شغل اجتنابناپذير است چراكه تغيير شغل يعني خطر؛ همچنين ميزان تحقيقات شما بستگي به اين دارد كه چقدر ميخواهيد طيف فعاليتهاي خود را تغيير دهيد.
به عنوان مثال اگر معلم هستيد و تصميم داريد در يك شركت خصوصي، مربيگري گروهي از كاركنان را به عهده بگيريد قابل مقايسه با اين نيست كه پرستار باشيد و به ناگهان تصميم بگيريد يك طراح وب باشيد.
در حالت دوم چهبسا تغيير شغل به صلاح شما نباشد چون اين دو كار (پرستاري و طراحي وب) به هيچ وجه تشابهي با يكديگر ندارند، بنابراين آگاهي به علايقتان باعث ميشود از مشاغل ديگري كه در ارتباط با شغل كنونيتان هستند (اگر از شغل كنوني خود راضي و از عوامل ديگري همچون كارفرما، محيط كار، ساعات كاري و... ناراضي هستيد) آگاهي بيابيد و شانس خود را در حوزههاي كاري مشابه بيازماييد.
مهارتهاي قابل انتقال
فرض را بر اين بگيريد كه از شغل كنوني خود خسته شدهايد و احساس ميكنيد نياز به يك تنوع حرفهاي داريد. درصدد تغيير شغل برميآييد، اما براي لحظهاي با خود فكر ميكنيد كه تكليف آن همه تجربهاي كه در شغل كنوني خود كسب كردهايد و براي آن آموزش ديدهايد، سخت كار كردهايد و دشواريهاي مختلفي تحمل كردهايد، چه ميشود؟ آيا بايد همه آنها را دور انداخته و از صفر شروع كنيد؟
در حقيقت اينچنين نيست و اينجاست كه پاي مهارتهاي قابل انتقال به ميان ميآيد. مهارتهاي قابل انتقال به آن دسته از مهارتها و تواناييهايي گفته ميشود كه در مشاغل گذشته خود يا از طريق انجام كارهاي مختلف داوطلبانه، سرگرميهاي مختلف، دنبال كردن علايق شخصي و غيره كسب كردهايد، اما ميتوانيد از آنها در شغل جديد يا شغل بعدي خود استفاده كنيد.
به عنوان مثال مهارتهاي بسياري همچون توانايي در مديريت، روابط عمومي قوي، برنامهريزي و... وجود دارند كه قابل تعميم در آن كاري هستند كه تصميم داريد از اين به بعد انجام دهيد، از اين رو ممكن است خودتان هم از اين كه در شغل جديد به خاطر داشتن مهارتهاي سابق، تسلط و اعتماد به نفس زيادي داريد، تعجب كنيد.
مهارتهاي قابل انتقال نهتنها براي آنان كه درصدد تغيير شغل هستند، بلكه براي كساني هم كه با مشكل تعديل نيرو در محيط كار خود مواجهند، فارغالتحصيلاني كه به دنبال اولين كار خود هستند يا آنها كه پس از غيبتي طولاني در محل كار خود حاضر ميشوند، مهم است.
همان طور كه پيشتر گفته شد هنگام تصميمگيري براي شغل بايد در مرحله اول تشخيص دهيد كه چه كاري براي شما مناسب است و بخشي از اين تشخيص به اين مربوط ميشود كه بدانيد در كدام حرفهها يا مشاغل ميتوانيد از مهارتهايي كه داريد (مهارتهاي قابل انتقال) مجدد استفاده كنيد.
اگر موفق به يافتن شغل ديگري شدهايد بايد در رزومه خود به عنوان مشاغل سابق خود بپردازيد و علاوه بر آن، توضيحي مختصر درباره آن مشاغل نيز بدهيد. اين توضيح كمك خواهد كرد كارفرماي جديد تشخيص بدهد شما در مشاغل سابق خود چه مهارتها و تواناييهايي داشتهايد و تا چه حد اين مهارتها و تجربيات در شغل جديد شما ميتوانند كاربرد داشته باشند.
همه ما ميدانيم قسمت عمدهاي از زندگي روزانه هر شخص صرف اشتغال به كار ميشود و فعاليت كاري از نظر سلامت رواني شخص، فعاليت مهمي به حساب ميآيد و ميتوان از آن به عنوان وسيلهاي براي استقلال فرد ياد كرد كه رشد عزت نفس او را مساعد ميكند.
تحقيقات نشان ميدهد خشنودي شغلي با شادكامي مرتبط است ولي گاهي اوقات نيز عوامل متعددي در فشارهاي رواني افراد سهيم هستند كه ميتوان از اين ميان به عوامل محيطي و فيزيكي (سر و صدا، ازدحام و نور و صوت نامناسب) و عوامل انساني (تعارض با افراد ديگر) اشاره كرد.
لذا آشنا شدن با روشهاي مقابله موثر با فشارهاي رواني (استرسها) و غلبه بر فرسودگي شغلي ميتواند به ارتقاي بهداشت رواني و افزايش اثربخشي و بهرهوري نيروي انساني كمك كند.
فشارهاي رواني محل كار
بيشتر افراد فشارهاي رواني (استرس) در كار را به گونهاي تجربه كردهاند. اين همان احساس فرسودگي است كه سبب ميشود فرد طي آن سردرد، عرق سرد و تپش قلب ناخودآگاه پيدا كند.
براي آن كه از اين فشارها در امان بمانيم، بهتر است به شيوهاي صحيح زندگي كرد و تمرينات ورزشي، خواب مناسب و كافي و غذاي متعادل را فراموش نكرد.
بررسيها نشان ميدهند حركتهاي ورزشي هوازي سبب ميشود ما نيرويي را كه ممكن است سبب فشار رواني شود، تخليه كنيم و با خواب كافي تجديدقوا كرده و از عهده مشكلات برآييم و با تغذيهاي صحيح (مصرف ميوهها و سبزيها) آب بدن خود را تامين كنيم و با قدم زدن، دراز كشيدن و... شرايط كاهش استرس را هموار كنيم، چراكه فرسودگي شغلي يا (كارزدگي) به سبب فشارهاي رواني كار ايجاد ميشود و شخص توان مقابله با آن را ندارد.
از پيامدهاي زيانبار فرسودگي شغلي، ميتوان به كاهش نيروي ذخيره در بدن فرد، پايين آمدن سطح مقاومت فرد نسبت به بيماري، افزايش نارضايتي و بدبيني، سوءمصرف مواد و داروها و مشكلات بين فردي و كنارهگيري را ذكر كرد كه با مديريت استرس از آنها كاسته خواهد شد.
گفته ميشود در شرايط فعلي جهان، هيچ شغلي دائمي نيست و حفظ شغل و بقاي آن بستگي به ميزان فعاليت خود فرد دارد و همين ترس از كنار گذاشته شدن و بازنشستگي، يكي از فشارهاي رواني است. ترس از تنزل مقام يا كنار گذاشته شدن در افرادي كه ميدانند به مدارج بالا و بالاترين سطح پيشرفت در كار خود رسيدهاند، بسيار شديدتر است.
اين افراد به پركاري ميپردازند تا همچنان خود را در اوج نگه دارند و در عين حال كوشش آنها بر اين است كه احساس عدم امنيت شغلي خود را مخفي كنند و به اين ترتيب بيش از پيش در معرض استرس قرار ميگيرند.
نور (عدم نور كافي در كارگاهها)، سروصدا، دما، ارتعاش و حركت، ديگر عوامل استرس در محيط كار هستند كه گاه باعث ميشوند كاركنان براي تخليه عصبانيت، در محيط كار خود دست به رفتارهاي غيرخشونتآميزي همچون خرابكاري، كارشكني، دزدي و ويروسهاي رايانهاي بزنندكه سالانه ميلياردها دلار به اقتصاد جهاني ضرر ميرساند.
عصبانيت در محيط كار باعث شكاف بين كاركنان و ايجاد محيطي ناسالم ميشود كه اولين گام در ايجاد يك محيط سالم، ارائه سبكي از مديريت بر پايه اصول انساني است.
دفع استرس
يكي از راههاي مقابله با عوامل فشار، شهامت برخورد با واقعيات است. احترام به احساسات و آرزوهاي افراد، فراهم كردن محيط فيزيكي مناسب، هماهنگي كار و مسووليت و پرهيز از بردن كارهاي اداري به منزل، از مواردي است كه به كاهش استرس در محيط كار كمك ميكند.
اگر استرس بخوبي درمان يا كنترل نشود، ميتواند به بيماريهاي ناشي از استرس منجر شود كه در بسياري از افراد، آمادگي ابتلا به برخي از بيماريها وجود دارد و استرس، بروز علائم آنها را بيشتر ميكند كه البته عوامل ديگري نيز همچون وراثت، محيط، رژيم غذايي، بهداشت، عادات زندگي، چاقي، سيگار كشيدن و... در اين خصوص نقش موثري دارند.
معمولترين اشكال بيماري كه به استرس مربوط ميشوند عبارتند از: حملههاي قلبي، فشار خون، سكته مغزي، آنژين، ميگرن، سردرد، پشت درد مزمن، ديابت، انواع زخمها، بيقراري، سرطان، آلرژي، آرتروز و ناهنجاريهاي جنسي. كارشناسان چندين راه را براي مقابله با استرس پيشنهاد كردهاند از جمله تفكر درباره ماوراءالطبيعه يا مديتيشن فوق طبيعي.
اين روش در كشور آمريكا اثر فوقالعادهاي بر محيط كار و كارمندان گذاشته و عادات و روشهاي كاري آنها را بهبود بخشيده است.
همچنين برخي از شركتها مرخصي اجباري غيرقابل تغيير و تبديل براي كارمندان در نظر ميگيرند و كارمندان ملزم به استفاده از آنها هستند. بنابراين ميتوانند استراحت و تجديد قوا كنند و با علاقه و كارايي بيشتر در محل كار خود حاضر شوند و در پايان به علت اينكه سازمانها از وجود محيطهاي عاري از استرس سود و بهره زيادي ميبرند، بايد درخصوص پيشگيري از استرس، به هر نحو ابتكار عمل داشته باشند.
ابزار و برنامههاي پيشگيري از استرس بايد به عنوان سرمايه محسوب شود و نه هزينههاي اضافي، زيرا هنگامي كه استرس در روابط بين افراد و كارمندان به حداقل ميرسد، احتمال موفقيت سازمان افزايش چشمگيري پيدا ميكند.
چه اقتصاد كشوري قوي باشد و چه ضعيف؛ آنچه اهميت دارد؛ چگونگي مذاكره براي كنار آمدن با شرايط كارفرما و اعلام شرايط و مطالبات خودتان است. به خاطر داشته باشيد؛ در يك مذاكره شغلي موفق، اگرچه ممكن است با همه شرايط يا مطالبات شما موافقت نشود، اما قطعاً پست پيشنهاد شده را به خاطر اظهار آن شرايط و مطالبات از دست نخواهيد داد.
آنچه باعث ميشود كارفرمايي در پاي ميز مذاكره از استخدام شما صرفنظر كند يا فرد ديگري را به شما ترجيح دهد، شيوهاي است كه شما در اعلام شرايط و مطالباتتان به كار ميگيريد. نشستن پاي مذاكره چه در مذاكرات استخدامي و چه در مذاكرات تجاري، فن خاصي را ميطلبد كه رعايت آن، كمتر باعث ايجاد تنش ميان دو طرف مذاكره ميشود و خواستهها و مطالبات هر يك از طرفين را به طور توافقي از پيش ميبرد.
در اين مقاله ميكوشيم شما را با برخي فنون و به عبارتي بهتر، «بايدها» و «نبايدها»يي كه بايد پاي ميز مذاكره براي استخدام رعايت كنيد، آشنا كنيم تا بتوانيد در پستي كه به شما پيشنهاد ميشود با شرايط مورد نظر خود و كارفرمايتان (به صورت توافقي يا حتي 50 -50) مشغول به كار شويد.
آماده باشيد
هر چه اطلاعات شما درباره كارتان و كارفرمايتان بيشتر باشد، موفقيتتان در مذاكره بيشتر خواهد شد. براي كسب اين آمادگي ميتوانيد از منابع مختلف اينترنتي، دوستان و آشنايان، مشاوران كاريابي و... كمك بگيريد. كسب اين آمادگي مربوط به چگونگي انجام يك مذاكره موفق و تمامي ابعاد و جنبههايي است كه بايد پاي ميز مذاكره درباره كاري كه به شما پيشنهاد شده است، در نظر بگيريد.
هنگام مذاكره، داشتن يك ارتباط موثر كلامي همانقدر مهم است كه هنگام مصاحبه. بنابراين بكوشيد تمامي اصول يك ارتباط كلامي موفق همچون حفظ آرامش و خونسردي، احترام به ديدگاههاي طرف مقابل، حفظ ادب، متانت كلام و... را رعايت كنيد. براي كسب آمادگي براي انجام يك مذاكره موفق، بايد از پيش سوالاتي را در ذهن داشته باشيد تا بتوانيد در جريان مذاكره پاسخ آنها را دريافت و از شرايط موجود رفع ابهام كنيد.
برخي از اين پرسشها عبارتند از: وظايف شاخص من چيست؟ آيا فرصتي براي ارتقاي شغلي وجود دارد؟ آيا امكان كسب تجربه يا گسترش مهارت وجود دارد؟ آيا آرمانهاي كارفرما يا مركز استخدامي با آرمانهاي موفقيت كاري من همخواني دارند؟ رقباي شركت چه كساني هستند؟ شركت تا چه حد در دست بخش خصوصي يا دولتي است؟ آيا شركت يا مركز استخدامكننده وابسته به نهاد خاصي است؟
براي داشتن رضايت شغلي ، حقوق و مزايا چقدر براي من اهميت دارند؟ آيا منافع شخصي من با منافع كارفرماي من در تضاد است يا ميتوان ميان هر دو همنشيني ايجاد كرد؟
به مطالبات خود و كارفرمايتان به طور موازي بها دهيد
براي توجه به اين اصل، اولويتهاي خود را مد نظر قرار دهيد. واقعاً هدفتان از كاركردن نزد اين كارفرما يا شركت چيست؟ آيا حاضريد در يك محيط عادلانه كار كنيد؟ آيا ميتوانيد با نوسان حقوق در ماههاي مختلف كنار بياييد؟ توجه به اين اولويتها به شما كمك ميكند تا دقيقاً بفهميد از كار كردن نزد چه كارفرما يا شركتي بيشترين رضايت را خواهيد داشت.
به عنوان مثال، يك سازمان يا نهاد بزرگ دولتي ممكن است حقوق كمي در اختيارتان قرار دهد، اما براي شما امكان سفر، بيمههاي مختلف، وام، تسهيلات اقامتي در شهرهاي مختلف و... را فراهم كند. در عوض كاركردن در يك شركت خصوصي و كوچك نيز ممكن است به شما امكان دريافت حقوق پورسانتي در كنار حقوق عادي را بدهد.
با شناخت امكاناتي كه پست جديد يا كارفرمايتان ميتواند در اختيار شما قرار دهد ميتوانيد تشخيص دهيد كه پاي ميز مذاكره روي چه مواردي بايد تاكيد كنيد.
نقاط ضعف و قوت خود را بشناسيد
گاه شما داراي مهارتها يا قابليتهاي حرفهاي خاصي هستيد كه در بازار كار پرتقاضا هستند و گاه خود را در شرايطي ميبينيد كه ممكن است رقباي واجد صلاحيت بسياري داشته باشيد كه كارفرما يا شركت مورد نظر به استخدام آنها علاقهمند است.
سبك و سنگين كردن وضعيت و نقاط قوتتان در مقايسه با كانديداهاي ديگر به شما كمك ميكند تا بفهميد پاي ميز مذاكره چه موقع روي مطالب خود پافشاري كنيد و چه موقع به نفع كارفرما كنار بياييد. اينكه دقيقاً بدانيد چه چيزي را در چه زماني مطالبه كنيد شما را يك گام تا رسيدن به خواستههايتان جلو مياندازد.
هرگز دروغ نگوييد، اما از حقيقت به نفع خود استفاده كنيد
دروغ گفتن، نه تنها كاري اشتباه است بلكه در مورد مذاكرات، كاري بيفايده است. اگر در جريان مذاكره دروغ بگوييد؛ دير يا زود لو خواهيد رفت و اين به ضرر شما خواهد بود؛ چرا كه وجهه مثبت شما را خدشهدار ميكند. از سوي ديگر براي صراحت و صداقتتان نيز پاداشي دريافت نخواهيد كرد.
شما مجبور نيستيد به هر آنچه كه آگاهيد، اشاره كنيد. بهترين كار اين است كه شخصاً تشخيص دهيد چه چيزي را، در چه زماني و با چه لحني بگوييد تا حرفتان تاثيرگذاري و نفوذ بيشتري روي طرف مقابل داشته باشد.
انصاف و عدالت را در نظر داشته باشيد
براي بيشتر كارفرمايان، رعايت انصاف و عدالت از سوي هر دو طرف مذاكره هنگام بحث و تبادلنظر در مورد برنامههاي آينده، حائز اهميت بسياري است و گاه ملاكي براي شناخت بهتر شما قرار ميگيرد. معمولاً كارفرمايان با مطالبات منصفانه و منطقي كاركنان در چارچوب سياستهاي داخلي يك شركت و نيز بودجه شركت، موافقت ميكنند.
بنابراين بايد بتوانيد مطالبات خود را بر مبناي منصفانه بودن آنها توجيه كنيد. به عنوان مثال اگر كساني را ميشناسيد كه در پست مشابه شما هزينه اياب و ذهاب يا هزينههاي جانبي ديگري دريافت ميكنند، ميتوانيد از كارفرما بخواهيد مطالبه شما را در نظر قرار دهد و برايتان چنين امتيازي قائل شود.
به آرمانها و اهداف هر دو طرف مذاكره توجه كنيد
سعي نكنيد با طرح مطالباتي كه انجام يا عرضه آنها از سوي كارفرمايتان مقدور نيست زمينه رنجش احتمالي طرفين را در آينده فراهم كنيد. اگر كارفرمايتان حس كند مذاكره را به شما باخته است، ممكن است در مذاكرات بعدي حرفهاي بر سر ارتقاي پست، حقوق و... موفقيت حاصل نكند.
نرخ دستمزد کارگران که توسط شورای عالی کار در سال جاری تعیین شده، حداقل 219 هزار و 60 تومان است که کارگاههای مشمول قانون کار موظف هستند آن را به عنوان کف کار و به عنوان حداقل ترین رقمی که می توان به کارگران پرداخت کرد در نظر بگیرند.
عضو شورای عالی کار تصریح کرد: عیدی کارگران باید بر اساس 60 روز کاری (2 ماه) و حداکثر 90 روز کاری (3 ماه) حقوق پایه محاسبه و پرداخت شود که در این مورد حداکثر عیدی کارگران نباید از 3 برابر حقوق پایه بیشتر شود.
وی خاطر نشان کرد: با توجه به اینکه هر ساله حداقل دستمزد کارگران افزایش می یابد میزان عیدی نیز بر همان اساس مشمول افزایش می شود.
به گزارش مهر، در محاسبه عیدی کارگران، اگر کارگری کمتر از یکسال در واحدی مشغول به کار باشد به همان نسبت باید از عیدی برخوردار شود، ضمن اینکه هزینه های دیگر در حقوق کارگران از جمله خواربار و حق مسکن نیز در میزان عیدی موثر است.
برهمین اساس، حداقل عیدی کارگران در سال جاری دو برابر حداقل حقوق پایه یعنی (219 هزار و 60 تومان) و حداکثر 3 برابر حداقل حقوق پایه خواهد بود که باید توسط واحدهای مشمول قانون کار به گروههای مختلف کارگری پرداخت شود. از این رو، می توان گفت که کارگران باید بر اساس قانون کار در سال جاری حداقل 438 هزار تومان و حداکثر 657 هزار تومان عیدی دریافت کنند.
گفتنی است، حداقل و حداکثر عیدی سال گذشته کارگران به ترتیب 366 و 549 هزار تومان بود.
اگر يك روز به سفارت كانادا برويد و تقاضاي ويزا كنيد و يا مايل باشيد كه در كانادا ادامه تحصيل بدهيد و اقامت بگيريد بطور طبيعي انجام يك سري اقدامات مثل ارائه پاسپورت ، تكميل برخي فرمت ها ، ارائه ريز نمرات ، ترجمه مدارك تحصيلي ، داشتن نمره قابل قبول در آزمون IELTS و يا TOEFL لازم است.
حالا سئوال اين است كه اگر شما بجاي اينكه پاسپورت بدهيد شناسنامه و يا كارت ملي ارائه كنيد و يا بجاي اينكه ريز نمرات تحصيلي را به تاييد وزارت خارجه برسانيد به تاييد شوراياري محله برسانيد و يا به جاي فرمت مورد نظر سفارت ، فرمت مورد دلخواه خودتان را ارائه كنيد چه مي شود ؟
نتيجه معلوم است . به قول خارجكي ها از همان ابتداي كار Reject مي شويد . يعني سفارت پي مي برد كه شما خيلي شنگول و منگول هستيد . بنابراين بايد برگرديد و مدارك مورد نظر سفارت را كامل كنيد .
اينكه سفارت است و دنگ و فنگ خاص خودش را دارد . اگر شما براي ثبت نام فرزندتان به يكي از مدارس محل سكونتتان مراجعه كنيد و مدارك مورد نظر آنها را تهيه نكنيد قطعا ثبت نام فرزندتان منتفي شده و مورد ترديد است. بالاخره هر كاري آداب خودش را دارد حتي همين بقال سر كوچه ما هم براي دادن شير مقرراتي وضع كرده كه اگر رعايت نكني بايد قيد شير را بزني و به عبارتي ديگرFail مي شويد .
ولي نمي دانم چرا وقتي از بعضيها مي پرسيم آقا براي چي نماز نمي خوانيد ؟ مي گويند: "ما شبها قبل از خواب دعا مي كنيم" .
آقا چرا روزه نمي گيريد ؟ مي گويند :" ما دروغ نمي گوئيم روزه هم نمي گيريم ، بابا آدم بايد دلش پاك باشد ! "
يا اينکه ميگويند : "خدا از ما چي خواسته ؟ خواسته سر مردم شيره نماليم . مال مردم را نخوريم . دروغ نگوئيم و غيبت نكنيم . مال حرام نخوريم ".
چند وقت پيش به يك بابائي برخوردم كه خيلي صادقانه مي گفت: "من پنج شنبه جمعه ها نماز نمي خوانم چون روزهاي تعطيل مال استراحت است!!"
حالا بگذريم كه خيلي از اين ها دروغ هم مي گويند ، غيبت هم مي كنند ولي فرض كنيم كه يك كسي پيدا شد و همه دستورات ديني را رعايت مي كرد به جز نماز ...!؟ مشكلي پيش نمي آيد فقط به قول عزيزان سفارتي Reject مي شوند . چرا ؟ چون همه ضوابط و قوانين را نديده گرفتند و مطابق سليقه خودشان فرمت دلخواه خودشان را پر كرده اند و يا همه مداركشان كامل بوده به جز پاسپورتشان .
براي همين هم است كه نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله فرمودند : "اولين چيزي كه از بنده محاسبه مي شود نماز است . اگر قبول شد بقيه اعمال هم قبول است و اگر نه بقيه اعمال هم باطل است . "
حالا چرا بعضي ها هم نماز مي خوانند و هم دروغ مي گويند اين بحث جدائي است كه مربوط مي شود به اينكه اينها نماز را درست نمي خوانند . حالا يا آداب نماز را درست بجا نمي آورند و يا نمازشان روح ندارد . به بيان ديگر فقط رفع تكليف مي كنند و دولا و راست مي شوند . جاي تاسف است كه بعضي از آدمها 60 سال نماز مي خوانند و حتي يكبار از خواندن نماز لذت نمي برند .
واقعيت اين است كه مطابق آيه شماره 45 سوره مباركه عنكبوت نماز انسان را از كارهاي زشت و ناپسند باز مي دارد لذا اگر كسي نماز مي خواند و دروغ هم مي گويد بايد علت را در نمازش جستجو كرد و به همين دليل هم هست كه معصوم عليه السلام مي فرمايند : "نماز ستون دين است ".
به خودم مي گويم جالبه بعضي ها خدا و پيغمبر و معصومين عليهم السلام را حتي به اندازه بقال سر كوچه قبول ندارند حالا سفارت كانادا باشه طلبتون !
محسن فرقاني
