انواع زمان و اوقات فراغت
هانري لوفربر، جامعهشناس فرانسوي، به طور كلي اوقات را به سه دسته تقسيم ميكند:
1- فرصت كار، كه زمان تكليف است؛
2- وقت اضطرار، كه اجباراً در انجام دادن اموري نظير اياب و ذهاب صرف ميشود؛
3- وقت آزاد، كه فراغت ناميده ميشود.
جامعهشناسان شوروي نيز زمان را به دو گروه تقسيم ميكنند:
1- زمان كار؛
2- زمان خارج از كار، كه خود به چهار دسته تقسيم ميشود:
- زماني كه با كار روزانه ارتباط دارد، مثل اياب و ذهاب براي كار؛
- زماني كه به انجام امور خانه اختصاص مييابد؛
- زماني كه براي كاميابي احتياجات طبيعي بدن مثل تغذيه، خواب و استحمام صرف ميشود؛
- زماني كه به اموري مانند مطالعه، فعاليتهاي اجتماعي، استراحت، ورزش، تماشاي تلويزيون و ... اختصاص دارد و به عنوان اوقات فراغت ناميده ميشود.
آنچه را كه اين صاحبنظران اوقات فراغت ناميدهاند، نيز ميتوان به شيوههاي گوناگون تقسيم نمود. اگر مكان را مبناي تقسيمبندي بگيريم، ميتوان دو حالت كلي را از هم جدا نمود:
1- زمان فراغتي كه در منزل سپري ميشود و 2- زماني كه خارج از منزل سپري ميشود و طيف وسيعي از فعاليتها، همچون فعاليتهاي ورزشي و جسمي گرفته تا ديدار از بناهاي تاريخي، رفتن به موزه و تئاتر، پاركها و ... را در برميگيرد.
از نظر زماني نيز ميتوان اين گونه تقسيمبندي كرد:
1- اوقات فراغتِ لحظهاي مانند وقتي كه فرد پشت چراغ قرمز است؛
2- اوقات فراغتِ ساعتي مثل ساعات بيكاري كه در محل كار يا در اتوبوس صرف ميشود؛
3- اوقات فراغتِ روزانه بعد از انجام وظايف روزانه است،كه معمولترين اوقات فراغت محسوب ميشود.
4- اوقات فراغت هفتگي كه معمولاً در پايان هفته يك و نيم يا دو روز كامل تعطيلي است.
5- اوقات فراغت ساليانه كه مثال مشخص آن تعطيلات عيد نوروز يا مرخصيهاي سالانة كاركنان ميباشد.
از سوي ديگر اوقات فراغت برحسب سن قابل تقسيمبندي است:
1- اوقات فراغت ويژة كودكان قبل از ورود به دبستان كه به دليل كمي وظايف كودكان، به طور نامشخص به مدت طولاني است.
2- اوقات فراغت كودكان و نوجوانان كه معمولاً پس از انجام تكاليف مدرسه است.
3- اوقات فراغت جوانان
4- اوقات فراغت ميانسالان
5- اوقات فراغت سالخوردگان، كه بيشتر افراد بازنشسته را شامل ميشود.
البته بديهي است ميتوان تقسيمبنديهاي ديگري برحسب جنس، شغل و حتي سلسله مراتب شغلي افراد به دست داد.
كاركردهاي اوقات فراغت
اوقات فراغت از طريق كاركردهاي متفاوت نقش مؤثري در ايجاد تعادل در زندگي افراد دارد. بايد توجه داشت انسان موجودي مكانيكي نيست كه تغذيه وكار بتواند سلامت حيات ودوامش را تأمين كند.
بسياري از اوقات، كيفيت زندگي افراد به نحوة استفاده از اوقات فراغتشان مربوط ميشود. از اين رو، توجه به كاركردهاي اوقات فراغت امري ضروري است. عمدهترين كاركردهاي اوقات فراغت را ميتوان در موارد زير برشمرد.
الف) استراحت و تجديد قوا يكي از ضروريات زندگي است. به نظر ميرسد كساني كه بخش عمدة نيرويشان را صرف رسيدن به مقاصد شغلي يا تحصيلي نمودهاند، به دليل خستگي و ركورد جسمي و ذهني، چندان موفق نبودهاند؛ بنابراين، فرصت استراحت غير از زمان خواب، حتي اگر همراه با تخيل باشد، براي سلامتي روحي و جسمي، بخش ضروري از زندگي انسان است.
ب) از ديگر كاركردهاي اوقات فراغت، تفريح است. بايد توجه داشت آدمي در راه تفريح به دنياي تازه يا خيالي كشيده ميشود و از انجام مجموعهاي از وظايف تكراري آزاد ميگردد.
ج) اوقات فراغت فرصتهايي براي كسب اطلاعات و معلومات مشخص فراهم ميآورد مطالعه و شركت در كلاسهاي آموزشي و فرهنگي برخي از راههاي رسيدن به اين هدف است.
د) از طريق برنامهريزي براي زمانهاي بيكاري، انسان قادر است به پرورش و شكوفايي شخصيت و همچنين بروز خلاقيتهاي فردي بپردازد. نوشتن مقالات تحقيقي و خالق آثار هنري، گاه نتيجة تلاشهايي است كه در اوقات فراغت انجام شده است.
هـ) مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي، مذهبي و ... كه اغلب به صورت داوطلبانه انجام ميشود و توسعة فرهنگي، اجتماعي جامعه را فراهم ميآورد.
ادامه دارد
تنظيم و تدوين: زهرا حسيني
بشر، امروز بيش از هر زمان ديگري، اوقات فراغت دارد. طبق پژوهشي كه در آمريكا انجام شده است، بين سالهاي 1890 تا 1959، ميانگين ساعات كار مردم، كه در سال 1890 بالغ بر 100 ساعت كار در هفته بوده، در سال 1959 به 60 ساعت كاهش يافته، كه در سالهاي اخير از اين مقدار نيز كاسته شده است. اين كاهش ساعات كار و افزايش اوقات فراغت، لزوم توجه به اين اوقات را آشكار ميسازد. چارلز رايت بيل در مورد گذران زندگي، ارقامي (به طور ميانگين) به دست داده است، كه قابل توجه است:
انسان در طي سال، 8760 ساعت زمان در اختيار دارد كه به طريق زير سپري ميكند: در هر شبانهروز، 8 ساعت براي خواب، 8 ساعت براي كار، 2 ساعت در رفتوآمد، 2 ساعت براي خورد و خوراك و 1 ساعت براي پوشيدن و تعويض لباس. با انجام اين محاسبات براي يك سال، ملاحظه ميشود كه در هر سال، 1930 ساعت وقت آزاد براي هر فرد وجود دارد كه 22 درصد متوسط عمر يك انسان است. چنانچه اين رقم را در مورد جمعيت فعال هر جامعه در نظر بگيريم، ميتوانيم به ميزان نيروي اضافي و آزادي كه در اختيار هر جامعه است، پي ببريم.
با توجه به موارد فوق، با افزايش زمان فراغت، گونههاي نويني از فراغت نيز مطرح ميشود. به طوري كه ميتوان گفت امروزه، فراغت پديدهاي جمعي تلقي ميشود و با صنعتي شدن جوامع، پيشرفت وسايل ارتباط جمعي و مشاركت نهادهاي گوناگون در امر برنامهريزي براي اوقات فراغت، به صورت يكي از برنامههاي مهم براي ملتها و دولتها درآمده است.
امروزه تحقيق و برنامهريزي براي اوقات فراغت در هر كشور فقط جزء وظايف دولت به شمار نميرود، بلكه مراكز علمي، مسئولان برگزاري كنفرانسها و سمينارهاي منطقهاي و بينالمللي نيز به فعاليت در جهت پژوهش و برنامهريزي اوقات فراغت مشغول شدهاند. يكي از اين مراكز، «مركز اروپايي اوقات فراغت و آموزش» است، كه در سال 1968 با همكاري يونسكو تأسيس شد و از سال 1969 فعاليت خود را آغاز كرده است.
فعاليتهاي اين مركز، به ايجاد جامعهشناسي جديدي از اوقات فراغت با زيرشاخههاي رسانه، جامعهشناسي، جهانگردي و ... منجر شده است كه از نظر مفاهيم و موضوعها، با ديگر خرده فرهنگها و به ويژه آنهايي كه به مسايل مربوط به جوانان علاقهمند هستند، مربوط ميشوند. از فعاليتهاي ديگر اين مركز، هدايت پژوهشها در سطح ملي در كشورهاي مختلف است.
در بسياري از كشورها، شمار متخصصان و مشاوران پژوهشي در امور اوقات فراغت با كمبود مواجه است. به همين دليل، با فعاليت مركز مذكور و بحثهاي جامعهشناختي در مورد اوقات فراغت در گردهماييها، درج مقاله در نشرية جامعه و اوقات فراغت، و تنظيم مجموعهاي از كتابشناسيهاي اين كشورها به صورت يك مجموعة بينالمللي، در پژوهشها و فعاليتهاي فرهنگي- آموزشي مربوط به اوقات فراغت هدايت ميشوند.
از سوي ديگر، پي بردن به اهميت اوقات فراغت و برنامهريزي براي اين اوقات توسط دولتها، معايبي نيز در بر داشته است؛ از جمله آنكه به جاي توجه به مقاصد اصلي گذران اوقات فراغت، كه همان حفظ سلامت، گسترش بهداشت، آمادگي دفاعي، ايجاد نشاط، كسب آگاهيهاي اجتماعي و شركت در امور آموزشي است، از اوقات فراغت به عنوان عاملي براي تخدير و سرگرم نگهداشتن ملل جهان توسط حكومتها، به كمك وسايل ارتباط جمعي، سوء استفاده ميكنند.
بنابراين، بايد توجه داشت، وظيفة پژوهشگران، ارزيابي و توجه به نحوةگذران اوقات فراغت و نهادهاي برنامهريزي اين اوقات نظير: راديو، تلويزيون، مطبوعات و برنامههاي رايانهاي است.
اوقات فراغت از ديد صاحبنظران
فراغت در فرهنگهاي گوناگون جايگاه مختلفي دارد و در تعريف آن، اختلاف آرا مشاهده ميشود. پارهاي، آن را آزادي از كار ميدانند. در صورتي كه برخي آن را نوعي عامل و ابزار كنترل اجتماعي تلقي كردهاند. برخي نيز آن را زماني غير از بيكاري ميدانند. از تمام اين نظرها ميتوان استنباط كرد كه زمان فراغت زماني است كه فرد با توجه به علاقة شخصي و قابليت خود سپري ميكند. با اين حال، بررسي آراي انديشمندان و محققان براي شناخت گستردهتر اوقات فراغت ضروري است.
افلاطون در مدينة فاضله براي گذراندن اوقات فراغت تأكيد زيادي بر موسيقي و ورزش دارد. اگوست كنت معتقد است اوقات فراغت لحظات امكان توسعه و پيشرفت انسان ميباشد. انگلس پيشنهاد ميكند كه از ساعتهاي كار كاسته شود، تا اينكه به حد كافي، زمان آزاد براي شركت در امور اجتماعي و عمومي باقي بماند.
ماركس اوقات فراغت را در حقيقت فضاي رشد و پيشرفت انسان تعريف ميكند. برتراند راسل معتقد است فنون جديد اين امكان را فراهم كرده است كه اوقات فراغت تا حدودي از چارچوب امتيازهاي طبقههاي ممتاز خارج شده در بين تمام افراد سرشكن شود.
«جي.بي.ناش» در كتاب «فلسفة فراغت و تفريحهاي سالم» در تعريف فراغت ميگويد: «فراغت مربوط به آن بخش از اوقات زندگي انسان ميشود كه از كار كردن آزاد است يا در خواب نيست و تفريحات سالم، مربوط به نحوة استفاده از اين فراغت است. »
جرالد بي فنر در كتاب «سازمان تفريحات سالم در جامعه» اظهار ميدارد كه فراغت يك دوره يا قسمتي از زندگي بشر است و تفريحات سالم در اين بين، بيان علاقه و نگرش فرهنگي اوست. وي معتقد است فراغت براي تمام افراد جامعه وجود دارد، ليكن آنچه مهم و اثرگذار است، شيوههاي استفاده از آن ميباشد. جرج دي باتلر در كتاب «مقدمة تفريحات سالم و بازي در جامعه» اشاره كرده است كه تفريحات سالم و بازي در اوقات فراغت نقش بسيار اثرگذاري در زندگي جامعه دارد.
ادامه دارد
سال گذشته ، مقاله اي نوشتم با عنوان " قرارداد در قانون کار جمهوري اسلامي ايران" که اين مقاله پس از انتشار در " سايت راهکار مديريت " ، در سايت " خبرگزاري فارس " و " سايت کانون وکلاي دادگستري" منتشر شد.
طي يکي- دوماه اخير هم "روزنامه اطلاعات" و "روزنامه همشهري" با عناوين مختلفي آنرا منتشر کردند ، حتي کار تا بجايي پيش رفت که " سايت دادگستري کل استان تهران" نيز که معمولا مقالات داراي بار حقوقي را منتشر ميکند ، اخيرا اين مقاله را منتشر نموده است.
بماند که در حدود نيم دوجين سايت و وبلاگ معتبر ديگر نيز ( با قيد نام نويسنده يا بدون ذکر نام نويسنده ) آنرا منتشر کرده اند .
اما جالب اينکه اخيرا ديدم فرد فرصت طلبي بنام آقاي " عبدالجواد زلفي گل" که ظاهرا عنوان سازماني " کمک کارشناس دفتر حقوقي وزارت صنايع " را يدک ميکشد ، سال گذشته و بلافاصله بعد از انتشار مقاله فوق در سايت راهکار مديريت ، همان مقاله را بدون هيچگونه تغييري ، با عنوان " بررسي قرارداد در قانون کار جمهوري اسلامي ايران" در سايت وزارت صنايع منتشر ساخته است.
همانطور که ميبينيد ، اين عزيز از دست رفته ، حتي زحمت تغيير نام مقاله را نيز به خود نداده تا بلکه جاي دفاعي براي خود بگذارد !
چندي پيش که در جريان امر قرار گرفتم ، ايميلي خطاب به مدير حراست و مدير سايت اينترنتي وزارت صنايع نوشتم با اين مضمون :
با سلام ، اخيرا مقاله اينجانب با عنوان " قرارداد در قانون کار جمهوري اسلامي ايران " با عنوان ساختگي "بررسي قرارداد در قانون کار جمهوري اسلامي ايران" و بدون هيچگونه تغييري ، در وبسايت شما منتشر شده است در حاليکه مزين به نام آقاي عبدالجواد زلفي گل ( كمك كارشناس دفتر حقوقي) است که احتمالا يکي از همکاران کم سواد شما هستند که براي اثبات سواد نداشته خود ، دست به اين کار غير اخلاقي ، غير شرعي و غير قانوني زده اند . زيبنده سايت شما که يک سايت دولتي بوده و قاعدتا ميبايستي تابع مقررات خاصي باشد ، نيست که به اين راحتي حقوق معنوي سايرين را ( که برابر فتاواي صريح مراجع عظام ، محترم شمرده شده است ) تضييع نمايد. بدينوسيله ضمن درج لينک منابعي که از مقاله من در طي يکسال و نيم اخير استفاده کرده اند ، استدعا دارم در اسرع وقت نسبت به تصحيح نام نويسنده و يا حذف مقاله ، اقدام فرمايند. ضمنا استدعا دارم به ارائه دهنده مقاله گوشزد فرمايند که در فضاي مجازي ، خوشبختانه امکان ارتکاب به چنين اعمالي ، در حد صفر است .متاسفانه ظاهرا نامبرده داراي تحصيلات ناقصي در زمينه حقوقي نيز هستند .
با احترام – آرمين خوشوقتي
دوستي ميگفت خودت را بيخود ناراحت نکن . ظاهرا در سطوح کارشناسي دولت ، رسم ناميموني باب شده است که مثلا اگر آبدارچي دفتر حقوقي ، بعد از 5 سال خدمت صادقانه در قسمت آبدارخانه ، بتواند مقاله اي در اين سطح از خود ارائه دهد ، او را به سمت کمک کارشناس دفتر حقوقي ارتقاء ميدهند که مسلما ميزان حقوق و مزايايش نيز چرب تر است.
در اين بين ، آبرو و اخلاقيات و شرع مقدس هم احتمالا اهميتي براي حضرات ندارد که به اين راحتي با شبهه ارتزاق ميکنند ( ظاهر امر که اينطور نشان ميدهد ، البته انشاء الله که اينطور نباشد ) .
در هر حال نميدانم چه اسمي بايد روي دسته گل مصنوعي آقاي عبدالجواد زلفي گل ( كمك كارشناس کم سواد دفتر حقوقي وزارت صنايع ) و بي توجهي وبسايت وزارت صنايع گذاشت . شما بفرمائيد . . .
دکتر سعید رجحان
قانون اول: انسان ها طالب منفعت ودافع ضررهستند.
برای تحقق ارتباط صحیح وموثربا دیگران لازم است که ازسه قاعده مهم روانشناختی انسان ها که خواست درونی وفطری آن ها است ، آگاه باشیم.
قانون اول: انسان ها طالب منفعت ودافع ضررهستند :
سه نتیجه مهم این قانون عبارت است از:
1- تایید طلب وانتقاد گریزند. پس یک ارتباط موفق با انتقاد حاصل نمی شود. مگراین که بتوانیم تصویرذهنی مخاطب را از انتقاد تغییردهیم . عنوان انتقاد سازنده برای همین منظورانتخاب می شود.
دراین صورت شما در صورتی موفق خواهید شد که در بانک عاطفی مخاطب ، از میزان حساب بالایی برخوردار باشید. در این رابطه مطالعه کتاب هیچکس کامل نیست نوشته دکتر هندری وایزینگر ، ترجمه پریچهر معتمد گرجی را پیشنهادمی کنم .
2- تکریم پذیروتحقیر گریزند . بنابراین هرگز در ارتباط خود نباید احساس تحقیررا ایجاد کنیم ودر نقطه مقابل هرچقدربتوانیم احساس تکریم را در مخاطب فعال نماییم از سطح ارتباطی موفق تری برخوردار خواهیم شد . این نتیجه بیش از همه باید مورد توجه مدیران وپدران باشد.
اجازه دهیم زیردستان ما ، فقدان مارایک کمبود احساس کنند ونه یک فرصت.
3- تشویق پذیروتنبیه گریزند. هیچ گرفتن به منظورتنبیه در رفتار ما بسیار رایج است. می توانیم به عنوان یک انسان برتر در کمین تشویق دیگران برآییم . تشویق وتنبیه را همچون دوبال در نظر نگیریم.
می توانیم دوروی سکه ای در نظربگیریم که یک روی آن تشویق بوده وهمواره در برابر مخاطب قرارداشته باشد. دراین صورت محروم شدن ازتشویق، خودیک تنبیه موثراست.
4- آرامش خواه وامنیت طلب می باشند. لذا در برابر عواملی که این آرامش را برهم می زندواکنش نشان می دهند. به همین دلیل چندان روی خوشی به تغییرات وتحولات ، به ویژه درسازمان ها از خود نشان نمی دهند.
قانون دوم : انسان ها کمال خواه ونقص گریزند.
قانون دوم عبارت ازاین است که انسان ها به دنبال دست یابی به کمال مطلقند ولذا ازهرچه مایه نقص وضعف آنان باشد، گریزانند . البته مصادیق کمال ونقص از زوایای دید آنان متفاوت است وهمین امرباعث بروز اختلافات اساسی در ارتباطات آنان می گردد.
نتایج مهمی که ازاین قانون روانشناختی به دست می آید وماباید در ارتباطات خود آن را مورد توجه قرار دهیم عبارتنداز:
1- اقتدارگرا وضعف ستیزند. لذا به عنوان یک رفتار مهم مدیریتی ، یک مدیر باید رفتار مقتدرانه داشته باشد . اما متاسفانه افراد کم تجربه رفتار مقتدرانه را با مستبدانه اشتباه می گیرند. همچنین باید توجه داشته باشیم که اقدار با قدرت طلبی نیز متفاوت است . مهمترین شاخص اقتدار نفوذ ومهترین شاخص استبداد وقدرت طلبی ، سیطره است.
2- اعتماد به نفس طلب هستند. لذا در برابر هر عاملی که اعتماد به نفس آنها را تضعیف نماید، به طور خودناآگاه مقاومت می کنند.
3- خواهان ابراز وجود بوده وبه حق این موقعیت را برای خود کمال می پندارند. ابرازوجود ، به معنای تبیین نقطه تاثیرگذاری یک فردمی باشد که عامل شادمانی درونی است . درصورت عدم وجود نقطه تاثیرگذاری ، فرد احساس پوچی وبی مصرفی می نماید .
لذا به منظور دست یابی به یک ارتباط موفق ، می توانیم درپی کشف این نقاط در رابطه با طرفین ارتباط باشیم . البته باید توجه کنیم که اشکال ابراز وجود در سنین مختلف متفاوت است .
4- به منظورتبدیل به الگوی کامل انسانی ، به دنبال کشف الگوی انسانی کامل می باشندودرصورتی که بدان دست نیابند. به الگوی جمعی حاصل از ارتباطات روی می آورند، یعنی همه چیز را همگان دانند وهمه کاررا همگان می توانند.
قانون سوم : عدالت خواه وظلم ستیزند:
قانون سوم : انسان ها فطرتا عدالت خواه وظلم ستیزدند . ولذا اگر در حرکت های عمومی جوامع در انقلاب های بزرگ دقت کنیم ، همواره نشانه های بارزی از این عامل خواهیم یافت. نتایج حاصل از این قانون:
1- تبعیض گریزند ؛ لذا به محض اساس تبعیض ، به ویژه درسازمان ها محیط خلاقیت وابتکارواحساس مسئولیت درافراد از بین می رود. حتی به عنوان یک تجربه شخصی دریافته ام که مخاطبین انتظاردارند که به طوریکسان مورد توجه گوینده در نگاه به آنان قرار گیرند.
2- حامی مظلوم وخصم ظالمند( به ویژه ایرانیان) . به سرعت دربرابرظالم جبهه گیری می کنند وبه طرفداری ازمظلوم برمی خیزند.
پیام های غیرکلامی
اینک توجه شمارا به یک نکته مهم در دست یابی به ارتباط موفق وموثرجلب می کنم وآن" پیام های غیرکلامی " می باشد که عبارت است از آنچه دربسیاری از مواقع ، به صورت خود نا آگاه ،ودرمواردی هم زیرکانه یا تلویحا آن را به مخاطب انتقال می دهیم .
به عنوان مثال ، نگاه کردن به ساعت در هنگام صحبت کردن با یک فرد ، پیام عجله داشتن وعدم تمایل به ادامه ارتباط را یم رساند. گل زرد دربسیاری از فرهنگ ها ، پیام نفرت را تداعی می کند ودر پشت میزریاست نشستن به هنگام مذاکره ، پیام برخورداری ازموضع قدرت را انتقال می دهد.
عدم توجه به این پیام ها به هنگام ارتباط می تواند موجب سوء تفاهم های غیرقابل جبرانی گردد. اینک به نمونه هایی از این پیام های غیرکلامی ازکتاب را زموفقیت ، کار تیمی اشاره می کنم ؛ سعی کنید موارددیگری به آن بیافزایید .
