۳۶- بدون تفكر و درنگ پاسخ ندهيد.
۳۷- نحوه چيدمان ميز كارمندان و محل استقرار آنها را طوري انتخاب كنيد كه افراد فراموش نكنند در محل كارشان هستند و نبايد بيش از حد مجاز باز هم به گفتوگو بپردازند.
۳۸- حرفهايترين و بهترين حسابدار و مشاور حقوقي را استخدام كنيد.
۳۹- به مشكلات مالي افراد توجه كنيد و درخواستهاي موجه اخذ وام آنان را به تعويق نيندازيد.
۴۰- هميشه به خاطر داشته باشيد تواضع و متانت بر شكوه شما ميافزايد.
۴۱- اگر قاطعيت مدير با مهرباني توأم باشد، تأثير شگفتانگيزي بر اطرافيان خواهد داشت و فرمانبري با ترس جاي خود را به انجام وظيفه با حس مسئوليتپذيري ميدهد.
۴۲- سامانهاي را جهت اخذ پيشنهاد اختصاص دهيد و به كارمندان اطمينان دهيد كه در كمال رازداري به پيشنهادهاي مطرح شده رسيدگي ميكنيد.
۴۳- مطمئن شويد كه حق و حقوق ديگران توسط مسئولين و سرپرستان سازمان رعايت ميشود.
۴۴- چند ساعت از يك روز مشخص در ماه را به بازديد از سطوح مختلف سازمان و گفتوگوي رودررو با كارمندان اختصاص دهيد.
۴۵- در سمينارهاي مرتبط با فعاليت خود شركت كنيد.
۴۶- در كمك رسانيهاي مراسم خيريه پيشقدم باشيد.
۴۷- با درايت و زيركي هميشه در كمين شكار فرصتهاي طلايي باشيد.
۴۸- صبر و حوصله را از مهمترين اركان موفقيت تلقي كنيد.
۴۹- مسئوليتپذير باشيد.
۵۰- به منظور اطلاع حاصل كردن از مطالب جديد علمي، در چند سايت اينترنتي مرتبط عضو شويد.
۵۱- چند تكه كلام اختصاصي و جالب براي خود انتخاب كنيد.
۵۲- تفكر و تعمق قبل از پاسخگويي راحتتر از پيدا كردن چارهاي براي تغيير آنچه عنوان شده ميباشد.
۵۳- وقتي ميخواهيد كاري را به كسي محول كنيد، روشي را براي عنوان كردنش انتخاب كنيد تا حس مسئوليت افراد برانگيخته شود.
۵۴- علت شكستهاي سازماني را تجزيه و تحليل كنيد تا ضمن تشخيص مسير نادرست، از تكرار آن جلوگيري كنيد.
۵۵- با بياهميت جلوه دادن كارهاي كارمندان، زحمات آنان را بيارزش نكنيد.
۵۶- با انجام ورزشهاي فكري، قابليتهاي ذهني خود را تقويت كنيد.
۵۷- به هر كس فراخور فعاليت و بازده كارياش پاداش دهيد و با در نظر گرفتن پاداشهاي مساوي، حركت افراد شايسته گروه را كند نكنيد.
۵۸- با به كارگيري مشاورين كارآزموده و متعهد، موقعيت بازار كار را تحليل كنيد و استراتژي به كار بگيريد كه هميشه يك گام از رقبا جلوتر باشيد.
۵۹- اجازه ندهيد بار مسئوليت كارمندان بيكفايت و كند بر دوش كارمندان خبره و ساعي تحميل شود زيرا افراد با درك اين بيعدالتي انگيزه خود را از دست ميدهند.
۶۰- دانش حرفهاي خود را تا حدي بالا ببريد كه در موارد لزوم در مقابل كليه سؤالات حرفهاي حاضر جواب باشيد.
۶۱- در زمان استخدام، افراد علاوه بر تستهاي مقرر شده، تستهايي انجام دهيد كه مطمئن شويد كسي را كه به كار ميگماريد، تنبل نيست! زيرا افراد تنبل فشار كاري ديگران را بيشتر مي كنند.
۶۲- هنگام دست دادن، دست افراد را محكم و صميمانه بفشاريد.
۶۳- وقتي عصباني هستيد، درباره ديگران تصميمگيري نكنيد.
۶۴- هميشه وقتشناس باشيد. براي حضور به موقع، ميتوانيد از ترفند قديمي 5 دقيقه جلو كشيدن ساعت استفاده كنيد.
۶۵- هرگز اميد ارتقا را از زيردستان نگيريد، زيرا به طور يقين، انگيزه آنها براي تلاش از بين ميرود.
۶۶- سعي كنيد در صورت لزوم در دسترس باشيد و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهيد. در اين صورت شايد با ايدههاي درخشاني روبهرو شويد.
۶۷- به كارمندان ساعي و متعهد بگوييد كه چقدر براي سازمان مفيد هستند و شما به آنها علاقه و اعتماد داريد.
۶۸- هيچگاه اجازه ندهيد كسي حالت افسردگي و نااميدي شما را ببيند.
۶۹- به شايعات بياساس بيتوجه باشيد و در مورد زيردستان از روي دهنبيني قضاوت نكنيد.
۷۰- خشكي جلسات طولاني را با شوخطبعي قابل تحمل كنيد.
ادامه دارد
دكتر غلامعلي رجايي
چند روز پيش كه تلويزيون، خبر خلاصه بيانات رئيسجمهور محترم را در جمع دانشگاهيان علم و صنعت پخش ميكرد، در ميان سخنان جناب احمدينژاد نكتهاي شنيدم كه بعدها كه روي آن فكر كردم، احساس نگراني من از نحوه مديريت ايشان در دولت و تعاملشان با مجموعههاي زيردست و فرمانبر مرتبط با دولتشان در وزارتخانه، بيشتر از سال گذشته شد كه در مقاله «يونيفورم شهردار بر تن رئيسجمهور» به آن اشاره كرده بودم. نگراني من از اين بود كه گويا جناب ايشان كه يك فرد محترم با سابقه دانشگاهي است، خداي نكرده، كمتر متوجه نادرستي روشهاي مديريتي خويش بر مجموعه دولت است و مهمتر از آن اينكه به نقدهاي ناصحانه دوستاني كه به هر تقدير در حوزه انقلاب و امام هستند، هيچ وقعي نمينهند.
جناب ايشان در پاسخ به دانشجويي كه مشكلات و كمبودهاي آزمايشگاهي دانشگاه را براي وي برشمرده بود، با چهرهاي بشاش و خندان كه نمايانگر برخورد مثبت وي با حل معضلات مالي ـ اداري دانشگاه بود، به وي گفت: «شما مشكلات و كمبودهاي آزمايشگاه را بنويسيد و به ما بدهيد. به شما قول ميدهيم اينها را يكجا برايتان بخريم و تحويل شما بدهيم» كه اين پاسخ با غريو سوت و كف دانشجويان روبهرو شد؛ خدا را شكر كه مسئله كف و سوت پس از خاتمي براي هميشه حل شد و حرمت شرعي ادعايي آن از بين رفت.
پس از شنيدن اين پاسخ مفيد و مثبت كه نمايانگر خوشدلي و برخورد مثبت آقاي احمدينژاد با مشكلاتي است كه رو در روي مردم ميشنود و براي حل آنها به طور احساسي و آني قول ميدهد، به فكر فرو رفتم كه خدايا، درست شنيدم كه ايشان گفت: «ما اين تجهيزات مورد نياز را براي شما ميخريم»؟ و با خود گفتم: جدا از طرح اشتباه مشكلات تداركاتي يك بخش از يك دانشگاه از سوي يك دانشجو به عاليترين مقام اجرايي كشور كه مجال پرداخت به آن نيست و شايد هم از يك دانشجو بيش از اين توقع نباشد، چرا جناب رئيسجمهور به ناگاه مقام و موقعيت و مجموعه تحت مديريت خود را در حد خريد يك بخش آزمايشگاهي يك دانشگاه پايين ميآورد؟
اگر قرار است دولت مسئول خريد كمترين مايحتاج آزمايشگاههاي دانشگاههاي كشور شود، پس ما اين همه مسئولان ريز و درشت را در سطح دانشگاهها و وزارتخانهها و ... براي چه ميخواهيم؟
اين روش ما چقدر با روشهاي مديريتي و علمي روز سازگار است؟ ما از روشهاي پيشرفته و نتيجهبخش علمي چه بدي ديدهايم كه اينگونه دودستي به روشهاي سنتي چسبيدهايم و ولكن معامله هم نيستيم؟
كمترين ضرر و نتيجه منفي روشهاي سنتي، همهكاره شدن يك نفر و هيچ كاره شدن همه است! لابد معاون و مسئول خريد مربوطه لوازم دانشگاه علم و صنعت، پس از اين پاسخ رئيسجمهور، نفس راحتي كشيدهاند كه خب، الحمدلله، اين كارشان هم به دولت واگذار شد و آنها لابد به زودي منتظر قبض انبار خريدهاي دولت باشند و ديگران در دانشگاههاي ديگر نيز به زودي ليست مايحتاج خود را به دولت تحويل خواهند داد!
البته قطعا بيان يك جمله صادقانه به دانشجويان دانشگاه علم و صنعت، منشأ اين درددل نشد، بلكه كنار هم چيدن مجموعهاي از اقدامات و بيانات نظير اختصاص بخش زيادي از وقت رئيسجمهور به شنيدن مشكل يك نفر از هفتاد ميليون ايراني كه ايشان رئيسجمهور آنهاست، تا هديه دادن واكمن به دهها نفر از مردم بيرجند كه زودتر در صف ديدار با ايشان جاي گرفتند، تا اعلام فيالبداهه اختصاص بودجههاي ميلياردي در سخنرانيهاي استاني، سبكي از مديريت را ظاهر ميكند كه جاي نقد دارد.
البته قطعا صرف پرداختن به كارهاي بلندمدت و كلان، مسئوليت كارهاي جزئي را از دوش مدير برنميدارد، اما قطعا ترجيح كار براي يك ايراني، به جاي تصميم براي هزاران نفر، چندان موافق عدالت نيست.
نميدانم آقاي رئيسجمهور كه احتمالا اين مقالات را ميخواند، چه پاسخي براي امثال من دارد و پس از خواندن نوشتارهايي از اين دست، به خودش چه خواهد گفت! اما ميدانم هر آن كس كه رها و منصفانه به نقد اين روشهاي ايشان بنشيند، آهي از دل خواهد كشيد و بر اين همه اصرار بر ادامه روشهاي نادرستي كه منتقدان ناصح به دولت آشكار ميكنند، تأسف خواهد خورد.
ارتباط لازمه برقراري جوامع کوچک و بزرگ است و يكي از ويژگيهاي دوران معاصر، سرعت و شتابي است كه زندگي و كار به خود گرفته است. براساس ويژگيهاي اين دوره، حتي ادبيات و اطلاعرساني نيز تغييراتي كرده است.
به عبارت ديگر در حوزه داستاننويسي، پس از رمانهاي چند جلدي دهههاي نخست قرن بيستم، شاهد ظهور داستانهاي ميني ماليستي و كوتاه هستيم، در حوزه روزنامهنگاري و اطلاعرساني هم، خبرنويسي و ارائه اطلاعات با كمترين حجم و بيشترين اطلاعات از پيامدهاي روزگار معاصر است.
در اين ارتباط، 160 نكته كاربردي و اجرايي در مديريت را براي مطالعه مديران، سرپرستان و كليه افرادي كه به طور مستقيم با انسانها سروكار دارند، ارائه كردهايم كه ميتواند چكيده دهها كتاب و اثر علمي مديريتي در اين خصوص باشد.
1- در انجام كارها روي شيوهاي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسي بتواند از مسير كوتاهتر و بهتري شما را به مقصد برساند.
2- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين ميشود، ميتوان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.
3- از هر فرصتي براي استخدام و به كارگيري افراد برجسته استفاده كنيد.
4- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است.
5- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه كاري آنها را از بين نبريد.
6- از مشورت و نظرخواهي با نيروي جوان ابايي نداشته باشيد.
7- با رفتارهاي ضد و نقيض، اعتماد زيردستان را از خود سلب نكنيد.
8- در به وجود آوردن فضاي رقابتي سالم، كوشا باشيد.
9- براي ارتقاي سطح دانش كارمندان و افزايش بهرهوري آنان، كلاسهاي آموزشي ترتيب دهيد و از لوازم كمك آموزشي بهره گيريد.
10- دقت كنيد كه توبيخ كارمند خطاكار، بايد متناسب با اشتباهاتش تعيين شود.
11- مطمئن شويد مأمور خريدي كه براي سازمان در نظر گرفتهايد، علاوه بر كارداني و رعايت اصول درست بازاريابي، مورد اعتماد، زرنگ و خوشسليقه نيز هست و همانگونه كه بر قيمت كالاها توجه دارد، بر زيبايي و كيفيت آنها نيز اهميت ميدهد.
12- در صورت لزوم با قاطعيت نه بگوييد.
13- سعي كنيد با اصول ساده روانشناسي آشنا شويد.
14- طوري رفتار كنيد كه ديگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آينده كاري دلخواه خود را در قالب شخصيت شما مجسم كنند.
15- هرگز در حضور كارمندان با ديگر معاشرين خود، پشت سر افراد بدگويي نكنيد.
16- رعايت سلسله مراتب كاري را به مسئولين و سرپرستان گوشزد كنيد.
17- براي آزمودن كارمندانتان با آزمايشهاي فاقد ارزش و بياساس، شخصيت آنان را زير سؤال نبريد.
18- با شروع به موقع جلسات، وقتشناسي را عملاً به حاضرين بياموزيد.
19- براي گيراتر شدن سخنان خود، هميشه چند عبارت كليدي از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشيد و در موقع لزوم آنها را به كار ببريد.
20- در انجام كارها به سه نكته بيش از بقيه نكات توجه كنيد: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.
21- انتقاد پذير باشيد.
22- با بيتوجهي، تلاش و زحمات زيردستان را بيارزش نكنيد.
23- با وسواس بيهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهيد و به خاطر داشته باشيد زمان براي شما متوقف نميشود.
24- براي حل مشكلات احتمالي، دورانديش باشيد و مطمئن باشيد با در نظر داشتن چند راهكار تخصصي، هرگز در موارد اضطراري غافلگير نخواهيد شد.
25- نقش تبليغات را در سودآوري سازمان ناديده نگيريد.
26- خواستههاي خود را واضح و روشن بيان كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه كارمندان به خوبي از جزئيات وظيفهاي كه به عهده آنان است، مطلع هستند.
27- از هر كس، مطابق دانش و تجربهاش توقع داشته باشيد تا بهترين نتيجه را بدست آوريد.
28- وظايف كارمندان را متناسب با تواناييهاي فيزيكي و حرفهاي آنان تعيين كنيد.
29- اگر از موضوعي علمي اطلاعي نداريد، يا احتياج به توضيحات بيشتري داريد، بدون هيچ ترديدي سؤال كنيد.
30- در موارد بحراني، خونسردي خود را حفظ كنيد و چند استراتژي بحرانزدايي مناسب با فعاليت سازماني خود را پيشبيني و طراحي كنيد تا در موارد لزوم از آنها استفاده كنيد.
31- از رفتارهايي كه شما را در سازمان عصبي معرفي ميكند، پرهيز كنيد.
32- انتقامجو نباشيد.
33- زمان پيادهسازي تصميمگيريها، به اندازه اخذ تصميمات، مهم است. چون ممكن است اجراي يك نقشه خوب تجاري در زمان نامناسب با شكست روبهرو شود.
34- در مورد چيزي كه نميدانيد، به كسي اطلاعات اشتباه ندهيد و از گفتن نميدانم، هراسي نداشته باشيد.
35- با محول كردن مسئوليت به كارمندان مستعد و خلاق، زمينه رشد و خلاقيت آنان را فراهم كنيد.
ادامه دارد
در طي مدت 4 سالي که در رشته جديد کاري مشغول هستم ، سعي کرده ام بهترين تامين کننده هارو دستچين کنم و به هر طريقي شده حفظشون کنم.
در طي سالهاي قبل ، بدليل اينکه مدتها مدير پشتيباني سازمانهاي مختلف ( اعم از توليدي ، خدماتي و پيمانکاري ) بوده ام ، در مورد تامين کننده هاي ضعيف متوجه اين نکته شده ام که هرچه هم آنها را ساپورت کني ، بازهم يک روز بايد منتظر باشي که به زمين بخورند ، و در حين زمين خوردن هم ، با توجه به ميزان وابستگي سازمان به تامين کننده هايش ، بايد منتظر بروز مشکلات بعدي در سازمان باشي.
هر مقدار هم که به آنها از نظر فکري مشورت بدهي ، از نظر مديريتي کمکشان کني و از نظر سرمايه گذاري ساپورتشان کني ، بازهم بالاخره آن روز بالاخره فرا خواهد رسيد ، با اين کمکها و پشتيباني ها فقط ميتوانيد زمانش را به تعويق بياندازيد ، خلاصه زمين خوردنشان دير و زود دارد ولي سوخت و سوز ندارد.
نمونه اش يکي از همين تامين کننده هاي ما که حدود 4 سالي است با ايشان همکاري ميکنم ، يعني براي رهايي از دست يکي از تامين کننده هايي که قبل از بازراه اندازي مجموعه ، با ما همکاري ميکرد ، اين تامين کننده جديد را پيدا کردم و جدا از همه نظر کمکشان کردم.
اين تامين کننده که در شروع کار ، هفته اي يک خاور جنس براي ما ارسال ميکرد ، اما در اين اواخر روزي يک خاور براي ما بار ميزد . ولي به شدت از کارهايش بوي ضعف مي آمد:
- اغلب اقلام را با قيمت بالا تهيه ميکرد و ما بدليل تعهدي که اخلاقا در روابطمان با ايشان داشتيم ، با پيش پرداختهاي بي مورد ، سعي ميکرديم قيمتهاي بالاي ايشان را جبران کنيم . . .
- کيفيت پائين کالاها موجب شده بود که مجبور شويم حلقه کنترل کيفي را بشدت تنگ کنيم تا جائي که مجبور ميشديم از هر ماشين بار ارسالي ، در حدود %10 آن را مرجوع يا وارد انبار قرنطينه کنيم. . .
- بدليل محدود بودن منابع تامين ، تنوع محصولاتش کاهش يافته بود واين به فروش ما صدمه ميزد . . .
- بدليل ضعف در تامين و تدارک مواد اوليه ، هميشه از بازار روز عقب بود و اين مورد هم از چند نظر به ضرر ما بود ، اولا اينکه نميتوانستيم با بازار روز رقابت کنيم و ثانيا وقتي به ادارات و سازمانهاي دولتي پيشنهاد قيمت ميداديم و خريدار درخواست خودرا قطعي ميکرد ، بدليل عدم اطلاع از قيمت بازار ، امکان تامين کالا برايش وجود نداشت . . .
البته من ( علي الخصوص در زمينه توليد ) هيچگاه به يک تامين کننده بسنده نکرده ام و هميشه سعي کرده ام براي هر فعاليت ، حداقل 1 تامين کننده فعال ( بصورت رزرو ) داشته باشم تا در صورت بروز مشکل ، بتوانم بلافاصله به تامين کننده جديد سوئيچ کنم ، ولي بدليل نوع روابطمان در طول اين چند سال با اين تامين کننده ، تقريبا اين اصل را فراموش کرده بودم ( يا شايد هم از آن چشم پوشي کرده بودم ).
هر ماه يکبار که به تهران ميروم ، سري به ساير تامين کننده ها ( منجمله تامين کننده هاي فعال يا تامين کننده هايي که سابقا با آنها همکاري داشته ايم ) ميزنم و در اين بين هم با تامين کننده هاي جديدي آشنا ميشوم که بدليل سابقه طولاني فعاليت مجموعه ما ، اظهار علاقه ميکنند که با ما همکاري کنند.
در آخرين سفري که به تهران داشتم با تامين کننده اي آشنا شدم که رقيب جدي براي همين تامين کننده ما بشمار ميرفت ، پيشنهادهاي تامين کننده جديد ، واقعا موقعيت خوبي را پيش روي ما ميگذاشت.
در برگشت از سفر وقتي با تامين کننده خودمان ، در مورد تامين کننده جديد صحبت کردم ،بدليل بي اطلاعي از شرايط بازار ، ابتدا واقعا باور نميکرد که چنين شرايطي قابل اجرا باشد و حتي فکر ميکرد که من دارم بلوف ميزنم ، به همين خاطر پيشنهاد داد که اگر واقعا اين کيفيت با اين قيمت قابل اجرا باشد حاضر است کالاي مورد بحث را به قيمت بالاتر ، از خود ما خريداري کند!
من هم قبول کردم و در کمال ناباوري ديدم که اين تامين کننده حاضر است مواد اوليه اي را که من از تامين کننده جديد تهيه ميکنم ، با قيمت ( اندکي ) بالاتر ، از من بخرد!
البته در ابتدا تصور کردم اين موضوع فقط در حد حرف هست ، ولي وقتي اولين پارتي را به تامين کننده قديمي فروختم ، متوجه شدم چيزي نمانده که با سر به زمين سقوط کند ( و البته مارا هم با خودش به زمين بزند).
از ابتداي هفته گذشته ، خريد از اين تامين کننده را متوقف کرده ام و البته راهي به جز اين نداشتم.
تامين کننده اي که نتواند اصلي ترين وظيفه اش ( که همانا تامين کالا و خدمات به قيمت مناسب و کيفيت مورد قبول است ) انجام دهد ، بايد کنار گذاشته شود.
اغلب رقباي ما بدلايل مختلفي ( که احتمالا اصلي ترين دليلش کهولت سن و عدم ريسک پذيري در سنين بالاست ) ترجيح ميدهند فقط با يک تامين کننده همکاري داشته باشند و تامين کننده ها هم اغلب به دلايل فوق ، غرق در مشکلات هستند و مشتريانشان را هم با خود به قعر ميکشانند.
خوشحالم از اينکه (به لطف خدا) زود جنبيدم ، هرچند کارم مقداري سخت شده و مدتي طول ميکشد تا تامين کننده جديد با روشها و رويه هاي کاري ما آشنا شود ، اما به تمام سختي هايش مي ارزد.
مقوله ارزشيابي كاركنان كه در مديريت منابع انساني مطرح گرديده بر مطالعه و ثبت عملكرد كاركنان و اندازه گيري كارايي و اثربخشي آنان تاكيد نموده است .
در سازمانها يا محافلي كه افراد رفتار و عملكرد خويش را در معرض سنجش و قضاوت احساس نكرده و انعكاس عملكرد خود را بطور واقعي دريافت ننمايند نمي توانند توان و دانش خود را بطور كامل در اختيار سازمان قرار دهند و يا عملكردهاي ضعيف و ناهنجار خود را اصلاح نمايند .
از اينرو مقوله ارزشيابي و ارزيابي عملكرد كاركنان از جايگاه ويژه اي در علم مديريت برخوردار است و در برخي كتب مديريت از اين مقوله بعنوان اصلي ترين وظيفه دپارتمانهاي مديريت منابع انساني ياد شده است .
