اعتراض دارم آقا!
به اين مردم بي همت اعتراض دارم ، به اين که نفت بجاي اينکه سر سفره مردم نيازمند و محتاج خودمان بيايد ، سر از سفره ديگران و از ما بهتران در آورد اعتراض دارم .
من بچه همين انقلابم . بله چند سالي قبل از انقلاب به دنيا آمده ام ولي تا آمدم دست چپ و راستم را بشناسم ، ديدم اطرافم شلوغ است ، ميگفتند انقلاب شده ، انقلابي که به نفع مستمندان و نيازمندان است !
ميگفتند سازماني ايجاد شده که ساماندهي وضع مستضعفان را به عهده دارد و اوضاع آنها را دگرگون خواهد کرد!
ميگفتند در نتيجه اين انقلاب . . .
امروز طبق برنامه از پيش تعيين شده ، براي توزيع مواد غذايي تهيه شده جهت عده اي نيازمند ، به کوچه ها و خانه هايي سر زدم که بعيد ميدانم شما اسمش را خانه بگذاريد.
تصحيح ميکنم ، آلونک هايي که فقط سرپناه بودند ، نه بازهم تصحيح ميکنم ، حتي بعضي از آنها سرپناه هم نبودند .
نميدانم چه بايد بگويم ، فقط ميدانم اعتراض دارم . . . اعتراض .
امسال تعطيلات عيد براي من و خانواده ام 10 روز زودتر شروع شد ، فردا براي نظافت خانه مان در تهران ، من و همسر و دخترم عازم تهران هستيم تا انشاء الله براي عيد ميزبان مهمانانمان باشيم.
اينکه اين موضوع را گفتم به اين دليل بود که اگر اختلالي در بروز رساني وبلاگ پيش آمد ، عذرم موجه باشد البته بازهم مثل دفعات پيش کامپيوترم را همراه خواهم برد ولي به هرحال چون اين چند وقت را در اختيار خانواده هستم ممکن است به اين راحتي ها مرخصي ندهند مخصوصا که همسرم حساسيت عجيبي به کامپيوترم دارد.
ببخشيد که طولاني شد.
ارادتمند
مترجم: مروارید درودی زاده
1)حتما به مشتریان خود اشانتیون (نمونه تبلیغاتی مجانی) را ارائه دهید. این کار به مشتری اجازه می دهد تا بدون اینکه پولی برای محصول شما پرداخت کرده باشد آن را امتحان کند.
2)کلاسهای آموزشی رایگان برگزار کنید . مثلا اینکه چگونه از لوازم آرایشی شما استفاده کنند؟چگونه با محصول شما یک اصلاح سر زیبا داشته باشند؟ چگونه با استفاده از محصول شما پوست خود را شاداب نگه دارند و یا حتی چگونه با استفاده از محصول شما گلهای باغچه خود را شاداب نگه دارند و یا چگونه دیوار خانه خود را تعمیر کنید و... وقتی مشتری از نزدیک طریقه استفاده از محصول شما را ببیند مشتاق می شود که علاوه بر محصول شما تمام لوازم جانبی که شما در کار خود استفاده کردید را هم خریداری کند.
3) برگزاری workshop ها تقریبا مثل مثال بالا می باشد و می تواند برای لوازم مورد نیاز برای طراحی فضای سبز در یک محیط آزاد در نظر گرفته شود.
4)محصول خود را به عنوان هدیه مجازی در کنار یک خرید دیگر به مشتری ارائه دهید.
5)اگر مثلا محصول شما یک تی- شرت 25 دلاری است آن را در مقابل هر 500 دلار خرید به مشتری ارائه دهید. این موضوع در چشم مشتری بسیار بزرگ جلوه می کند و در نهایت سود به شما برمی گردد.
6)این شعار را در کار خود اجرا کنید . «یکی بخر، 2 تا ببر»
7)کارتهای قرعه کشی برای محصولات خود ارائه دهید. مثلا اگر یک مشتری تا یک مبلغ خاصی از فروشگاه شما خریداری کرد به او کارت قرعه کشی دهید تا دریک قرعه کشی بزرگ شرکت کند.
8) یک شعار دیگر هم هست که باعث می شود مشتری به طرف محصول شما بیاید. «امروز بخرید و درطول 12 ماه پول محصول خود را پرداخت کنید.»
9 ) چندین محصول را با یک بسته بندی در اختیار مشتری قرار دهید. این کار مخصوصا در مورد لوازم آرایشی بسیار کار برد دارد. گاهی یک محصول فروش کمتری دارد. به این ترتیب شما می توانید محصولات پر فروش خود را در کنار محصولات کم فروش به مشتری ارائه دهید.
10) دقیقا در زمانی که مشتری در گرما گرم خرید از شماست محصولات دیگر خود را که در رابطه با خرید اوست به او معرفی کنید. احتمال خرید مشتری در این زمان بسیار زیاد است.
11)اطلاعات خود را در مورد محصول به صورت خلاصه و مفید در اختیار مشتری قرار دهید. می توانید این اطلاعات را همراه با بروشور به آنها ارائه دهید.
12)در کنار محصول خود خدمات پس از فروش رایگان ارائه دهید.
13)اجازه دهید تا مشتری به صورت رایگان با شما در تماس باشد و از روشهای استفاده صحیح محصول شما مطلع شود.
14)طراحی خوبی را برای بسته بندی محصول خود در نظر بگیرید. درست است که این کار هزینه هایی در بر دارد اما در نهایت باعث جلب مشتری و افزایش فروش شما می شود
شما بايد طى دو ماه اول كار خود با تك تك زيردستان واحدتان، حداقل يكبار، به گفت و گو بنشينيد.
البته اين كار را طى هفته اول انجام ندهيد، زيرا بايد به زيردستانتان اين فرصت را بدهيد كه به وجود شما در واحد عادت كنند. وقتى زمان صحبت فرا رسيد، بايد زيردستان را به دفتر خود بخوانيد و طى گفت و گويى رسمى و بدون شتابزدگى، از نظرات آنها مطلع شويد.
هرگز بيش از آنچه لازم است، صحبت نكنيد. اين صحبت رسمى شما، صرفاً براى اين است كه ديگران بتوانند با شما ارتباط برقرار كنند. نه آنكه شما سخنورى كنيد. ( آيا هرگز توجه كردهايد كه هر چه بيشتر به طرف مقابل فرصت صحبت كردن بدهيد، اطلاعات بيشترى كسب مىكنيد؟)
اگر چه نگرانيها و نظرات شخصى كارمند بسيار مهم است، اما ارجح است كه صحبت را به مباحث مربوط به كار محدود كنيد.
برخى اوقات تعيين اين نوع محدودهها و مرزها بسيار دشوار است، زيرا ممكن است مشكلات خانوادگى بيش از هر چيز ديگر كارمند شما را آزار دهد و او حتى دراين زمينه نيز لب به سخنبگشايدو چيزهايى بگويد، اما شما هميشه بايد از اظهار نظرهاى شخصى در مورد مسايل خصوصى كاركنان خود احتراز كنيد.
صرفاًبه دليل اين كه رييس شدهايد، نبايد تصور كنيد كه حالا ديگر كارشناس كليه مسايل و مشكلات شخصى زيردستان خود نيز هستيد.
به حرفهاى آنان با دقت گوش بدهيد، زيرا اغلب آنها فقط مايلند كه كسى به صحبتهاى آنها گوش كند. البته بايد بطور كامل و خالصانه به زيردست و مسايل وى علاقهمند بود و نمىتوان تظاهر به اين امر كرد، زيرا طرف مقابل اين مساله را بخوبى درك مىكند.
روش خوبى كه ميتوان در اين خصوص به كار برد، اين است كه در حين صحبت نبايد چيزى بگوييم كه نشان دهندهى تمايل ما به خاتمهى گفت و گو باشد.
نبايد اين احساس را در ديگرى به وجود آورد كه بايد فورا محل ديدار و گفت و گو را ترك كند .مثلا اگر گفت و گوى شما فقط ده دقيقه طول كشيده است و شما بگوييد گفت و گوى خيلى خوبى داشتيم كارمند فورا پى مىبرد كه اين جمله به معناى خاتمهى صحبت است.
اگر مىخواهيد كاركنانتان فكر كنند كه گفت و گوى صميمانه يى با شما دارند، هرگز به عنوان خاتمه دهندهى گفت و گو عمل نكنيد. اما مواقعى وجود دارد كه بايد به گفت و گوخاتمه داد. براى اين كار راههايى اصولى و صحيح وجود دارد.
راههاى خاتمه دادن به گفت و گوها خوب است در اينجا نمونه هايى براى خاتمه دادن به گفت و گوها بيان شود.
دو هدف از ارايه ى اين نمونهها وجود دارد:
يكى اين كه زمانى كه اين روشهادر مورد خود شما به كار مىرود، با آنها آشنايى داشته باشيد، دوم اين كه خودتان در زمانهاى مقتضى از آنها استفاده كنيد.
اگر چه بايد در برخى مواقع (نظير مواردى كه با كارمندانتان براى نخستين بار صحبت مىكنيد) از به كار بردن آنها اجتناب كنيد، اما به هر حال اين راهها به عنوان ابزارى محسوب مىشوند كه بايد در جعبه ابزار مديريتى شما وجود داشته باشند.
اگر در دفتر شخص ديگر مشغول صحبت هستيد و مىبينيد كه ميزبان شما، قبل از اين كه تلفن زنگ بزند، دستش را روى گوشى تلفن مىگذارد، بايد متوجه شويد كه اين كار بعنوان نشانهيى براى خاتمه دادن به گفت و گو است.
وى با اين عمل مىگويد: به محض اين كه برويد، قصد دارم تلفن بزنم. روش ديگر اين است كه ميزبان شما نامهيى را از روى ميز خود بردارد و در حين صحبت شما، مرتبا به آن نگاه كند.
روش ديگر براى خاتمه دادن به صحبت اين است كه ميزبان طورى صندلى خود را در پشت ميزش جابه جا مىكند كه گويى قصد دارد از جايش برخيزد و اگر اين حركت كارساز نباشد و طرف مقابل متوجه نشود، از جا بلند مىشود.
اين كار هميشه منظور اصلى را منتقل مىسازد. البته اين روش خيلى صريح و بى پرده به نظر مىرسدكه بايد از آن پرهيز كرد، اما برخى اوقات كاملاًضرورى است. لازم است اين نوع نشانههاى خاتمه دادن به گفت و گو را بشناسيم.
البته راههاى ديگرى نيز وجود دارند كه استفاده از آنها براى افراد مختلف، متفاوت است
مترجم:طاهره یادگاری
این 3راه ساده فروش در اثر تقاضای شخصی مشتری صورت می گیرد. آنها بی توجه اند به این موضوع که شما چه چیزی و چطور یا کجا محصولتان را می فروشید.
1.دقت کنید که توجه مشتری را به خود جلب کنید.
آیا 3 پیغام تبلیغاتی فروش را به خاطر می آورید؟ آیا می توانید حتی یکی از آنها را هم به خاطر آورید؟ اکثر مردم قادر نیستند....
و این شامل مشتریان آینده شما نیز می شود. و دلیل آن است این که آنها به تاثیر مستقیمی که تبلیغ بر رویشان می گذارد، آگاهند ولی شاید در ظاهر آن را رد می کنند.
این یک مانع بزرگ است که شما باید بدانید چطور بر آن غالب شوید پیش از آنکه شروع به فروش کالایتان کنید.
شما باید توجه مشتری را کاملا جلب کنید- بسیار دقیق و سریع- و گرنه در فروشتان موفق نخواهید بود.
اینجا 3 راه پیشنهادی و اثبات شده است که توسط آنها قادر خواهید بود توجه مردم را به سرعت بدزدید:
-به طریق علمی اثبات کنید. مثلا بگویید: " حتی دکترم نیز از این محصول بهداشتي استفاده می کند. "
-آنها را با گفتن جمله ای خاص متعجب کنید مثلا: محصول ما را بخرید و تا یک ماه پولش را نپردازید.
-سوال تحریک آمیز بپرسید. مثلا: اگر شما یک تاجر رده بالایید، چرا 6 عدد از محصولاتمان را نمی خرید؟
توجه:
عنوان مقالاتتان بر روی وب سایت نیز می تواند جلب توجه خواننده کند. بسیاری از مردم در سایت های مختلف می روند و به سرعت از آن خارج و به سایت دیگری می روند- مگر اینکه به محض ورود به سایت با عنوان محرک یا تعجب بر انگیزی مواجه شوند.
2. بر روی روابط انسانی تاکید کنید.
بسیاری از مشتریان دور اندیش حاضرند از اشخاص حقیقی بیش از شرکت های حقوقی خرید کنند.
به جست وجوی راهی بپردازید که روابط شخصی شما را با مشتریان دوراندیش ایجاد کند. مثلا:
... اگر شما روبه روی مشتری و به صورت حضوری کالایتان را به او بفروشید، به زمان کمی جهت شناخت مشتری تان نیاز دارید و او نیز شما را حضوری بیشتر خواهد شناخت.
... اگر شما اقدام به فروش کالا بر روی اینترنت کنید نیازی به حرف زدن با مشتری ندارید و او از طریق عنوان های سایت تان و متن های آن به شما اعتقاد پیدا و خرید می کند. آنچه که شما در معرفی خود و محصولتان بر روی سایت ارائه می دهید باعث اعتماد مشتری می شود.
پس در انتخاب بهترین و ناب ترین عناوین که باعث بر آورده کردن نیاز مشتری می شود، کوشا باشید.
توجه:
خودتان کالا را به مشتری بفروشید تا از کالای مناسب و راحت شما آگاه شود. ولی در ادامه برای جلب اطمینان او تاریخچه شرکتتان و نتایج زیاد فروشتان را نیز به او ارائه دهید تا از توانایی زیادتان در صورتبخشی به وعده هایشان مطمئن شود.
2.موجب بیداری تصورات مشتری تان شوید.
سود کالایتان را برای مشتری در قالب کلماتی زیبا و کلام دلنشین متصور شوید. بعد به او بگویید که با این منافع و مزایای زیاد کالای ما چه احساسی در استفاده از آن دارد.
دقت کنید:
اگر کالایتان را می فروشید پس برای خریدار کالا شرح دهید که مزایای استفاده از آن چه لذت بخش خواهد بود و احساس مرفه بودن از کالا را بدون هیچ شکی به او بگویید.
مثلا: اگر به مشتری تان قایق می فروشید شرح دهید که با آن قایق در میان امواج آب همراه و کنار دوستان چه لذتی خواهندبرد.
اگر فرصت شغلی تان را این گونه ارتقا دهید، خودتان حتی تصور کنید که بعد از مدتی کار سخت در خانه بودن و بدون کارفرمای بالای سر چه لذتی خواهید برد.
توجه:
از اینکه کلمات و توضیحات شما باعث ایجاد تصورات دل انگیز می شود مطمئن شوید، نه اینکه با توضیحاتتان ویژگی های کالا را شرح دهید.
مردم در هنگام خرید، زیاد به ویژگی های کالا که در برگیرنده تکنولوژی پیشرفته است توجه نمی کنند. مثلا در هنگام خرید یک نوشیدنی خنک، حتی سالم، به درصد سلامت آن زیاد توجه ندارند. بلکه فقط می خواهند از خنکی آن در طول یک روز طولانی و گرم، لذت برند.
این 3 راه ساده فروش محصولات با اخلاق بشری نیز سازگار است. آنها را در صفحات وب خود بکار برید. درصد زیاد فروش باعث شگفتی تان خواهد شد.
فروشنده موفق و فروشنده ناموفق
از هفته گذشته تا به حال با فروشندههاي گوناگون در ارتباط بودهام. نام اولين فروشندهاي كه با او گفتگو كردم Frank بود با او درباره سايل مختلف بيمه و... صحبت كردم و در آخر از من خواست كه در كارش به او كمك كنم.
جواب او به سوالاتم بسيار طولاني بود و بايد آنقدر منتظر ميماندم تا سوال بعدي را بپرسم. صحبتهاي او درباره مسايلي بود كه من علاقه چنداني راجع به آن موضوعها نداشتم.
متأسفانه او سعي ميكرد من را به سوي اهداف خود و نقشههايش پيش ببرد اما من به او گفتم كه علاقهاي به آن موضوعات ندارم.
او مرد بسيار خوبي بود اما بسيار تندرو بود و كمتر به حرف من گوش ميداد و بيشتر حرف زدن خودش را ادامه ميداد. از كار كردن و سر و كله زدن با او خسته شدم و او را رها كردم و به دنبال كس ديگري گشتم كه با او همكاري كنم.
خلاصه متخصص ديگري كه بسيار هم با معلومات بود را پيدا كردم و به صحبتهايم دقيقاً گوش داد و بعد با هم قراردادي تنظيم كرديم. حال ميتوان ديد كه چگونه كار با Ronny، مردي اهل هندوستان كه بسيار هم با استعداد است لذتبخش است.
همسر و دخترم و خود من درباره بازار محلي صحبت ميكرديم. Ronny توجه ما را به خود جلب كرد و درباره محصولاتش شروع به توضيح دادن كرد. متوجه نبوديم كه او به فروش چه كالايي مشغول است و حتماً نميدانستيم كه آيا چنين توليداتي وجود دارند يا خير و اگر هم وجود داشتند در خريد آنها چنان جدي نبوديم.
Ronny درباره محصولاتش با اشتياق تمام شروع به صحبت كردن نمود، من هم درباره فرهنگ هندوستان و محل زندگياش با او صحبت كردم و او بسيار خوشحال شد كه من آنقدر درباره آنجا اطلاعات داشتم و كنجكاو شدم بدانم كه از حرفهاي كه دارد چه قدر درميآورد كه درآمدش Kiosk 6*12 بود كه هر Kiosk بالغ بر 000/000/3 دلار! ميشد.
او درباره فوايد محصولاتش برايمان صحبت كرد او وسيلهاي توليد ميكرد كه سر را ماساژ ميداد و وسيلهاي ديگر نيز توليد ميكرد كه تمام بدن را ماساژ ميداد و او توضيح داد كه آنها داراي مگنت هستند كه موجب استراحت و برطرف ساختن خستگي ميشود.
محصولي ديگر نيز توليد كرده بود كه حاوي بستهاي بود كه درونش گياهي قرار داشت و ميتوانستي آنها را بو كني. آن را گرم ميكنند و در قسمتي از بدن قرار ميدادند كه با آن بدن را به آرامش نسبي برگردانند.
ميخواستيم كه از او آن كالا را خريداري كنيم و او گفت: فروشنده كسي است كه يخ را بتواند به اسكيموها بفروشد. ما نميخواستيم چنين چيزهايي را خريداري كنيم اما آنقدر برايمان جالب بود كه تصميم گرفتيم آنهارا خريداري كنيم.
به ياد جمله دكتر Wayne Dyer افتادم:
«زماني كه واقعاً دوست داريد براي اشخاصي كه ميخواهند چيزي را خريداري كنند، كاري انجام دهيد، آن كالا را فروختهايد و در حقيقت آنها خريدار ذوق و علاقه شما براي خريد آن كالا هستند.»
در برخورد با Ronny دقيقاً همين موضوع اتفاق افتاد.
آيا اين موضوع براي شما هم پيش آمده است؟
آيا شما هم به نياز مشتريان توجهاي خاص داريد؟
براي شما هم مهم است كه به حرفهايشان گوش دهيد؟
آيا كاري براي متحول ساختن كارتان و بدست آوردن مشتريان و نيازهايشان انجام دادهايد؟ و در آخر محصولاتي از Ronny خريداري كرديم و احساس كرديم كه چه خوب عمل ميكنند و فهميديم كه چقدر با استعداد و چه فروشنده باانصافي است.
پايان
مترجم: محمد اسفندياري
معاملات ملكي يكي از شغلهايي است كه اگر مورد توجه قرار گيرد هيچ شغلي از نظر درآمدي نتواند با آن رقابت كند. اما بايد توجه داشت كه نقش كليدي بر عهده دلال و بنگاهدار است.
در زمينههاي صنعتي و مناطق گوناگون و ادارات افراد ميتوانند به كار بنگاهداري مشغول شوند.
در مناطق مسكوني اين افراد به خريد و فروش خانههاي شخصي ميپردازند و ليستي تهيه ميكنند و آن را به خريدار و فروشنده جهت معامله ارايه ميدهند.
نكته اينجاست كه چگونه آنها در يكي از اين كارهايي كه انجام ميدهند تخصص پيدا ميكنند و پي به اين نكته پي ميبرند كه آن حرفه كار مورد علاقهشان است.
براي اين كه مطالبم واضحتر شوند مثالي ميآورم:
به عنوان مثال گاهي در فروش ممكن است كميسيون بيشتري به دلال آن تعلق بگيرد و در يك معامله عكس اين موضوع اتفاق ميافتد و اين فرد در تمام مراحل قانوني و مشاوره و... پشتيبان و حامي هر دو طرف ميباشد.
در حقيقت اين شخص نمايندهاي است كه در مشكلات به كمك مردم ميآيد و اگر در هر كدام از زمينههايي كه ذكر شد متخصص نباشد، چگونه ميتواند اين كار را انجام دهد و چگونه همه آنها را به بهترين نوع ممكن به انجام برساند.
با توجه به تمام نكاتي كه ذكر شد نميتوان گفت كه تا چه حد اين فرد روي كارش تمركز ميتواند داشته باشد.
اكنون در دنياي تخصصي شدنها زندگي ميكنيم و هر كسي كه در كاري تخصص دارد، به نحو مطلوب به اين كار ميپردازد. به عنوان مثال متخصص يك بيماري در بيماري ديگر تا آن حد متخصص نيست.
در معاملات ملكي خبر از كار كردن در جاهاي پرجمعيت است و اين با كارهاي گوناگون انجام ميشود و منابع درآمد متفاوت است. به عنوان مثال امروزه نميتوان دلالهاي موفقي را يافت كه به فروش ساختمانهاي صنعتي و آپارتمانها مشغول باشند.
پس تخصصي شدن آنها نيز امروزه فراوان به چشم ميخورد. تا به نحو مطلوبتر بتوانند خود را و فعاليت خود را نشان دهند.
اگر تمام امور را يك نفر به عهده بگيرد هنوز هم با تمام مشكلات خود را درگير ميبيند. (البته اگر بر يك بازار منطقهاي تأكيد نشود) و بايد فعاليت خود را سطح منطقهاي انجام دهند تا در سطوح بينالمللي و... و باز هم به اين نكته ميرسيم كه تخصصي شدن براي افراد نيز قابل توجه است.
پس به دنبال دلالان متخصص باشيد نه كساني كه خود همهكارهاند. با اين نكات بايد متخصص بود و آن هم در يك منطقه بخصوص.
در web site خود به آساني از تصاوير و فيلم استفاده كنيد.
اين صفحه web ممكن است به يك clip نياز داشته باشد. اين كار را در web siteها و درE.mail هاي شخصي استفاده ميكنيد و براي مشتريان ميفرستيد و با كليك كردن به روي Click here،Clip پخش ميشود.
از رسانههاي صوتي نيز در اينباره ميتوان كمك گرفت.
ادامه دارد
قدر شناس آنچه که داریم باشیم.
خاطرم هست که مردی به من گفت از اینکه نمی تواند محبت های و خوبیهای را که دوستان به هنگام گرفتاریش در حق او انجام داده اند را جبران نماید احساس گناه و شرمساری می کند. به او گفتم، زمانهای بیشماری در زندگی فراهم می آید که به نیازهایمان به طرق مختلف پاسخ می گوید و ما قادر نیستیم تا همه آن ها را جبران نماییم.
از هر راهی که دنیا به نیازمان پاسخ گفته، قدر دان و سپاسگذار آن باشیم. زمانی هم پیش خواهد آمد که شما به دیگری کمک خواهید کرد.
ممکن است این کمک از راه پول نباشد. زمان و یا محبت باشد که در اختیارش می گذارید. باید بدانیم که این اقدامات از مادیات ارزشمند تر است. به یاد دارم که افراد بی شماری زمانی که به هیچ عنوان قادر به جبران نبودم کمکم کردند.
سالهایی بعد هم فرصتی هایی پیش آمد تا من هم به دیگران کمک کنم. اغلب اوقات در این فکر هستیم که حتما می بایست جبران کنیم. بهتر بگویم مقابله به مثل کنیم. اگر کسی ما را به نهاری دعوت کرد ما هم در عوض او را به نهار دعوت کنیم و اگر کسی برایمان هدیه ای خرید برایشان هدیه ای بخریم. اگر کسی به ما هدیه ای می دهد لبخند بزنیم و تشکر کنیم.
اگر در عوض بگویید که مثلا رنگش جالب نیست و یا سایز من نیست به شما قول می دهم که آن فرد هیچگاه دیگر برایتان هدیه نخواهد خرید با سپاسگزاری و خوشرویی آن را بپذیرید حتی اگر برایتان مناسب نیست می توانید آن را به فرد دیگری بدهید که برایش مناسب است.
باید نسبت به آنچه که داریم سپاسگزار باشیم. بدن طریق که حس خوبی را به زندگی خود اضافه می کنیم. اگر مدیون کسی هستیم به جای آنکه خود را شدیدا سرزنش کنیم بهتر است که خود را بخشیده و به خود فرصت بیشتری برای جبران بدهیم.
بهترین کمک برای افرادی که در مضیقه مالی هستند آموزش این است که چگونه در این شرایط عمل کنند تا بر آن چیره شوند. این از کمک مالی زیباتر است چون ماندگار است.
منظور این نیست که به هیچ عنوان از دارایی خودبه دیگران کمک نکنید بلکه هدف این است که با این حس که خود را مقصر قلمداد کنید و جلو نروید.
آگاهی و خرد شما بهترین حساب بانکی شماست . زمانی که از آنها در راه فکر و اندیشه بهره بجویید بهترین محصول را برداشت خواهید کرد.
صرف اموال برای امور خیریه
یکی از راههای افزودن بر اموال شخصی از طریق کمک و صرف اموال برای امور خیریه است. تخصیص 1% در آمد مدت های مدیدی است که قاعده ای مقبول قرار گرفته است. من به آن به عنوان بازگشت به زندگی نگاه می کنم. با انجام این عمل به موفقیت بیشتر می رسیم.
مکان های مذهبی مانند مساجد و کلیسا آماده جمع آوری این کمک ها هستند. اگر کمک به مساجدو یا کلیساها برایتان خوشایند نیست سازمانهای غیرانتفاعی بی شماری آماده دریافت کمک های شما و رساندن آن به دست نیازمندان هستند.
اکثرا عادت داریم که بگوییم هر زمان که وضعمان بهتر شد کمک می کنیم. باید بتوانیم که در این صورت هیچ گاه به فکر انجام آن نخواهیم بود و کمکی نخواهیم کرد.
اگر قصد کمک دارید از همین حالا شروع کنید و سپس سیل نعمات را در زندگی خود حس خواهید کرد اگر فقط به این قصد کمک کنید تا بیشتر به دست آورید شما اصل هدف را فراموش خواهید کرد و به هدف خود نخواهید رسید. کمکی ارزشمند است که بی هیچ توقعی انجام بپذیرد.
اگر اینگونه بیندیشیم که بیشتر از آن که خرج کنیم داریم و از زندگی خود راضی و خشنودیم. کمک نماییم رضایت و زیبایی بیشتری نصیبمان خواهد شد.
اگر طالب بالاترین حد خوبی هستید به نیروی درونتان اطمینان کنید. با خود و دیگران صادق باشید و از به کار بردن حیله و نیرنگ بپرهیزید چون آنچه که انجام می دهیم به خودمان باز خواهد گشت.
پايان
مترجم:سیدعلیرضا خاتمی
وقتی که از واژه موفقیت صحبت به میان می آید، برای اکثر افراد بی درنگ تصویری از پول فراوان تداعی می گردد.
گرچه مفاهیم دیگری هم می تواند تحت واژه موفقیت قرار بگیرد. از قبیل: زمان، دوست داشتن و عشق ورزیدن، آسایش، زیبایی آگاهی، سلامتی وحتی پول.
در صورتی که همیشه برای آنچه که می خواهید شتابزده عمل کنید و معتقدید که زمان به سرعت می گذرد و وقت کافی وجود ندارد، شما فردی هستید که با کمبود زمان مواجه است.
اگر احساس می کنید که موفقیت فراتر از توان شماست، هرگز نخواهید توانست به آن دست یابید. اگر تصور دارید که زندگی پر مشقت و پردردسر است، هیچ گاه سوی آسایش و آرامش را نخواهید دید.
اگر فکر می کنید که هیچ نمی دانید و قادر نیستید تا اوضاع را درک کنید، در این صورت به حکمت و رمز جهان مرتبط نخواهید بود و موفق نخواهید شد. اگر کمبود عشق، محبت و دلبستگی را در زندگی احساس کنید برایتان دشوار خواهد بود تا عشق و دوست داشتن را در زندگی خود وارد کنید.
و اما در مورد زیبایی؛ زیبایی در اطراف ما به وفور وجود دارد آیا این زیبایی ها را که فراوان بر روی زمین ما گسترده است می بینیند ویا همه چیز در نظر شما زشت و بی مصرف می آید. وضع جسمی و روحی شما چگونه است.
آیا همیشه احساس کسالت می کنید؟ و یا به راحتی سرما می خورید؟ احساس درد فراوان دارید؟ سرانجام به پول می رسیم.
بسیاری بیان می دارند که در زندگی آنها پول کافی وجود ندارد و یا از درآمد ثابت و یکنواخت گله مندند افراد همیشه در این فکرند که این را می خواهیم و یا باید فلان چیز را به دست آوریم، واقعیت این است و باید بپذیریم که موفقیت و ثروت در اطراف ماست.
زمانی که چیزی را می خواهیم و آن را به دست نمی آوریم، تا اندازه ای خودمان در عدم موفقیت دخیل هستیم. اگر دیدمان نسبت به زندگی کوته باشد، زندگی نیز به ما خست نشان خواهد داد.
تفکرات و باورهای مادی
بسیاری از خانواده ها ما، پدران و مادران ما با ناامیدی و بیم و هراس زندگی کرده اند و ما نیز از دوران کودکی با این اعتقادات و باورها بزرگ شده ایم، سوالاتی مانند: نکند گرسنه بمانیم، اگر موفق نشویم شغلی به دست آوریم چه می شود؟ ممکن است خانه و اتومبیل خود را از دست دهیم. و از این قبیل سوالات و تفکرات.
اندکند فرزندانی که این باورها را پوچ و بی ارزش می دانند و اکثرا با این اعتقادات موافق و همراهند .
بهتر است لیستی از باورهای پدر و مادر خود در رابطه با پول و مادیات فراهم کنیم. آیا هنوز هم همانگونه فکر کنید؟ می بایست محدودیت ها و هراس های والدین خود را کنار بگذاریم. زیرا اکنون زندگی با گذشته تفاوت بسیار نموده است.
از تکرار عقاید گذشته دست برداریم. سعی نماییم تا دید خود را تغییر دهیم. زمانی که فرصتی برایمان به وجود می آید، نمی بایست افکار گذشته خود را در رابطه با کمبودها و کاستی ها دخالت دهیم.
می توان با صراحت گفت که پول و دارایی بسیار خوب است اما این دید را در خود به وجود می آوریم که عاقلانه خرج کنیم.
طبیعی است که بخواهیم بیشتر داشته باشیم، اگر به قدرت درونمان ایمان داشته باشیم که پشتیبان ما خواهد بود در هر مورد که باشد.
در زمان سختی ها و کمبودها این نیرو و این فکر- که در آینده بهتر و بیشتر خواهیم داشت- ما را به جلو خواهد برد. پول تمام هدف نیست. گرچه تصور داریم که اگر پول زیاد داشته باشیم همه چیز خوب و زیبا خواهدبود و دیگر مشکل و نگرانی نخواهیم داشت.
اما بسیارند کسانی که حتی بادارا بودن ثروت و اموال فراوان اندکی هم احساس شادی ندارند و از زندگی لذت نمی برند.
ادامه دارد
در ضمن رعایت کیفیت در زمینه فرآیند تولید و خدمات آن شامل مراحل زیر می شود:
کنترل مواد اولیه جهت ساخت و بسته بندی، کنترل مواد و محصولات در حین تولید و برچسب گذاری، کنترل محصول نهایی و اطمینان از اینکه خطایی در روند تولید یک محصول رخ نداده است که در صورت بروز خطا، بخشی با عنوان بخش مدیریت و کنترل کیفیت، مسئول تأیید و یا عدم تأیید همه موارد اجرایی و خصوصیات مربوط به محصولات به لحاظ ماهیت، قدرت، کیفیت و خلوص است.
شاید اگر به پیامدهای زیانبار رعایت نکردن استاندارد بیشتر دقت کنیم به اهمیت بالای آن پی می بریم.
استفاده از وسایل غیر استاندارد با بالا رفتن مصرف انرژی باعث افزایش هزینه ها و یا حتی اتلاف انرژی هایی از جمله برق یا گاز می شود.
همچنین استفاده از لوازم خانگی غیر استاندارد هر ساله تلفات مالی و جانی چشمگیری را به بار می آورد که می تواند موجب بروز مشکلات سنگین و زیادی شود که به صرف هزینه های کلان برای جبران آن نیاز داشته باشد.
در برخی موارد خسارت ناشی از توزیع گسترده یک محصول غذایی غیر بهداشتی در جامعه فقط با پرداخت بهای کالای نامرغوب جبران نخواهد شد و حتی در مواردی جبران ناپذیر است.
همچنین به نظر می رسد که استانداردسازی تنها نیاز تولید کننده و یا مصرف کننده نیست، بلکه نیاز جامعه است تا به وسیله آن در منابع انرژی از جمله برق و سوخت صرفه جوئی شود.
پس با کمی تأمل می توان به این نتیجه رسید که استاندارد باید به صورت قانون برای هر جامعه ارائه شود تا تولید کننده مشتری خود را ترغیب به خرید کالاهای استاندارد نماید و فرهنگ استفاده از کالای استاندارد در جامعه چنان نهادینه شود که مصرف کنندگان هیچگاه به خرید کالای غیر استاندارد و بدون کیفیت تمایل نداشته باشند.
نکته قابل اهمیت دیگری در زمینه نظام مدیریت کیفیت این است که، این نظام می کوشد با ایجاد فرصت های مناسب و با بهره گیری از فنون و نیروهای کارآمد زمینه ای را فراهم کند که بخش خصوصی بتواند با اطمینان خاطر خود را وارد عرصه رقابت کند و در عین حال بخش عمومی کار و خدمات بیشتری را با صرفه جوئی در منابع انرژی و نیروی کار ارائه دهد.
در این نظام محور اصلی کار است که اگر قانون آن رعایت شود، بدون شک می توان کیفیت بازده کار را نیز تضمین شده و درخشان دانست.
از این رو نظمی در روند تولید ایجاد می شود که مهم ترین حاصل آن جلب مشتری است که این خود مهم ترین قدم برای کسب بازار مناسب است.
وقتی محصولی اعتماد مشتری را به خود جلب می کند، به او این اطمینان را می دهد که خواست و نیاز او در چرخه تولید مورد نظر قرار گرفته و به این ترتیب مشتری محدود به خریدار فعلی نمی شود بلکه نفرات بعدی در زنجیره تولید کالا یا خدمات را نیز در بر می گیرد وجود کالای مناسب با جلب مشتری فراوان در بازار نشان دهنده این است که تمام کسانی که در تولید و ارائه و عرضه آن نقش داشته اند، با انجام وظایف خود به بهترین نحو ممکن، به هدف خود رسیده اند و هر موفقیتی در این زمینه نشان می دهد که بستر تولید گنجایش پیشرفت را داراست و می تواند در زمینه های متفاوتی که شاید در نظر اول مهم ترین آن عامل اقتصادی باشد به رشد کشور تولید کننده خود کمک کند و در کل می توان گفت کنترل کیفیت در هر صورت نوعی کنترل است و کنترل همیشه مطلوب است و تعیین هدف، ارزیابی وضعیت، مقایسه و اقدام اصلاحی مراحلی است که در هر نوع کنترلی باید طی شود بدون شک اجرای آن لازمه موفقیت است.
پايان
امروزه نقش اصلی موفقیت در تجارت را توان رقابتی تعیین می کند، تشخیص عواملی که یک محصول را برجسته تر از سایر تولیدات می سازد در دنیایی که روزانه صدها نوع از یک محصول و با شکل و طرح های متفاوت توسط شرکت های گوناگون تولید می شود، کاری بس دشوار به نظر می رسد.
از همین رو، این سوال در ذهن بسیاری از دست اندرکاران امور اقتصادی مطرح می شود که عوامل اساسی در افزایش توان رقابتی شرکت ها کدامند؟
تجربه شرکت های مشهور جهان نشان می دهد گر چه تولید محصول باید مطابق سلیقه و ذوق مصرف کنندگان باشد اما این شرط به تنهائی برای جلب رضایت مشتری کفایت نمی کند، زیرا کسب رضایت کامل مشتری هنگامی حاصل می شود که یک شرکت بتواند از طریق ارایه کالا و خدمات با کیفیت مناسب توأم با ظاهر جذاب و مطابق پسند و سلیقه مشتریان این حس رضایت را در آنها به وجود آورد.
آنچه در مجموع محصول کار یک شرکت را از کیفیت مطلوب برخوردار می سازد چگونگی استفاده بهینه از سخت افزار، نرم افزار، فن افزار و نیروی انسانی است که این مجموعه را در قالب امکانات و تجهیزات مواد اولیه، روش ها، فنون و ابزارهای مدیریتی که توسط منابع انسانی به کار می روند، می توان تحقق بخشید.
برای ایجاد سیستم های بهتر و بازده خدماتی بیشتر ، مؤسسات باید افزون بر توجه به تولید کمی و افزایش آمار تولیدات آن، نگاه خود را بر پرورش انسان هایی با نیروی کار ماهرتر و بهتر متمرکز کنند.
به بیان دیگر باید نیروهای کاری را پرورش داد که توانایی خلق چنین سیستم هایی را به نحو مطلوب دارا باشند.
بسیاری از الگوهای مدیریتی که تاکنون پیشنهاد شده نمی توانند به تنهایی در ارتقاء کیفیت کارها و ارائه خدمات مناسب و رقابتی کارساز باشند، مگرآنکه الگوهای مدیریتی منطبق بر الگوهای فرهنگی کاربران آن تدوین گردد، زیرا اصولاً مدیریت، علمی است که با نیازهای انسان در ارتباط است.
در نتیجه اگر انتظار ما ایجاد تحول و بهبود در وضعیت صنعت و خدمات به افراد باشد، باید بیش از هر چیز به اصلاح روش های مدیریتی بپردازیم. از این دیدگاه، مدیریت کیفیت را می توان مجموعه ای از تدابیر برای تولید مقرون به صرفه کالا و خدماتی که نیازهای مشتری را برطرف می سازد دانست.
در واقع مدیریت کیفیت در جهت افزایش توان رقابتی به فعالیت می پردازد، با ایجاد ساختاری جدید کلیه امور را با توان بالاتر و ضایعات کمتر به اجرا در می آورد.
البته باید به این نکته نیز توجه داشت که این ساختار جدید در کلیه شرکت ها، کارخانه ها و سیستم ها، با هر سطح توانی قابل اجرا باشد.
اما وظیفه اصلی مدیریت کیفیت، تضمین کیفیت است، زیرا موجب می شود تا مصرف کننده دریابدکه محصولات یا خدمات ارایه شده مطابق خواست و انتظار وی است و به این ترتیب اعتماد هر چه بیشتر مشتری را می توان جلب کرد و رسیدن به این هدف یعنی تضمین کیفیت محصولات و خدمات تنها در صورتی تحقق می یابد که کلیه افراد شامل تولیدکنندگان و ارایه دهندگان خدمات (شامل کلیه پرسنل) اعم از سرپرستان قسمت های مختلف، مدیران قسمت های بالاتر و حتی بازرسان وظیفه خود را به خوبی بشناسند و آن را کامل و به نحو احسن انجام دهند.
همچنین صنایع تولیدی به منظور برآوردن رضایت مشتری باید در دو جهت اقدام کنند:
جنبه درون سازمانی تضمین ایجاد و حفظ کیفیت کالا بر اساس نظم درون سازمان .
و جنبه برونی: تضمین کیفیت مبتنی بر قراردادهای منعقد شده با مشتریان و مصرف کنندگان.
ادامه دارد
برنامهریزی، فرایند آگاهانه و سیستماتیک تصمیم گیری برای تحقق اهداف یک سازمان است. از این رو، هر سازمان برای پیشرفت و توفیق در عرصه رقابتهای بازرگانی و صنعتی نیازمند برنامهریزی است.
لزوم برنامه ریزی آموزشی برای کارکنان هر سازمان تا بدان حد بدیهی است که ضرورتی برای توجیه آن وجود ندارد. از همین رو، میتوان گفت که برنامهریزی آموزشی برای هر سازمان همچون تنفس برای موجود زنده اهمیت دارد.
زیرا چنانچه کارها در سازمانها بر اساس برنامهریزی صورت نگیرد مدیران وکارکنان دائماً با مسائل و مشکلات دست به گریبان خواهند بود و بیشتر توان خود را به جای آنکه صرف تحقق اهداف سازمان کنند، در رفع دشواریهای روزمره هدر خواهند داد.
بنابراین یکی از وظایف مدیران در هر سازمان، برنامه ریزی آموزشی است. برنامه ریزی آموزشی افزون بر بالا بردن احتمال موفقیت مدیران در هدایت مطلوب سازمان، آنها را در انجام سایر وظایف مدیریتی نیز یاری می دهد.
بدین معنا که با برنامهریزی صحیح امور سازماندهی شده و تامین منابع انسانی و هدایت رهبری و به ویژه نظارت و کنترل اجرائی تر واثربخش تر خواهد شد.
برنامه ریزی دارای اصولی است که این اصول در سازمانهای تجاری باید با شکلی تخصصی تر مورد استفاده قرار گیرد. از مهمترین اصول برنامه ریزی، تعیین اهداف سازمان است که شامل اهداف میان مدت و دراز مدت میشود.
مدیر برنامهریز باید در انتخاب اهداف سازمان دقت کافی داشته باشد زیرا اهداف انتخاب شده باید قابل وصول بوده و هماهنگی منطقی با هم داشته باشند.
در تهیه این برنامه می بایست به نکاتی همانند نحوه اجرا و ارزشیابی پروژهها، ارائه خدمات مشاوره ای به مدیران سازمان در مورد پیگیری برنامههای آموزشی و شناسائی نقاط ضعف موجود در سیستم آموزشی سازمان و توسعه برنامه های جایگزین توجه ویژه کرد.
استقرار یک برنامه ریزی آموزشی صحیح در هر سازمان می تواند در موارد مشروحه ذیل به مدیران و موفقیت آن سازمان کمک کند:
1 - فرصتهای آتی به روشنی مشخص میگردند و مشکلات آینده پیش بینی شده و راهکارهای عملی جلوگیری از مواجه شدن با آنها تعیین می شوند.
2- عملکرد کلی سازمان را مجسم سازد؛
3- دید روشنی نسبت به روابط با مخاطبین سازمان فراهم مینماید.
4- برداشت کاملی ازشرح وظایف وفعالیتهای درون سازمانی وبرون سازمانی را ترسیم می کند.
5- با استفاده از پیش فرضها مسائل و مشکلات ممکن در محیط را شناسائی نموده و با در نظرگرفتن تمامی عوامل و نیروهای موثر زمینه مناسب برای اتخاذ تصمیم صحیح را فراهم میکند.
6- عواملی را که خارج از کنترل است تشخیص داده و دلائلی برای انتخاب برنامه های جایگزین ارائه می دهد.
7- برنامه ریزی چهارچوب واحدی برای فعالیتها به وجود می آورد و افراد سازمان را وادار میکند تا تلاشها و کوششهایشان را بر امور مهم سازمان متمرکز سازند و از کارهای کم اهمیت احتراز کنند.
8 - بر نامه های اثر بخش سبب هما هنگی فعالیتهای سازمان شده و فعالیتهای غیرسودمند را حذف می کند. افزون بر این برنامهریزی باعث می شود هزینه فعالیتهای سازمان را به حداقل رسانده و زمینهای مناسب را فراهم میسازد تا از منابع مالی و انسانی حداکثر استفاده به عمل آید و از هدر رفتن زمان و سرمایه جلوگیری شود.
9- برنامه ریزی، باعث تقویت رفتار سازمانی میگردد. و از سوی دیگر موجب تقویت کار تیمی در سازمان شده و زمینه مشارکت تمامی کارکنان را در حصول به اهداف کلی سازمان فراهم می آورد. وقتی اهداف سازمان و وظایف هر یک از کارمندان مشخص باشد توان همکاری آنان با سازمان بهتر میشود و در نتیجه نیروهای خلاق و نوآوری کارکنان آزاد شده و به آنان فرصت می دهد تا در فرایند تفکر برای پیشبرد بهتر کارها مشارکت بیشتر داشته باشند.
10- برنامه ریزی باعث تسهیل در امر کنترل و نظارت است.
ترجمه: شاهين گلستاني
هميشه در هر فعاليت، رقيباني وجود دارند كه هرچند نميتوان فعاليت آنها را كنترل كرد، اما ميتوان تاثير فعاليتهايشان بر بازار و كسب و كار خود را محدود نمود.
در اين نوشتار با ارايهي سه روش ساده، راه افزايش فروش و مطرح شدن در بازار، با كمترين يا حتي بدون رقابت با ديگران نشان داده ميشود.
1- از روشهاي بازايابي غير قراردادي، غير كليشهاي و نامتعارف استفاده كنيد
متاسفانه در بيشتر كسب و كارها از روشهاي بازاريابي مشابه آنچه ساير رقبا به كار ميبرند، استفاده ميشود. سعي كنيد از روشهاي جديد و غير كليشهاي براي متمايز كردن خود از رقبا استفاده كنيد.
اگر روش بازايابي شما منحصر به فرد باشد، به طور قطع توجه بيشتري را به خود جلب ميكنيد و فروش شما افزايش خواهد يافت.
براي نمونه، بيشتر كسب و كارهاي اينترنتي فقط از روشهاي بازايابي online براي ايجاد ترافيك روي وب سايتهايشان استفاده مي كنند. با استفاده از بعضي روشهاي بازاريابي offline، مي توانيد بر رقابت سنگين و تنگاتنگ online پيروز شويد و ترافيك بيشتري را روي وب سايت خود ايجاد و فروشتان را بيشتر كنيد.
براي نمونه، بهترين و كوچكترين تبليغ خود را روي يك كارت پستال چاپ كرده و از طريق پستهاي معمولي غيرالكترونيكي براي مشتريان مورد نظر و بازار هدف بفرستيد.
كارت پستالها هنوز هم كم هزينه ترين، موثرترين و آسانترين روش بازايابي به شمار ميآيند. به ياد داشته باشيد كه بيشتر دريافتكنندگان اين كارتها، پيامهاي تبليغاتي كوتاه را بر خلاف نامههاي طولاني، با اشتياق ميخوانند.
2- بازارهاي ناب، دست نخورده و زير پوشش قرار نگرفته
وقتي براي تسخير مشتريان يا بازارهايي مشخص هدفگذاري بازاريابي ميكنيد، به ياد داشته باشيد كه رقباي شما هم همين عمل را انجام ميدهند، در اين حالت شما هرگز نميتوانيد از رقابت دوري كنيد. سعي كنيد در جستوجوي بازارهاي ناب و دست نخوردهاي باشيد كه هنوز مورد توجه رقباي شما قرار نگرفتهاند.
شما ميتوانيد با كمترين تلاش يا حتي بدون دردسر در رقابت اين بازارهاي ناب را تسخير كنيد.تبليغات، آگهيها، صفحات وب و پيامهاي ديگر خود را به نحوي تجديدنظر و اصلاح كنيد كه به طور اختصاصي علايق منحصر به فرد و نيازهاي مشتريان آينده را كه از يك گروه جديد دست نخورده هستند، تامين كنيد.
براي نمونه يك بازارياب شبكه ميتواند 3 بازار جديد دستنخورده و جداگانه در دامنهي كاري خود هدفگذاري كند و در نظر داشته باشد.
اين بازارياب ميتواند رويكرد فروش را در هريك از اين بازارها با تاكيد بر بخشي از سودمنديهاي خاص و متفاوت، تغيير دهند.
الف_ زنان خانه دار و مادراني كه بيشتر در خانه هستند: براي اين گروه سودمنديهاي كار نيمهوقت در منزل را شرح دهيد.
ب_ كارمندان شركتها: از فرصتهايي كه در اختياردارند و خود از آن بيخبرند، بگوييد و شرح دهيد كه چگونه ميتوانند با كنده شدن از محيط كارمندي، براي كسب و كار مستقل راه بيندازند و "خود اشتغالي" داشته باشند.
ج_ بازنشستگان: برا آنها فرصتها و منافعي را كه در اختيار دارند توضيح دهيد.
3ـ سعي كنيد همواره حرفهاي رفتار كنيد
يكي از موثرترين روشهاي پيروزي در يك رقابت اين است كه در زمينهي كاري خود متخصص و حرفهاي باشيد و اين امر را به مخاطبتان ثابت كنيد. مشتريان آيندهي شما يك فرد حرفهاي را به چشم يك كارشناس خبره مينگرند و اطمينان دارند كه او دانش و آگاهي لازم را در زمينهي كاري مورد نظر، براي كمك به مشتريان دارد.
البته شما مجبور نيستيد كه نظام بازاريابي فعلي خود را به اثبات حرفهاي بودن خود محدود كنيد.
كافي است كه محصول يا خدمت منحصر به فردي را انتخاب كنيد كه مطمئن هستيد ميتوانيد به بهترين شكل ممكن آن را ارايه كنيد.
سپس بر روي بازايابي آن تمركز و تاكيد كنيد. در اين ميان، براي كامل كردن اقدامات بازاريابي خود، تفاسير، تمجيدها و سپاسهاي مشتريان خود و نيز عناوين، نشانها، استانداردها، گواهينامهها و مداركي را كه از مجامع تخصصي و معتبر دريافت كردهايد و نشانگر اعتبار شماست، به نمايش بگذاريد.
يك كسب و كار خدماتي و حتي يك شركت توليدي كه كيفيت خدمات يا كالاهايش براي مشتريان ثابت شده باشد، اغلب ميتواند قيمتهاي بالاتري را دريافت كند.
بسياري از مشتريان انتظار دارند در قبال پرداخت وجه بيشترين محصول يا خدمت تخصصيتري دريافت كنند.
حتي گروهي از مشتريان نرخهاي بالاي شما را نشانهاي بر تخصص بالا قلمداد ميكنند.
به ياد داشته باشيد تا زماني كه كسب و كارتان ادامه دارد، رقيب هم خواهيد داشت و ناگريز بايد رقابت كنيد.
اما اين سه راهحل ميتواند تاثير رقبا را بر كار شما به كمترين ميزان برساند. با به كار بردن اين روشها خواهيد توانست راحتتر و بازحمت كمتر (حتي گاه بدون دغدغههاي رقابت با ديگران) فروش خود را افزايش دهيد و بر رقيبان خود چيره شويد.
هميشه وقتي به اينترنت وصل ميشم ، باتوجه به اينکه هوم پيج کامپيوترم روي وبلاگم تنظيم شده ، اولين کاري که ميکنم اينه که به وبلاگم سر بزنم و احتمالا اگر کامنتي داشته باشم ، با اشتياق اونو ميخونم.
البته برام خيلي جالبه با توجه به اينکه در هر روز بطور متوسط 350 بازديد کننده دارم ، ولي خيلي کم پيش مياد که کسي برام کامنت بگذاره .
حقيقتشو بخواهيد خيلي دوست دارم دليلشو بدونم.
امروز يک کامنت از عليرضاخان مجاهدي داشتم که چون مربوط به پست قبلي ام ميشه ، لازم دونستم عينا درج بشه. هرچند بنا ندارم از پست قبلي دفاع کنم يا مثلا جواب داده باشم ، ولي از باب تلمذ ، فقط آموخته هاي تجربي ام را در اين زمينه (بعد از نظر آقاي مجاهدي ) درج ميکنم.
سلام
این متن یک اشکال اساسی دارد و آن اینکه نگارنده اشاره نکرده است منظورش از شرایط سخت آیا فشار رقبا در بازار است یا شرایط رکود اقتصادی؟
شاید نتیجه هر دو رکود شرکت باشد ولی دومی عمومیت دارد و کل فضای اقتصاد کشور را شامل میشود در حالیکه اولی فقط یک بنگاه اقتصادی را تحت تاثیر قرار میدهد.
چون مقاله ترجمه است احتمالا منظور نویسنده همان رکود فروش یک شرکت است در آن صورت باید عرض کنم:
بند 1 غلط است. چون مشتریان قدیمی در حال معامله هستند. اگر سطحی نگاه کنیم باید گفته شود روی مشتریان جدید و بازارهای بکر کار کنید. اگر عمیق نگاه شود باید گفت ببینید عمر تکنولوژی محصول شما به کدام سطح خودش رسیده است. مثلا اگر در حال تولید بخاری نفتی هستید در زمان حاضر حتی از دست مشتریان قدیمی شما نیز کاری ساخته نیست!
بند 2 در توسعه بازار برای محصول جدید کارساز است. ولی با توجه به عنوان این پست به نظر میرسد شرکت در حال فعالیت است و شرایط اکنون برایش دشوار شده است. چون شرکت تازه کار با یک محصول جدید و یا شناخته شده به خودی خود در شرایط دشواری به سر میبرد.
بند 3 نیز توضیحش شبیه چیزی است که برای بند 2 نوشتم.
بند 4 شدیدا ممکن است به آینده تجاری شرکت لطمه بزند و حتی به تصویر شرکت و نام تجاری آن آسیب وارد کند. مشتریان مدیون شما نیستند که بخواهند جبران کنند. به این نکته مهم بسیار باید دقت شود. بلکه این ما هستیم که همواره مدیون مشتری هستیم.
رضایت نامه یعنی نامه ای دال بر اینکه شما توانایی فروش را از دست داده اید و بازار به شما بی اعتماد است و نیاز دارید کسی شما را توصیه کند. این کار ممکن است هیچ وقت عملی نشود چون اعتبار مشتری نیز دچار ریسک میشود. از طرفی مشتری بدون چشم داشت نباید چنین کاری بکند. اگر هم او این کار را کرد شما باید از درآمد جدید سهیمش کنید که با توجه به منافع کمش در قبال دردسرهایش ابدا توصیه نمیشود.
بند 5 این روابط درست را نمیتوان در شرایط بحرانی ایجاد کرد. بلکه باید از اولین روز شروع کار در فکرش باشید تا شاید در چنین روزی به شما کمک کند روی اعتماد مشتریان به خدمات و محصولاتتان حساب کرده و امواج را پشت سر بگذارید.
از اینکه کمی طولانی شد عذر میخواهم. تصور کردم ممکن است خوانندگان را دچار اشتباهات جبران ناپذیری بکند.
بله قطعا منظور مترجم يا نويسنده مقاله از زمانهاي دشوار ، شرايط سخت اقتصادي و درآمدزايي براي سازمان است که نهايتا منتهي به زمينگير شدن سازمان ميشه.
اما در مورد بند 1 بايد عرض کنم گاهي اوقات پيش مياد که مشتريان قديمي به هر دليلي از سازمان دور ميشوند ، مثلا من در طي يکسالي که به تهران برگشته بودم ، بسياري از مشتريان موسسه ام پراکنده شده بودند ، چرا؟
چون اونها دوست داشتند نيازهاشونو با مدير ارشد موسسه در ميون بگذارند کاري که من ازش استقبال ميکردم در حالي که جانشين من علاقه اي به اين کار نداشت ، هرچند که بسيار فرد مردم دار و خوش برخوردي بود ، وقتي بعد از يکسال به کار قبلي ام برگشتم ، ديدم مهمترين مشتريان موسسه پراکنده شده اند و اين منتج شده بود به اينکه حجم فروش به 50% گذشته رسيده بود در حاليکه تقاضا نسبت به يک سال قبل دوبرابر شده بود و اين يعني اينکه در حقيقت فروش به 25% قبل رسيده بود!
شما فکر ميکنيد من چند بار با مشتريان سابقم تماس گرفتم؟
باور کنيد فقط يکبار.
و وقتي در اولين برخورد از اونها دليل پراکنده شدنشونو ميپرسيدم ، هيچ دليل قانع کننده اي نداشتند بجز همان چيزي که در بالا گفتم.
من فقط با يک تماس ، فروشم را در عرض 25 روز ، 4 برابر کردم! باور ميکنيد؟
اما در مورد بند 2 بايديک شرکتو براتون مثال بزنم. يک شرکت توليد کننده مواد آرايشي-بهداشتي.
مکان اوليه اين شرکت ، زيرپله ساختمان يک شرکت ديگه بود و اولين ماشين آلاتش هم يک بشکه بود که به شکل عمودي قرار گرفته بود و ازش بعنوان پرکن استفاده ميشد، اولين پرسنل شرکت هم يک پيک موتوري بود که هم وظيفه توزيع محصولاتو بعهده داشت و هم تحصيلدار شرکت بود . . . آها ! اين شرکت يک مديرعامل و يک رئيس هيات مديره هم داشت!
اين يعني به معناي واقعي کلمه درِپيت!
وضعيت اين شرکت در آشفته بازار آرايشي – بهداشتي کشور در سالهاي 80 و 81 شمسي ، فقط از يک راه بهبود پيدا کرد: توزيع اشانتيون در بين پزشکان .
اين شرکت با توزيع عمده اشانتيون محصولاتش بين پزشکان ، اونهارو ترغيب ميکرد تا وقتي بيمار براي درمان بهشون مراجعه ميکنه ، محصولات اين شرکتو براشون تجويز کنند!
حيف که اصل رازداري در حرفه ام ، اجازه نميده تا نام اين شرکتو بيارم تا ببينيد که چطور از اون وضعيت درِپيت دراومده و حالا بهبزرگترين شرکتهاي آرايشي-بهداشتي کشور ميگه درِپيت!
کاري ندارم که که اين کار اخلاقي بوده يا نه؟ ( که احتمالا همه ما خواهيم گفت اخلاقي نبوده) ولي اينجا کلاس اخلاق نيست که من بخوام در موردش اظهار نظر کنم.
اون شرکت هرچند در وضعيت دشواري بسر ميبرد و حتي در دوره اي ، وزارت بهداشت اعلاميه اي هم از راديو پخش کرد مبني بر اينکه محصولات اون شرکت غير بهداشتي هستند ، ولي با مقداري شل کردن سر کيسه ، تونست از اون اوضاع نجات پيدا کنه.
ايضا من هم توضيحي که براي بند 2 نوشتم ، مشابه توضيح بند 3 هست.
در مورد بند 4 بايد عرض کنم که فروش من در يکي از شهرها ، مديون نامه اي بود که يکي از مشتريان بانفوذم ( فرماندار شهر) برايم نوشته بود .
آقاي فرماندار در نامه اش موسسه من را " اعتبار صنعت استان " ناميده بود ، در حاليکه من خودم هيچگاه چنين تصوري از موسسه ام نداشتم!
الان با وجود گذشت بيش از 3 سال از تاريخ نگارش اون نامه ، من هنوز ازش استفاده تبليغاتي ميکنم ، جالبه بدونيد که تقريبا يکسال از مراسم توديع اين آقاي فرماندار مورد بحث ميگذره!
چي بهتر از اين؟
اگه استاندار يا وزير چنين جمله اي ميگفت خدا ميدونه الان من کجا بودم!
در مورد بند 5 هم بايد عرض کنم که قاعدتا مشتري نبايد متوجه بشه که اوضاع بحرانيه . اين يک پيش شرطه براي تمام اقداماتي که ميخواهيم در تجارت انجام بديم.
جالبه دوستي داشتم که در بدترين اوضاع بازار ، هميشه 4-5 برگه سفارش روي ميز کارش داشت ، هر مشتري که از اين دوست عزيز تاريخ ارسال سفارششو ميپرسيد ، با استيصال اون برگه هارو نشون مشري ميداد و ميگفت نوبت شما بعد از ايناس!
تجارت ، جدا از تمام اين درسها ، به يکسري قابليتهاي ذاتي هم احتياج داره که نميشه تدريسشون کرد .
متن استفتاء
من مديرعامل موسسه اي هستم كه سهامداران آن ، تعيين ميزان حقوق و دستمزد ماهيانه ام را به خودم واگذار كرده اند و طي مجوزي ، گفته اند كه تعيين مبلغ حقوق مديرعامل به هرميزان كه باشد در اختيار مديرعامل است. هرچند من هميشه سعي كرده ام كه اين مبلغ را، با در نظر داشتن شرايط شغلي ، تحصيلات ، تجربه ، و البته ميزان درآمد موسسه تعيين كنم . حال ميخواهم از حضور معظم له درخواست نمايم تعيين فرمايند آيا اين كار از نظر شرعي صحيح است يا خير ؟ (باتوجه به اينكه مالكين موسسه طبق مقررات جاري در اين موسسه ، از ريز حقوق كاركنان موسسه و منجمله حقوق مديرعامل ، مطلع نميشوند ).
پاسخ:
بهر حال اگر اعضاء و مالكين مؤسسه شما را در مقدار حقوق براي خود وكيل نموده اند شرعا شما هر مقدار كه حقتان است مي توانيد مشخص نمائيد و برداريد ولي چون آنها شما را امين دانسته اند نبايد به اعتماد و امانت داري خيانت شود و تشخيص هم با خودتان است .
مترجم: آذر میدخت مهدی نژاد
در حال حاضر در بازرگانی جوی مبهم و نامعلوم حاکم است و در اکثر تجارتها برای خارج شدن از تنگناها، راههای اشتباهی پیش گرفته می شود. معمولا معاملات را از سر می گیرند و منتظر پیشرفت اقتصادی می مانند.
در چنین اقتصادی، بازاریابی مجدد مساوی خود کشی است. بهترین کار افزایش معاملات بدون افزایش حجم سرمایه است.
این کار سرمایه شما را محافظت می کند و تجارت شما را در مقابل تهدیدهای رقیبان و سرمایه داران مقاوم می سازد؛رقیبانی که از لغزشهای شما برای سبقت گرفتن و ربودن مشتریانتان استفاده می کنند.
در اینجا پنج روش مطمئن برای معامله در زمانهای دشوار ارائه شده است:
1-با مشتریان قدیمی خود معامله کنید:
به آسانی می توان از مشتریان قدیمی استفاده کرد گاهی با فرستادن یک پیغام یک تماس تلفنی یا صرف ناهار به اتفاق مشتری قدیمی، می توان دوباره رابطه تجاری بر قرار کرد.
اگر می خواهید از طریق emil یا mail با مشتری خود ارتباط برقرار کنید، می توانید یک پیشنهاد همکاری مجدد، تخفیف یا جایزه را همراه با درخواست معامله خود ارسال نمایید.
2-نمونه رایگان در اختیار مشتریان قرار دهید:
این روشی است که اغلب نادیده گرفته می شود، در حالیکه در تجارت جواب می دهد.
3-روی تبلیغات تمرکز کنید:
عده ای فکر می کنند قرارگیری نام تجاری جلوی دید عموم یک روش معتبر تبلیغاتی است. بهتر است بجای آن، مطمئن شوید تبلیغاتتان در بهترین مکان قرار گرفته تا خوانندگان آگهی، بتوانند با شما تماس بگیرند.
یکی از همکارانم ابتدا ده مشتری داشت که حاضر به همکاری نبودند. او توانست با استفاده از این روش با سی وپنج مشتری قرار دادهایی امضا کند که میلیونها دلار ارزش دارند.
4-بگذارید مشتریان در گرفتاریها به شما کمک کنند:
تجارت مانند خیابان دو طرفه است. مشتریانی که در گذشته به آنها کمک کرده اید، خوشحال می شوند محبت شما را جبران کنند. اغلب، تنها کاری که باید انجام دهید، کمک خواستن است. برای تبلیغات خود و ارائه میزان فروش می توانید تصدیق نامه و یا آمار کار تهیه نمایید.
راه دیگری که مشتریان می توانند به شما کمک کنند ارائه رضایت نامه است. اگر مشتری با نفوذی دارید که از همکاری با شما رضایت دارد، از او درخواست کنید نامه ای بنویسد و معامله با شما را به دیگران توصیه نماید.
می توانید هزینه چاپ و پست چنین نامه ای را خودتان بپردازید و در صورت لزوم در نوشتن نامه هم کمک کنید.
5-به روابط درست با مشتریان توجه کنید:
اگر فکر می کنید شما تنها کسی هستید که در حال حاضر نگران همه چیز است، اشتباه می کنید. اتفاقات اخیر باعث بی اعتمادی همه شده است.
برای پیشرفت در بازار، معاملات خود را با اعتبار و اعتماد ویژه ای پیش ببرید و در مورد بدهکاریها و طلبکاری های خود منصفانه برخورد نمایید.
برای جلب رضایت مشتری، هر کاری می توانید انجام دهید. حتی اگر لازم بود، او را به رقیب خود معرفی کنید تا اگر فکر می کند شما بهترین گزینه برای انجام معامله نیستید، بتواند شرایط رقیب را با شرایط شما مقایسه کند.
روابط درست و صادقانه در کوتاه مدت تاثیری ندارد اما شهرت در درستکاری و صداقت می تواند گنجینه ای گرانبها برای آینده کاری شماباشد.
ادارات و سازمانهاي دولتي هر سال از اواخر ماه بهمن تا اواسط فروردين با اين مساله روبرو هستند که بدليل عدم مديريت صحيح بودجه ،مجبور هستند مقادير قابل توجهي از بودجه را که نتوانسته اند تا اين زمان هزينه کنند ، و همچنين براي اينکه به عدم توانايي جذب بودجه متهم نشوند ، به سرعت و با دستپاچگي هزينه کنند.
مثلا مديري که در طول سال ، انواع و اقسام محروميتها را به کارکنان ، سازمان و در نهايت مردم تحميل کرده است ، به سرعت و براي اينکه بودجه تخصيص داده شده براي سال جاري را از دست ندهد ، به هزينه کردن بودجه ميپردازد ، اشکالي که به اين اقدام شتاب زده وارد است اين است که اولا بدليل اينکه ميبايستي بودجه اي که براي مدت 6-7 ماه در نظر گرفته شده ، در مدت یکماه هزينه شود ، امکان برنامه ريزي در اين خصوص از مديران گرفته ميشود.
ثانيا امکان برنامه ريزي از بخش خصوصي هم ( که در حقيقت پشتيباني بخش دولتي را در اغلب موارد بعهده دارد) سلب ميشود .
مضافا اينکه در اغلب موارد بخش خصوصي هم با ايجاد بازار سياه ، از اين فرصت سوء استفاده کرده و اين هم منجر به چاپيدن دولت و در نهايت بودجه عمومي ميشود .
امسال چون طبق آماري که از فروش سالهاي پيش داشتم ، پيش بيني ميکردم که از 2-3 روز مانده به اسفندماه ،با هجوم کارپردازان و مديران تدارکات و پشتيباني ادارات دولتي مواجه ميشويم ، از روز پنجشنبه گذشته تعداد سرويسهاي حمل و نقل را دوبرابر کردم ، ساعت کار راننده هاي وانت بار راهم 2 ساعت افزايش دادم ، تعداد فروشنده هايمان را هم که در حقيقت نوک پيکان سازمان فروش هستند از چند وقت پيش افزايش داده ام .
البته کار خوبي بود و پيش بيني ام هم صحيح بود و اين باعث شد تا بتوانيم حجم معتنابهي از فروش رقبا را جذب کنيم ، قسمت جالبش اينه که رقبا (که بدون استثناء به اندازه سن من سابقه فعاليت در اين رشته دارند ، هنوز بعد از اين همه سال )، اين چند روزه غافلگير شده بودند .
بعضي از رقبا بدليل عدم موجودي مکفي ، بعضي ديگر بدليل بالا بودن قيمتها ( چون نتوانسته بودند قبل از تکان خوردن بازار خريد کنند) و بعضي هم بدليل عدم توانايي اجرايي نتوانستند از اين 2-3 روزه استفاده کنند.
امسال توانستيم قبل از تکان خوردن بازار ، مقدار قابل توجهي کالا دپو کنيم تا در اين آشفته بازار شب عيد مجبورنباشيم بازيچه دست دلال و سوء استفاده کننده ها شويم.
ولي متاسفانه بدليل اينکه تمام وقت من صرف بازاريابي ، فروش ، سفارشات و تامين کالا ميشود ، ديگر هيچ وقت آزادي براي نظارت بر انبار و سيستم انبارشمان باقي نميماند و بزرگترين نقطه ضعف ما هم در همين قسمت هست.
اين هم بدليل بعد مسافتي است که با انبار وجود دارد ،بعضي اوقات فکر ميکنم اگر بجاي سوله 2000 متري مان ، يک فضاي مشابه ولي نزديکتر ، اجاره کنيم شايد بتوانيم از محل کاهش ضايعات در انبارش ، هزينه هاي مربوطه را جبران کنيم.
البته پيشنهادش را امروز براي اولين بار مطرح کرده ام و چراغ سبزهايي هم گرفته ام ، تا خدا چه خواهد.
این روزها اهالی اینترنت قطعه ی کوتاهی از سخنرانی آقای احمدی نژاد را ایمیل می کنند که در آن گفته است دختر ۱۶ ساله ای با کمک برادرش و با خرید چند وسیله از بازار، انرژی هسته ای درست کرده است. رئیس سازمان انرژی هسته ای هم تحقیق کرده و دیده راست گفته، او را به سازمان انرژی هسته ای برده و الان راننده و محافظ دارد و شده از دانشمندان هسته ای کشور!
در جلسه مجمع روحانیون مبارز این خبر گفته شد. یکی از بزرگان سیاست که کاش می شد اسمش را بگویم، گفت: این سخنرانی بهترین سخنرانی است. اگر ترجمه شود و خارجی ها بخوانند و ما هم به آنها بگوئیم انرژی هسته ای ما این است، خطر حمله و جنگ و تحریم تمام می شود!
راستی با عرض معذرت از دانشمندان واقعی هسته ای کشور!
به نقل از سايت وب نوشت
• جای مناسب را پیدا کنید
آیا بخشی و یا قسمتی از یک واحد بازاریابی تان چندان مطلوب کار نمی کنند یا اصلا خوب کار نمی کنند؟
با تغییر مکان خیلی اوقات کارایی از دست رفته و کسادی بازار حیران می شود اگر به جای بهتر بروید می توانید تمرکز بیشتری بر بازاریابی خود پیدا کنید و از بالا بر امور مشرف شوید حتی اگر شما بازیکن کوتاه قدی باشید!
• آگاهی و دانش روزتان را گسترش دهید
برای یک مشتری هیچ چیز بدتر از آن نیست که شما او را به خاطر نیاورید و یا به طور کل از او غافل شده باشید، او دیگر به سراغ شما نخواهد آمد و علاوه بر این مشتریان گاهی آن چیزی را که شما دارید را فراموش می کنند پس بهتر است محصولات جدیدتان را در معرض دید آن ها قرار دهید.
به طور کلی برای شناساندن یک کالا بین 5 تا 15 بار باید اقدام شود نیازها اغلب به صورت غیره منتظره به وجود می آیند پس محصولاتتان را دائم در دید مشتریان قرار دهید تا در صورت نیاز یک روز به سراغ شما آیند.
• کسب اعتبار کنید
مشتریان نه تنها باید از وجود محصولات و خدمات شما آگاه باشند بلكه باید گرایش مثبتي نیز به سوی آن داشته باشند. اغلب مشتریان برای خرید اول، همیشه دچار شک و تردید هستند شما باید یک نمونه را برای آزمایش در اختیار آن ها قرار دهید و اجازه استفاده رایگان را به آن ها بدهید.
• وجود ثبات رویه
یکی از راههایی که باعث می شود به آنچه می خواهید برسید داشتن ثبات رویه و استحکام در انجام امور است این فرآیند شامل ارتقاء محصولات، تداوم کیفیت خوب محصولات، افزایش کیفیت و اهمیت به نظرات مشتریان است همچنین اگر ثبات داشته باشید رسیدن به بهترین نوع محصول نیز ممکن می شود .
• حفظ آرامش و تمرکز
تمرکز و آرامش دستیابی شما را به منابع نادر از وقت و سرمایه فراهم می کند. بودجه ای که برای تبلیغ و بازاریابی اختصاص داده اید به راحتی قابل بازگشت و سود دهی است در صورتی که تمرکز خود را بر روی یک محصول که مقبولیت بیشتری داشته و جای پیشرفت دارد گذاريد.
دادن بروشور، مجله، تبلیغات روزنامه ای، احداث سایت و کارهایی از این دست مفید خواهد بود.
پايان
