ارزشیابی عملکرد نباید موجب شگفتی شود:
ارزشیابی کاملاً مستند و مکتوب درخصوص عملکرد هر کارمندی، هنگام ارائه به وی نباید موجب شگفتی او شود.
سرپرستان در طول دوره ارزیابی باید درمورد هر نارسایی مربوط به عملکرد که ذکر آن در ارزشیابی حائز اهمیت است با کارکنان مشورت کنند.
بهترین سرپرستان، زیردستان را از وضعیت خود و چگونگی انجام وظیفه آنها در طول دوره ارزیابی مطلع می کنند. خاطرنشان ساختن ضعف یا نارسایی در زمان ارزشیابی موجب توسعه مهارت یا بهبود روحیه کاری کارمند نمیشود.
تأکید بیش از حد بر جنبههای منفی عملکرد کارمند قبل از تهیه و ارائه ارزشیابی موجب عصبانیت و سرخوردگی وی میشود زیرا مدیریت آن جنبه ها را قبلاً به بحث نگذاشته و به او فرصت بهبود و اصلاح نداده است.
برنامهای عملیاتی تنظیم نمائید:
یک ارزیابی اثر بخش باید به این سؤال پاسخ دهد که: "ما از وضعیتیکهداریمبهکجا می رویم؟"
سرپرستان باید ارزشیابی را برای تفهیم وظایف مهم کارمند که در آینده باید انجام دهد، به دقت مورد استفاده قرار دهند.
ارزشیابیهای قوی یک "نقشه راهنما" برای بهبود عملکرد کارکنان ضعیف فراهم میآورند. این نقشه چگونگی بهبود عملکرد و ارزیابی آینده آنها را به وضوح توضیح میدهد.
هر وقت که امکان داشته باشد، سرپرستان باید ارزشیابی را برای "بالابردن سطح اهداف" کارکنان دارای عملکرد عالی مورد استفاده قرار دهند. یعنی اهداف جدیدی را تعیین کنند که آنها را به کار و چالشهای بیشتروادارند.
بخشقابل توجهی از زمان هرجلسه ارزیابی باید با تبیین انتظارات و توافق درمورد سطح عملکرد یا اهداف معقول و منطقی جدید، به آینده بپردازد نه گذشته.
بعد از جلسه ارزشیابی عملکرد خود را بسنجید:
پس از ارزشیابی درمورد عملکرد خود فکر کنید. آیا خود را به اندازه کافی مهیا کرده بودید؟ آیا شما یا کارمند از نتایج ارزشیابی شگفت زده نشدهاید؟ چگونه میتوانستید بهتر عمل کنید؟ آیا از جلسه ارزیابی احساس رضایت می کنید؟ آیا کارمند راضی به نظر می رسد؟
اگر جواب منفی است، علت را باید مورد جستجو قرار دهید! و از خود بپرسید چرا این طور شد؟ آیا از این جلسه ارزیابی تجربهای آموختهاید؟ چگونه می توانید در آینده از آن استفاده کنید؟
ارزشیابی را پیگیری کنید:
توافقهای حاصله براساس مصاحبههایارزشیابی را پیگیری کنید تا کارمندان اطمینان یابند که به حمایتهای توافق شده در مراحل مختلف ارزشیابی پایبند هستید.
پس از مصاحبه ارزشیابی، نشان دادن صلاحیت و حسن نیت توسط سرپرستان حائز اهمیت است. به خصوص پس از پیشنهاد روشهای آموزشی یا شیوه های دیگر برای کمک به کارکنان برای بهبود عملکردشان، حسن نیت بسیار مهم است.
اگر سرپرستان پس از ارزشیابیهای عملکرد به تعهدات خود عمل نکنند، مدیریت به سرعت اعتبار خود را از دست می دهد، کارکنان ارزشیابی را بیهوده پنداشته و روحیه کاری آنان صدمه خواهد دید.
علاوه بر این، کارکنان را در قبال توافقهای حاصله طی مصاحبه ارزشیابی متعهد نمائید. بعد از مصاحبه ارزشیابی که طی آن کمبودها خاطرنشان میگردد، تحمل کار یک کارمند ضعیف به روش گذشته، کل فرآیند ارزشیابی را تضعیف می کند و این مسأله به نفع کارمند نیست.
نظرتان را به طور مؤکد به کارکنان دارای توان کمتر بگویید و اطمینان حاصل کنید که انتظارات آنها از خودشان بیشتر شده است. سرپرستان با نشان دادن تعهدنسبت به انتظاراتی که در ضمن ارزیابی درمورد آنها مذاکره شده است، دستاورد زیادی کسب می کنند.
ارزشیابیهای عملکرد که کامل وخوب تهیه شدهاند، گذشته را به طور واقع بینانه بررسی، وضعیت حال را به نحوی صحیح تعریف و فرصتهای آینده را به صورتی روشن ترسیم می کنند.
تهیه پرسشنامه جامع ارزشیابی، محتوای آن و پیگیری سرپرست پس از روند ارزشیابی می تواند موجب "موفقیت یا شکست" هر یک از کارکنان گردیده و عملکرد گروه را شدیداً تحت تأثیر قرار دهد.
سرپرستان با مقداری وقت اضافه، فکر و تلاش می توانند اثر بخشی ارزشیابی را برای سازمان و کارکنان افزایش دهند.
پايان
رفتارهارا ارزیابی کنید نه شخصیت افراد را:
به خاطر داشته باشید که هنگام انجام ارزشیابی، رفتارها را توضیح دهید نه شخصیتها یا نگرشها را، واقعیتهای رفتاری مشخص عینی را ذکر کنید.
از اظهارنظرهای ذهنی که مبین ارزیابیشما ازشخصیت کارمند است اجتنابکنید.نوشتن اینکه کارمند "تنبل و درونگرا است و برای کامل کردن کارهای خود پیوسته به راهنمایی احتیاج دارد" یک ارزیابی رفتاری نیست. در عوض، سرپرست می تواند بنویسد که "کارمند به موقع کارهای خود را انجام نمی دهد، بدون دویاسه بار یادآوری، گزارش فعالیت خود را تکمیل نمی کند و تا زمان بررسی کار او و تأیید صحت آن، کار را متوقف می کند."
ارزشیابی را خوب بنویسید:
مدیرانتوانائیهای نوشتاری متفاوتیدارند. برخیازآنها درنوشتن ارزشیابی چندان مهارت ندارند و بدین موضوع اعتراف می نمایند اما برخی دیگر عدم مهارت خود را نمیپذیرند. در نتیجه این احتمال وجود دارد که کارکنان متوسط و استثنایی به دلیل ضعف مدیران در تهیه ارزشیابی، تنبیه شوند.
از سوی دیگر بسیاری ازکارکنان ضعیف ناعادلانه ارزشیابی خوبی گرفتهاند و به دلیل ضعف نوشتاری مدیران به جنبه های منفی کار خود نیز واقف نگردیدهاند.
سرپرستانی که از مهارتهای نوشتاری خود راضی نیستند یا با ارزشیابیهـای پـر دردسـر سـروکـار دارند، باید از راهنمائیهای سایر مدیران استفاده کنند. از اینرو توصیه میشود پیشنویس ارزشیابی را تهیه نمائیدو به سایر سرپرستان اجازه دهید تا به طور دقیـق آن را بررسـی و اشـکالات آن را مشخص کنند.
سعی کنید در نوشتن زبـان دقیقی را به کار برید و برای نوشتن صحیح ارزشیابی وقت کافی بگذارید.
از اشتباهات معمول در ارزشیابی اجتناب کنید:
سرپرستان باید از اشتباه رایج در ارزشیابی که اصطلاحاً "حالت سایه انداختن" گفتـه میشـود و موجـب کاهـش اثر بخشـی و اعتماد کمتر به فرآیند ارزشیابی میشوند اجتنابکنند.
"حالتسایهانداختن" بیانگر نوعی ارزشیابیاستکه سرپرستان یک جنبه مثبت از عملکرد کارمند را چنان برجسته میسازند که سایر جنبههای کاری وی تحت الشعاع آن قرار می گیرد. مثلاً ، سرپرست "کیفیت کار" کارمند را "عالی" ارزیابی مینماید و سپس به صورتی غیر اصولی سایر جنبهها را "عالی" ارزیابی می کند در حالی که ممکن است سایر جنبه های کار وی فقط "خوب "یا "متوسط" باشند.
عکس این حالت زمانی نیز اتفاق می افتد که سرپرستان یک جنبه از عملکرد را "ضعیف" ارزیابی می کنند و سپس آن را به سایر جنبه ها تعمیم می دهند. این نوع اشتباهات میتواندبهسرعت اثربخشی یکسیستم ارزشیابی را از بین برده و در غایت به روحیه کارمند صدمه بزند.
چگونگی ارائه ارزشیابی مکتوب را برنامه ریزی کنید:
پیش از جلسه با کارمند به منظور بحث درمورد ارزشیابی، چند دقیقه ای را صرف مطالعه مدارک خود بکنید.
افکار خود را متمرکز کرده و تصمیم بگیرید که چگونه عمل کنید. به برخی از جنبه های حساس در ارزشیابی باید توجه کافی نمود.
افزون بر این آیا می توانید ارزشیابی را با مثالهایی از عملکرد کارمند توجیه کنید؟ آیا مدارک شما کامل اند؟ آیا موضوعهایی وجود دارند که میخواهید از طرح آنها اجتنابکنید؟ قضاوتهای شما براساس رفتار کارمند یا شخصیت او شکل گرفته است؟ آیا در ارزشیابی به نمونه های مشخصی استناد شده است؟ آیا ارزشیابی نارسائیهایی را توضیح می دهد که شما قبلاً درمورد آنها با کارمند مشورت نکرده اید؟ اگر چنین است، این موارد ارزش یادآوری دارند؟
صرف چند دقیقه برای برنامه ریزی و تنظیم ارزشیابی می تواند از ایجاد اختلاف بین کارکنان جلوگیری نماید و مانع جریحه دار شدن احساسات کارکنان گردد.
ادامه دارد
ارزشیابی کار دقیق ترین وسیله برای تشخیص وضعیت کارکنان یک سازمان است. گرچه برای بسیاری از سرپرستان وکارکنان، ارزشیابی غیر منصفانه می تواند به سرخوردگی، ترس و فرصت از دسته رفته منجر شود.
اما اگر ارزشیابی کار، دقیق و همه جانبه انجامگیرد میتواند قابلیتهایکارمندان برتر را افزایش و توان و کیفیت کار کارمندان متوسط را به سطح بالاتری ارتقاء دهد.
افزون بر این، ارزشیابی های دقیق سبب می گردد تا کارکنان ضعیف از عملکرد شغلی خود نگرش واقع بینانه ای به دست آورند، در آنها تحرکی ایجاد شود و به اصلاح و بهبود عملکرد خود اهتمام ورزند.
از این رو، نه تنها داشتن معیار برای ارزشیابی منصفانه برای یک سرپرست مجرب حائز اهمیت است بلکه سرپرست باید بتواند معیارهای ارزشیابی را در عمل به کار گیرد بنابراین، سرپرستان ردههای پایین تر برای تأثیرگذاری مثبت در فرآیند تولید باید پیوسته مهارتهای ارزشیابی خود را بهبود بخشند.
برای مدیرانی که به ارزشیابی کار می پردازند هیچ چیز ناراحت کننده تر از این نیست که احساس کنند موضوعهای مهمی را نادیده گرفته اند یا از نظرشان پنهان مانده است. از سوی دیگر هنگامی که در روند ارزشیابی، کارمند کارش ناعادلانه ارزیابی شود روحیه اش در هم میشکند .
افزون بر این، ارزشیابی کار, فرآیندی دوجانبه است. برای تحقق این فرآیند و به تبع آن تقویت پیوند بین مدیریت و کارکنان و در نتیجه افزایش بازدهی تولید، کارشناسان علوم مدیریت رعایت چندین نکته را به مدیران و سرپرستان جهت ارزشیابی توصیه می نمایند.
مستند نمودن عملکرد کارمند:
مستندسازی عملکرد کارمند به صورت پیوسته مشکل ترین ولی مطمئناً مهمترین گام در بهبود ارزشیابی کار است.
اکثر سرپرستان مستندسازی را زمان گیر و بیهوده می دانند، اما نگهداری یک سابقه منظم از رویدادهای مشاهده شده، جهت انجام یک ارزشیابی کامل، منصفانه و سودمند حائز اهمیت است.
نگهداری سابقه کارمندان به صورت نامنظم آن هم درخصوص منفی ترین رویدادها یا علمکردهای برجسته معمولاً کافی نیست. این کار نه فقط موجب یک سابقه نامتعادل برای اکثر کارکنان می گردد بلکه می تواند پر از نکات ابهام انگیز باشد.
ایجاد بایگانی ویژه عملکرد کارکنان یک وظیفه پر اهمیت است- به خصوص در محیط کار امروزی که برای هر کاری به قانون مراجعه می شود.
در بسیاری از موارد مدیران به صورت فزاینده ای به خاطر ارزشیابی های غیر مستند و ارزیابیهای سطحیموردملامت قرار میگیرند.
از این رو، فقط کاری را که کارمند انجام می دهد ثبت کنید نه عقیده خودرا دربارهآن. انتخاب نمونههائی از کارهایکارمند برای ارزشیابی باید بیانگر واقعیت باشند به گونه ای که چنانچه شخص ثالثی سوابق نگهداری شده شما را مورد مطالعه قرار دهد به همان نتایجی برسد که شمارسیدهاید.
نظر کارمند را جویا شوید:
قبل از انجام ارزشیابی ازکارمند بخواهید تا فهرستی از کارهایی را که خود مهم می داند برای دوره ارزیابی تهیه کند.
برای سرپرستانی که تعداد زیادی کارمند را ارزیابی می کنند، این کار سودمند است و مدیران گروههای کوچک نیز اطمینان حاصل خواهند کرد که هیچ کار مهمی را نادیده نمی گیرند. اینروش بهکارکنان اجازه میدهد تا آنچه را مهم می دانند ارائه دهند و موجب می شود تا بر نحوه انجام خوب یا بد کارها در طول دوره ارزیابی تمرکز کنند.
سرپرستان باید فهرست تهیه شده را در اکثر موارد به عنوان یک وسیله کنترل مورد استفاده قرار دهند و کلیه کارهای مورد نظرکارمند را در نظر بگیرند.بحثمربوط به کارهای لحاظ نشده در ارزشیابی باید درمصاحبه همراهآن ملحوظ گردد.
ادامه دارد
مترجم: فاطمه پارسا فرد
عبارات ساده و قوي احساسات مشتريان را تحريك ميكند و باعث ميشود كه آنها تحت تاثير احساساتشان تصميم به خريد از شما بگيرند. شما ميتوانيد با استفاده از اين عبارات قدرتمند فروش خود را افزايش دهيد.
چرا كلمات موثر موجب ميشوند تا افراد اقدام به خريد كنند؟
يك عبارت قوي به مشتري شما كمك ميكند تا در ذهن خوداحساسی را تصور كند كه پس از خريد محصول يا استفاده از خدمات شما به او دست خواهد داد. اين امر يك احساس قابل تصور را ايجاد كرده و مشتري شما را تحريك ميكند تا اين تصور را به واقعيت تبديل كند.
اغلب مشتريان شما براساس احساساتشان تصميم به خريد از شما ميگردند. آنها سپس به دنبال دلايل منطقي جهت توجيه تصميماتشان ميگردند. اما درواقع تصميم آنها يك فرايند احساسي ميباشد نه تصميمي بر پايه عقل و منطق.
عبارات و كلمات قوي و موثر، تمايل و اشتياق مشتري را براي خريد محصول شما يا استفاده از خدمات ارائه شده توسط شما افزايش ميدهد و ناگهان آنها براي خريد از شما تصميمي بر مبناي احساساتشان ميگيرند.
چگونه عباراتي قوي بنويسيم؟
خلق و نوشتن عبارات قوي و موثر آسان است. كارتان را با تهيه فهرستي از فوايد و منافع بيشتري كه مشتريان در صورت خريد از شما كسب خواهند كرد، شروع كنيد. سپس چند كلمه توصيفي مهيج را درباره آن فوايد در قالب عباراتي كوتاه بنويسيد.
در اينجا چند نمونه از اين عبارات را كه توسط سه صنف كاري مختلف ارائه شدهاند، ذكر ميكنم:
«سريع! آسان! بسيار ارزان!» (براي توصيف محصول يا خدمات)
«من خود به شما كمك خواهم كرد! به همين دليل است كه دستيابي به نتيجه موردنظرتان را تضمين ميكنم.» (براي ارائه خدمات)
«از كارتان لذت ببريد و پول بيشتري براي خرج كردن و زمان بيشتري براي گذراندن بدست آوريد.» (آژانس كاريابي)
سعي كنيد در عبارات خود از كلماتي محكم و كوبنده استفاده نماييد. به كلماتي كه در عبارات بكار رفته است، دقت كنيد. اغلب كلمات به كار رفته در عبارات مذكور بسيار محكم و كوبنده ميباشند، مانند :
«سريع، آسان، بسيار ارزان، كمك، تضمين، لذت ببريد، پول بيشتر، زمان بيشتر.»
در عبارات قوي، از كلمات بسيار محكم موثر استفاده ميشود تا آگهي تبليغاتي بسيار محكم و قدرتمندي خلق شود.
اجازه بدهيد چند نكته مهم را يادآور شوم. سعي كنيد در نوشتن چنين عباراتي از كلماتي كوتاه، محكم و موثر كه همه به راحتي آن را متوجه ميشوند استفاده نماييد. چنين عباراتي در ذهن مشتريهايتان تصويري مهيج ايجاد خواهد كرد بدون اينكه توجه آنها را روي خود كلمات متمركز كند.
تجربيات شخصيام به من ميگويد كه بهترين عبارات آن عبارتي است كه از 3 كلمه تشكيل شده باشد. سعي كنيد در آگهي خود از عباراتي متشكل از 3 كلمه و يا 3 تركيب از كلمات استفاده نماييد.
به دلايلي به نظر ميرسد عبارات 3 كلمهاي تصوري مهيج و به يادماندني را در ذهن مشتري ايجاد ميكند.
موثرترين عباراتي كه من خود در آگهيهاي تبليغاتيام از آنها استفاده نمودم از 3 كلمه تشكيل شده بودند.
به عنوان مثال:
«صرفهجويي در وقت، صرفه جويي در پول، نتيجهاي فوري»
«سريع! آسان! بسيار ارزان!»
«همهجا از آن لذت ببريد، در خانه، در محل كار يا در اتومبيلتان»
«تضمين قطعي يا برگشت شهريه»
«قدرت، سرعت، يك شاهكار»
شما ميتوانيد از اطلاعاتي كه در اين مقاله برايتان مطرح نمودم در ارائه يك آگهي تبليغاتي موثر و قوي به منظور فروش محصول و يا ارائه خدماتتان استفاده كنيد. اين عبارات به ظاهر ساده، فروش را سريعا افزايش خواهد داد.
يکي از دوستان که از از تجار خوشنام کرمانشاه هم هست ميگفت ما داشتيم کاسبيمان را ميکرديم ، از روزي که آقاي احمدي نژاد قدم رنجه کرده اند و به کرمانشاه آمده اند تا گره از مشکلات صنعت و کسب و کار و زندگي مردم بگشايند ، تقريبا همه چيز در کرمانشاه گره خورده!
در همين رابطه ، محمد علي ابطحي در وبلاگ خود (وب نوشت) نوشته است :
یکی از دوستان دفتر امام نقل می کرد یک بار یکی از ائمه ی جمعه کشور که زبان طنزآلودی دارد، با مرحوم حاج احمد آقای خمینی دیدار داشت. برای احمد آقا نقل می کرد که در روستای ما یک فردی به نام اوس مهدی بود که ادعا می کرد در مسائل فنی کاملاً وارد است. روزی دوچرخه ی ما یک اشکال کوچک پیدا کرد. اوس مهدی را صدا زدیم و گفتیم این اشکال را می توانی برای ما رفع کنی؟ گفت حتماً و مشغول شد. نصف روزی طول کشید، تمام قطعات دوچرخه را از هم جدا کرد و آن را تبدیل به مشتی آهن و ابزار کرد و گفت کار من تمام شد. گفتیم یعنی چه؟ آن اشکالی که قرار بود درست کنی چه شد؟ گفت آن چه از ما می آمد، همین بود. حالا هم در صحنه مدیریت کشور نباید توقع زیاد داشت. بعضی ها همان مقدار که ازشان می آید همین است!
مرحلهي سوم:
پيامهاي جامع وكامل.
چند مورد از كاملترين و قطعيترين مزاياي انجام معامله با شركت خود را عنوان كنيد و سعي كنيد به آنچه كه ميگوييد پايبند باشيد و به آن عمل كنيد.
به ياد داشته باشيد مزيت زماني معنا پيدا ميكند كه در ذهن مشتري نقش ببندد، نه ذهن شما. مشتري وموكل شما چيزي را كه شما ميفروشيد، نميخرد، بلكه آنچه را كه براي او سود به بار ميآورد، خريداري ميكند.
مرحلهيچهار:
ابزار و وسايل بازاريابي.
ابزار و وسايل بازاريابي را دوباره خلق كنيد، براي مثال وبسايتتان را دوباره بسازيد. بگذاريد آنها پيامهاي شما را انتقال دهند و با بازار هدف شما سخن بگويند.
مرحلهي پنج:
هرگز به سردي سخن نگوييد.
اطمينان حاصل كنيد كه تبليغات شما در گام نخست مشتريان آينده را با حفظ مشتريان فعلي هدفگذاري كرده است.
بازار هدف شما نياز دارد كه بداند و ياد بگيرد كه با پرداخت پول براي كالا يا خدمات شما چه ارزشهايي كسب خواهد كرد.
مرحلهي شش:
بر اساس يك تقويم كاري پيش برويد.
پس از كامل كردن مراحل يك تا پنج، برآورد كنيد كه براي اجراي آنها به چه چيز يا چيزهايي نياز داريد و آنها را بر اساس تقويم كاري برنامهريزي كنيد.
برنامهريزيهاي شما مستلزم آن است كه در موعد مقرر انجام شود. اگر قرار است فلان كار را در مدت يك ماه انجام دهيد، طبق تمام برآوردها و محاسبات، آن كار بايد شدني باشد و شما بايد متعهد به انجام آن باشيد.
مطمئن باشيد اگر طبق برنامه شروع كنيد و هر فعاليتي را (براي مثال يك يا دو فعاليت را در يك ماه) با برنامه به انجام برسانيد،ميبينيد كه در طول شش ماه توانستهايد به شكلي ايدهآل تمام كارها را انجام دهيد.
پس سعي كنيد آهسته، ولي پيوسته برابر برنامه فعاليتهاي خود را انجام دهيد.
پايان
مترجم: بهرام باقري
«برنامهي بازاريابي» قدرتمندترين ابزار بازاريابي براي كسبوكارهاي كوچك در اين كرهي خاكي است. هنگامي كه از «برنامهي بازاريابي» سخن ميگوئيم، مرجع تنها تمرينات موجود در كتابهاي دانشگاهي بازاريابي يا برنامههاي از پيش تعريف شدهي نرمافزاري براي «برنامهي كسب و كار» نيست.
در اين مقاله قصد نداريم سهم بازار را بر آورد كنيم؛ بلكه هدف اين است كه كسب و كارهاي كوچك با خواندن اين مقاله بتوانند ترتيباتي در پيش بگيرند تا به تعداد مشتريان خود، ده مشتري اضافه كنند.
«برنامهي بازاريابي» يك سند يا نوشتهي ساده (در بيشتر موارد يك صفحه) است كه به شكلي اختصاصي به سوالات زير پاسخ ميدهد.
شناسايي شركت شما، نوع كار و فعاليت شما، شناسايي كساني كه به فعاليت شما نياز دارند، برنامهي شما براي به چنگ آوردن آنها (به طور دقيق هدف نه جذب مشتري است، نه به دست آوردن با روشهاي محتاطانه، بلكه هدف به چنگ آوردن مشتري است آن هم به هر قيمتي. پس به ياد داشته باشيد در اين رابطه نه با كسي تعارف داشته باشيد و نه به رقبا رحم كنيد !!)، زمان اجراي برنامه ونحوهي تامين مالي آن.
نحوهي توضيح و پاسخ به مجموعه سوالهاي بالا بايد به نحوي باشد كه براي تمام افراد سازمان، شبكهي اعضاي كاري و موكلين به روشني قابل درك باشد.
مورد ديگري كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه صاحبان مشاغل كوچك «فاعل» هستند، نه «برنامهريز و طراح». اگرچه گفته ميشود كه «اقدام كردن بهتر از نشستن و فكر كردن است»، اگر اقدام بدون مسير و هدف باشد به روزمرگي و نوعي از بازاريابي لحظهاي و هفتگي منجر خواهد شد و هر فرصت و شانسي را براي رشد و توسعهي واقعي مشاغل كوچك از بين خواهد برد.
مراحل ششگانهي ايجاد يك «برنامهي بازاريابي» به قرار زير است:
مرحلهي يك:
بر روي يك بازار ويژه متمركز شويد.
در اين مرحله به آن بخش از بازار و مشتريان توجه كنيد كه «در حال حاضر» بيشتر با آنها كار ميكنيد. مشخص كنيد كه چرا و به چه علت آنها با شما كار ميكنند و چه ويژگي منحصر به فردي در كار شما وجود دارد كه مورد توجه آنهاست.
در يك پاراگراف وضعيت ظاهري و خصوصيات كلي آنها را توصيف كنيد و بيان كنيد كه آنها از زندگي چه چيزي ميخواهند. سپس نگاه عميقتر و آگاهانهتري به بقيهي موكلان و مشتريان خود بياندازيد و بررسي كنيد كه اين گروه تا چه حد با ويژگيهاي مربوط به گروه بهترين مشتريان شما تطابق و هماهنگي دارند.
در ضمن زماني كه تلفن زنگ زد، بياختيار نگوييد «نه خداي من، اين مربوط به بازار هدف من نيست!» به قول معروف، مشتري را روي هوا بقاپيد.
مرحلهي دو:
موقعيت كسب وكار خود را مشخص و تعريف كنيد.
مشخص كنيد كه چه كاري را بهتر انجام ميدهيد، چه سرويسي را بهتر ارايه ميكنيد، بازار هدف شما، براي كدام محصول و يا سرويس شما پول بيشتري پرداخت ميکند.
نقطهي قوت خود را به تمام دنيا بگوييد، شايد نوع بستهبندي شما منحصر به فرد است، هر خدمت يا محصول ويژهاي كه شما را از ديگران متمايز ميكند، ميتواند در بوق وكرنا نواخته شود و به گوش همگان برسد.
به اين نكته هم بايد اشاره كرد كه شايد شما به نقاط قوت يا ضعف خود واقف نباشيد. در اين صورت حداقل از 3 يا 4 موكل يا مشتري بخواهيد كه به شما بگويند به چه دلايلي از شما خريد ميكنند.
ادامه دارد
تا پايان سال 84 ، هرماه درصدي از درآمدم را صرف امور خيريه ميکردم ، اين کار چون سازماندهي شده نبود ، تقريبا بي حاصل بود و نتيجه قابل توجهي نداشت.
از ابتداي سال 85 ، با همسرم تصميم گرفتيم اين مبالغ را جمع کنيم و در پايان سال ، بصورت يکجا هزينه کنيم.
اين روزها بيشترين وقت آزادمون صرف برنامه ريزي براي اين کار ميشه.
تعيين سبد غذايي 9 خانوار بي بضاعت ( نه کم بضاعت) ، واقعا کار مشکليه ، کاري که متوليان اين امر در کشورمان کاملا از آن غافلند .
وقتي فکر ميکنم که خوشحال کردن اين 40 نفر (اعضاء 9 خانواده ) در ايام عيد نوروز ، چه آسان و کم هزينه ميسر ميشه ، از کم کاري و بي توجهي متوليان رسمي اين امر در کشور خجالتزده ميشم.
هرچند سبد غذايي تعيين شده براي اين کار ، فقط مختص ايام عيد نوروز است اما ناگزير مقادير قابل توجهي از اين ميزان هم براي روزهاي آغازين سال باقي ميمونه.
پس از محاسبه ، به اين نتيجه رسيديم هزينه سرانه هر نفر مبلغي بالغ بر 150.000 ريال ميشه که البته اين مبلغ بدون محاسبه گوشت هست ( که تهيه آنرا پدر همسرم به عهده گرفته).
همسرم معتقد بود که بعضي از اين خانواده ها از ترس اينکه براي بعد از عيد چيزي براي خوردت نداشته باشند ، ممکنه در استفاده از اين مواد امساک کنند و ما به هدف اصليمون که همانا خوشحال کردن اونها در ايام عيد هست ، نرسيده ايم .
خوب واقعا براي اين قسمتش راهي نتونستيم پيدا کنيم جز اينکه به راننده شرکت ( که مسئوليت حمل اين مواد را به عهده داره ) بگوئيم به سرپرستهاي خانواده ها بگويد ما تلاشمان را ميکنيم تا قبل از پايان فروردين ، يکبار ديگر هم اين کار را تکرار کنيم ، قولي که اميدوارم بتونم اجراش کنم.
انشاءالله
مترجم: محمد امین صادق زاده
1- فروش لوازم کهنه و اضافه:
کمد لباس ها، قفسه های آشپزخانه، قفسه های کتاب و انباری را مرتب و تمیز کرده و هر آنچه را که به دردتان نمی خورد یا مدت هاست که استفاده نمی کنید کنار بگذارید. با این کار خانه ای مرتب خواهید داشت و مقدار کمی پول پس انداز خواهید کرد.
2- سکه های خود را پس انداز کنید:
در پایان روز تمام پول خردهای خود را در ظرفی قرار دهید. این پول ها به سرعت به مقدار قابل توجهی تبدیل خواهند شد ک با آن لااقل می توانید هزینه بنزین یا یک صورت حساب غیر منتظره را بپردازید.
3- هزینه های بانکی خود را کاهش دهید:
از خدمات خودپرداز و خودکار دیگر بانک ها استفاده نکنید چرا که بیش از بانک خودتان هزینه خواهند داشت. همچینین از میزان خدمات رایگان که توسط بانک ارائه می شود، بیشتر تجاوز نکنید. میزان بدهی و طلب خود را در هزینه های بانکی کنترل کنید. ممکن است بانک در این مورد اشتباه کند.
4- ناهار را خودتان تهیه کنید:
مصرف غذای خانگی در محل کار، دانشگاه، یا مدرسه به طور میانگین 15 تا 30 دلار در هفته صرفه جویی برایتان خواهد داشت.
5- کارت اعتباری تان را خرد کنید:
یا لااقل تعداد کارت های خود را به یکی محدود کنید تا در هزینه های سالانه صرفه جویی شود.
6- با دقت خرید کنید:
خریدهای خود را هفتگی و از فروشگاه هایی که پایین ترین قیمت را به شما ارائه می دهند. انجام دهید، نه از فروشگاه های لوکس یا بین راهی. خریدهای کلی می توانند برای شما مفید باشند.
دقت کنید که از خرید کردن از فروشگاه های شبانه روزی بپرهیزید زیرا قیمت های آنان کمی بالاتر خواهد بود.
7- لباس های خود را با چانه زنی تهیه کنید:
به طور تصادفی چیزی نخرید، دقیقا بفهمید که چه چیزی وچه رنگی و چه مدلی نیاز دارید که به اندازه وسلیقه شما بخورد.
8- آب را هدر ندهید:
کوتاه دوش بگیرید و لباس ها را با آب سرد بشویید. وقتی از ماشین لباس شویی استفاده کنید که پر شده باشد. مطمئن باشید که شیری چکه نمی کند یا لوله ای نشتی ندارد.
9- انرژی را هدر ندهید:
لوازم برقی و چراغ هایی را که در خانه استفاده نمی شوند خاموش کنید. از لباس خشککن جز در مواقع ضروری استفاده نکنید. هوای تازه رایگان است. اگر احساس سرما می کنید به جای روشن کردن بخاری چندلایه لباس گرم بپوشید و اگر احساس گرما می کنید به جای استفاده از کولر لباس های خود را در آورید.
در زمستان دریچه ها و منفذها را ببندید تا گرما حفظ شود.در تابستان آن ها را باز کنید تا نور به داخل بیاید. صورت حساب های خود را به محض اینکه به دستتان می رسد بپردازید وبه هر گونه افزایش مصرف توجه کنید وسعی کنید که این افزایش در صورت حساب بعدی به کاهش تبدیل شود.
10- وعده های غذایی را خودتان تهیه کنید:
استفاده از غذای بیرون بخش قابل توجهی از بودجه شما را به خود اختصاص خواهد داد. اگر در حال حاضر 4 وعده غذا در هفته از بیرون تهیه کنید سعی می کنید آن را به 3 وعده و سپس به 2 وعده برسانید.
بعد از این کار در خواهید یافت که مقداری پول در جیبتان پس انداز شده است.
مترجم : مهدي كشتكار
تصور کنید که مدیر برنامهریزی یک شرکت هستید که در سال گذشته هيات مدیره با طرح پیشنهادی شما مبنی بر به روز رسانی کامپیوترها با افزودن برنامههای مدیریت تجاری، با همكاري برخي تامين كنندهها، موافقت كرده است؛ در نتیجه به سرعت نرمافزار و سرویس دهندهي مورد نیاز را شناسایی و انتخاب میکنید.
روشن است که به دليل مشغلهي کاری زیاد و برای بازدید از سایتهای مرجع، انتظار دارید که به سرعت به مسالهي کاری شما رسیدگی شود، اما حقيقت چيز ديگري است.
براي اين كار از همراهي مديران اجرايي سازمان كمك ميگيريد، آنها گزارشي از نيازمنديهاي فعلي شركت در اختيار شما ميگذارند. مشاوران حقوقي سازمان نيز با پيگيري قراردادهاي ميان شما و تامينكننده، بازوي ديگر شما در انجام اين پروژه هستند. همه چيز از ديد شما ايدهآل است تا اين كه متوجه ميشويد...
مدیران اجرایی سازمان شما هرگز نیازمندیهای شما را به طور کامل بيان نکردند، مشاوران نیز وقت کافی برای پیگیری قرارداد شما را نداشتند.
در این میان، روند نصب و راهاندازي نرمافزار نیز با تاخیر بسیار پيش ميرود. برنامهي کاری مورد نياز پيشنهاد شده از سوي شما نیز از سوی مدیر کارپردازان پروژه با بیتوجهی روبهرو میشود. اوضاع شبيه كلافي سر در گم است، در هنگامي كه هر لحظه از زمان برايتان بسيار ارزشمند است به سرعت به زمان تحويل پروژه نزديك ميشويد و سرانجام زمان تحویل پروژه فرا میرسد و در اين ميان، شما به اين نتيجه ميرسيد كه این سیستم ناقص تنها به صورت آزمایشی قابل اجراست.
در اين ميان مشكلات ديگري نيز به ناتمام ماندن اين پروژه كه البته به صورت آزمایشی در حال اجرا بود، كمك ميكند: از بین رفتن اطلاعات یکی از سیستمهای اصلی
