تبليغاتX
به انديش
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:38 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

 

زنگ خطر بي خوابي

 

ترس از بيكاري، ناتواني در برقراري ارتباطي مناسب، ترس از عدم موفقيت، ترس از پيدا نكردن كاري خوب در آينده، ترس به دليل موقعيت هاي مالي و... همگي ذهن و روح افراد شاغل امروز را آزار مي دهند.

متأسفانه تعدادي از افراد سعي مي كنند تا اين ترس ها را به درون برده و آشكار نكنند. همين دروني كردن ترس ها و افزايش شديد استرس به تدريج سبب مي شود نوعي اضطراب در روح و روان آنان ريشه بگيرد.

اين اضطراب در شكل نوعي بي خوابي كه در برابر هر معالجه اي مقاومت مي كند، ظاهر مي شود. در دنياي پرجنب و جوش امروز، مشكل بي خوابي تقريباً همه را دامنگير كرده است. اين مشكل باعث شده تا افراد زيادي به سمت استفاده از قرص هاي خواب آور و آرام بخش بروند.

بي خوابي نشانه به وجود آمدن عدم تعادل و ناهماهنگي در سلامتي است كه با بي توجهي به آن مسلماً مشكل جدي تر مي شود و تا جايي پيش مي رود كه ممكن است ما را براي هميشه اسير داروهاي رنگارنگ و مختلف خواب آور كند. اما آيا مي توان كاري كرد؟

بله- يك سوم عمر هر انساني در خواب مي گذرد و اين مدت، برخلاف تصور بعضي ها اصلاً تلف شده محسوب نمي شود چرا كه خواب به اندازه هوا و غذا براي بدن لازم است. هرگز از خواب شبانه خود غافل نشويد و به آن به چشم زمان از دست رفته و تلف شده نگاه نكنيد.

متأسفانه اين برداشت و تصور نادرست! مورد پذيرش بسياري از انسان ها قرارگرفته و باعث شده كه آنها به خواب زياد اهميت ندهند.

اگر به خواب شبانه و نقش آن در حفظ سلامت عمومي خود اهميت ندهيد، هرگز نخواهيد توانست به مدت طولاني در فعاليت هاي روزانه خود موفق، مؤثر و شاداب باشيد چرا كه استرس ناشي از بي خوابي بدترين تأثيرات را بر روي زندگي شما خواهد گذاشت.

فراموش نكنيد توانايي خوابيدن از جمله نعمت هايي است كه خداوند به همه انسان ها ارزاني داشته است. خوابي كه ضامن نشاط و موفقيت روز بعد در زندگي ماست.

 

چه بايد كرد؟

 

پيدا كردن راه ها و روش هاي مختلف مبارزه با استرس شرايطي را ايجاب مي كند كه مهم تر و مقدم تر از همه، تمركز حواس است.

_ اجازه ندهيد در هنگام استرس، حواستان پرت شود، چرا كه حتماً به سمت افكار منفي كشيده خواهد شد نه فكرهاي خوب و مثبت.

- به محض احساس استرس در وجود خود به آرامي و عميق نفس بكشيد و سعي كنيد تا فكر خود را روي ضربان قلبتان متمركز كنيد، در اين حالت به خود بگوييد من آرام و مسلط به خود هستم، ضربان قلبم به تدريج عادي مي شود و آرامش تمام وجودم را خواهد گرفت.

چنين جملاتي به شما كمك مي كند تا در هنگام مواجهه با يك هيجان يا استرس شديد به سرعت آرامش لازم را بدست آوريد.

- براي رهايي از فشار عصبي و عضلاني، عمل كشش و رهايش عضلات را انجام دهيد. اول از پاها شروع كنيد. تا جايي كه مي توانيد چند لحظه آنها را منقبض كنيد. بعد عضلات را شل كنيد. همين كار را براي دست ها در حالي كه آنها را به هم مي فشاريد انجام دهيد.

بعد از چند لحظه آنها را رها كنيد. عضلات صورت را با حركت كشيدگي لب ها (مانند خنده شديد) و بعد رهايش آنها ورزش دهيد. سعي كنيد هر كدام از اين مراحل چند ثانيه طول بكشد. اين تمرين را چند بار تكرار كنيد. كم كم آرامش دروني شما را فرا خواهد گرفت، احساسي كه روح و فكر شما را نيز تسخير خواهد كرد.

- ياد بگيريد كه گهگاه نيز از نقطه نظر ديگران به مسايل و دور و بر خود نگاه كنيد. خودتان را در جاي آنها بگذاريد و درون آنها را درك كنيد. به اين ترتيب بهتر مي توانيد با آنها ارتباط برقرار كنيد و همه چيز را به صورت منفي و تهاجمي نسبت به خود نخواهيد ديد.

- نكته مهم ديگر اين است كه شگرد جادويي ويژه خود را كشف كنيد. شگردهايي كه قادرند شما را در كنترل خود در نامطلوب ترين موقعيت ها كمك كنند.

 

با اين تمرينات، به تدريج خود را آرام تر و راحت تر مي يابيد و اضطرابتان كمتر مي شود و حتي قادر مي شويد از هر اتفاق يا موقعيت پيش بيني نشده اي، به خوبي بگذريد.

 

 

پايان

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:28 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

ساناز صفري

 

ساعت هاي زياد كاري،  رؤساي بداخلاق، كمي درآمدها و ساير موارد ناخوشايند از جمله مواردي هستند كه برخي از كارمندان امروزي هر روزه با آن در محيط هاي كاري مواجه مي شوند.

اين موارد از نظر همه نامطلوب و آزار دهنده اند. اما آيا آنها واقعاً مي توانند اثرات بدي بر روي افراد داشته باشند؟ پاسخ به اين سؤال يك بله بزرگ است.

از آنجايي كه همگي اين موارد در افزايش استرس، اشتراك دارد مي توانند سبب بروز نارسايي هاي روحي و جسمي شده و در نهايت تأثيرات مخربي بر روي افراد شاغل داشته باشند. اما براي مقابله با استرس در محيط هاي كاري چه كاري مي توان انجام داد.

قبل از هر اقدامي بايد عوامل استرس زاي محيط هاي كاري را بشناسيم. طبق بررسي هاي انجام شده سه عامل بيشترين نقش را در استرس افراد شاغل دارند:

ناامني شغلي، ارتباط نامناسب و بي خوابي.

 

انسان از بيكاري نمي ميرد

 

در گذشته، اوضاع طوري بود كه مي شد روي خيلي چيزها حساب كرد. اگر به طور منظم كار مي كردي، كارت را خوب انجام مي دادي و با كارفرما بحث نمي كردي، مي توانستي روي ترفيع، افزايش منظم حقوق و يك ميهماني خداحافظي و هديه بازنشستگي حساب كني. اما اين روزها ديگر اين طور نيست.

شما هر چقدر هم كه خوب تلاش كنيد ديگر نمي توانيد مانند گذشته با خيال مطمئني به كارتان ادامه دهيد. اين روزها اتفاقات، مشكلات و حوادث پيش بيني نشده زيادي افراد را محاصره كرده اند و ترس از نداشتن آمادگي براي مقابله با آنها سبب شده كه استرس هاي ناشي از دست دادن ناگهاني شغل به شدت افزايش يابد.

اما چه مي شود كرد؟ آيا بايد اجازه دهيم كه ترس از دست دادن شغل ما را بكشد؟ آيا اصولاً راه حلي براي مقابله با استرس ناشي از بيكار شدن وجود دارد؟

بله- امروزه با خود «راحت بودن» و از خود «رضايت داشتن» امتياز و ويژگي رواني مثبتي محسوب مي شود كه هركسي از آنها برخوردار باشد استرس كمتري را احساس مي كند.

اما چگونه مي توان با خود راحت بود و از خود رضايت داشت؟ هر فرد به عنوان انسان داراي يك سري ارزش ها و توانايي هاي مثبت بي قيد و شرط  است، اما در گيرودار مسايل و مشكلات روزمره از وجود اين ارزش ها و توانايي ها غافل مي شود.

به مرور زمان غفلت از توانايي هايمان باعث مي شود كه ديگر پشتوانه دروني محكمي براي تكيه كردن در هنگام مواجه شدن با مشكلات نداشته باشيم و به همين علت اولين جوانه هاي استرس در وجود ما ريشه مي كنند.

براي مقابله با استرس بايد مجدداً به سراغ توانايي ها و نقاط قوت خود برويد و به خاطر همين ويژگي هاي مثبت به خود احترام بگذاريد و براي خود ارزش قائل شويد. در چنين شرايطي حتي اگر باور شما از ارزش ها و توانايي هايتان چندان قوي نباشد، باز مي توانيد روي آن حساب كنيد و با تقويت آن، به مقابله با استرس در محيط كار برويد.

فراموش نكنيد كه احترام به خود در واقع بازتاب  آگاهي به ويژگي هاي فردي خود است كه مولد اعتماد به نفس در انجام همه كارها خواهد بود. اگر براي خود به اندازه كافي ارزش قائل باشيد، ديگر هيچ نوع استرسي نمي تواند تأثير نامطلوبي بر روي كار شما داشته باشد و هرگز از مبارزه نمي ترسيد.

 

ارتباط كاري نامناسب

 

يكي از بزرگترين زمينه هايي كه كارمندان امروز بايد در آن مهارت خاصي داشته باشند توانايي در برقراري ارتباط هاي كاري مناسب است. اگر شما از اين توانايي خداداديتان استفاده نكنيد، كيفيت روابط شما در محيط كار و خانواده روز به روز بدتر شده؛ به طوري كه نهايتاً ديگران علناً از شما، رفتار و عملكردتان انتقاد مي كنند.

اگر كمي دقت كنيد متوجه مي شويد كه بي توجهي نسبت به اين مورد مي تواند باعث بروز استرس در شما شود.

امروزه چنين به نظر مي رسد كه ما با زندگي روزمره اطراف خود بيش از حد خو گرفته ايم. ما شاهد از هم پاشيدن لحظه به لحظه بسياري از ازدواج ها، اخراج از كار، اعتياد گسترده جوانان و بسياري از مسايل بديهي زندگي روزمره ايم كه به ندرت به خود آمده و از خودمان مي پرسيم «آيا اين روند روزي متوقف خواهد شد؟»

احتمالاً نه- در واقع، يكي از عللي كه باعث به وجود آمدن چنين مشكلاتي شده، عدم توجه به برقراري ارتباط مناسب است. بعضي افراد معتقدند كه دنيا بدون وجود تعدادي از افرادي كه از آنها خوششان نمي آيد، بهشت خواهد شد!

امروز رقابت در محيط هاي كاري به شدت افزايش يافته ولي متأسفانه افراد براي رسيدن به موفقيت از روش هاي نامناسبي استفاده مي كنند. آنها به جاي اين كه سعي كنند از توان خود براي رسيدن به موفقيت استفاده كنند سعي مي كنند تا طرف مقابل خود را به هر طريقي كه شده حذف كنند.

با چنين تفكري، آنها هيچ وقت نمي توانند ارتباط كاري مناسبي با رقباي خود برقرار كنند و هميشه در استرس ناشي از شكست دست و پا مي زنند. اين افراد بدون اين كه خود متوجه باشند در حال ساختن جهنمي براي خود هستند، اما ديگران به خاطر آن كه از ما نيستند، جهنم ما را نمي سازند.

آنها وقتي جهنم را مي سازند كه نتوانيم رابطه اي هماهنگ و موزون با آنها برقرار كنيم و آنها نيز همين عدم توانايي را در رابطه با ما داشته باشند.

به راستي چرا درباره چنين موضوع مهمي كه نقش زيادي در افزايش استرس در انسان دارد آموزش نديده ايم؟ و در حالي كه متوجه چنين موضوعي هستيم باز زندگي را بدون اين مهارت مي گذرانيم؟

 

 

 

ادامه دارد

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:29 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خدایا !

 

از تو میخواهم به حق رحمت وسیعت ، و به نیروی فراگیرت

که همه چیز در برابر آن خاضع است

و همه کس در برابرش کوچک است

 

به جبروتت که بر همه چیز چیره است

و به عزتت که هیچ کس را در برابرش یارای ایستادن نیست

 

به عظمت و بزرگیت که همه جارا پر کرده است

و به تسلط تو که بر همه کس برتری یافته

 

و به ذات پاکت که پس از نابودی عالم ، باقی خواهد ماند

و به علم و دانشت که بر همه چیز احاطه دارد

 

و به نور ذاتت که همه چیز در پرتو آن روشن شده  . . . نور حقیقی

 

ای منزه از هر عیب

ای تو ، موجود قبل از همه موجودات

ای پایان نیافتنی

 

بیامرز آن گناهانی را که موجب از بین رفتن نعمتها میشوند

گناهانی که گرفتاریها را باخود می آورند

گناهانی که مانع اجابت دعاهایم میشوند

گناهانی که موجب نزول بلا میشوند

 

بیامرز هر گناهی که کرده ام و ببخش هر خطایی که از من سرزده است.

 

آمین یارب العالمین

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:34 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

بسیاری از افراد در محیط کار شما هستند که کنار آمدن با آنها مشکل است. آنها بخشی از کار خود را به دوش شما می اندازند وبرای شما مشکلاتی را فراهم می کنند به راستی برخورد درست با این افراد چیست؟

 

همسایه شمابا سرو صدای زیاد برای شما مزاحمت ایجاد می کند و نیمه شب شما را بیدار می کند به راستی شما چگونه باید با آنها رفتار کنید؟ این مشکلات قسمتی از زندگی هر شخصی است.

ما در محیط کار در زندگی تنها نیستیم و با انسانها در ارتباطیم. ارتباط ما با همکاران، فرزندان، همسر، دوستان، پدر و مادر باید بر پایه درستی استوار باشد. اگر شما مشکلاتتان را با دیگران حل نکنید این مشکلات روز به روز حادتر می شود.

به عنوان یک کارمند ممکن است اخراج شوید. به عنوان یک کارفرما ممکن است کارمندان خوب خود را از دست بدهید و به عنوان یک همسر ممکن است ازدواج شما دچار بحران شود.

راه حلی که اکثر افراد در مقابل مشکلاتشان با انسانها به آن تن در می دهند تحمل کردن است ولی از آنجایی که هر فرد یک ظرفیت تحمل دارد بعد از مدتی مشکلات بیشتر می شود وشما دچار استرس و اضطراب ناشی از این فشارهای روانی می شوید راه حل درست مواجه نشدن با مشکل و فرار از آن نیست بلکه راه حل درست، روبرویی صحیح با مشکلات است.

وقتی با مشکلات مواجه می شوید و آنها را حل می کنید احساس شگفت انگیزی خواهید داشت چرا که از عهده حل مشکلات بر آمده اید و بر ترس خود غلبه کرده اید.

البته مواجهه با افراد و مشکلات نیاز به برنامه ریزی دارد و شما باید خود را برای این مسئله از قبل آماده سازید. در ادامه 7 مرحله که شما باید در رفتار با افرادی که برای شما مشکلاتی ایجاد می کنند انجام دهید آورده شده است :

 

1-تصمیم بگیرید که مشکلاتتان را با آن فرد خودتان به طور مستقیم و بدون دخالت دادن دیگری حل کنید.

2-قبل از روبرو شدن با آن فرد مشکل را به صورت دقیق بنویسید و هدف خود را نیز برای حل آن مشکل و رویارویی با آن فرد مشخص کنید.

3-نکات و دلایل مورد نیاز برای اثبات حرفتان را یادداشت نمائید. واقعیت ها و دلایل و شواهدی هست که ممکن است نیاز باشد شما برای آن فرد مطرح کنید قبل از شروع صحبت این مسائل را برای خود روشن سازید.

4-واکنشها و مخالفتهایی را که انتظار می رود آن فرد در مقابل شما اعمال نماید، یادداشت کنید:

یعنی تمام نگرانیهایتان را از نصیحت با آن فرد و یا حتی واکنشهایی که او ممکن است در طول صحبت داشته باشد را بنویسید تا این نگرانی ها در شما کم رنگ تر شود.

5-یادداشتهای خود را سازماندهی کنید و دلایلی کافی به آن اضافه کنید.

6-مکان صحبت را در جایی در نظر بگیرید که کسی مزاحم شما نشود و در فضایی که کاملا بتوانید خودرا کنترل کنید.

7-صحبت خود را با آن فرد آغاز کنید. در ابتدا مستقیما به چشمان آن فرد نگاه کنید، مشکل اصلی را که شما در صدد حل آن هستید را برای او کاملا شرح دهید، به صحبتهای او به طور کامل گوش کنید و مطمئن شوید که منظور شما را خوب فهمیده است، روی نکات اساسی مورد نظرتان تاکید کنید، اگر او در مقابل شما واکنشهایی نشان داد راه حلهایی را که قبلا در مورد واکنشهای او در نظر گرفته اید اعمال کنید، صحبتهای خود را ادامه دهید و به صحبتهای او به طور کامل گوش کنید، تسلیم نشوید آنقدر مکالمه را ادامه دهید و در جهت درست آن را رهبری کنید تا به اهداف از پیش تعیین شده خود برسید.

هر چقدر بیشتر بتوانید افراد مشکل ساز را آرام کنید در این کار ماهر تر می شوید و زمان لازم برای مکالمه شما با آنها کاهش می یابد.

زمانی که در رام کردن افراد مهارت پیدا کنید افراد احترام بیشتری برای شما قائل می شوند و شما را شجاع و با صداقت خواهند دانست وبه این ترتیب دوستان شما بیشتر می شوند، دشمنان شما با شما دوست می شوند و همکاران و کارمندان شما فعال تر خواهند شد.

 

این را بدانید که افراد شجاع با کنترل ترسهایشان به اهداف خود می رسند و کنترل امور را به دست می گیرند.

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:25 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

شما براساس كيفيت كارتان موفق مي‌شويد، مقدار كاري كه مي‌توانيم انجام دهيم و يك فاكتور ديگر: سرعت. اما چگونه مي‌توانيد سريع پيش رويد؟

«ميزان سرعت جريانات جزئي به تنهايي مي‌تواند قدرت را تعيين كند.»

قدرت و پيشرفت جامعه ما بر پايه سرعت است. زماني كه جريانات جزئي شما (اطلاعات، خدمات، كالا و غيره) كند است، مابقي جهان با سرعت در حال حركت است.

مثلا، مي‌توانيد كار بدون كامپيوتر، تلفن، فكس و يا اينترنت را تصور كنيد؟

مي‌توانيد مسافرت بدون ماشين و يا هواپيما را تصور كنيد؟

تصور كنيد در جهاني بوديد كه اصلاحات اصلي آن تلگراف و راه‌آهن بودند.

 

سرعت كار

 

سرعت جريانات جزئي نيروي كار را مشخص مي‌كند. هرچه اجزاي كار سريع‌تر باشد (خدمت، فروش، پرداخت، تحويل و غيره) آن كار مساعدتر مي‌شود.

مثلا شما مي‌خواهيد براي خانه خود فرشي بخريد. دو فروشگاه دقيقا همان فرشي را كه مي‌خواهيد مي‌فروشند.

يكي از آنها مي‌گويد، «ما مي‌توانيم ظرف شش هفته آن را تحويل دهيم» و ديگري مي‌گويد، «ما مي‌توانيم آن را همين امروز تحويل دهيم.» كدام را انتخاب مي‌كنيد؟

اگر قيمت و كيفيت قابل مقايسه هستند، فروشگاهي كه مي‌تواند اجناس را سريعتر تحويل دهد هميشه در پايان برنده است. در بيشتر موارد، سرعت مهمتر از كيفيت يا قيمت است.

براي نمونه، سيب‌زميني‌هاي رسيده و تازه كه در ماه فوريه از مكزيكو مي‌آيند ممكن است گران‌تر باشند، اما سريعتر فروخته مي‌شوند. بدون تحويل سريع، آنها غيرقابل خوردن هستند.

خدمت رساني سريع را در همه عرصه‌ها تصور كنيد.

 شما تلفن مي‌زنيد و مي‌گوييد، «سلام، زنگ زدم ببينم مي‌توانيد كسي را بفرستيد تا كوره من را تعمير كند.»

شركت مي‌گويد، « 10 دقيقه خوبه؟».

با دندانپزشك خود تماس مي‌گيريد و مي‌پرسيد، «چگونه مي‌توانم زود دكتر را ببينم؟»

پذيرش مي‌گويد، «ساعت يك امروز چطوره؟»

به يك دلال ماشين زنگ مي‌زنيد و مي‌گوييد، «من يك مرسدس مدل 450SL آبي تيره 2003 با صندلي‌هاي چرم سفيد مي‌خواهم».

دلال مي‌گويد، «همين الان اينجاست. مي‌توانيد خودتان آن را ببريد يا ما آن را ظرف يك ساعت به شما تحويل مي‌دهيم.»

 

صاحبان كار كه براي تصميم‌گيري تا ابد زمان صرف مي‌كنند به زودي پول را از دست مي‌دهند.مديراني كه مي‌توانند مشكلات را تشخيص دهند و آنها را ظرف چند دقيقه تصحيح كنند ارزشمند هستند و به سختي يافت مي‌شوند.

كارگراني كه مانند صاعقه در حركت هستند به زودي ارتقا پيدا مي‌كنند ،شركت‌هايي كه مي‌توانند به سرعت مسير خود را تغيير دهند موفق‌ترين هستند.

براي مثال، كتابفروشي‌هاي زنجيره‌اي فروش كتاب در اينترنت را آغاز نكردند تا زماني كه Amazon.com شروع به كار كرد و سيستم‌هاي آنها را در نهايت خسته كرد و بر بازار غلبه كرد.

كتابفروشي‌هاي زنجيره‌اي ميليون‌ها دلار را از دست دادند زيرا آنها زمان بسيار زيادي را صرف كار مي‌كردند.

 

موفقيت شخصي

 

با چه سرعتي مي‌توانيد اجزاء را (ارتباطات، طرح‌ها، خدمات و غيره) در زندگي و يا كار خود حركت دهيد؟ چقدر سريع هستيد؟

زماني كه انتظار كاري را مي‌كشيد، از كاري اجتناب مي‌كنيد و يا پوزش مي‌طلبيد، سرعت خود را مي‌كشيد و موفقيت خود را به تاخير مي‌اندازيد.

وقتي به سرعت پاسخ مي‌دهيد، بدون تاخير عمل مي‌كنيد و كارها را سريعتر از هركس ديگر تمام مي‌كنيد، يعني شما قدرت داريد.

 

مثلا، دو فارغ‌التحصيل دبيرستان، "لين" و "كريس" هر دو مي‌خواهند معلم مدرسه شوند.

لين مي‌گويد، «من تمام آن سال‌هاي مدرسه را پيش روي خود دارم، قصد دارم يك سال مرخصي بگيرم تا با دوچرخه دور اروپا بروم قبل از اينكه كارم را شروع كنم.»

كريس مي‌گويد، «من نمي‌توانم منتظر تدريس بمانم. من قصد دارم همين تابستان كلاس بگيرم و مدركم را سه سال ديگر مي‌گيرم.»

شما فكر مي‌كنيد كداميك مدير ديگري مي‌شود!

تنها راه به موفقيتي مهم در گذرگاه سرعت است.

 

ده پيشنهاد براي سرعت بخشيدن به موفقيت

 

1-در زودترين زمان ممكن طرح‌ها را آغاز كنيد.

2-به سرعت روي فرصت‌هاي بدست آمده كار كنيد. اگر مي‌دانيد چه مي‌خواهيد، قبل از آن كه اين شانس را از دست بدهيد آن را آغاز كنيد.

3-خود را مجبور كنيد كه سريع‌تر راه برويد، سريعتر صحبت كنيد، سريع‌تر بخوانيد و سريع‌تر حركت كنيد.

4-سرعت خود را با عادت‌هاي خوب نگه داريد: خواب كافي، غذاي خوب، ورزش منظم و غيره.

5-افراد و يا چيزهايي را كه شما را از حركت سريع متوقف مي‌كنند و يا آن را به تاخير مي‌اندازند حذف كنيد و يا آنها را كاهش دهيد.

6-هرگاه فكر مي‌كنيد چيزي به سرعت نمي‌تواند انجام گيرد، بپرسيد «چرا نه؟»

7-دائما به دنبال روش هايي سريعتر باشيد تا به نتيجه مشابه برسيد.

8-ارتباطات را با كمترين تاخير ممكن ارسال و به آنها جواب دهيد.

9-براي تكميل وظايف و انجام آنها ضرب العجل‌هاي سخت تعيين كنيد.

10-با برعهده گرفتن كاري بيشتر از هميشه و انجام دادن آن در زماني كمتر از هميشه انگيزه خود را تحريك كنيد.

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:24 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

5- شرايط ويژه‌اي براي پاسخگويي به سوالات مطروحه ذهن مشتريان فراهم كنيد:

 

با اين كار علاوه بر دستيابي مشتريان به سوالات بي جواب ذهنشان هم كسب اعتبار كرديد و هم ارزش خاصي را براي مشتريانتان قائل شديد.

نمي‌دانم آيا شما به پزشك تغذيه مراجعه كرده‌ايد؟ هنگامي كه از او مي‌پرسيد چگونه مي‌توانم وزنم را سريع كم كنم به راحتي جواب مي‌دهد: «نمي‌دانم»، «بستگي به نوع رعايت غذايي شما دارد»، «با توجه به نوع تمرين و پرهيز عادات غذايي كه داريد متغير است».

 اما اگر شما بتوانيد علاوه بر ذكر اين سوال پاسخ آن‌را نيز به صراحت و درستي بدهيد بسيار مطلوب‌تر است مثل اين جمله «10 عادت بد غذايي كه مي‌تواند فرصت لاغر شدن را از شما بگيرد» شما علاوه بر مطرح كردن سوال به پاسخ آن نيز پرداختيد.

 

6- محصولات و خدمات خود را به طرز شكيل و حرفه‌اي بسته‌بندي كنيد:

 

هرچه قدر بسته‌بندي شما جالب‌تر و حرفه‌اي‌تر باشد در نتيجه ارزش و اعتبار شما بيشتر مي‌شود. بسته‌بندي نه تنها نشان‌دهنده قشنگ‌تر محصول مي‌شود بلكه باعث روشن شدن نحوه فعاليت شما، ميزان ارزش شما و بهاي شما به مشتري مي‌شود.

اگر مردم يك چيز زيبا و دلربا را ببينند اطمينان مي‌يابند كه آن شي نتيجه تجربيات يك فكر و انديشه زيبا و حرفه‌اي است و علاقه آن‌ها بيشتر به خريد محصولات زيبا است.

 

7- دلال اطلاعات و معلومات باشيد:

 

بعضي از افراد كارشناس اطلاعات ناميده مي‌شوند، من به شما توصيه مي‌كنم براي دستيابي به سوالات بي جوابتان از اين افراد بهره بگيريد.

همچنين به ايجاد منابع كتابخانه‌اي قوي براي دستيابي مشتريان و كاربرانتان به اطلاعات روز اقدام كنيد. اين منابع مي‌تواند شامل مجله، روزنامه، كتاب، وب‌سايت، CD و هر چيزي كه حاوي اطلاعات روز مي‌شود، باشد.

بهتر است اين اطلاعات شامل آخرين و جديدترين اطلاعات روز در مورد مثلا، كيف، كفش، لباس، مسافرت، دكوراسيون، تغذيه، حيوانات خانگي و... باشد.

 

8- در سيستم‌هاي شبكه‌اي و زنجيره‌اي سهيم شويد:

 

در دنياي پرتنش و پررقابت امروزي كه با موانع بازدارنده زيادي همراه است صاحبان تجارت و فعالان اقتصادي از انواع شركت‌هاي ريز و درشت براي پوشش همه نوع فعاليتي استفاده مي‌كنند تا با ايجاد يك رابطه قوي و دوطرفه به اهداف از پيش تعيين شده هر دو طرف برسند.

در اين ميان شبكه‌هاي زنجيره‌اي امكان رشد سريع را فراهم مي‌كنند و خطرات تك بعدي كار كردن را و ضررات ناشي از آن را به حداقل مي‌رسانند.

شما از اين طريق مي‌توانيد پتانسيل‌هاي خود را به عرصه ظهور برسانيد و از اين طريق مشتريان نيز شانس بيشتري براي انتخاب نوع محصول خود دارا هستند.

 

9- صورت‌حساب مشتريان را براي آن‌ها بفرستيد:

 

به نظر شما چه اتفاقي مي افتد وقتي در سر كار هستيد، در حال رانندگي هستيد، ورزش مي‌كنيد يا در خيابان راه مي‌رويد، بدانيد چه مقدار موجودي داريد؟ چه مقدار خرج كرديد و كي بايد پرداخت كنيد؟

پس امكاناتي را فراهم كنيد تا از طريق بيل بوردهاي تبليغاتي، پيام كوتاه، موبايل، اينترنت، پست و... مشتريان آگاه شويد.

 

10- خواسته‌هايشان را تسريع ببخشيد:

 

امروزه مشتريان خواهان گرفتن كالا و خدماتي هستند كه بي‌نظير باشد و به راحتي به دست آورند اما در عين حال سريع به دستشان برسد.

به طور مثال اگر يك مشتري خواهان گرفتن يك كالا و يا نرم‌افزار و يا خدمتي در نصف شب باشد شما چه مي‌كنيد و يا اگر جديدترين مدل مبلمان منزل و يا اداري را بخواهند بايد حداكثر ظرف چند ساعت به آن‌ها برسانيد و يا براي تغيير دكوراسيون مي‌خواهند نهايت 7 تا 10 روز وقت صرف كنند پس زمان براي آن‌ها و شما حياتي است آن را از دست ندهيد.

 

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:23 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

امروزه تقاضاي مشتريان بيشتر شده، توقعات و خواسته‌هاي آن‌ها روزبه‌روز در حال افزايش است، هركسي خواهان ارزش و احترام بيشتر است، هركسي مي‌خواهد هر آنچه را كه مي‌طلبد همان لحظه برايش مهيا شود، مشتريان خواستار آسايش و راحتي بيشتر هستند؛ تسريع در برآورده شدن نيازهايشان.

اما اگر شما از آن‌ها دور باشيد نمي‌توانيد بشنويد آن‌ها چه مي‌خواهند:

«من يك كامپيوتر پيشرفته با ويندوز xp كه تمام درايوهاي آن قابليت zip شدن (متراكم‌سازي) را داشته و گارانتي مادام‌العمر داشته باشد مي‌خواهم.»

«من يك موتور هوندا با زين چرم مي‌خواهم، دلم مي‌خواهد وقتي گارانتي 000/30 مايل موتورم كه تمام شد براي تعمير و سرويس‌دهي همانند پادشاهان با من رفتار شود.»

قائل شدن ارزش امروزه به يكي از كليدهاي موفقيت هرنوع فعاليت تجاري تبديل شده است. اين 10 راهكار در اين‌جا به شما كمك مي‌كند تا مشتريان عاشق شما شوند و هميشه به شما بازگردند:

 

1- براي كسب اعتبار بيشتر از خود مشتريان سوال كنيد:

 

 دريافت اعتبار و احترام معمولا چشمان تيزبين مي‌خواهد، اگر مشتريان از قيمت‌هاي بالاي شما ناراضي بودند و به دليل پايين بودن قيمت‌هاي رقيبانتان از آن‌ها خريد مي‌كنند پس اين را ناديده نگيريد و نگوييد مشتريان براي گمراه كردن من اين را گفتند.

اگر شما از لحاظ امكانات درجه يك هستيد ولي مشتريان بازهم از شما نمي‌خرند واقعا يك سوال بزرگ پيش مي‌آيد و آن‌ اين كه چرا؟ بررسي نيازهاي مشتريان، تلاش براي رفع آن‌ها و مبارزه براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده بايد سرلوحه كارتان باشد.

اگر شما مي‌توانيد حتي كاري كوچك كنيد كه به افزايش فروش شما و كسب اعتبار بيشتر كمك كند پس چرا آن‌را انجام نمي‌دهيد؟

اگر مشتريان شما از كمبود «پول» مي‌نالند چرا نبايد يك بازنگري در تعديل قيمت‌ها بكنيد؟ اگر مشتريان از «كمبود وقت» شكايت دارند چرا نبايد امكاناتي را جهت سرويس‌دهي سريع‌تر براي آن‌ها فراهم كنيد؟ اگر مشتريان از «كمبود سرويس» ناراضي‌اند بايد نوع خدمات و يا نحوه ارائه آن را عوض كرده يا ارتقا دهيد.

 

2- اختصاصي كردن روابط:

 

رابطه شما با مشتريانتان فراتر از يك رابطه صرف خريد و فروش است. در حقيقت شما با شخصي كه اعتماد كرده و شما را براي خريد انتخاب كرده ارتباط برقرار كرديد (البته همواره اين موضوع صادق نيست و دستخوش تغييرات مي‌شود).

 گفت‌وگو و احوال‌پرسي با مشتريانتان را با شور و شوق، پرانرژي، دوست‌داشتني مودبانه و درصدد جذب آن‌ها انجام دهيد مردم يك فعاليت را غالبا به خاطر صاحبان آن فعاليت برمي‌گزينند.

هيچ‌كس از رفتار زشت و گستاخانه خوشش نمي‌آيد. حتي من مي‌خواهم به شما توصيه كنم تمام جزئيات زندگي مشتريانتان را به خاطر بسپاريد؛ روزهايي نظير روز تولد، سالروز ازدواج، تولد فرزندان و...

در چنين روزهايي بايد شخصا به آن‌ها تبريك بگوييد، درباره تعطيلات آخر هفته مشتريانتان سوال كنيد، راه‌هايي را براي شاد كردن آن‌ها بيابيد و براي اين كار خودتان باشد، انسان باشيد و كاري.

 

3- از نظرسنجي‌ها براي ايجاد يك رابطه عاطفي استفاده كنيد:

 

نظرسنجي‌ها براي ساليان سال است كه وسيله‌اي براي توسعه و درك رفتارهاي انسان‌ها به كار مي‌آيند با درك تفاوت‌هاي رفتاري مي‌توانيد مشتريان و كارمندان خود را از لحاظ ارزش‌ها، انگيزه‌ها، و هنجارها مورد بررسي قرار دهيد.

شما مي‌توانيد به وسيله ايجاد يك طرح نظرسنجي ميزان علاقه مشتريانتان را بفهميد. اگر سوالات نظرسنجي به درستي انتخاب شود و مشتريان نيز مقيد به پاسخگويي صحيح باشند شما مي‌توانيد نيازها را شناسايي كرده و خود را براساس آن وقف دهيد.

 

4- فراهم كردن هداياي رايگان حين خريد (اشانتيون):

 

اين روش يكي از قديمي‌ترين و در عين حال كارآمدترين روش‌هاي موجود در دنياي تجارت است. مردم عاشق اشيا و كالاهاي رايگان هستند.

اگر شما حتي يك چيز كوچك براي ترغيب مشتريانتان داشته باشد گرايش آن‌ها به سمت شما بيشتر خواهد شد. به عنوان مثال براي 10 سال متوالي يك شركت بيمه براي من يك دربازكن قوطي كنسرو به عنوان تمديد قرارداد بيمه‌ام علاوه بر تخفيف‌هاي مرسوم هديه مي‌داد.

اين دربازکن در نگاه اول شيئي بي‌ارزش بود ولي در حقيقت باعث صرفه‌جويي فراواني در وقت و انرژي من مي‌شد.

در آشپزخانه هنوز من از آن استفاده مي‌كنم و اگر كسي آن‌را از من مي‌گرفت حتي ناراحت مي‌شدم چرا كه بايد يك سال ديگر صبر مي‌كردم و يك ابزار كارگشا در آشپزخانه من نبود چرا كه به آساني و راحتي در قوطي‌ها را برايم باز مي‌كرد.

 

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:22 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

آيا شما تفريحي داريد؟ آيا نسبت به كارتان شور و شوق داريد؟ آيا از بيدار شدن در صبح‌ها لذت مي‌بريد؟

اسطوره بودن در مورد كار ممكن است به برنامه‌تان صدمه بزند. «كار شوخي‌بردار نيست». «شما بايد بتوانيد كه آن را به زانو درآورده و جدي باشيد.»

شايد بزرگترين شعار همگان اين باشد كه: «مردم تصور خواهند كرد كه من اگر با جديت اعمال كنم، پس فرد مهمي هستم.»

ولي اغلب مردم نمي‌دانند كه جدي بودن باعث خلق بسياري مشكلات مي‌شود، مانند: استرس، نگراني، اضطراب، شكست احساسي، كار پرزحمت و حتي شكست.

حل مشكلات با جديت بيشتر مانند اين است كه يك كامپيوتر را با چكش تعمير كنيد. هرچه بيشتر تلاش مي‌كنيد، مشكلات بدتري ايجاد مي‌شوند.

وقتي زندگي جدي مي‌شود، مرد در آن بيشتر مورد حمله قرار مي‌گيرد. اگر زندگي واقعا در جهت جديت پيش رود، ارزشش به زير صفر مي‌رسد. حركت دادن و رانندگي يك ماشين مي‌تواند با جديت بسيار باعث مچاله شدن نهايي‌اش شود.

هدايت يك شغل با جديت زياد باعث شكست سريعش مي‌شود. ارتباط مستقيمي بين حماقت و جديت وجود دارد. اين دقيقا زماني رخ مي‌دهد كه يك فرآيند مجزا در زندگي به سمت هدفي پيش مي‌رود و بيشترين درصد جديت را به خود متصل دارد و سخت‌ترين زمان ممكن را ايجاد مي‌كند.

يك ايتاليايي پير فهميد كه تنها راه ممكن راهي بود كه روان‌درمان پيشنهاد كرد و آن خنديدن بود.

 

12 راه شاد بودن

 

دستيابي به زندگي با رفتاري غيرجدي به شما نگاه باز و وسيعي مي‌دهد كه سختي‌ها را ديده و انرژي براي حلشان دريافت داريد. در اين حالت مشكلات براي حل كردن آسان‌تر مي‌شوند و مردم بيشتر حس همدردي با شما پيدا مي‌كنند.

پس شما احساس راحتي بيشتري مي‌كنيد. حتي شايد عمر بيشتري بكنيد و همچنين در طول عمرتان بيشتر موفق باشيد. اين فنون را به كار بريد تا فني كه باعث شادي‌تان مي‌شود پيدا كنيد.

 

1-از كاه كوه بسازيد. به راحتي از پس يك مشكل برخواهيد آمد. من احساس بهتري داشتم اگر كه اين كاغذها تپه‌اي از مشكلات بودند! انتظار خيلي بيش از اين را دارم! خيلي بيشتر! خيلي بيشتر!»

 

2-از خودتان بپرسيد: آيا واقعا جدي بودن در اين مشكل باعث حل نهايي آن مي‌شود يا خير؟

3-بر روي موارد مثبت تمركز كنيد. مدام اين سوالات را با خود تكرار كنيد تا اينكه احساس خوبي به دست آوريد: «درباره اين معضل راه درست چيست؟» «چه چيزهاي ديگري مي‌تواند درست باشد؟»

 

4-تغييري عمده و اساسي را در نظر داشته باشيد. چرا دوباره به مدرسه برنگردم؟ چرا به Idaho (آيداهو) نروم؟ چرا خود را بازنشسته نكنم و پيشه جديدي را از سر نگيرم؟

 

5-از خودتان بپرسيد: وقتي كه مرا در قبر مي‌گذارند، از حد و حدود جديتم در زندگي راضي هستم يا خير؟

 

6-يك بازي دشوار و هيجان‌انگيز خيلي بهتر از اين است كه اصلا خود را وارد بازي نكنيد. در نظر داشته باشيد كه به اين ترتيب همه جهات يك مشكل را از دست نخواهيد داد.

مثلا: شما در مورد مشكلات خانوادگي‌تان احساس جديت مي‌كنيد. از خود مي‌پرسيد: «بسيارخوب، چه مي‌شد اگر من اصلا خانواده نداشتم؟»

يا احساس جديت زيادي در مورد سرمايه‌گذاري مي‌كنيد. از خود مي‌پرسيد: «چه مي‌شد اگر من اصلا پولي در زندگي نداشتم؟»

 

7-ميزان بزرگي مشكلاتتان با ميزان بازيتان هماهنگ مي‌شود. پس وارد بازي‌هاي بزرگتري شويد.

براي مثال: اگر به خاطر اينكه به طور اشتباهي كاغذي در كشوتان قرار گرفته عصباني شويد، اندازه بازيتان كوچك است. اندازه مسئوليتتان را دوبرابر كنيد. اهداف بزرگتري نيز در نظر بگيريد. موفق شويد با فكرهاي بزرگتر و بزرگتر.

 

8-از حل مشكلي كه باعث مي‌شود خيلي جدي شويد، بپرهيزيد. انواع خاصي از معضلات به خودي خود حل مي‌شوند اگر كه آنها را به حال خود بگذاريد. شايد مشكلتان يكي از آن انواع باشد.

 

9-در مقايسه با ساير مشاغل ببينيد كه در حال انجام چه كاري هستيد.

 

10-همه افراد دور و برتان را شاد كنيد. به زودي احساس شادماني وافري خواهيد كرد.

 

11-به راه‌حل‌هاي عجيب و غريب بپردازيد. احمقانه‌ترين راه‌حل مشكل را در پيش بگيريد. اگر آن راه‌حل مفيد از آب درآيد، باعث قهقهه بلندتان خواهد شد.

 

12-براي يك دقيقه مانند يك احمق عمل كنيد. موهايتان را رها كنيد تا به هر شكلي كه مي‌خواهند درآيند. براي لحظاتي از اينكه احساس كنيد خيلي مهم هستيد، بپرهيزيد.

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:20 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خدايا!
اي كه زبان صبح را به نطقي تابناك گشودي
و تكه هاي تاريكي شب را از هم پراكندي!
اي كه خورشيد را با پرتوهاي نوراني اش به درخشيدن واداشتي
و هستي را با نظمي مشخص آفريدي و استوار كردي!
اي كه به آنچه در دل ما مي گذرد نزديكي
و از پيچش چشم تن ما دوري گزيدي!
اي كه ما را در گهواره امنيت و آسايش خواباندي
و براي دريافت بخشش و احسان خود بيدارمان كردي!
به راهنماي خلق، فرستاده برگزيده ات، درود فرست ،

ما را ببخش و بیامرز

 

آمین یا رب العالمین

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:30 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

دو هفته پیش داشتم با دوستم درباره ایده جدید و عجیبی که داشت صحبت می کردم. صبورانه نشسته بودم وگوش می دادم، نسبت به خلاقیتش اشتیاقی فراوان نشان می داد.

وقتی صحبتش تمام شد، به او گفتم: "عالیه، حالا بهترین کار این است که که کاری بکنی که مردم آن را بخرند".

اولین واکنش به پیشنهادمن این بود که منظورت چیه؟ البته که مردم آن را را می خرند! این بهترین نوع است، اما بعد فهمید که وارد شغلی بی فایده و مرتکب اشتباهی بزرگ شده است.

به او گفتم که قبل از هر کاری در ابتدا باید بازاریابی کرد. یک جمله معروف هست که می گه: " هر آدم کند ذهنی می تونه سوپ درست کنه، اما آدم باهوشه که می تونه اونو بفروشه".

هزار نفر هم روی زمین وجود داشته باشند که کاری انجام بدهند، تا کسی نتواند آن را بفروشد، بی فایده است. من کار دوستم رو به سوپ تشبیه می کنم که تا فروشنده نداشته باشد، شغلی بیهوده است.

عدم درک این موضوع باعث می شود هر شغلی سریعا با شکست مواجه شود. بنابراین موفقیت در گرو نقدینگی است. برای نقدینگی نیاز به مشتری است و برای بوجود آوردن مشتری نیاز به فروش خدمات وتولیدات است.

اگر یک برقکار یا لوله کش ماهر باشید اما پنجاه لوله کش و برقکار ماهر دیگر در کنار شما برای کارشان تبلیغ کنند، هر چند که کار شما بهتر از بقیه و تولیدات شما هم بهتر از بقیه باشد، کار شما به یک منبع در آمد تضعیف شده تبدیل و مانند 80 درصد دیگر شغل های موجود از بین می رود.

 

حال چگونه تغییر کنیم؟

 

بیایید تصور کنیم که شما به این نکات توجه کرده اید و می خواهید تولیدات خودرا به بازار عرضه کنید، چه می کنید؟

روند پیشین خودرا تغییر می دهید؟ به نامه ساعات کاری را متحول می سازید؟ حیطه و روند کار را برای یافتن شرکای جدید متناسب می سازید و یا شعار تبلیغاتی خود را عوض می کنید؟

اگر قبل از هر کاری در ابتدا درباره آن بازاریابی کنید و آن را هدف اولیه ای برای پیشرفت در نظر بگیرید جوابگوی تمام رویکرد و راه حل های بالا خواهد شد. حالا که این موضوع را متوجه شدید، باید چه کار کنید.

قبل از این به لیست فعالیت هایی که آنها را ایست های در آمد زا در نظر گرفته ام توجه کنید، زیرا باعث تلف شدن وقت و اتلاف هزینه شما نمی شوند.

 

- فعالیت هایی در تولید محصول و خدمات که مانندی برایشان وجود ندارد

- شرکت در کنفرانس های فروش مستقیم و سر زدن به مراکز فروش

- دیدار فروشندگان بزرگ

- بدست آوردن موقعیت های تبلیغاتی با هزینه کمتر و بازدهی بیشتر

- بررسی استراتژی رقیبان و دیگر بازارهای خارجی

- همکاری با دیگر نمایندگان بازارها

- بررسی تبلیغات و بازار یابی برای ارتقای سطح آن

- نوشتن مقاله هایی در ژورنال های تجاری، روزنامه های محلی، مجله ها و روزنامه های صنعتی

- نوشتن نامه های فروش توسط پست الکترونیکی

 

اگر در شرکتی مشغول به فعالیت هستید، مدیر بازار یابی تان این فعالیت ها را انجام می دهد. باید امور بازاریابی را تحت اختیار داشت تا در بازار نشستی را بتوان ایفا کرد و جایی برای رقیبان خالی نکرد. با وجود تمام این کارها چقدر زمان صرف انجام این کارها کرده اید؟ حالا آیا به یک رئیس یا همکار برای انجام دیگر کارها نیاز ندارید؟ و خودتان فکر نمی کنید که باید به کارهای دیگری بپردازید؟

برایان ترسی (Brian TRACEY) یکی از نویسندگان سر شناس می نویسد:

موفقیت زمانی بوجود می آید که از انجام کاری که فکر می کنید ارزش کارتان بیشتر است سود و دست مزد کمتری برایتان حاصل نشود. به عنوان مثال اگر فکر می کنید ارزش کار شما 50 دلار در ساعت است، چرا دنبال کاری می روید که کس دیگری آنرا با 8 دلار در ساعت انجام می دهد.

تعداد کثیری برای من نامه می نویسند و می گویند که تنها 000/1 دلار برای بازار یابی محصولاتشان دارند. و می گویند که این پول را باید در کجا سرمایه گذاری کنند، تا بیشترین سود دهی را داشته باشد؟

جوابم این است که آنرا در آموخته های شخصی خود سرمایه گذاری کنید، چرا که هیچ چیز به اندازه سرمایه گذاری در بازار مستقیم سود دهی ندارد. من سالانه هزاران دلار کتاب، نوار سی دی، سمینارها، کنفرانس ها و فیلم های آموزشی سرمایه گذاری می کنم.

در حقیقت با بسیاری از تاجران که مصاحبه انجام دادم به این نتیجه رسیده ام که هر کدام علاقه زیادی در سرمایه گذاری در زمینه آموخته های شخصی خود دارند.

 

مگر Oprah و Bill Gates چه کاری انجام داده اند؟

آنها هر دو اشتیاق فراوانی به یاد گیری دارند. آیا می دانستید که Bill Gates هر سال یک هفته با چمدانی پر از کتاب برای مطالعه به جایی دیگر می رود، البته این در صورتی است که وقت این کار را داشته باشد، شما هم می توانید اینگونه باشید.

 Oprah به خاطر اثر معروفش" the book of the month club " شهرت یافته است. آیا شما هم لیست مطالعه دارید و اگر دارید، چه در آن یادداشت کرده اید.

یکی از اشتباهات شما این است که به فکر تولید و پخش کالا و خدمات هستید تا به فکر بازار یابی آن، هر چه به این موضوع با دیدی وسیع تر بنگرید میزان نقدینگی را افزایش می دهید.

عمده کار شما بازاریابی است، نه قسمتی از آن، برای بررسی نحوه کار خود باید مجددا به سوالات مطرح شده پاسخ دهید.

و برای تحولی اساسی نیاز به انجام فعالیت های خود و پیشرفت این عوامل دارید

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:26 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

آیا تا بحال با این موفقیت روبرو شده اید؟

تصورش کنید:

فروشنده الف به شما یک جارو برقی گرانقیمت می فروشد. یک ساعت است که درباره ویژگیهایش با شما صحبت می کند.

پیش از آن با افتخار می گوید که محصولشان بهترین است. او قابلیتهای جارو برقی را به وضوح به شما نشان می دهد. شلنگ آن قابل بلند شدن است، قدرت بالای موتور، انرژی بسیار، کم مصرفی و...

این فروشنده عملا از کلمات نافذ وتاثیر گذار استفاده کرد تا از روش روانشناسانه شما کیف پولتان را باز کنید و او تعارف می کند که همه پو ل را برگرداند، با سه سال گارانتی و ضمانت بدون برو برگرد.

به نظر می رسد که این بهترین تعارفی است که شما را خلع سلاح می کند. ولی، شما درنگ می کنید. می خواهید درباره اش فکر کنید.

فروشنده دیگر آقای ب چند روز بعد می آید. او همان محصول را به شما می فروشد.

آقای ب تقریبا همان کار آقای الف را انجام می دهد ولی این دفعه ضعف محصول را نشان می دهد. او تاکید می کند که ضعف محصول چیز مهمی نیست. محصول جهت تعمیر طراحی می شود.

شما از کدامیک خرید خواهیدکرد؟

اگر من جای شما بودم، از فروشنده ب خرید می کردم.

در ظاهر این حرکتی ناخوشایند به نظر می آید ولی درونمان این خوبی را احساس می کند. ما به دنبال صداقت هستیم.

 

حالا می بینی؟

 

Jamnes webb جوان این کار را کرد. او میوه ها را از طریق پست فروخت. به داستانش توجه کنید:

یک بارش سنگین تگرگ تقریبا سیب های پرورش یافته فصل را نابود کرد. گلوله های یخی پوست میوه ها را تخریب کرد. او از شکایتهای گسترده ای که در پی ارسال سیبها به مشتریانی که از طریق پست به او سفارش داده بودند، می شد می ترسید .

کارش ممکن بود از بین برود (از دست برود) اگر که سفارشها را ارسال نمی کرد. مشتریان خواهان پولشان می شدند.

در حقیقت فقط سطح سیبها خراب شده بود. پوست سیبها بی رنگ بود ولی، این موضوع بر کیفیت محصول تاثیری نداشت. او برای حل مشکل در هر سفارش یک کارت چاپ شده قرار داد.
او صادقانه به مشتریان گفت که سیب ها با پوست خراش خورده هستند.

او گفت که سیب ها در کوهی پرورش یافتندکه هوای بسیار سرد آن باعث ریزش تگرگ می شود و به خاطر همین آب و هوا گوشت سیب ها سفت و شیرین تر است. بنا به اظهارات او، حتی یک سفارش برگشت نشد. در حقیقت مشتریان حتی برای سال بعد نیز سفارش دادند!

 

آیا این رفتار زیبای بشر نیست؟

بله. صداقت و راستی باعث فروش می شود!

چطور می توانید این مولفه را به کار برید؟

بگذارید برایتان مثالی بزنیم:

اگر شما در حال فروش ویولن دست ساز از طریق اینترنت هستید، چطور قادر خواهید بود که رقبایتان را شکست دهید؟

شما باید نشان دهید که تصورتان بر این است که ویولن های شما به تکمیلی ویولن های ماشینی نیست.

صداقت است که این حقیقت را به آنها می گوید:

گاهی خراش هایی بر سطحشان وجود دارد. تُن هر «زه» نیز قابلیت کار کردن با کامپیوتر را ندارد. بدترین ویژگی این ویولن نیز این است که هر یک از آنها در مدل، صدا واندازه با دیگری تفاوت دارد.
ولی من به شما اطمینان می دهم که این ویولن به دست صنعت گران و تحت کنترل و نظر ویولونیستهای برتر ساخته شده است .

این است که ویولن ها را تک و معتبر می سازد. این ویژگی هست که مانع می شود شما سراغ مدلهای ماشینی بروید. این روش استفاده از مولفه صداقت در فروش است.

خواه شما صادقانه یا فریبکارانه صداقتتان را نشان دهید، اين مهم نخواهد بود.

حقیقت تلخ این است که مردم راضی به خرید می شوند وقتی که عمدا ضعف محصولتان را بر ملا می کنید. متاسفانه تعداد بسیار کمی از فروشندگان این کار را می کنند.

بیشترشان یاد گرفته اند که فقط برتری های محصول را نشان دهند. مخصوصا این کار در اینترنت به حد مبالغه رسیده است.

 

اکنون این شانس شماست! برای تاثیر بر روی مشتری با دیگران متفاوت باش و بیشتر با مشتری همدل باش.

فقط یک ضعف از محصولت را بگیر. در موردش صادقانه بگو. نشان بده که چطور این ضعف زیاد مهم نیست و با برتری های دیگر جبران می شود.

این راهی است که فروشتان را بیشتر می کند. شما به ظاهر ضعیف هستید د رحالیکه بسیار قوی هستید.

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:27 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

تنها جنبه‌هاي كمي از زندگي است كه به راستي تحت كنترل ماست و دانستن اين جنبه‌ها مفيد است.

اگر آن‌ها را نشناسيم ديگران را براي شكست‌هايمان سرزنش مي‌كنيم. بكوشيد بر اين جنبه‌ها كنترل زيادي داشته باشيد كه در اين صورت جهان راه‌هاي جالبي را خلق خواهد كرد تا جايگاه واقعي خود را به خاطر آوريد.

پس آماده باشيد و اين ده چيز را فراگيريد:

 

1- آنچه انجام مي‌دهيد

كارهاي‌تان فقط مربوط به خود شماست، اراده مي‌كنيد آن‌ها را انجام دهيد يا انجام ندهيد و نسبت به تاثيرات كارهايتان مسئوليد.

 

2- آنچه مي‌گوييد

همچنين، حرف‌هايي كه مي‌زنيد (يا مي‌نويسيد) خودآگاهانه انتخاب مي‌شوند. حرف‌ها نيز مانند اعمال، بر زندگي شما و آن‌هايي كه به شما مربوطند، اثر مي‌گذارد.

 

3- آنچه مي‌انديشيد

بله، بخشي از افكار ناخودآگاه هستند و نمي‌توانيد آن‌ها را كنترل كنيد، اما چيزهايي كه واقعا درباره‌شان فكر مي‌كنيد مانند: عقايدتان، ايده‌آل‌هاتان و غيره،
اينها افكاري هستند كه آن‌ها را انتخاب كرده‌ايد، پذيرفته‌ايد و به آنها معتقديد.

 

4- شغل شما

خيلي از مردم دوست دارند از اين مورد چشم‌پوشي كنند و برايشان آسان‌تر است بگويند: «آه، من در اين شغل گير افتاده‌ام، چون نه مدرك دارم نه تجربه و نه چيز ديگر.»

مزخرفه! خيلي ساده است، اين روش ناديده گرفتن مسئوليت است در آغاز انتخاب شغل. اين شغل شماست و شما انتخابش كرديد، اگر در اين شغل باقي بمانيد (يا از آن بيرون بياييد)، باز اين انتخاب شماست.

 

5- همراهانتان

در جمله مشهوري آمده: «خيلي دشوار است مثل عقاب اوج بگيري وقتي بوقلمون‌ها تو را احاطه كرده‌اند.»

دوستانت مي‌توانند تو را به اوج برسانند يا به قعر بكشانند. شماييد كه تصميم مي‌گيريد چه نوع دوستي داشته باشيد.

 

6- سلامتي

قسمت زيادي از سلامتي ما برمي‌گردد به مسائل ژنتيكي، محيطي و در معرض قرار گرفتن، و بخش عمده‌اي از سلامتي ما فقط به خاطر چيزهايي است كه خودمان انتخاب مي‌كنيم: رژيم غذايي، ورزش، دارو، خواب، كارهاي روزمره، آزمايش‌هاي پزشكي و غيره.

 

7- محيط زندگي

خانه و وضعيت آن، شهري كه در آن زندگي مي‌كنيد، امكانات موجود، همه اينها تحت كنترل شماست، هرچند بعضي‌ها كمتر (مثلا، تصميم مي‌گيريد بعضي از آنها را تحمل كنيد يا به جاي ديگري نقل مكان كنيد).

 

8- وضعيت مالي

پول كافي داشتن يا نداشتن باعث مي‌شود انتخاب كنيد خرج كنيد يا نكنيد.

 

9- وقت

شماييد كه انتخاب مي‌كنيد چگونه وقتتان را صرف كنيد و در كارهاي متنوع چقدر وقت بگذاريد. هر روز 24 ساعت وقت داريد نه بيشتر.

 

10- ميراث

كارها، سخن‌ها و دانش شما كه در زندگي به كارتان مي‌آيد، وقتي از دنيا برويد مانند هديه‌اي باقي مي‌ماند.

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:27 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

از آنجا که‌ باورها و ارزش‌ها ریشه‌ در برداشت‌ ما از خود، اجتماع‌ و دنیایی‌ دارد که‌ در آن‌ زندگی‌ می‌کنیم‌ همواره‌ این‌ باورها به‌ صورت‌ فیلترهای‌ ادراکی‌ عمل‌ می‌کنند که‌ فقط‌ پذیرای‌ پدیده‌هائی‌اند که‌ به‌ مذاق‌ ما خوش‌ می‌آیند و با ارزش‌های‌ ما همسازی‌ دارند.

از همین‌رو گاه‌ باورهای‌ منفی‌ نه‌ تنها دنیای‌ ما را محدود می‌سازد و امکان‌ انتخاب‌ درست‌ را از ما سلب‌ می‌کند بلکه‌ ما را از پرداختن‌ به‌ اندیشه‌های‌ نو، خلاق‌ و مفید باز می‌دارند و این‌ احتمال‌ وجود دارد که‌ شخص‌ تا حد افراد بی‌صلاحیت‌ نزول‌ کند.

باورها و ارزش‌ها اکتسابی‌اند و در بستر فراز و نشیب‌های‌ زندگی‌ شکل‌ گرفته‌، تغییر یافته‌ و تکامل‌ می‌یابند و در نهایت‌ زیربنای‌ الگوی‌ رفتاری‌ فردی‌ و اجتماعی‌ را شکل‌ می‌دهند.

از این‌ رو انسانها برای‌ شناخت‌ یکدیگر باید از ارزش‌ها و باورهای‌ هم‌ مطلع‌ شوند تا زمینه‌ تفاهم‌ برای‌ انجام‌ کار مشترک‌ فراهم‌ آید.

در این‌ راستا برای‌ نیل‌ به‌ این‌ هدف‌ به‌ نکاتی‌ چند می‌پردازیم‌ که‌ نه‌ تنها توفیق‌ بیشتر در عرصه‌ فعالیت‌های‌ اقتصادی‌ را نصیب‌ مدیران‌ می‌کند بلکه‌ آنها را در حیطه‌ فعالیت‌ خود دوست‌ داشتنی‌ و قابل‌ اعتماد می‌نماید:

 

* انگیزه‌ دادن‌ به‌ کارکنان‌:

 

شیوه‌هایی‌ را به‌ کارکنان‌ خود پیشنهاد نمائید که‌ در پروسه‌ انجام‌ کار آموزش‌ بینند و مهارت‌های‌ لازم‌ را کسب‌ کنند. علائق‌ و اهداف‌ شغلی‌ آنها را بشناسید و فرصت‌های‌ لازم‌ را برای‌ نیل‌ به‌ این‌ هدف‌ فراهم‌ کنید.

تمایلات‌ و عوامل‌ جذب‌ کننده‌ کارکنان‌ خود را شناخته‌ و مورد بررسی‌ قرار دهید. بجای‌ پرداختن‌ به‌ این‌ موضوع‌ که‌ چه‌ عواملی‌ ایجاد انگیزه‌ در کارکنان‌ شما می‌کند، مستقیماً آنها را مخاطب‌ قرار داده‌ و سئوال‌ کنید:

"انتظارات‌ آنها از کاری‌ که‌ انجام‌ می‌دهند چیست‌؟"

"پیشنهادات‌ آنها برای‌ تکامل‌ کارشان‌ کدامند؟"

سپس‌ برداشت‌ و تصورات‌ خود را در این‌ مورد بررسی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ نمائید. به‌ آینده‌ کارمندان‌ خود علاقه‌ نشان‌ دهید و روش‌هایی‌ را در پروسه‌ کار اعمال‌ کنید که‌ تحرک‌ بیشتر در وضعیت‌ و موقعیت‌ آنها به‌ وجود آورد.

روش‌هایی‌ که‌ شرایط‌ مناسب‌ برای‌ آموزش‌ و کسب‌ مهارت‌ در زمینه‌های‌ جدید را برای‌ آنها فراهم‌ کند. کارکنان‌ خود را از موضوعاتی‌ که‌ با آن‌ مواجه‌اند مطلع‌ نمائید و شرایطی‌ ایجاد کنید که‌ به‌ اطلاعات‌ مفید برای‌ ارتقاء کیفیت‌ کار خود دسترسی‌ داشته‌ باشند.

 

* حمایت‌ از اعمال‌ و پیشنهادات‌ درست‌ کارکنان‌:

 

 به‌ پیشنهادات‌ سازنده‌ و انتقادات‌ صحیح‌ کارکنان‌ خود در حیطه‌ فعالیت‌ مشترک‌ اهمیت‌ دهید و با ایجاد تغییرات‌ مناسب‌ در شرایط‌ کاری‌ اعتمادشان‌ را جلب‌ نمائید.

در روابط‌ کاری‌ از به‌ کاربردن‌ کلمات‌ با بار "مطلق‌" جداً پرهیز نمائید و با شناخت‌ و احترام‌ به‌ باورها و ارزش‌های‌ مورد قبول‌ کارکنان‌ خود زمینه‌ شکوفایی‌ خلاقیت‌های‌ آنها را در حیطه‌ کار فراهم‌ آورید.

به‌ جای‌ واژه‌ "من‌" از واژه‌ "ما" در روابط‌ خود با دیگران‌ بهره‌ بگیرید. اجازه‌ ندهید شیوه‌ برخورد توأم‌ با منییت‌ در کار اثر گذاشته‌ و مانع‌ انجام‌ آن‌ گردد.

همواره‌ به‌ عنوان‌ عضوی‌ برابر و همسان‌ در کارها شرکت‌ کنید و در عمل‌ نشان‌ دهید که‌ برای‌ نیل‌ به‌ اهداف‌ مشترک‌ همواره‌ در کنار کارکنان‌ خود حضور فکری‌ و فیزیکی‌ دارید.

با خونسردی‌ و ملایمت‌ مدیریت‌ نمائید. در مورد عقاید و باورهای‌ کارکنان‌ خود فردی‌ قضاوت‌ نکنید. برای‌ نمونه‌ چنانچه‌ یکی‌ از کارکنان‌ اشتباه‌ می‌کند یا پیشنهادات‌ نادرستی‌ را ارائه‌ می‌دهد به‌ جای‌ انتقاد فردی‌ نظر دیگر کارکنان‌ را درحضور آن‌ کارمند جویا شوید.

به‌ عقاید آندسته‌ از کارکنان‌ خود که‌ انرژی‌ مثبت‌ دارند و با منفی‌گرایی‌ برخورد می‌کنند اهمیت‌ دهید و سایرین‌ را هم‌ تشویق‌ به‌ این‌ عمل‌ ارزشمند کنید.

به‌ منظور ایجاد ارتباط‌ صمیمانه‌ با کارکنان‌ خود در موقع‌ توضیح‌ اهداف‌ و استراتژی‌ سازمان‌ به‌ جای‌ واژه‌ "شما" از واژه‌ "ما" استفاده‌ نمائید.

بیان‌ کلماتی‌ مانند "شرکت‌ ما" ، "سرنوشت‌ کاری‌ ما" ، "موفقیت‌ ما" و "مشتریان‌ ما" در کارکنان‌ شما اعتماد و انگیزه‌ تعلق‌ به‌ سرنوشت‌ سازمان‌ را شکل‌ می‌دهد، به‌ گونه‌ای‌ که‌ آنها نیز خود را در موفقیت‌ و ناملایمات‌ سازمان‌ سهیم‌ می‌دانند و آنچه‌ را که‌ در توان‌ دارند در جهت‌ رشد و ارتقاء سازمان‌ به‌ کار خواهند گرفت‌.

همواره‌ شنونده‌ خوبی‌ باشید، مدیران‌ موفق‌ و لایق‌ هرگز با توسل‌ به‌ شعار و سخنرانی‌های‌ جذاب‌ اهداف‌ سازمان‌ خود را برای‌ دیگران‌ توضیح‌ نمی‌دهند.

 آنها با گوش‌ دادن‌ به‌ حرف‌ و پیشنهادات‌ سایرین‌ موضوعات‌ را تجزیه‌ و تحلیل‌ و جمع‌بندی‌ می‌نمایند و این‌ فرصت‌ را فراهم‌ می‌کنند تا کارکنان‌ در اتخاذ تصمیمات‌ خود را سهیم‌ بدانند.

گشاده‌رویی‌ و خونسردی‌ نیز از خصایص‌ برجسته‌ و نیک‌ مدیران‌ کاردان‌ است‌، در برخورد با مشکلات‌ و کارکنان‌ با رویی‌ گشاده‌ مسائل‌ را حل‌ و فصل‌ نمائید. به‌ نیازهای‌ مادی‌ و فکری‌ کارکنان‌ خود بیندیشید، و در صورت‌ امکان‌ تأمین‌ نیازهای‌ آنها را مقدم‌ بر نیازهای‌ شخصی‌ خود قرار دهید.

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:27 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

5- یک محیط کار پرانگیزه ایجاد کنید. توجه داشته باشید که آنچه شما را بر می انگیزد لزوماً موجب انگیزش دیگران نمی شود.

مدیرعامل یک سازمان، می پنداشت که برای کارکنان پاداشهای نقدی بر هر چیز دیگری ارجحیت دارد، در حالی که داشتن پارکینگ برای کارکنان مهم بود.

در آن سازمان مدیران و برخی از کارکنان رده بالا می توانستند اتومبیل خود را درست کنار ساختمان پارک کنند در حالی که بقیه کارکنان از این امکان برخوردار نبودند با کسب این اطلاعات، برنامه ای تنظیم شد که کارکنان هم بتوانند از پارکینگ مدیران استفاده کنند.

 

6- کارکنان یک سازمان را باید به عنوان یک خانواده در نظر گرفت. اکثرسازمانها تاثیر روابط خانوادگی دوستانـه بر بهره وری و جذب کارکنان را تشخیص نمی دهند.

 

 7- ضرورت آموزش کارکنان را در نظر داشته باشید. سازمانهایی که روی آموزش کارکنان خود سرمایه گذاری می کنند دستاوردهای بیشتری را از مؤسساتی که این کار را انجام نمی دهند، کسب می کنند.

در یک مطالعه تحقیقاتی روی 3100 کارگر آمریکایی، توسط مرکز ملی کیفیت آموزشی نیروی کار، مشخص شد که به طور متوسط 10 درصد افزایش روی آموزش کارکنان به افزایش 6/8 درصد بهره وری کل منجر گردیده بود. در صورتی که 10 درصد افزایـش هزینه تجهیزات فقط 4/3 درصد بهره وری را افزایش داده است.

 

8- برای نیل به عملکرد بالای سازمان به کارکنان سطوح پایین تا بالای سازمان خود مسئولیت های سازمانی محول کنید.

مطالعات نشان داده است که دادن مسئولیت به کلیه کارکنان در سطوح مختلف تاثیر عمده ای بر بهبود بهره وری، اخلاق وانگیزه های آنان خواهد داشت.

 

 9- جمود ذهنی را بشکنید. بسیاری از سازمانها از پدیده ای که شاید بشود آن را جمود ذهنی یا سندرم" ما تا حالا این کار را آن طوری انجام نداده ایم" نامید، رنج می برند.

حال اینکه نوآوری و ابداعات رمز موفقیت بسیاری از شرکتهاست. شرکت "رابرمید"، یکی از نوآورترین شرکتهای دنیاست.

این شرکت صدها محصول جدید در سال - تقریباً روزی یک محصول جدید - تولید می کنند و این موضوع نقش زیادی در موفقیت آن شرکت داشته است.

 

 10- به تلفن مشتریان پاسخ دهید. در آمریکا برخی مؤسسات استانداردهایشان را پایین آورده و خدمات به مشتریانشان از بعضی جهات تنزل پیدا کرده است.

این مؤسسات به طور کورکورانه ای پست صوتی و سیستم های تلفنی اتوماتیک را طراحی و جایگزین کرده اند. دلیل به کارگیری این سیستم ها هم این است که آنها تصورمی کنند این سیستم ها کم هزینه تر از استخدام اشخاص برای پاسخگوئی به تلفن ها است.

در حالی که آنها اشتباه می کنند. استفاده از این سیستم ها باعث یک رابطه خشک و غیررسمی بین سازمان و مشتری می گردد، افزون بر این جلوه ای از سردی، بی تفاوتی و بیگانگی است و مشتریان و پولهایشان را به سمت منبع رضایت بخش تری سوق میدهد.

 

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:27 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خداوندا ! دلم را که هواي مؤانست با تو دارد، دچار وادي وحشت مکن، اين سري که سوداي همدلي با تو دارد، بر بالين هراس مپسند.

خدايا! حساب مرا در کتاب آنان که به پرستش غير تو تن دادند، نياور، مردمي که فقط به زبان، ايمان آوردند تا جان خويش را برهانند و به آمال خويش دست يابند.

من نه فقط به زبان که هم با دل خويش به تو مومن شدم تا در آغوش عفو خودت پناهم دهي،

و دستم را به ميوه آرزوهایم برساني و اميد به خودت را در سينه ام تثبيت کني

و دلم را پس از هدايت از لغزش و کژي مصون بداري و از چشمه رحمت خودت سيرابمان کني که تو بخشنده اي ، بي نظيري!

یارب !

به عزتت سوگند که اگر مرا براني هم، از درگاهت نمي روم و از زمزمه الهامات قلبي ام در شناخت کرامتت دست نمي کشم و پا از وادي بي منتهاي رحمتت بيرون نمي گذارم.

ای بخشنده بزرگوار!

بنده به کجا مي تواند بگريزد جز دامان مولاي خود؟

مخلوق به کجا مي تواند پناه برد جز آغوش آفريننده خود؟

خدايا!

حتي اگر به بندم کشي و روي لطف از من بپوشي و درعيان کردن بدي هاي من در نظر خلايق بکوشي، حتي اگر مرا به آتش دراندازي و ميان من و خوبان درگاهت، فاصله اندازي، محال است که دست اميد از ضريح لطف تو بردارم و روي آرزو از آستان مهر تو بگردانم.

 

 . . . و محال است که محبتت را از دلم برانم و نعمتهايت را به بوته نسيان بسپارم و پرده پوشيت را در اين دنيا از ياد ببرم

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:36 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

از آنجا که موفقیت یک سازمان ممکن است پدیده ای فریبنده باشد و ما را وادار سازد که کارها را به همان شیوه سابق انجام دهیم برای پیشگیری از اشتباهات احتمالی باید به این واقعیت توجه داشت که نظر به تغییر شرایط ممکن است آنچه را که در سالهای قبل انجام می داده ایم دیگر کاربرد چندانی برای هدایت سازمان در شرایط حاضر نداشته باشد.

از همین رو، کارشناسان علم مدیریت توصیه می نمایند برای احتراز از افت توان مدیریتی، اعتباری و اختصاصی هر سازمان باید با تحلیل مشخص از شرایط حاکم بر هر سازمان از راهکارهای مناسب برای سامان دهی مجدد امور بهره گرفت.

در این راستا راهکارهای زیر را برای نیل به این هدف پیشنهاد می کنند:

 

1- برنامه قلع و قمع سریع دراکولای افزایش هزینه ها و ایجاد موانع در برابر پیشبرد کارها را اجرا کنید. آغاز سال بهترین زمان تحلیل فرآیندهای کاری هر سازمان است.

چیزهایی را که موجب زیان و موجب بهره وری در سازمان می شوند شناسایی کنید و مواردی را که مانع بهترین عملکرد می شوند، حذف نمائید.

دراکولاهایی را که پول و منابع را از سطوح عملیاتی سازمان می مکند، قلع وقمع کنید. برای این کار بهتر است از یک مشاور بیرون از سازمان کمک بگیرید. زیرا افراد خارج از سازمان رویکرد متعصبانه ندارند و چشم انداز متفـاوتی از کسب و کار شما ارائه می کنند.

 

 2- یک محیط کاری پرجاذبه ایجاد کنید. جاذبه بالا در اولین روز شروع کاری کارمندان جدید آغاز می شود. تلاش زیادی روی برنامه های جهت دهی کارکنان داشته باشید.

عامل عمده ای که موجب می شود کارکنان بعد از 90 روز همچنان وظایف خود را بخوبی انجام دهند به نحوه رفتار با آنها در چند روز اول کارشان بستگی دارد.

مدیران باید با کارکنان جدید در هفته اول ملاقات نمایند و یک ارزیابی جامع را تقریباً بعد از یک ماه از  کار و رفتار سازمانی آنها داشته باشند.

نتایج این تحقیق می تواند در تشخیص تفاوت بین آنچه از کارمند انتظار داشته ایم و الزامات وظایف محول شده به آنها، کمک بسیار کند. از همین رو مدیر باید بـه رفع این تفاوت کمک کند و آنچــه را که می تواند موجب خروج زودهنگام کارکنان از سازمان شود، شناسایی کند.

 

 3- مدیران و یا روسای دمدمی مزاج را هرگز به کار نگیرید. واقعیت این است که افراد خوب مدیران بد را ترک می کنند. نتایج یک طرح تحقیقاتـی نشان می دهد که 35درصد از پاســخ دهندگان، علت ترک کار را رئیس خود ذکر کرده اند.

کمپانی پیتزا روزا که یک فروشگاه زنجیره ای با 53 شعبه و 300 پرسنل است هردو سال یکبار، روسای شعبه های خود را با استفاده از روش شاخص رضایت مشتری و کارکنان از پایین به بالا ارزیابی می کند. پس از پایان ارزیابی، هیئت مدیره جلسه ای را با مدیران جهت بحث و بررسی پیرامون موضوعهایی تشکیل می دهد که روی کارکنان تاثیر می گذارند.

 

4- یک برنامه قدردانی برای کارمندان مسئولیت پذیر در نظر بگیرید. در یک طرح تحقیقی اکثر پاسخ دهندگان به این پرسش که چه چیزی موجب بیشترین نارضایتی شما در محیط کار می شود، اظهار داشته اند:

فقدان قدرشناسی.

تنظیم برنامه ای برای ایجاد روحیه قدرشناسی در افراد چندان دشوار نیست. یک برنامه خوب طراحی شده، جو دوستانه ای را ایجاد می کند و موجب می شود که افراد احساس خوبی به خود و کارشان داشته باشند.

 

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:28 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

3- نداشتن تعهد

اصل اولیه و ضروری سازمانها جهت قدم نهادن در عرصه تعهد مدیران و کارکنان میباشد بدون این تعهد همة فعالیتها در زمینة ارتقا و بهبود فعالیتها علیرغم اساسی و مهم بودن , روزی شكست را تجربه کرده و ره به جایی نخواهند برد .

 

4- وابستگی و جمود فکری

نبودن تفکر و اندیشه جدید و وابستگی به غیر و تبعیت بی چون و چرا از آنان مانعی عمده در سر راه تفکر خلاق و بروز نو آوری است.

 

5-نداشتن دانش و مهارت کافی

همانگونه که اشاره شد خلاقیت برای شعله ور شدن نیازمند تمرین و ممارست و گسترش دامنه دانش و مهارت است سازمانهایی که در آنها آموزش همگانی رایج نبوده و ارتقای دانش و مهارت را ارزش تلقی نمی کنند , جوشش خلاقیت را تجربه نخواهند کرد.

 

6- نداشتن صبر و حوصله

تعجیل در دستیابی به اهداف و نداشتن برنامه بلند مدت برای رسیدن به سازمانی خلاق و پویا مانعی عمده در راه بروز خلاقیت است.

 

7- عدم تمرکز ذهنی

پریدن از موضوعی به موضوع دیگر , نداشتن ماموریت و رسالت سازمانی روشن , بر گزیدن اهداف متعدد و غیر مرتبط و عدم تمرکز بر موضوعی ویژه مانع ظهور خلاقیت است.

 

8-تفکر خط تراموايي

این تفکر مانع عمده در مقابل تغییر خلاقیت هاست چرا که طریق از قبل پیموده شده را توصیه می کند و آنها را تنها راه انجام فعالیتها می پندارد .

 

9-عدم انعطاف پذیری

بتدریج مشارکت کارکنان را به حداقل رسانده و آنها را از ارائه اندیشه ای نو دلسرد می کند در نتیجه افکار و عقایدی جدید زمینه ظهور را نمییابند.

 

10-قضاوت و ارزیابی فوری

نظرات جدید بدون داشتن فرصت ارزیابی با موضع گیری مدیران راهی سطل اشغال می شوند.

 

از آنچه گذشت چنین استنباط می شود که با شیوة سنتی ورایج فعلی سازمانها قابل اداره کردن نیستند , باید از چارچوبهای ساخته شده که حاصلی جز محدودیت و محصور کردن کارکنان نداشته و ندارند خارج شد, باید به گونه ای دیگر اندیشید باید به گونه ای دیگر حرکت کرد امروزه تغییرات به قدری شدید و پیشرفتها به قدری سریع هستند که پیشبینی آینده ای در هالة ابهام , بسیار مشکل شده است.

چنین به نظر می رسد که در این آشفته بازار با تکیه بر فلسفه مدیریتی جامع می توان از فضای ابهام آلود حاضر فرصتی برای تغییر فراهم ساخت تا راه به سوی قله های فتح و پیروزی گشوده گردد,این امر با همت مدیران ارشد و با شناخت موانع خلاقیت , از بین بردن موانع و ایجاد آمادگی سازمانی جهت بروز خلاقیت ها و ابتکارات , باشناخت دقیق فرایندهای سازمان و ارتقای مستمر فراگیر آنها در جهت جلب رضایت مشتریها امکان پذیر است به شرطی که زمینة تلاش, همیاری و مشارکت همه جانبه کارکنان صاحب دانش و مهارت فراهم گردیده باشد.

 

منابع:

روش گروهی حل مسئله  : مایک رابسون

فرمول نابغه ها : برایان تریسی

مبانی مدیریت کیفیت  : ابوالفتح لامعی

خلاقیت و نو آوری در سازمان علی نیای آرام ماهنامة تدبیر شمارة 85

خلاقیت و نو آوری : حسن زارعی متین

فصل نامة دانش و مدیریت شمارة 24

تکنولوژی فکر  : علیرضا آزمندیان

 

 

پایان

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:24 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

8-امنیت شغلی

در سازمانهای خلاق تعلق خاطر عمیقی بین اجزای سازمان وجود دارد کارکنان تعهد خاصی نسبت به سازمان داشته و سازمان متقابلاً چنین تعهدی را نشان می دهد. روابط دو سویة بسیار عمیق , ترس از دست دادن شغل را از بین برده و مدیران و کارکنان جهت بهبود مداوم کار ها لازم و ملزوم يكديگر محسوب می شوند.

 

9- ارزش تلقی شدن عامل تغییر

سازمانهای خلاق سازمانهایی هستند که در آن مدیران و کارکنان نه تنها در مقابل تغییر مقاومت نشان نمی دهند و بی تفاوت نیستند بلکه با آغوش باز به استقبال آن می روند چرا که عامل تغییر را فرصتی برای ارتقا پنداشته و بر این باورند که تغییر عاملی در جهت بهبود سیستم و تعالی سازمان می باشد.

 

10- فرهنگ خود ارزیابی و خود کنترلی  

همزمان با رشد و توسعه کارکنان و مدیران و بسط فرهنگ ارتقا و کار تیمی در سازمان, کنترل از درون یا خود کنترلی جایگزین کنترل از بیرون می گردد. نظام بازرسی و کنترل سفت و سخت مدیریت بسیار کم رنگ شده و افراد آزادی عمل بیشتری دارند اما این امر به معنی هرج و مرج و بی بندو باری نیست .

مسئولیت توام  با اختیار کارکنان فضا را برای بروز خلاقیت بیشتر آنها آماده می کند بدون اين که بازرسی بر سیستم حاکم باشد.

 

نقش مدیران در ایجاد سازمان خلاق

در سازمانهای همیشه در حال بهبود , مدیران نقش بسیار چشمگیر و حیاتی دارند به گونه ای که مدیر قادر است زمینة لازم برای افزایش خلاقیت و نوآوری کارکنان را فراهم کند و با رهبری خویش خلاقیت آنها را برور سازد ویا اینکه عملکرد او بصورتی باشد که مانع بروز خلاقیت و ابتکار گردد.

مدیر خلاق کسی است که کار ها را توسط همة کارکنان به انجام می رساند. مدیران خلاق دارای خصوصیات متعددی هستند که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:

ایجاد همسویی بین اهداف فردی و اهداف سازمانی

رایج کردن نظام آموزشی مستمر و همگانی

ترویج کار تیمی و بر قراری ارتباطات همه جانبه

تمرکز روی فرایندها و ترویج تفکر سيستميك به جای تمرکز روی افرا د و گروهها

ریسک پذیری و فرصت تلقی کردن اشتباهات  (از بین بردن ترس از پیامدهای اشتباهات)

به حداقل رساندن کنترل از بیرون و ترویج خود ارزیابی

محدود نکردن کارکنان با کاهش تقسیم کار و دادن حد اکثر آزادی عمل به آنها

تمرکز روی مشتری و ترویج فرهنگ مشتری مداری در سازمان

تحمل راهها و پیشنهادات غیر عملی و حتی دور از ذهن

تحمل تضاد در آرا و عقاید کاركنان و فرصت تلقی کردن آنها (هماهنگی و توافق کامل بین کارکنان و واحدها لزوماً به عملکرد موفق منجر نمی شود) .

 

موانع خلاقیت ونوآوری  درسازمانها:

 

1-عدم اعتماد به نفس وترس از تمسخر دیگران

این امر سازمان رااز دو نعمت اساسی محروم میسازد:اعتماد به نفس کارکنان و پیشنهادات سازنده.

 

2-محافظه کاری

مدیریت باری به هر جهت وعدم استقبال از تغییر موجب رکورد و رخوت در سیستم و کارکنان و در نتیجه  زوال خلاقیت می گردید.

 

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:26 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

با سلام و عرض احترام ، بدليل اينکه ظرف روزهاي 6 تا 12 آبانماه ، در ماموريت هستم ، متاسفانه امکان دارد به روزرساني "به انديش" بطور مرتب انجام نشود که لازم ميدانم از تمامي خوانندگان و سروران ارجمند پوزش بخواهم.

 

ارادتمند

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 22:56 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

در بهشت دری است که به آن ريان گفته ميشود

و روزه داران در روز قيامت از آن داخل ميگردنند

که هيچکس غير از ايشان داخل نمیگردد

_____________

دكتر جعفرصادق تبريزي

 

خلاقیت با تولد انسان متولد شده و با مرگ انسان از بین می رود اما در طي این مدت با رخوت و کم کاری دچار افت و با تمرین ، افزایش علم و مهارت  دامنه آن گسترش می یابد . در این نوشتار به مشخصات و ویژگیهای سازمانهای خلاق ، نقش مدیران در ایجاد سازمان خلاق و موانع خلاقیت می پردازیم .

 

خصوصیات و ویژگیهای سازمان خلاق

 

1- رعایت کرامت انسانی و احترام به افراد

در این سازمانها حفظ حرمت و شخصیت انسانها از اصول اساسی شمرده می شود . در سازمانهای خلاق کارکنان به عنوان سرمایه های واقعی سازمان مورد اعتماد و اطمینان بوده ، اختیار لازم به آنها تفویض گردیده و از نظرات و ایده های انها در تصمیم گیریها ، برنامه ریزی ها ،اجرا و ارزشیابی استفاده کامل می شود.

 

2- فرهنگ ارتقای بهره وری

سازمان خلاق سازمانی است که در ان بستر لازم برای بهبود مداوم فعالیت ها مهیا است ،کارکنان به درجه ای از رشد و تکامل رسیده اند که هر نقصی و مشکلی را به عنوان فرصتی برای ارتقاء تلقی کرده و پیوسته در اندیشه و در عمل در حال بهبود مستمر فرایندها هستند.

 

3-مدیران همیشه در صحنه

 در سازمانهای خلاق حصارهای ما بین مدیران و کارکنان شکسته شده و فاصله به حداقل رسیده است بطوریکه حضور و اثر مدیران را در جای جای سازمان می توان حس کرد. دراین سازمانها ارتباط  افقی به حداکثر رسیده و نزدیکی بی پیرایه و صمیمانه مدیران و کارکنان یک ارزش سازمانی می باشد.

 

4- رقابت کامل و فشرده

 در سازمانهای خلاق کارکنان و مدیران بخشهای مختلفی در قالب تیمهای کاری و ارتقاء مشغول فعالیت بوده و  در بهبود امور سازمانها همواره در حال رقابتی سالم ، فشرده و کامل در جهت نیل به نقص صفر و دستیابی به ماموریت و رسالت سازمانی هستند.

 

5-توجه تمام و کمال به مشتریها

در سازمانهای خلاق همه بر این اعتقاد هستند که وجود سازمان به خاطر مشتریهاست ، بنابراین در همه عرصه های مدیریت و اجرا حداکثر بهره از مشتریها برده می شود . در این سازمانها ،سازماندهی و برنامه ریزی دقیقی جهت رساندن صدای مشتری به درون سازمان انجام می پذیرد و تمامی ارکان سازمان با شناسایی نیازها و انتظارات مشتریها درصدد جلب رضایت انهاست.

 

6-امکان گردش شغلی

ذر این سازمانها کارکنان صاحب تخصص ویژه نبوده و با توجه به قابلیت ها و توانایی هایشان در جایگاههای مناسب (بر اساس اهداف سازمانی و بر اساس شرایط زمانی و مکانی ) قرار گرفته و در خدمت سازمان می باشند. در این سازمانها همه , درهمه حال در خدمت سیستم همیشه در حال ارتقا هستند و گردش شغلی به عنوان ارزش تلقی می گردد.

 

 7- فرهنگ کار تیمی

در سازمانهای خلاق مشارکت جمعی بهره گیری از نظرات کارکنان و هم فکري در چارچوب تیمهای ارتقا بطور گسترده ای رایج بوده و جزو فرهنگ سازمانی به شمار می رود , در این سازمانها خود گرایی و گروه گرایی جای خود را به نگرش سيستميك و فعالیت در قالب تیمهای ارتقا برای بهبود فرایندها داده است.

 

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 8:23 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  RSS