ستايش خدايى را كه مى خوانمش و او پاسخم دهد
. . . و اگرچه وقتى او مرا مى خواند، به كندى به درگاهش روم
ستايش خدايى را كه آنچه از او مى خواهم به من عطا مى كند
. . . و اگرچه در هنگامى كه او از من چيزى قرض خواهد من بخل كنم
ستايش خدايى را كه هرگاه براى حاجتى بخواهم او را ندا كنم
و هر زمان بخواهم براى راز و نياز بدون واسطه با او خلوت كنم و او حاجتم را برآورد
ستايش خدايى را كه جز او كسى را نخوانم
و اگر غير او ديگرى را مى خواندم دعايم را مستجاب نمى كرد
ستايش خدايى را كه بجز او اميد ندارم و اگر به غير او اميدى داشتم نااميدم مى كرد
ستايش خدايى را كه مرا به حضرت خود واگذار كرده
و از اين رو به من اكرام كرده و به مردم واگذارم نكرده كه مرا خواركنند
ستايش خدايى را كه با من دوستى كند در صورتى كه از من بى نياز است
ستايش خدايى را كه نسبت به من بردبارى كند تا به جايى كه گويا گناهى ندارم
پس پروردگار من ستوده ترين هاست نزد من
و به ستايش من سزاوارتر است
3ـ فلسفة فروش گرا
بسياري از سازمانهاي توليدي و بازرگاني ، مفهوم و فسلفه فروش را سرلوحه نگرش بازاريابي خود قرار دادهاند .
فلسفه فروش گرا بر اين اصل استوار است كه مصرف كنندگان ، كالاي سازمان را به اندازة كافي و مورد نظر خريداري نخواهند كرد ، مگر آنكه سازمان به فعاليتهاي گستـرده فروش و توسعه فروش دستيازد . فلسفه فروش گرا ، زماني با دشواري بيشتري مواجه ميشود كه كالاي مورد نظر ، در شمار كالاي ناخواسته باشد ، يعني كالاهايي كه بطور طبيعي چندان مورد توجه خريدار نيستند و به آنها كمتر مي انديشد مانند بيمه ، دايره المعارف و امثال آن .
سازمانهايي كه عرضه كننده اين كالا هستند ، ناچارند براي فروش كالاهاي خود ، به فعاليتهاي شديدي دست بزنند و به وسيلة آنها فروش خود را افزايش دهند . فعاليت شديد براي فروش ، گاه براي كالاي خواسته نيز بكار مي رود . اين فلسفه ، در عرضه اتومبيل و بيشتر كالاهاي مصرفي مورد نياز در بسياري از كشورهاي جهان مشاهده ميشود . در كشور خودمان نيز در گذشتهاي نه چندان دور ، سازمانهايي بودند كه فلسفه فروش گرا را الگوي فعاليتهاي توليد و فروش خود قرار داده بودند . براي مثال ميتوان از گروه صنعتي مينو و يا گروه صنعتي بهشهر نام برد ، كه در مورد بسياري از كالاهاي خود، فعاليت فشرده و سنگين فروش ، تبليغات و توسعه فروش را بكار گرفتند ، تا جايي كه در برخي موارد ، مسؤولان آنها معتقد بودند كه نيروي فروش آنها ارزنده ترين سرمايه شركت است و با بودن آنها ميتوان براحتي هر چيزي را فروخت و هرگونه مداخله اي را در بازار انجام داد .
فلسفه فروشگرا نه تنها در مورد فعاليتهاي انتفاعي بكارميرود ، بلكه فعاليتهايغيرانتفاعي نيز از آن منفك نيستند. يك حزب سياسي در مورد كانديداي خود همين عمل را انجام ميدهد ، به شدت هرچه تمامتر براي او فعاليت ميكند و ميخواهد به تمام افراد جامعه اين فكر را القاء كند كه وي بهترين فرد برايشغلمورد نظر است . از بام تا شام تلاشميشود ، هزينه فراواني جهت تبليغات پرداخت مي شود و زمان زيادي براي دستيابي به نتيجه صرف ميگردد . سعيميشود نقاطضعف و دشواريهاي او از ديدعموم دورنگهداشتهشود، زيرا هر آنچه كه ضعف او را بنماياند، موجب عدمپذيرش او خواهدشد و اين براي انتخاب او مناسب نميباشد.
4ـ فلسفه بازاريابيگرا
فلسفة بازاريابيگرا يكي از جديدترين فلسفه هاي معاصر سازمانهاي توليدي و بازرگاني است . فلسفه بازاريابيگرا بر اين اصل استوار است كه براي رسيدن به هدفهاي سازماني بايد به نيازها و خواستههاي بازار مورد نظر توجه داشت و كالاي مورد نظر را بيشتر و بهتر و با كارآيي و تأثير بيشتري نسبت به رقبا به بازار عرضه نمود .
فلسفه بازاريابي گرا با وضوح كامل و به اشكال مختلف مانند :
“ نيازي را بيابيد و آن را برطرف كنيد و آنچه را كه ميتوانيد بفروشيد ، توليد كنيد ، نه اينکه آنچه را بفروشيد كه ميتوانيد توليد كنيد .”
و يا خطاب به مصرف كننده :
“ آنچه را كه شما مي خواهيد، به شما خواهيم داد . ”
و “ مصرف كننده پادشاه است .”
نظاير همين شعارها را برخي از سازمانهاي توليدي و بازرگاني پيشرو كشور خودمان نيز بكار برده و ميبرند به عنوان مثال شعار بانك صادرات ايران “حق با مشتري است ” ميباشد . مفهوم بازاريابيگرا اغلب با مفهوم فروشگرا اشتباه ميشود .
فلسفه فروشگرا ، با توليد موجود سازمان شروع ميشود ، در پي فروش زياد است و عمليات توسعه فروش را براي فروش سود آور انجام ميدهد . در مقابل ، فلسفه بازاريابي گرا با نيازها و خواستههاي مشتريان مورد نظر سازمان شروع ميشود و با توجه به آنها ، كليه عمليات خود را انجام ميدهد . سازمان تمام فعاليتهاي خود را در اين جهت هماهنگ مي كند كه به رضايت مصرف كنندگان بيانجامد و سود خود را در رضايت خريداران جستجو مي كند . سود بدون رضايت خريداران از خريد خويش ، براي سازمان چندان دلپسند نيست .
با توجه به فلسفه بازاريابي گرا ، سازمانهاي توليدي آنچه را توليد ميكنند كه مصرفكنندگان ميخواهند و از اين طريق هم به ارضاي خواستهها و نيازهاي مصرف كنندگان ميپردازند و هم خود سودي بدست ميآورند .
ادامه دارد
ج ) فلسفههاي متداول بازاريابي
بازاريابي نيز چون ديگر فعاليتهاي انساني، تابع فلسفه اي از فلسفههاي گوناگون است . در واقع ميتوان گفت فلسفهاي حاكم بر بازاريابي است كه فعاليتهاي مربوط به آن را شكل داده و برخورد با مسائل را پديدار مي سازد .
همانطور كه اشاره شد ،مديريت بازاريابي عبارت است از وظائفي كه از طريق آنها مبادله لازم با بازار مورد نظر انجام ميگيرد . چه فلسفهاي بايد بر اين فعاليتهاي بازاريابي حاكم باشد ؟ چه وزن و بهايي بايد به خواسته ها و علايق سازمان ، مشتريان و اجتماع داد ؟با توجه به اينكه اغلب ميان خواسته ها و منافع آنها تعارض چشمگيري وجود دارد ـ منافع مشتريان گاه ممكن است با منافع سازمان در تعارض قرارگيرد و نيز منافع جامعه ممكن است با منافع فرد و سازمان تعارض بنيادين داشته باشد ـ بيشك فعاليتهاي بازاريابي مي بايد از فلسفهاي پيروي كند .
در متونبازاريابي از پنج فلسفهاساسي كه با يكديگر در وضعرقابتي قراردارند، بحثشده است . اين پنج فلسفهعبارتند از : فلسفه توليدگرا ، فلسفهكالاگرا ، فلسفهفروشگرا ، فلسفه بازاريابيگرا و فلسفه جامعهگرا .
1ـ فلسفه توليد گرا
فلسفه توليدگرا يكي از قديمي ترين فلسفه هاي بازاريابي است كه مورد توجه فروشندگان كالاها و خدمات قرار گرفته و آنان را هدايت كرده است .
فلسفه توليد گرا بر اين باور است كه مصرف كنندگان به كالايي روي مي آورند كه در دسترس باشد و بتوانند آن را تهيه نمايند. از اين رو، مديريت مي بايد تأكيد خود را بر توسعه توليد و توزيع و كارآيي آنها بگذارد .
فلسفه توليد گرا فلسفه اي مناسب و پاسخگو در دو وضعيت است :
- اول آنكه تقاضا براي كالا بيشتر از عرضه آن باشد . در اين حالت مديريت بايد در جستجوي راهها و روشهايي باشد كه از طريق آنها توليد را فزوني بخشد و پاسخگوي خواسته هاي مصرف كنندگان گردد .
- دوم آنكه هزينه تمام شده توليد كالا بالا باشد و بالا بردن كارآيي در توليد و بهره وري براي پايين آوردن هزينه توليد لازم بنظر آيد . اين حالت عموماً در مورد كالاهايي كه اختراع جديدي بوده و هنوز گسترش عام نيافتهاند ، بيشتر ديده ميشود . هنگامي كه كالا در مراحل اوليه توليد و عرضه است ، قيمت تمام شده بالا بوده و توليد محدود و در نتيجه فروش نيز به همان ميزان محدود ميباشد . بهترين مثال در اين زمينه ، فلسفه كلي هنري فورد در مورد توليد اتومبيلسواري مدل T ميباشد . او بر اينباور بود كه بايد آنچنان فراگرد توليد را تكميل نموده و توسعه داد كه قيمت تمامشده اتومبيل به پايينترين حد ممكن خود برسد تا بيشتر مردم توان خريد آن را داشته باشند . وي تا حد قابل ملاحظه اي در اين كار موفق شد و توانست در مدت نسبتاً كوتاهي ،اتومبيل توليدي خود را به ميزان بالايي از نظر شمار توليد بفروش برساند . در ايران نيز پارس توشيبا در گذشته از چنين فلسفهاي پيروي ميكرد ، همچنين شركتهايي چون كفش ملي نيز به چنين فلسفهاي متكي بوده يا ميباشند . اين فلسفه براي تمام شركتهاي نامبرده ـ چه داخلي و چه خارجي ـ سهم قابل ملاحظه اي از بازار به همراه آورده است .
2ـ فلسفه كالاگرا
فلسفه كالا گرا يكي ديگر از نگرشهاي مهم بازاريابي و هدايت كننده فروشندگان است . فلسفه كالاگرا بر اين باور است كه مصرف كننده يا خريداران به سوي كالايي گرايش دارند كه بهترين ظاهر را داشته باشد . بنابراين سازمان مي بايد تمام توان خود را مصروف توسعه و تكامل كالا بنمايد.
برخي از توليد كنندگان بر اين باورند كه اگر كالايي پديد آورند كه در نوع خود بهترين باشد ، خواهند توانست براحتي بازار را فتح كرده و سهم بازار عمده اي را به خود اختصاص دهند . اما اين توليد كنندگان وقتي در مي يابند خريداران بيشتر به مشكل خود مي انديشند تا به بي نقصي و تكامل كالاي مورد نظر ، اغلب با شگفتي بزرگي روبرو ميشوند .
در زمينه نگرشهاي فلسفي بازاريابي مثال كلاسيكي وجود دارد كه ذكر آن خالي از انتفاع نيست . بسياري از توليد كنندگان فكر مي كنند كه اگر بتوانند تله موش بهتري توليد كنند ، دنيا به كامشان خواهد بود ، ولي آنها اغلب بسختي از اين واقعيت تلخ به خود مي لرزند كه در مييابند مصرفكننده بيشتر به فكر مشكل موش خانه خود است و ميخواهد كه از شر اين مشكل رهايي يابد نه آنكه ضرورتاً به تله موش بهتري بينديشد . چاره كار ممكن است يك حشره كش شيميايي باشد ، يا قلع و قمع موشها از طريق اشعه برق و غيره كه بهتر از تله موش بتوانند عمل كنند . علاوه بر اين ، يك تله موش بهتر بفروش نخواهد رفت مگر آنكه طراحي بهتر ، بسته بندي جذابتر ، قيمت مناسبتر و مكان فروش و توزيع در دسترس داشته باشد ، تا از طريق آنها به مصرف كنندگان بقبولاند كه كالاي بهتري است و بايد آنرا خريد . در غير اين صورت تله موش بهتر، معني و مفهوم نخواهد داشت .
نگرش مبتني بر كالا به نحوي كه بيان گرديد ، به عارضه نزديك بيني بازاريابي منتج مي شود ، بدين معني كه تمام كوشش توليد كننده ، مصروف كالاي خود شده و از محيط پيراموني و مسائل حاكم بر جامعه و مصرفكننده و بسياري از عوامل ديگر كه در بازاريابي مورد توجه باشند ، غافل ميشوند .
همين باعث شكست او در كارش ميشود و در نهايت وي را از ارائه توليد بهتر باز ميدارد . مثال بارز در اين زمينه ، وضعيت بسياري از شركتهاي راه آهن است كه تصور مي كردند مصرف كنندگان ، راه آهن مي خواهند ، حال آنکه مشتريان طالب حملو نقل بهتر بودند.
در واقع آنها با نزديك بيني خود ، قطار را مقدم بر مسأله حمل و نقل قرار داده بودند و همين امر باعث شد كه براحتي شركتهاي هواپيمايي ، اتوبوسراني و وسائل نقليه ديگر جايگزين آنها شود و سهم كمي از بازار حمل و نقل را براي آنها باقيگذارند اين مثال ، در مورد بسياري از فعاليتها و صنايع مصداق پيدا ميكند .
ادامه دارد
سقف معافيت مالياتي حقوق و دستمزد
به 216 هزار تومان كاهش يافت
معاون فني و حقوقي سازمان امور مالياتي كشور با اعلام خبر تغيير جدول معافيتهاي مالياتي حقوق و دستمزد در سال 85 بر اساس ضريب حقوق432 گفت: با ابلاغ مصوبه جديد هيات دولت و تعيين ضريب حقوق 432 ،در بخشنامه جديد معافيتهاي مالياتي سال 85 ، سقف معافيتهاي مالياتي به 216 هزار تومان كاهش يافت.
پناهي تاكيد كرد: بر اساس ضريب مصوب 432 ميزان معافيت ماهانه حقوق 2 ميليون و 160 هزار ريال و ميزان معافيت سالانه حقوق بگيران 25 ميليون و 920 هزار ريال تعيين شده است.
وي تاكيد كرد: بر اين اساس سقف معافيت مالياتي حقوق و دستمزد 1500 تومان كاهش يافته و اثر ماليالتي آن براي بخش نظام هماهنگ نيز ماهانه 150 تومان است.
به گفته پناهي بخشنامه سازمان امور مالياتي بر اساس ابلاغ ضريب حقوق سال 85 تغيير كرد.
به گزارش فارس، سقف معافيت مالياتي حقوق و دستمزد بر اساس ضريب حقوق 435 پيشتر براي سال جاري 217 هزار و 500 تومان تعيين شده بود.
بخشنامه پرداخت بيمه بيكاري به كارگران قراردادي
به شعبات تامين اجتماعي ابلاغ شد
رئيس اداره تعهدات كوتاه مدت و بيمه بيكاري سازمان تاميناجتماعي از ابلاغ تفاهم نامه اين سازمان با وزارت كار مبني بر تعلق بيمه بيكاري به كارگران قراردادي به شعبات تاميناجتماعي سراسر كشورخبر داد .
"احمدپايور "در گفتگو با خبرنگار گروه كارگري ايلنا, گفت: البته هماهنگيهايي نيز با وزارت كارباقي مانده است كه در حال انجام مي باشد .
وي شرط استفاده كارگران قراردادي از بيمه بيكاري را داشتن حداقل يكسال سابقه كار دانست .
او تفاهمنامه سازمان تاميناجتماعي و وزارت كار در خصوص اختصاص بيمه بيكاري به كارگران قراردادي را در راستاي خدمت رساني هر چه بيشتر به بيمه شدگان اين سازمان دانست .
تقاضا
مردم تقريباً داراي خواسته هايي نامحدود مي باشند ، اما در برابر منابع محدودي قرار دارند . از اين رو كالاهايي را براي مصرف انتخاب مي كنند كه در ازاي وجوه پرداختي ، حداكثر رضايت را براي ايشان فراهم آورد . از اين رو مي توان گفت خواسته ها وقتي با قدرت خريد همراه باشند تبديل به تقاضا مي شوند .
از نظر مصرف كنندگان ، كالاها و خدمات مجموعه اي از مزايا هستند كه بر مبناي معيار كسب حداكثر مطلوبيت ، در ازاي پول پرداختي آنها ، خريداري مي شوند . يا به سخن ديگر در چهارچوب خواسته ها و منابعي معين ، مردم كالاهايي را بر مي گزينند كه منافع و مزاياي حاصله ، رضايت ايشان را به حداكثر برساند .
كالا
نيازها ، خواسته ها و تقاضاها ما را به سوي كالاهايي مي كشانند كه ميتوانند اين نيازها ، خواستهها و تقاضاها را برآورده سازند. از اين رو هر چيزي كه بتوان براي جلب توجه ، تصاحب ، استفاده و يا مصرف ، در بازار عرضه كرد و توانايي تأمين يك خواسته يا نياز را داشته باشد ، كالا تلقي ميشود . فرض كنيد كسي احساس نياز به تسهيل در امور تجاري و مراودات پولي خود دارد . مجموعه كالاهايي را كه ميتوانند اين نياز را تأمين كنند سبد انتخاب كالاميناميم .
اين سبد احتمالاً شامل انواع و اقسام خدمات بانكي چون كارت اعتباري ، دسته چك و غيره ميباشد . البته بايد توجه داشت كه اين كالاها مطلوبيت يكساني نخواهند داشت و هر چقدر كالاها با خواسته هاي مصرف كننده فاصله كمتري داشته باشند شانس موفقيت آنها افزايش مييابد . از اين رو توليد كنندگان بايد خواسته مصرف كنندگان را به خوبي بشناسند و كالاهايي را توليد كنند كه حتي الامكان اين خواسته ها را تأمين نمايند .
مبادله
بازاريابي وقتي تحقق مييابد كه مردم براي تأمين نيازها و خواستههاي خود تصميم به مبادله بگيرند . مبادله عبارتست از : دريافت چيزي مطلوب از كسي ديگر ، در مقابل ارائه ما به ازايي به او .
مبادله هسته مركزي بازاريابي است و براي تحقق آن شرايط زير لازم است :
- حداقل دو طرف بايد با يكديگر مشاركت داشته باشند .
- هرطرف بايد چيز با ارزشي براي مبادله با ديگري در اختيار داشته باشد .
- هر طرف بايد به مبادله با طرف ديگر تمايل داشته باشد .
- هر طرف بايد در رد و قبول پيشنهاد طرف ديگر آزادي كامل داشته باشد .
- هر طرف بايد داراي توانايي لازم براي مراوده و تحويل باشد .
معامله
معامله واحد اندازه گيري بازاريابي به شمار ميرود . يك معامله شامل داد و ستد كالا يا خدمت بين طرفين معامله طبق شرايط معين است . در يك معامله بايد بتوان گفت كه شخص الف ،كالاي X را به شخص “ب” داده ، در مقابل كالاي Y را دريافت كرده است . براي تحقق يك معامله شرايط زير لازم است :
- وجود حداقل دو كالاي با ارزش .
- شرايطي كه روي آن توافق به عمل آيد .
- زمان توافق
- مكان توافق
بازاريابي چيست ؟
چنانچه كل بازاريابي را به يک كوه يخي تشبيه كنيم ، فروش ، بخش كوچكي است كه در رأس آن قرار دارد و قسمت اعظم ـ شايد بيش از 90 درصد آن ـ در زير آب مخفي مي باشد . فروش فقط جزئي از عمليات بازاريابي است . اگر مدير بازار ، نيازهاي مشتريان را بدرستي تشخيص دهد و بر اساس آنها، كالا را طراحي و توليد كند و همراه با آن قيمت گذاري و بسته بندي مناسب كالا را انجام دهد ، و نيز در اجراي برنامه هاي توسعه فروش و توزيع كالا موفق باشد ، فروش ، كار ساده اي خواهد بود و كالا براحتي بفروش خواهد رسيد .
دراغلب بازارهاي جهان ـ چه در سطح ملي و چه بين المللي ـ كالاهايي وجود دارد كه به كالاهاي داغ معروفند . اين كالاها بازارهاي گرمي دارند و به محض رسيدن به بازار ، مشتريان فراواني به دنبال آنهايند . اگر در سوپر ماركتها و يا قفسه ها چيده شده باشند ، زود آنها را بر مي دارند . اگر در انبارها جاي گرفته باشند، آنها را از فروشندگان مي طلبند .
نمونه چنين كالاهايي در بازار خودمان ـ علي رغم كمبودها در بسياري از زمينه ها ـ هم اينك در مورد برخي از كالاها از جمله مواد غذايي بسته بندي شده و محصولات مصرفي سبك ، كاملاً مشهود است .
در بازارهاي جهاني نيز مي توان از محصولات “سوني”، بازيهاي ويدئو و غيره نام برد . رمز موفقيت اين كالاها اين است كه به درستي طراحي ، توليد ، تبليغ و عرضه شده اند .
در اين مورد پيتر دراكر ( يكي از متفكرين بنام مديريت كه در بسياري از زمينه هاي مديريت ،سخن اساسي را بيان كرده ) ، بر اين باور است كه : “هدف بازاريابي ، فروش فراوان است . هدف اين است كه مشتري را شناخته و نيازهاي او را ، به طريقي كه كالا يا خدمت ،با نيازهاي او منطبق گردد ، درك نموده ،كالاي خود را بفروش رسانيم ”.
بايد توجه داشت كه اين نكته بدان معني نيست كه فروش و تبليغات و عمليات توسعه فروش هيچ اهميتي ندارند و ميتوان از آنها صرفنظر نمود ؛ بلكه برعكس بايد توجه داشت كه آنها جزئي از يك مداخله در بازار است كه به گونه اي پيوسته به هم عمل مي كنند و تأثير لازم يا مورد نظر را در بازار ميگذارند .
ادامه دارد
اخیرا پیامهای مشابهی از سوی 2 نفر از دوستان که از خوانندگان قدیمی "به اندیش" هستند ، دریافت کرده ام.
آقای حق پرست عزیز نوشته اند :
با سلام
این وبلاگ خیلی به سرعت به روز می شود و این فرصت خواندن را از افراد پر مشغله ای مانند مدیران که مخاطب شما هستند میگیرد.
همچنین آقای علیرضا مجاهدی نیز نوشته اند :
. . . واقعا حجم مطالب بسیار زیاد است و من خواننده واقعا از وبلاگتان عقب میمانم .
چون آمارهای سایت "وبگذر" نشان میدهد که پر بیننده ترین ساعت این وبلاگ ، ساعت 10 صبح هست ، من تابحال بر این باور بودم که مدیران و خوانندگان "به اندیش" ، پس از انجام کارهای اول صبح ، به خواندن مطالب میپردازند.
البته برای دادن این خبر مقداری زود هست ولی چون بحث پیش آمد باید اعلام کنم که احتمالا از اواخر مرداد ماه سال جاری ، وبلاگ "به اندیش" را باید تعطیل کنم ، چون پیش بینی خودم این هست که از اواخر مردادماه ، فرصتی برای تهیه مطلب وبروز رسانی وبلاگ نخواهم داشت.
مع الوصف ، هنوز تا پایان مردادماه وقت زیادی مانده ، به همین دلیل از خوانندگان و سروران ارجمند تقاضا دارم در صورتیکه مایل هستند تا فاصله بروز رسانی وبلاگ ، بیشتر شود ، اعلام فرمایند تا اقدام نمایم.
منتظر نظرات ارزشمند شما هستم.
عباس روحي زهرايي
محمد ابراهيم مشهدي فراهاني
الف ) تعريف بازاريابي
مطلب را با اين سؤال آغاز مي كنيم ، واژه بازاريابي واقعاً به چه معني است ؟
بسياري از مردم اشتباهاً واژة بازاريابي را فروش و انجام تبليغات جهت ترغيب به خريد معني ميكنند . اين مطلب شايد از آنجا نشأت گرفته باشد كه همه روزه ما با آگهيهاي تبليغاتي بسياري ، از تلويزيون ،راديو، روزنامه و تابلوهاي ثابت در چهارراه ها و بزرگراهها روبرو ميگرديم و هنگام مراجعه براي خريد كالا يا خدمت مورد نياز خويش ، فروشندگان به تعريف و تمجيد از كالاهاي خاص و مد نظر خود ميپردازند .
اما بايد توجهداشت كه فروش فقط يكي از چندين ، و نه مهمترين وظائف بازاريابي به شمار ميرود . اگر و فقط اگر بازارياب در تشخيص نيازهاي مشتريان ، توليد كالا و خدمت ، قيمتگذاري ، توزيع و تبليغات توفيق حاصل نمايد ميتواند به سهولت به فروش كالا و خدمات توليدي خود نائل آيد .
فيليپ كاتلر و گري آرمسترانگ دو تن از بزرگان اين علم در كتاب اصول بازاريابي خويش ، بازاريابي را به عنوان يك فرآيند مديريتي ـ اجتماعي تعريف ميكنند كه بوسيلة آن افراد و گروهها از طريق توليد و مبادلة كالا با يكديگر براي تامين نيازها و خواسته هاي خود اقدام ميكنند .
با توجه به اين تعريف، ما با اصطلاحات و مفاهيمي چون نياز ، خواسته ، تقاضا ، كالا ، مبادله ، معامله و بازار روبرو ميگرديم كه در ادامه به بررسي آنها ميپردازيم .
ب) مفاهيم بازاريابي
همانگونه كه بيان گرديد در تعريف بازاريابي با مفاهيم مهمي روبرو ميگرديم كه با هم ارتباط دارند و هر كدام بر اساس مفهوم قبلي شكل ميگيرند که متعاقبا به آنها اشاره خواهد شد.
نياز
نياز انسان يكي از مفاهيم اساسي بازاريابي است . احساس محروميت همان نياز است . انسان داراي نيازهاي پيچيدهاي است كه شامل نيازهاي فيزيكي چون غذا و پوشاك ، نيازهاي اجتماعي نظير احساس تعلق و محبت ، نيازهاي شخصي مانند دانستن و اظهار وجود ميشود .
وقتي نيازي تأمين نشده باشد ، شخص دو راه حل پيش رو دارد . اول به دنبال چيزي باشد كه نياز را تأمين كند و دوم ، تلاش كند كه به نحوي نياز را تعديل كند و شدت آن را كاهش دهد .
خواسته
دومين مفهوم اساسي بازاريابي ، خواسته هاي انسان است . خواسته همان نيازهاي انسان است كه تحت تأثير فرهنگ و شخصيت انفرادي شكل مي گيرد . يك فرد گرسنه در هند ممكن است ميل به انبه ، گوشت و لوبيا داشته باشد ، در صورتي كه يك فرد گرسنه در انگليس ميل به همبرگر و يك نوشابه كوكاكولا داشته باشد .
خواسته ها بر حسب امكاناتي كه تأمين كننده نيازها هستند ، تعريف مي شوند .
ادامه دارد
چگونه مي توانيدبفهميد دچارفرسودگي شغلي هستيدياخير؟
قبل از هرچيزبايدبدانيدكه فرسودگي شغلي ياكارزدگي تنهادرمحيط كاراتفاق نمي افتد . مثلا ممكن است خانم هاي خانه دار گاهي از درست كردن گلهاي تزئيني( !! ) ، گردگيري وپخت وپز دچار كارزدگي شوند .
به هرحال اگر چندمورد ازموارد بالادرموردشما صدق مي كند شايدبه فرسودگي شغلي دچار شده باشيد .
راه حل چيست ؟
تنيدگي يك بيماري است كه مي تواندمنشا جسمي ؛رواني يامحيطي داشته باشد .فرسودگي شغلي نيز نشانه اي است ناشي ازتنيدگي .
تغيير درفيزيك محيط
هيچ كس نمي توانددر محيطي كه آن راشبيه به جهنم مي داند كاركرده وسالم باشد.پس محيط كاري راجهت آسايش خودتغيير دهيد .
به عنوان مثال ميز كارشمانبايدطوري قرارگرفته باشد كه نوركم يازياد باشد . تهويه مناسب هوارانيز نظارت كنيد ، آيامي دانيد كه وجود گلدان آن هم ازنوع طبيعي در تغيي روحيه مفيد است ومتاسفانه گل چيني هاي همسرتان نمي تواند جاي فضاي سبز رابگيرند!؟
وجودتركيبي ازنورمهتابي كه نورسرداست ونورزردكه نور گرم است بسيار بهترازهريك ازآنهابه تنهايي است .
تغيير جسمي
طرز صحيح نشستن رارعايت كرده و بيش ازحد كمر خود راخم نكنيد ، هرازچندگاهي براي رفع خستگي وگردش خون منظم ازجاي خودبلندشده وچندقدمي راه برويد ، كش دادن عضلات بدن نيز راه مناسبي براي رفع خستگي است .
هرگزوتحت هيچ شرايط رفتن به توالت رابه تاخير نيندازيد فشار ناشي از موادزائد نيز ،خود سبب بروزتنيدگي مي شو د.حتما مايعات فراواني مصرف كنيد ، نفس عميق درفواصل زماني كوتاه نيزبه بهبودروند اكسيژن گيري بافتهاومغز كمك مي نمايد .
تغييردربعد رواني
براستي كه خنده برهردرد بي درمان دواست .محيط كارخودرابااوقات تلخي برخودوديگران تلخ ودشوارنسازيد.هميشه همه كارها بروفق مرادمانيست .
رفتارخودتخريب يعني مقابله به مثل . دادوهواروخودخوري ، تنها شمارافرسوده مي سازد.هرگزوتحت هيچ شرايطي روزتعطيل خودرابه مسائل حرفه اي تان ترجيح ندهيد چراكه مسائل اقتصادي بيشتر ازسلامتي شما ارزشمند نيستند .
اجازه ندهيد درخدمت كارتان باشيد بلكه درجهتي گام برداريد كه كاردرخدمتتان باشد براي اين منظور به خودقول بدهيدكه ازاين به بعدروزجمعه رابراي اضافه كاري درشركت ياسايرمسائل كاري صرف نخواهيد كرد چراكه اين روز؛روزشماوخانواده عزيز شماست .ازآن لذت ببريد.البته نه باخوابيدن !!!
مثبت بينديشيدبه جاي اينكه بگوييدنمي توانم ؛بگوييدنمي خواهم ؛زيرا " نمي توانم" نشان ازضعف داردولي نمي خواهم نشانه عدم تمايل ونوعي انديشه است .مامي توانيم هميشه وهرزمان كه بخواهيم افكارخودراتغيير دهيم ولي اگرباورداشته باشيم كه نمي توانيم ، بايدمنتظر سرنوشت باشيم و در اينصورت کنترل کارها را در دست نخواهيم داشت .
مهارزندگي راخود؛به دست بگيريد .
پايان

سيره عملي پيامبر اكرم(ص) در طول حيات (كه شايد بتوان آن را نيز معجزه آن حضرت به حساب آورد) و زندگي در بين قومي جنگجو و سركش و در پارهاي موارد، بيعاطفه، به گونهاي بود كه توانست از آن مردم، امتي بسازد كه كينهجويي را فراموش كنند و در لحظات قدرت و پيروزي مانند فتح مكه هم به پيروي از آن حضرت، صلح و آرامش را سرلوحه هدف خود قرار دهند.
در برخي از موارد ايمانآورندگان به آن حضرت داستانهايي را از زمان جاهليت خود نقل ميكردند كه ايشان از ادامه بيان آن حوادث جلوگيري ميكردند و يا به تعبيري، تحمل شنيدن آن همه وحشيگري و بيعاطفه بودن را نداشتهاند.
گريه كردن و عزاداري آن حضرت در از دست دادن فرزندشان ابراهيم و شهادت عمويشان حمزه(ع) در آن جامعه كه نوعي بروز عاطفه و احساسات و نشان دادن توجهات روحي شديد آن حضرت بود، اثرات خود را در جامعه از جاهليت درآمده مسلمان ميگذاشت و ارتباطهاي عاطفي شديدي كه پيامبر اكرم(ص) بين مهاجرين و انصار و ديگر مسلمانان ايجاد كرد، پيامي بود بر آناني كه سعي در حفظ خشونت جاهلي خود حتي در زمان اسلام داشتند.
پاسخ افرادبه موقعيت هاي تنيدگي زا ،تاچه حدمتفاوت است ؟
دانستن اين نكته مهم است كه درتجارب ناگواروهولناك ، الگوي استانداردي ازواكنش نسبت به تنيدگي وجودندارد.
برخي افرادفوراوبرخي بادرنگ - گاهي اوقات پس ازماههاوحتي سالها- با اين عامل ، سازگاري حاصل مي كنند.واكنش هانيزمي تواننددرطول زمان تغييركنند.برخي افرادكه ازيك حادثه ناگواررنج برده اند، ابتدانيروي فراواني براي كمك به سازگاري با آن واقعه دارنداماباگذشت زمان ، دچارنااميدي وافسردگي مي شوند.
ناخشنودي شغلي
خسته شدم ازاين زندگي !/همش كاركاركار!/وقتي مديرم رامي بينم انگارهيولاراديده ام ! /مگه چقدرحقوق مي دن كه توقع دارن دائماكاركنم !
تابه حال اين جملات راشنيده ويابكاربرده ايد؟وقتي شرايط نامتعادل وناسازگارانه ميشودكه توان مقابله راازفردبگيرد(وقوع تنيدگي ) و تلاش براي رهايي ازآن موقعيت وحفظ تعادل حياتي ؛آغازمي كردد.دراين ميان انجام وظايف شغلي باتلاش بدن براي سازگاري باآن شرايط اخلال كننده همراه شده وفردرابه وادي ناخشنودي شغلي سوق خواهددادچراكه اين تلاش بدن نوعي اضافه باررابه فردتحميل مي كند.به قول معروف آنها ( يعني مدير؛همكار؛ارباب رجوع ؛و . . . )چه گلي به سرمن زده اند؟
