
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت انــــدر شهـــــریـــــاری بــر قـــــرار و بــــر دوام
سال خـــرم، فـال نیــــکو، مــال وافــر، حـال خـــوش
اصـــل ثــابت، نســل باقــی، تخت عالــی، بخــت رام
چگونه به رئيس خود ميگوييد كه اشتباه ميكند؟
پاسخ كوتاه اين است: بسيار محتاطانه.
با اين كه انجام چنين كاري ريسك بزرگي به نظر ميرسد، نكات مثبت بسياري نيز به همراه دارد. زماني كه شما بازخوردهاي با ارزش به رييس خود ارايه ميدهيد، او به شما به عنوان راهنماي معتمدي ارزش مينهد.
خواه شما نايب رئيسي باشيد كه با مديرعامل شركت مخالفت ميكنيد و خواه كارمند دون پايهاي كه با سرپرست خود اختلاف عقيده داريد، كليد مخالفت كردن با رئيس اين است كه بدانيد چگونه عقايد خود را مطرح كرده و با وي در ميان بگذاريد.
بايد مطالبي را كه عنوان ميكنيد، منطقي و صحيح باشند. اما حتي زماني كه حق با شماست، اگر عقايد خود را با طرز برخورد مناسبي عنوان نكنيد، به طور حتم كسي به سخنان شما گوش نخواهد داد.
در اين جا به بيان هفت راه براي مطلع ساختن مديران و سرپرستان از اشتباهات خود ميپردازيم:
1) با عصبانيت وارد جلسهي گفتوگو نشويد.
به طور كلي، مدتي وقت لازم است تا سرپرستان متوجه شوند كه سياست و نوآوري جديدي را كه در پيش گرفتهاند، به درستي عمل نميكند. تغييرات بدون مواجه شدن با حوادث غير منتظره، در شركتها ايجاد نميشوند.
پيش از آن كه هر اقدامي انجام دهيد، اطمينان داشته باشيد كه سياست جديدي به نفع شركت به مدير و يا سرپرست خود ارايه خواهيد داد. چنانچه عصباني هستيد و فكر ميكنيد كه با پرخاشگري و رفتاري نادرست با رئيس خود مواجه خواهيد شد، پيش از ملاقات با وي، با يكي از دوستان خود دربارهي اين موضوع به گفتوگو بپردازيد و يا اين كه صداي خود را بر روي نواري ضبط كنيد. سپس نوار را برگردانده و به صداي خود گوش دهيد.
به طور حتم با اين روش متوجه راهها و پيشنهادهاي بهتري براي ارايه به رئيس خود ميشويد كه وي را تشويق به بهبود اوضاع خواهد كرد.
2) اجازه بگيريد .
پيش از آن كه وارد جلسهي گفتوگو با رئيس خود بشويد، از وي دربارهي موضوع بحث خود كسب اجازه كنيد. بعضي اوقات، شايد زماني را كه براي گفتوگو با رئيس خود انتخاب ميكنيد، زمان مناسبي نباشد.
ممكن است در آن زمان رئيس شما درگير مشغلهي ذهني باشد و يا در حال حل مسايل و مشكلات ديگر، بنابراين اگر به شما وقت ملاقات داده نشد، بايد دوباره در وقت بهتري تلاش كنيد.
3) به عقيدهي خود اطمينان داشته باشيد.
اگر قصد داريد از شرايط موجود در شركت و عملكرد رئيس خود شكايت كنيد، به اعتراضات خاص و مهمتر در پايان جلسهي گفتوگو اشاره كنيد. بر روي اطلاعات و نقطه نظراتي تاكيد داشته باشيد كه بر گفتهها و اعتراضات شما صحه گذارد.
ادامه دارد
سخنراني در جمع براي اغلب افراد كار دشواري است. اگر مـي خـواهـيـد انـسـان موفـقي باشيد، بايد بر تكنيـكهـاي سخنراني تسلط پيدا نموده و يا حداقل هنگام صـحبـت در يك جمع احساس راحتي كنيد.
منظور از يك جمع، 500 سهامـدار عـصـبـانـي در جـلسـات آخر سال نيست، بلكه ميتواند از چند فروشنده، كارمـند و يا چند دوست در جشن تولد نيز تشكيل شود.
سخنراني در جمع به اين معني است كه شما چندين شنونده داريد كه در اغلب اوقات به تـك تـك واژه هـايـي كه از زبـان شمـا ادا ميشود، گوش ميدهند. به همين دليل اشتبـاه نـكـردن شما در حين صحبت حائز اهميت است.
در ادامه به 7 روش ساده جهت بهبود سخنراني در جمع اشاره شده است.
1. آرام و ريلكس باشيد
بـرخي از افـراد همين كه به صحبت كردن در جمع فكر ميكنند، دچار اضطراب و نـا آرامـي شده و هنگامي كه در مقام عمل شروع به سخنراني مي كنند، خشكشان مـي زنــد، تپش قلبشان شديدتر ميشود، دستانشان شروع به لرزش ميكند و بصورتي گسسـتـه و لكنت وار شروع به صحبت مي نمايند.
موضـوع مـهمي كـه بـايد بخاطر داشت باشيد اين است كه در شرايط مرگ و زندگي قرار نداشته و صرفا" در حال گقـتن چند كلمه حرف حساب ( و يا هر چيزي ديگري كه دوست داريد اسمش را بگذاريد ) به ديگران هستيد.
چه دو نفر باشند چه 200 نفر، بايد بـه يـك طريق صحبت كنيد به اينصورت كه عصبي نشويد، روي موضوع مربوطه تمركز كنيد و كار را به اتمام برسانيد.
2. موضوع مورد بحث را بشناسيد
معمولا ما زماني دچار اضطراب و نا آرامي مي شــويم كه كـاري كـه در مـورد آن تـبـحر و شناختي نداريم، مجبور به انجامش مي گرديم.
افـراد انـدكي داراي تبحر كامل در زمينه سخنراني در جمع مي باشند اما اغلب مي توانند در صورت داشتن آمادگـي منـاسـب، از عهده آن بخوبي برآيند. كليد اين آمادگي آشنا بودن و شناختـن دقيق مـوضـوع مــورد صحبت مي باشد.
اگر شما يـك مديـر اجـرايـي در شـركت تـوليد نوشابه بوده و قصد سخنراني در مورد بازار رقابتي را داريد، بايد از همه ريزه كاريها و جزئيات شركتهاي ديگر توليد نوشابه همـانـنـد شركت خود آگاه باشيد.
زماني را براي نت بـرداري و خـلاصـه سـازي ايـده هـاي خـود در قالب نوشتارهاي كوچك اختصاص دهيد.مرحله بعدي كار اين است كه آن قالبهاي كوچك را بخاطر سپرده و هنگام سخنراني آنها را بسـط و گسترش دهيد.
اگر جلسـه پرسش و پاسخ در ميـان است، سـعـي كنـيـد سـؤالات احتمالي و پاسخهاي آنها را از قبل مهيا و آماده نماييد.
ادامه دارد
معاون وزير كار ، نرخ تورم اعلامي از سوي بانك مركزي را 13 درصد اعلام كرد و گفت : ميزان حداقل دستمزد كارگران در سال 85 دست كم 9 درصد بيشتر از نرخ تورم اعلام شده است.نظري جلالي ، با اشاره به اين كه حداقل دريافتي كارگران مشمول كار در سال 85 ، برابر با 200 هزار تومان خواهد بود ، گفت :
- در سال 85 حق عائله مندي به ازاي هر اولاد ، 15 هزار تومان و تا سقف 30 هزار تومان براي 2 فرزند
- بن غير نقدي 10 هزار تومان
- و كمك هزينه مسكن 10 هزار تومان تعيين شده است.
معاون وزير كار همچنين در خصوص ساير سطوح مزدي اعلام كرد : براي ساير سطوح مزدي در سال 85 ، معادل 10 درصد به اضافه ماهانه 15 هزار تومان پرداخت اضافه در نظر گرفته شده است.نظري جلالي در خصوص حداقل دستمزد كارگران قرار داد موقت گفت : با موافقت گروه هاي كارگري و كارفرمايي ، حداقل دريافتي كارگران قرارداد موقت ، 230 هزار تومان تعيين شد.
معاون وزير كار در ادامه اين گفت و گو ، از ساماندهي شركت هاي خدمات نيروي انساني در تهران خبرداد و گفت : تاكنون 600 فقره بازرسي از شركت هاي خدماتي در تهران انجام شده و تصميم داريم تا مجوز كارفرمايان متخلف را لغو كنيم.معاون وزير كار افزود: در خصوص موضوع تامين اجتماعي كارگران قرار داد موقت و بن كارگران ، تصميمات جديدي اتخاذ كرده ايم كه به زودي اعلام خواهد شد.وي افزود : تمامي شهرداري ها ، نهادها و ارگان هاي تحت پوشش در قالب ساماندهي شركت هاي خدمات نيروي انساني بايد مقررات جديد وزارت كار را رعايت كنند.
داد و ستد در کل به معنای دریافت چیزی در قبال دادن چیز دیگری است. اگر این کار به درستی انجام شود، هر دو طرف معامله راضی خواهند بود. اما اگر نادرست انجام شود، حال هر دو طرف معامله گرفته خواهد شد.
در اینجا برای شما چند راهکار در معامله را ذکر می کنیم. به این نکته ها خوب دقت کنید و آن ها را در مغزتان حک کنید.
1- هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید
بسیار ساده است، اینطور نیست؟
تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای معامله قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. ببینید که طرف مقابلتان اهل کجاست و با این کار تا حدودی می توانید بفهمید که مایل است چقدر جنس را معامله کند. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان باخبر شوید.
2- همیشه دو خریدار را در کنار هم قرار دهید
کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در تجارت ، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.
3- همیشه قیمت بالاتری بدهید
همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعكار جلوه خواهید کرد !
4- هیچوقت خود را مشتاق نشان ندهید
هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.
5- همیشه برای ترک معامله آماده باشید
اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک معامله باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که معامله ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.
6. فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد
یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتمد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.
7- یاد بگیرید که ساکت بمانید
گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید.
برای 30 دقیقه، 90 دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید. سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.
8- در مورد همه چیز تحقیق کنید
چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در محل مذاکره می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.
9- هیچوقت در وسط کار معامله را بر هم نزنید
در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا معامله را تمام کنید، اما مهم این است که معامله نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن است آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن معامله نداشته باشید.
10- همیشه خونسرد باشید
مهم نیست که طرف مقلبلتان با شما بد حرف می زند یا کالایتان را تحقیر می کند، شما هیچگاه خونسردیتان را از دست ندهید و مذاکره را به بیراهه نکشید. با بدرفتاری چیزی جز شرمندگی نصیبتان نخواهد شد.
کار را به نماینده تان بسپارید!
ممکن است هر چند بار هم که این مقاله را بخوانید باز احساس کنید که هنوز در معامله استاد نشده اید. بنابراین در اینجا به آخرین توصیه اشاره می کنم که از تمام این نکات با ارزش تر است:
اگر شک دارید، یا حوصله این کارها را ندارید، نماینده ای برای خود پیدا کنید که این کارهایتان را انجام دهد. این نماینده هر کسی می تواند باشد، یک وکیل حقوقی یا یکی از همکاران باتجربه، ولی به هر حال مسئله مهم این است که اگر حوصله ندارید به هیچ وجه این کار را خودتان انجام ندهید.
پايان
اکثرا تمام مدت در انتظار پایان روز کاری و جمعه و احتمالا پنجشنبه بسر می برند و شنبه ها نیز همه می دانیم که چقدر روز سختی است.
بنابر این آیا بهتر نبود بجای اینکه سازمانها و ادارات ، ما را مثل خمیر مجسمه سازی به شکل و ساختار خود در می آوردند، کارکنان بر اساس استعداد ها و نیاز های واقعی خود کار دلخواه خود را با قیمتی مناسب به سازمانها عرضه می کردند و سازمانها بر حسب این قابلیتها و مهارتهای عرضه شده، بصورتی انعطاف پذیر و معجزه آسا به شکل مناسب در می آمدند تا خواسته های کارکنان محبوبشان را بر آورده نموده و در ضمن سود آور و مفید برای جامعه نیز باشند؟
خوب اینکه خیالی است خام و آرمان گرایانه. اما شاید حد وسطی هم وجود داشته باشد. چرا حد اقل ما سعی نکنیم تا دریابیم "ما را بهر چه کاری ساختند؟".
بگذریم از اینکه شاید تعلیمات و تحصیلات ما از ما یک پرستار یا دکتر یا منشی یا نجار یا وکیل یا قالب ساز یا مکانیک یا فروشنده یا ... ساخته است، اما آیا هویت شغلی-حرفه ای ما با هویت درونی-شخصیتی واقعی ما تطابق کافی دارد یا خیر؟
متاسفانه آمار و ارقام میزان رو به رشد افسردگی و سر در گمی ها در پیدا کردن و نگاه داشتن شغل مناسب و تعداد روز افزون افراد نیمه کار و کم کار و یا دارای شغلهای موقت بیشتر حاکی از آنست که نیاز به کسب درآمد برای گذران زندگی و در اکثر موارد – در کشورهای صنعتی پیشرفته مثل استرالیا – برای دستیابی به زندگی لوکس غیر ضروری، هویت شغلی-حرفه ای ما با هویت درونی ما تطابق کافی ندارد.
با توجه به ابعاد عظیم دنیای کاری جا افتاده امروز، دست و پنجه نرم کردن با امواج سهمگین آن کاری است بس دشوار که حتی خیال آن می تواند عرق سرد یاس را بر تن هر کس جاری کند. گذشته از این اکثر ما در همین سیستم کاری بزرگ شده ایم و طوری بار آمده ایم که گر چه شاید در ته دل از شغل خود اصلا راضی نباشیم لیکن نمی دانیم واقعا "بهر چه کاری ساخته شده ایم".
تمام باور ها و آموزش های ما به ما می گویند که در این سیلاب عظیم فرصت تامل و باز اندیشی خود و استعدادهای درونی خود را نداریم. پس چه بهتر که مانند اکثریت تن به جریان آب این رودخانه خروشان داده و اجازه دهیم هر حا که می رود ما را با خود ببرد.
راه کار چیست؟ راستش من هم نمی دانم! اما اینقدر می دانم که برای هر یک از ما راهی برای رسیدن به خود وجود دارد و آن راه را تنها خود می دانی که چیست.
اگر چنانچه از شغل خود راضی نیستیم حد اقل این را به خود مدیونیم که با کاهش از گذاشتن وقت روی کارهای عادی و روزمره ای که به آنها عادت کرده ایم، فرصتی هر چند ناچیز در زندگی خویش ایجاد نموده و با اعصابی راحت و بی دغدغه از دیده دل به درون خود بنگریم و توانائیها و استعدادهای واقعی خویش را خارج از ساختار های قالبی سازمانی و اداری امروزه بشناسیم و به جوانه درون دل خود رخصت رشد دهیم.
پايان
پرسشهاي سوم و چهارم به سبك مديريت تعلق دارند. پاسخهاي اين پرسشها كمك خواهندكرد تا ويژگيهاي شخصيتهايي كه متقاضي تمايل دارد (يا تمايل ندارد) با آنها كار كند را بشناسيد.
سبك مديريت سرپرست فعلي شما چگونه است؟ آيا اين سبك مديريت را دوست داريد؟ چرا بله يا چرا نه؟
- اين سوال براي هر شغل ميتواند پرسيده شود. پاسخ به اين سوال، ميتواند به سوال شماره 4 بپيوندد كه اطلاعاتي درخصوص سبك مديريت ترجيحي متقاضي ارائه ميكند.
اگر شما مدير باشيد، سبك مديريتتان چگونه خواهدبود؟
- در پاسخ به اين سوال، عده زيادي به سبك مديريتي اشاره خواهند كرد كه همسان خودشان است.
اگر اطلاعاتي كه درخصوص سبك مديريت متقاضي بهدست ميآوريد از سبك مديريت شما يا فرهنگ شركتتان متفاوت باشد، ممكن است اين شخص براي استخدام مناسب نباشد.
شما در گذشته به صورت تيمي كار ميكردهايد يا مستقل؟ كداميك را ترجيح ميدهيد؟ چرا؟
- پرسشهاي 5 و 6 كمك ميكنند تا بهترين حالت كاري كه براي متقاضي مناسب است شناسايي گردد.
اگرچه كار تيمي براي بسياري از سازمانها از ارزش فوقالعادهاي برخوردار است، اما چنانچه دريافتيد كه متقاضي، فردي مستقل و خودگردان است، چه بسا اين بهترين كسي باشد كه براي شغل موردنظرتان ميتواند مورداستفاده قرار گيرد.
در كار فعليتان، چند ساعت در روز كار ميكنيد؟ درخصوص اين مدت زمان، چه احساسي داريد؟
- پاسخ به اين سوال، اطلاعاتي به شما خواهد داد كه نشان ميدهند متقاضي درچه ساعاتي از روز تمايل دارد كار كند.
فرضاً اگر شغل پيشنهاديتان نياز به اضافه كار داشته باشد، آيا وي حاضر است در ساعات اضافه بر زمان رسمي هم كار كند. اگر متقاضي به اين كار تمايل نداشت، اين نشان ميدهد كه او فرد مناسبي براي شغل موردنظرتان نيست.
پرسشهاي شماره 7 و 8 ميزان توانايي فكري و عملي فرد و ميل او براي رشد را نشان ميدهد و بدينوسيله درخواهيد يافت كه آيا او قادر به چالش در كار هست يا خير؟
سه نمونه از قويترين ظرفيتهاي كاري را كه فكر ميكنيد دارا هستيد، بگوييد و توضيح دهيد كه چطور قادريد تا اين تواناييها را در كارتان مورداستفاده قرار دهيد.
- پاسخ اين سوال، درخصوص مهارتهايي كه فرد متقاضي دارد، اطلاعات ارائه ميكند. بايد هوشيار باشيد كه ببينيد كدام يك از اين مهارتها براي كار موردنظرتان ميتواند مورداستفاده قرار گيرد. در بهكاربردن اين سوال، ميبايست بهدنبال پاسخهايي باشيد كه مهارتهاي نرمافزاري و سختافزاري متقاضي را برملا ميكنند.
البته ميتوانيد قابل اعتمادبودن، خبرهبودن، مشتريگرايي و غيره را از خلال پاسخهاي به اين سوال بهدست آوريد.
كدام مهارتها و دانشها را دوست داريد براي انجام كارتان، پرورش دهيد. سه نمونه از مهمترين آنها را ذكر كنيد.
- پاسخ اين پرسش ميتواند نشان دهد كه متقاضي به كدام جنبه از شخصيت وجودي و همچنين مهارتهاي شغلياش بها ميدهد كه تمايل دارد آنها را رشد دهد. با اين شناخت ميتوانيد دريابيد كه آيا اهداف رشد او با شايستگي شغلي موردنظرتان مرتبط هستند يا خير؟
پرسش شماره 9 به انگيزش توجه دارد و نشان ميدهد كه متقاضي به چه وسيله از انگيزش بيشتري برخوردار ميشود.
با پول، امنيت شغلي و يا يك محيط كاري كه در آن احساس راحتي كند.
چرا قصد داريد كار فعليتان (كار قبليتان) را ترك كنيد؟
- اين پرسش براي هر تعداد كاري كه متقاضي قبلاً داشته است و آن را در فرم درخواست يا شرح حال (رزومه) خود نام برده است، ميتواند مورداستفاده قرار گيرد.
در اين بخش، پرسش شماره 10 را مطرح ميكنيد، پاسخ به اين پرسش ميتواند عصاره تمام پاسخهايي باشد كه تاكنون از متقاضي دريافت كردهايد.
از تمام مشاغلي كه تاكنون دارا بودهايد، كدام يك را بيشتر از همه دوست داشتهايد؟ چرا؟
- پاسخ به اين پرسش، بهطور خلاصه خواهد گفت كه متقاضي از يك كار چه انتظاراتي دارد. پاسخهايي كه ازطريق اين ده پرسش بهدست آوردهايد، ميتواند از طريق مراجعي كه او قبلاً در فرم درخواست يا شرح حال، معرفي كرده، مورد تحقيق قرار گيرند و سرانجام تصميم بگيريد كه اين متقاضي را استخدام بكنيد يا نه ؟
پايان
نماينده كارگران كاشان مي گويد كه در واحدهاي كوچك و صنفي كه از شمول قانون كار خارج شده اند , چه تضميني وجود دارد كه به كارگران قراردادي ماهانه 230 هزار تومان پرداخت شود و آيا كارفرمايان اين گونه واحدها توان پرداخت دستمزد اعلام شده از سوي وزارت كار را دارند .
"ماشاء الله ذهتابي" , در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگري ايلنا, تصريح كرد: نفس عمل وزارت كار در تعيين مبلغ 230 هزار تومان براي كارگران قراردادي خوب است و ما ازطراحان آن قدرداني مي كنيم , اما كدام كارفرما حاضر مي شود كه به كارگر قراردادي خود اين مبلغ را پرداخت نمايد .
اين نماينده كارگري اضافه كرد : آمار بالاي متقاضيان كار و وضعيت نابسامان بازار اشتغال باعث شده كه جويندگان كار با هر شرايطي تن به خواسته هاي كارفرما داده و با دريافت مبالغ پايين ( 60 تا 70 هزار تومان) كار كنند , حال چگونه بپذيريم كه اين كارگر ماهانه 230 هزار تومان دريافت كند و كارفرمايان نيز ملزم به پرداخت اين مبلغ و رعايت قانون باشند .
نماينده كارگران كاشان تاكيد كرد : تبليغ كردن و جنجال راه انداختن آسان است , اما آيا ضمانت اجرايي كافي براي اجرايي شدن تصميمات وزارت كار پيرامون پرداختها وجود دارد؟
آیا راستی ماهیت کار چیست؟ آیا "کار" با "شغل" یکی است یا تفاوت دارد؟ در فارسی می گوئیم "... کار پیدا کردی؟" و کمتر می گوئیم "... شغل پیدا کردی؟".
می گوئیم شغلت چیست؟ یا به همان معنی شاید بپرسیم این روز ها چکار می کنی؟ یا کار و بار چطوره؟ در زبان انگلیسی واژه های work به معنی کار و job به معنی شغل را داریم که باز هم بسته به زمینه گفتگو به معانی موازی و جایگزین یکدیگر به کار برده می شوند. به راحتی می توان گفت که این روز ها، چه در زبان فارسی و چه در انگلیسی متاسفانه برداشت شنونده از واژه کار بیشتر کاری است که در قبال آن دست مزدی دریافت شود.
در راستای تحول و تکامل این معنی در طی کمتر از دو قرن و نیم گذشته بیشتر مردم هویت و شأن اجتماعی خویش را نیز در گروی "شغل" خویش می دانند.
آزار دهنده ترین سوال از یک فرد بیکار و یا دارای شغلی که در نظر خودش پست و مادون شأن او باشد اینست که از وی بپرسند "خوب شما چکار می کنید؟" و یا "شغلتون چیه؟" یا به قول انگلیسی زبان ها “What do you do?” . به نحوی که شاید برخی خود را به آب و آتش زده و یا حتی ممکن است دروغ مصلحت آمیزی نیز گفته تا آبروی خود را حفظ کنند.
اما آیا می دانستید که واژه شغل مفهومی است مدرن و کاملا مصنوعی که کمتر از حدود دو قرن و نیم پیش به دست بشر مدرن محصول انقلاب صنعتی ساخته شده است؟ هیچ سندی در دست نیست که نشان دهد شغل لزوما ظرف و قالب کار است و یا به تعبیری دیگر کار لزوما می بایست فرآورده شغل باشد.
بر عکس اسناد و نشانه های بسیاری در دست است دال بر اینکه "شغل" ها بوسیله سازمان ها و ادارات ساخته شده اند تا در حقیقت از طریق اعمال مدیریت سلسله مراتبی و منظم، زندگی را برای سازمانها و ادارات راحت تر سازند و نه زندگی کارگر و کارمند را. چرا که می بینیم با همه تحولات و فراز و نشیب هایی که پس از انقلاب صنعتی غرب در چگونگی و فرم سازمان ها و ادارات رخ داده، هنوز هم متاسفانه اکثرا این کارکنان هستند که می بایست مانند خمیر مجسمه سازی برنامه زندگی خویش را با ضربان قلب و کار کرد "سازمان" تطبیق دهند و نه بالعکس!
البته اگر منصفانه قضاوت کنیم می پذیریم که برای انجام کار های بزرگتر از ظرفیت یک نفر نیاز به کار گروهی است و کار گروهی هم طبیعتا نیاز به نوعی تقسیم مسئولیت بر اساس مهارت ها و توانائیهای کارکنان و نهایتا هماهنگی بین آنها دارد. در مورد چگونگی و مدلهای گوناگون این تقسیم مسئولیتها و هماهنگی کاری بحث و گفتگو های تخصصی بسیاری همواره در جریان بوده و هست که از محدوده این مقاله مختصر و حوزه تخصص این حقیر به دور می باشد. اما در حاشیه بد نیست بدانیم که مدل غالب سلسله مراتبی امروزی لزوما مناسب ترین مدل برای همه نوع فعالیتهای کاری گروهی بشر نمی باشد.
اما آنچه که اهمیت بیشتری دارد و دلیل اصلی نوشتن این مطلب می باشد همان ضرب المثل معروف پارسی خودمان است که "هر کسی را بهر کاری ساختند". مقصود از این باز هم تنها تقسیم کار بر اساس مهارت ها نیست، چرا که این نوع تقسیم بندی در حالیکه خواسته های سازمانها را برآورده می کند لزوما کارکنان را از صمیم قلب خوشحال و راضی نمی تواند بکند.
چه بسا می بینیم و می شنویم که بسیاری از کارکنان شغل خود را فقط یک "شغل" می دانند و بقول انگلیسی زبان ها “It’s a job, someone has to do it” بسیاری شغل خود را آنطور نمی بینند که لزوما با اشتیاق به خاطر آن صبح از خواب بیدار شده و بخواهند با دل و جان به سر کار خود بروند.
ادامه دارد
مترجم: سيدحبيبالله شاهركني
آيا تاكنون شما فرد نامناسبي را براي يك موقعيت شغلي استخدام كردهايد؟ اگر مديري همچون ديگر مديران باشيد، پاسختان «بله!» است.
براي پرهيز از اين اشتباه كه موجب ميشود زمان بيهوده هدر رود چه بايد كرد؟
شايد بهترين راه اين باشد كه از همان ابتدا سعي كنيد «فرد مناسبي» را انتخاب كنيد. براي اين كار، انجام يك مصاحبه هدفدار و تنظيم شده ميتواند مفيد باشد. پس بهتر است كه براي برگزاري چنين مصاحبهاي مهيا شويد! براي اين منظور، فهرستي از نيازهاي شغلي و ويژگيهاي كار را به ترتيب اولويتبندي كنيد و پرسشهاي باز و آزادي براي پرسيدن از متقاضي كار دردست داشته باشيد. اين روش كمك ميكند تا در استخدام متقاضي اشتباه كمتري صورت پذيرد. حال بايد تصميم بگيريد كه چه سوالاتي را از متقاضي بپرسيد.
پيشنهاد ميشود، در وهله اول تعيين كنيد كه شغل موردنظرتان، چه مهارتها و آموزشهايي نياز دارد و بدينوسيله يك شرح شغل تهيه كنيد كه در آن فهرستي از نيازهاي شغلي كه براي انجام كار در آن موقعيت شغلي لازم است گنجانده شده باشد.
معمولاً درست تعيين نكردن نيازهاي شغلي يكي از دلايل اصلي شكست در انتخاب صحيح كارمند است.
وقتي كه «شرح شغل» را آماده كرديد، حال ضروري است «فرم درخواست شغل» را تهيه كنيد. اين فرم كه بهوسيله متقاضي تكميل ميشود، ميبايست در اولين باري كه او جهت مصاحبه ميآيد در اختيارش قرار گيرد. چنانچه فرم درخواست خوب طراحي شده باشد، متقاضي ناچار خواهدشد با دقت به سوالات توجه كند و پاسخهاي موردنيازتان را ارائه كند.
البته، شايد بعضي از متقاضيان قبل از مراجعه، شرح حالي (رزومه) از خود ارائه كرده باشند، ولي به نظر نميرسد كه اين شرح حال كافي باشد و چنانچه فرم درخواست خوب طراحي شده باشد، به دريافت اطلاعات موردنياز از متقاضي كمك بيشتري خواهدكرد.
بعضي از مطالبي را كه ميتوان در فرم درخواست گنجاند، بدين قرارند:
O حقوق مورد درخواست متقاضي چقدر است؟
O او در چه محلي مايل است به كار مشغول شود؟
O تجربيات و سابقه شغلي وي در چيست؟
O چند سال سابقه كار دارد؟
O در چه محلهايي قبلاً كار كرده است؟
O دلايل ترك شغلهاي قبلي و فعلياش چيست؟
اين قبيل سوالات، پيش از ورود متقاضي به جلسه مصاحبه، اطلاعاتي دراختيار شما ميگذارد كه بهوسيله آنها ميتوانيد سير جلسه را به درستي هدايت كنيد.
ذيلاً، فهرستي از «ده سوال كليدي براي زماني كه با يك متقاضي مصاحبه ميكنيد» ارائه گرديده است. قبل از مصاحبه ميتوانيد اين فهرست را اصلاح يا سوالات ديگري به آن اضافه كنيد و سعي كنيد مطمئن شويد كه همه سوالها اعم از شفاهي يا كتبي شما را در انجام يك مصاحبه موفق كمك ميكند.
در طول مصاحبه، استفاده از يادداشتبرداري بسيار لازم است، چون حتي بسياري از مصاحبهكنندگان باتجربه هم محتملاً نميتوانند همه اطلاعات مطرح شده توسط متقاضي را به خاطر آورند و چون اطلاعات هم در طول مصاحبه و هم بعداز آن به شما كمك ميكنند تا واكنش مناسب نشان دهيد، لذا يادداشتبرداري را يكي از اجزاي اصلي مصاحبه بدانيد.
بايد از پرسش سوالات نامناسب اجتناب كنيد و مطمئن شويد كه همه سوالها اطلاعات لازم را براي شما گرد خواهدآورد. چقدر خوب است كه قبل از انجام مصاحبه، فرم درخواست كار و سوالات موردنظرتان را با مشاوري كه از قوانين كار مطلع است درميان بگذاريد تا مغايرتي با قوانين نداشته باشند.
در شروع مصاحبه، بد نيست به متقاضي بگوييد كه پاسخهاي او را با پاسخهاي مراجعي كه او معرفي كرده است، مقايسه خواهيد كرد و بايد وي شايستگي خود را براي احراز شغل به اثبات برساند.
سعي كنيد درحين مصاحبه، شرايط راحتي براي متقاضي فراهم سازيد، چون تجربه نشان داده است، افرادي كه داوطلب استخدام هستند درحالت راحت بودن، اطلاعات بيشتري ارائه ميكنند.
چنانچه نياز باشد ميزان تحمل يك متقاضي در تحت شرايط فشار سنجيده شود، بهتر است اين كار به پايان جلسه و يا يك جلسه ديگر موكول گردد.
شما اكنون براي شروع مصاحبه و پرسش سوالات آماده هستيد. پرسشهاي شماره 1 و 2 در زمينه مسئوليتهاي شغلي است. پاسخهايي كه به اين سوالات داده ميشوند، كمك خواهندكرد تا متوجه شويد وي چه كاري را خوب انجام ميداده است.
سوال اول: سه وظيفه اصلي در شغل فعلي (گذشته)تان چيستند؟ از كدام مسئوليت بيشتر از همه لذت ميبريد (بردهايد)؟ چرا؟
- اين سوال براي هريك از شغلهايي پرسيده ميشود كه متقاضي قبلاً داشته است. مسئوليتهايي كه متقاضي از آنها لذت برده است، احتمالاً آنهايي خواهند بود كه وي بهدرستي و بهخوبي انجام ميداده است.
وقتي جواب اين پرسش را دريافت كرديد، ميتوانيد با استفاده از جمله «چرا از آن لذت بردهايد؟» به انگيزه و دلايل متقاضي بيشتر پي ببريد و بدينترتيب مشخص سازيد كه متقاضي از چه نوع كاري خوشش ميآيد و دوست دارد آن را انجام دهد.
سه وظيفه اصلي كه از آنها كمتر لذت ميبردهايد، كدامند؟ چرا؟
- اين پرسش نيز براي هريك از شغلهايي پرسيده ميشود كه متقاضي قبلاً داشته است. وظايفي كه وي از آنها كمتر لذت ميبرده است، ممكن است آنهايي باشند كه وي خوب انجام نميداده است. شما ميتوانيد پاسخ اين پرسش را با كلمه «چرا؟» ادامه دهيد، بخصوص اگر كارهايي كه او از آنها لذت نبرده است، وظايفي باشند كه براي شغل موردنظرتان لازم باشند. در اين صورت متقاضي براي آن كار، مناسب نخواهد بود.
ادامه دارد
نکاتی در مورد بلوف زدن
در این قسمت به نکاتی اشاره می شود که شما می بایست همواره هنگام بلوف زدن در نظر بگیرید تا در تمام شرایط فرد پیروز میدان باشید.
بر روی مسائل نادر مثل پرواز کردن لاف نزنید
اگر به تمام جزئیات بلوف خود تسلط نداشته باشید، مطمئنا بازنده خواهید بود. خود را آماده کنید، آماده کنید، آماده کنید.
اگر به جلسه بزرگی که قرار است در آن لاف بزنید وارد شدید داست
