تبليغاتX
به انديش
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت


بادت انــــدر شهـــــریـــــاری بــر قـــــرار و بــــر دوام


سال خـــرم، فـال نیــــکو، مــال وافــر، حـال خـــوش


اصـــل ثــابت، نســل باقــی، تخت عالــی، بخــت رام

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 9:31 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

چگونه به رئيس خود مي‌گوييد كه اشتباه مي‌كند؟

 پاسخ كوتاه اين است: بسيار محتاطانه.

 

با اين كه انجام چنين كاري ريسك بزرگي به نظر مي‌رسد، نكات مثبت بسياري نيز به همراه دارد. زماني كه شما بازخوردهاي با ارزش به رييس خود ارايه مي‌دهيد، او به شما به عنوان راه‌نماي معتمدي ارزش مي‌نهد.

خواه شما نايب رئيسي باشيد كه با مديرعامل شركت مخالفت مي‌كنيد و خواه كارمند دون پايه‌اي كه با سرپرست خود اختلاف عقيده داريد، كليد مخالفت كردن با رئيس اين است كه بدانيد چگونه عقايد خود را مطرح كرده و با وي در ميان بگذاريد.

بايد مطالبي را كه عنوان مي‌كنيد، منطقي و صحيح باشند. اما حتي زماني كه حق با شماست، اگر عقايد خود را با طرز برخورد مناسبي عنوان نكنيد، به طور حتم كسي به سخنان شما گوش نخواهد داد.

 

در اين جا به بيان هفت راه براي مطلع ساختن مديران و سرپرستان از اشتباهات خود مي‌پردازيم:

 

1) با عصبانيت وارد جلسه‌ي گفت‌وگو نشويد.

 

به طور كلي، مدتي وقت لازم است تا سرپرستان متوجه شوند كه سياست و نوآوري جديدي را كه در پيش گرفته‌اند، به درستي عمل نمي‌كند. تغييرات بدون مواجه شدن با حوادث غير منتظره، در شركت‌ها ايجاد نمي‌شوند.

پيش از آن كه هر اقدامي انجام دهيد، اطمينان داشته باشيد كه سياست جديدي به نفع شركت به مدير و يا سرپرست خود ارايه خواهيد داد. چنان‌چه عصباني هستيد و فكر مي‌كنيد كه با پرخاش‌گري و رفتاري نادرست با رئيس خود مواجه خواهيد شد، پيش از ملاقات با وي، با يكي از دوستان خود درباره‌ي اين موضوع به گفت‌وگو بپردازيد و يا اين كه صداي خود را بر روي نواري ضبط كنيد. سپس نوار را برگردانده و به صداي خود گوش دهيد.

به طور حتم با اين روش متوجه راه‌ها و پيشنهادهاي بهتري براي ارايه به رئيس خود مي‌شويد كه وي را تشويق به بهبود اوضاع خواهد كرد.

 

2) اجازه بگيريد .

 

پيش از آن كه وارد جلسه‌ي گفت‌وگو با رئيس خود بشويد، از وي درباره‌ي موضوع بحث خود كسب اجازه كنيد. بعضي اوقات، شايد زماني را كه براي گفت‌وگو با رئيس خود انتخاب مي‌كنيد، زمان مناسبي نباشد.

ممكن است در آن زمان رئيس شما درگير مشغله‌ي ذهني باشد و يا در حال حل مسايل و مشكلات ديگر، بنابراين اگر به شما وقت ملاقات داده نشد، بايد دوباره در وقت بهتري تلاش كنيد.

 

3) به عقيده‌ي خود اطمينان داشته باشيد.

 

اگر قصد داريد از شرايط موجود در شركت و عملكرد رئيس خود شكايت كنيد، به اعتراضات خاص و مهم‌تر در پايان جلسه‌ي گفت‌وگو اشاره كنيد. بر روي اطلاعات و نقطه نظراتي تاكيد داشته باشيد كه بر گفته‌ها و اعتراضات شما صحه گذارد.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 9:12 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

سخنراني در جمع براي اغلب افراد كار دشواري است. اگر مـي خـواهـيـد انـسـان موفـقي باشيد،  بايد بر تكنيـكهـاي سخنراني تسلط پيدا نموده و يا حداقل هنگام صـحبـت در يك جمع احساس راحتي كنيد.

 

منظور از يك جمع، 500 سهامـدار عـصـبـانـي در جـلسـات آخر سال نيست، بلكه ميتواند از چند فروشنده، كارمـند و يا چند دوست در جشن تولد نيز تشكيل شود.

سخنراني در جمع به اين معني است كه شما چندين شنونده داريد كه در اغلب اوقات به تـك تـك واژه هـايـي كه از زبـان شمـا ادا ميشود، گوش ميدهند. به همين دليل اشتبـاه نـكـردن شما در حين صحبت حائز اهميت است.

 

در ادامه به 7 روش ساده جهت بهبود سخنراني در جمع اشاره شده است.

 

1. آرام و ريلكس باشيد

 

بـرخي از افـراد همين كه به صحبت كردن در جمع فكر ميكنند، دچار اضطراب و نـا آرامـي شده و هنگامي كه در مقام عمل شروع به سخنراني مي كنند، خشكشان مـي زنــد، تپش قلبشان شديدتر ميشود، دستانشان شروع به لرزش ميكند و بصورتي گسسـتـه و لكنت وار شروع به صحبت مي نمايند.

موضـوع مـهمي كـه بـايد بخاطر داشت باشيد اين است كه در شرايط مرگ و زندگي قرار نداشته و صرفا" در حال گقـتن چند كلمه حرف حساب ( و يا هر چيزي ديگري كه دوست داريد اسمش را بگذاريد ) به ديگران هستيد.

چه دو نفر باشند چه 200 نفر، بايد بـه يـك طريق صحبت كنيد به اينصورت كه عصبي نشويد، روي موضوع مربوطه تمركز كنيد و كار را به اتمام برسانيد.

 

2. موضوع مورد بحث را بشناسيد

 

معمولا ما زماني دچار اضطراب و نا آرامي مي شــويم كه كـاري كـه در مـورد آن تـبـحر و شناختي نداريم، مجبور به انجامش مي گرديم.

افـراد انـدكي داراي تبحر كامل در زمينه سخنراني در جمع مي باشند اما اغلب مي توانند در صورت داشتن آمادگـي منـاسـب، از عهده آن بخوبي برآيند. كليد اين آمادگي آشنا بودن و شناختـن دقيق مـوضـوع مــورد صحبت مي باشد.

اگر شما يـك مديـر اجـرايـي در شـركت تـوليد نوشابه بوده و قصد سخنراني در مورد بازار رقابتي را داريد، بايد از همه ريزه كاريها و جزئيات شركتهاي ديگر توليد نوشابه همـانـنـد شركت خود آگاه باشيد.

زماني را براي نت بـرداري و خـلاصـه سـازي ايـده هـاي خـود در قالب نوشتارهاي كوچك اختصاص دهيد.مرحله بعدي كار اين است كه آن قالبهاي كوچك را بخاطر سپرده و هنگام سخنراني آنها را بسـط و گسترش دهيد.

اگر جلسـه پرسش و پاسخ در ميـان است، سـعـي كنـيـد سـؤالات احتمالي و پاسخهاي آنها را از قبل مهيا و آماده نماييد.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 2:47 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 



معاون وزير كار ، ميزان حداقل دستمزد كارگران مشمول قانون كار براي سال 85 را 150 هزار تومان اعلام كرد." ابراهيم نظري جلالي" معاون تنظيم روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي ، در گفت وگو با خبرنگاران ، ضمن اعلام اين خبر تصريح كرد : حداقل دستمزد روزانه كارگران مشمول قانون كار ، از 4 هزار و86 تومان و 4 ريال ، به 5 هزار تومان در روز افزايش يافت كه نسبت به ميزان سال جاري آن 3/22 درصد افزايش داشته است .


معاون وزير كار ، نرخ تورم اعلامي از سوي بانك مركزي را 13 درصد اعلام كرد و گفت : ميزان حداقل دستمزد كارگران در سال 85 دست كم 9 درصد بيشتر از نرخ تورم اعلام شده است.نظري جلالي ، با اشاره به اين كه حداقل دريافتي كارگران مشمول كار در سال 85 ، برابر با 200 هزار تومان خواهد بود ، گفت :

- در سال 85 حق عائله مندي به ازاي هر اولاد ، 15 هزار تومان و تا سقف 30 هزار تومان براي 2 فرزند

-  بن غير نقدي 10 هزار تومان

- و كمك هزينه مسكن 10 هزار تومان تعيين شده است.

معاون وزير كار همچنين در خصوص ساير سطوح مزدي اعلام كرد : براي ساير سطوح مزدي در سال 85 ، معادل 10 درصد به اضافه ماهانه 15 هزار تومان پرداخت اضافه در نظر گرفته شده است.نظري جلالي در خصوص حداقل دستمزد كارگران قرار داد موقت گفت :‌‏ با موافقت گروه هاي كارگري و كارفرمايي ، حداقل دريافتي كارگران قرارداد موقت ، 230 هزار تومان تعيين شد.

معاون وزير كار در ادامه اين گفت و گو ، از ساماندهي شركت هاي خدمات نيروي انساني در تهران خبرداد و گفت : تاكنون 600 فقره بازرسي از شركت هاي خدماتي در تهران انجام شده و تصميم داريم تا مجوز كارفرمايان متخلف را لغو كنيم.معاون وزير كار افزود: در خصوص موضوع تامين اجتماعي كارگران قرار داد موقت و بن كارگران ، تصميمات جديدي اتخاذ كرده ايم كه به زودي اعلام خواهد شد.وي افزود : تمامي شهرداري ها ، نهادها و ارگان هاي تحت پوشش در قالب ساماندهي شركت هاي خدمات نيروي انساني بايد مقررات جديد وزارت كار را رعايت كنند.

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 14:48 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

داد و ستد در کل به معنای دریافت چیزی در قبال دادن چیز دیگری است. اگر این کار به درستی انجام شود، هر دو طرف معامله راضی خواهند بود. اما اگر نادرست انجام شود، حال هر دو طرف معامله گرفته خواهد شد.

 

در اینجا برای شما چند راهکار در معامله را ذکر می کنیم. به این نکته ها خوب دقت کنید و آن ها را در مغزتان حک کنید.

 

1-  هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید


بسیار ساده است، اینطور نیست؟

تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای معامله قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. ببینید که طرف مقابلتان اهل کجاست و با این کار تا حدودی می توانید بفهمید که مایل است چقدر جنس را معامله کند. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان باخبر شوید.

 

2-  همیشه دو خریدار را در کنار هم قرار دهید


کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در تجارت ، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.

 

3-  همیشه قیمت بالاتری بدهید


همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعكار جلوه خواهید کرد !

 

4-  هیچوقت خود را مشتاق نشان ندهید


هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.

 

5-  همیشه برای ترک معامله آماده باشید


اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک معامله باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که معامله ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.

 

6.  فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد

 

یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتمد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.

 

7-  یاد بگیرید که ساکت بمانید


گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید.

برای 30 دقیقه، 90 دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید. سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.

 

8-  در مورد همه چیز تحقیق کنید


چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در محل مذاکره می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.

 

9-  هیچوقت در وسط کار معامله را بر هم نزنید


در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا معامله را تمام کنید، اما مهم این است که معامله نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن است آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن معامله نداشته باشید.

 

10-  همیشه خونسرد باشید


مهم نیست که طرف مقلبلتان با شما بد حرف می زند یا کالایتان را تحقیر می کند، شما هیچگاه خونسردیتان را از دست ندهید و مذاکره را به بیراهه نکشید. با بدرفتاری چیزی جز شرمندگی نصیبتان نخواهد شد.

  

کار را به نماینده تان بسپارید!

 

ممکن است هر چند بار هم که این مقاله را بخوانید باز احساس کنید که هنوز در معامله استاد نشده اید. بنابراین در اینجا به آخرین توصیه اشاره می کنم که از تمام این نکات با ارزش تر است:

 اگر شک دارید، یا حوصله این کارها را ندارید، نماینده ای برای خود پیدا کنید که این کارهایتان را انجام دهد. این نماینده هر کسی می تواند باشد، یک وکیل حقوقی یا یکی از همکاران باتجربه، ولی به هر حال مسئله مهم این است که اگر حوصله ندارید به هیچ وجه این کار را خودتان انجام ندهید.

 

پايان

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 8:59 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

 اکثرا تمام مدت در انتظار پایان روز کاری و جمعه و احتمالا پنجشنبه  بسر می برند و شنبه ها نیز همه می دانیم که چقدر روز سختی است.

بنابر این آیا بهتر نبود بجای اینکه سازمانها و ادارات ، ما را مثل خمیر مجسمه سازی به شکل و ساختار خود در می آوردند، کارکنان بر اساس استعداد ها و نیاز های واقعی خود کار دلخواه خود را با قیمتی مناسب به سازمانها عرضه می کردند و سازمانها بر حسب این قابلیتها و مهارتهای عرضه شده، بصورتی انعطاف پذیر و معجزه آسا به شکل مناسب در می آمدند تا خواسته های کارکنان محبوبشان را بر آورده نموده و در ضمن سود آور و مفید برای جامعه نیز باشند؟

خوب اینکه خیالی است خام و آرمان گرایانه. اما شاید حد وسطی هم وجود داشته باشد. چرا حد اقل ما سعی نکنیم تا دریابیم  "ما را بهر چه کاری ساختند؟".

بگذریم از اینکه شاید تعلیمات و تحصیلات ما از ما یک پرستار یا دکتر یا منشی یا نجار یا وکیل یا قالب ساز یا مکانیک یا فروشنده یا ... ساخته است، اما آیا هویت شغلی-حرفه ای ما با هویت درونی-شخصیتی واقعی ما تطابق کافی دارد یا خیر؟

 متاسفانه آمار و ارقام میزان رو به رشد افسردگی و سر در گمی ها در پیدا کردن و نگاه داشتن شغل مناسب و تعداد  روز افزون افراد نیمه کار و کم کار و یا دارای شغلهای موقت بیشتر حاکی از آنست که نیاز به کسب درآمد برای گذران زندگی و در اکثر موارد – در کشورهای صنعتی پیشرفته مثل استرالیا – برای دستیابی به زندگی لوکس غیر ضروری، هویت شغلی-حرفه ای ما با هویت درونی ما تطابق کافی ندارد.

با توجه به ابعاد عظیم دنیای کاری جا افتاده امروز، دست و پنجه نرم کردن با امواج سهمگین آن کاری است بس دشوار که حتی خیال آن می تواند عرق سرد یاس را بر تن هر کس جاری کند. گذشته از این اکثر ما در همین سیستم کاری بزرگ شده ایم و طوری بار آمده ایم که گر چه شاید در ته دل از شغل خود اصلا راضی نباشیم لیکن نمی دانیم واقعا "بهر چه کاری ساخته شده ایم". 

تمام باور ها و آموزش های ما به ما می گویند که در این سیلاب عظیم فرصت تامل و باز اندیشی خود و استعدادهای درونی خود را نداریم. پس چه بهتر که مانند اکثریت تن به جریان آب این رودخانه خروشان داده و اجازه دهیم هر حا که می رود ما را با خود ببرد.

راه کار چیست؟ راستش من هم نمی دانم! اما اینقدر می دانم که برای هر یک از ما  راهی برای رسیدن به خود وجود دارد و آن راه را تنها خود می دانی که چیست.

اگر چنانچه از شغل خود راضی نیستیم حد اقل این را به خود مدیونیم که با کاهش از گذاشتن وقت روی کارهای عادی و روزمره ای که به آنها عادت کرده ایم، فرصتی هر چند ناچیز در زندگی خویش ایجاد نموده و با اعصابی راحت و بی دغدغه از دیده دل به درون خود بنگریم و توانائیها و استعدادهای واقعی خویش را خارج از ساختار های قالبی سازمانی و اداری امروزه بشناسیم و به جوانه درون دل خود رخصت رشد دهیم.

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 2:32 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  

 


‌پرسشهاي‌ سوم‌ و چهارم‌ به‌ سبك‌ مديريت‌ تعلق‌ دارند. پاسخهاي‌ اين‌ پرسشها كمك‌ خواهندكرد تا ويژگيهاي‌ شخصيتهايي‌ كه‌ متقاضي‌ تمايل‌ دارد (يا تمايل‌ ندارد) با آنها كار كند را بشناسيد.


‌سبك‌ مديريت‌ سرپرست‌ فعلي‌ شما چگونه‌ است؟ آيا اين‌ سبك‌ مديريت‌ را دوست‌ داريد؟ چرا بله‌ يا چرا نه؟


- اين‌ سوال‌ براي‌ هر شغل‌ مي‌تواند پرسيده‌ شود. پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال، مي‌تواند به‌ سوال‌ شماره‌ 4 بپيوندد كه‌ اطلاعاتي‌ درخصوص‌ سبك‌ مديريت‌ ترجيحي‌ متقاضي‌ ارائه‌ مي‌كند.


اگر شما مدير باشيد، سبك‌ مديريتتان‌ چگونه‌ خواهدبود؟


- در پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال، عده‌ زيادي‌ به‌ سبك‌ مديريتي‌ اشاره‌ خواهند كرد كه‌ همسان‌ خودشان‌ است.

 

اگر اطلاعاتي‌ كه‌ درخصوص‌ سبك‌ مديريت‌ متقاضي‌ به‌دست‌ مي‌آوريد از سبك‌ مديريت‌ شما يا فرهنگ‌ شركتتان‌ متفاوت‌ باشد، ممكن‌ است‌ اين‌ شخص‌ براي‌ استخدام‌ مناسب‌ نباشد.


شما در گذشته‌ به‌ صورت‌ تيمي‌ كار مي‌كرده‌ايد يا مستقل؟ كداميك‌ را ترجيح‌ مي‌دهيد؟ چرا؟

 

- پرسشهاي‌ 5 و 6 كمك‌ مي‌كنند تا بهترين‌ حالت‌ كاري‌ كه‌ براي‌ متقاضي‌ مناسب‌ است‌ شناسايي‌ گردد.


‌اگرچه‌ كار تيمي‌ براي‌ بسياري‌ از سازمانها از ارزش‌ فوق‌العاده‌اي‌ برخوردار است، اما چنانچه‌ دريافتيد كه متقاضي، فردي‌ مستقل‌ و خودگردان‌ است، چه‌ بسا اين‌ بهترين‌ كسي‌ باشد كه‌ براي‌ شغل‌ موردنظرتان‌ مي‌تواند مورداستفاده‌ قرار گيرد.


در كار فعلي‌تان، چند ساعت‌ در روز كار مي‌كنيد؟ درخصوص‌ اين‌ مدت‌ زمان، چه‌ احساسي‌ داريد؟

- پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال، اطلاعاتي‌ به‌ شما خواهد داد كه‌ نشان‌ مي‌دهند متقاضي‌ درچه‌ ساعاتي‌ از روز تمايل‌ دارد كار كند.

فرضاً‌ اگر شغل‌ پيشنهادي‌تان‌ نياز به‌ اضافه‌ كار داشته‌ باشد، آيا وي‌ حاضر است‌ در ساعات‌ اضافه‌ بر زمان‌ رسمي‌ هم‌ كار كند. اگر متقاضي‌ به‌ اين‌ كار تمايل‌ نداشت، اين‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ او فرد مناسبي‌ براي‌ شغل‌ موردنظرتان‌ نيست.


‌پرسشهاي‌ شماره‌ 7 و 8 ميزان‌ توانايي‌ فكري‌ و عملي‌ فرد و ميل‌ او براي‌ رشد را نشان‌ مي‌دهد و بدين‌وسيله‌ درخواهيد يافت‌ كه‌ آيا او قادر به‌  چالش‌ در كار هست‌ يا خير؟


سه‌ نمونه‌ از قويترين‌ ظرفيتهاي‌ كاري‌ را كه‌ فكر مي‌كنيد دارا هستيد، بگوييد و توضيح‌ دهيد كه‌ چطور قادريد تا اين‌ تواناييها را در كارتان‌ مورداستفاده‌ قرار دهيد.


- پاسخ‌ اين‌ سوال، درخصوص‌ مهارتهايي‌ كه‌ فرد متقاضي‌ دارد، اطلاعات‌ ارائه‌ مي‌كند. بايد هوشيار باشيد كه‌ ببينيد كدام‌ يك‌ از اين‌ مهارتها براي‌ كار موردنظرتان‌ مي‌تواند مورداستفاده‌ قرار گيرد. در به‌كاربردن‌ اين‌ سوال، مي‌بايست‌ به‌دنبال‌ پاسخهايي‌ باشيد كه‌ مهارتهاي‌ نرم‌افزاري‌ و سخت‌افزاري‌ متقاضي‌ را برملا مي‌كنند.

 البته‌ مي‌توانيد قابل‌ اعتمادبودن، خبره‌بودن، مشتري‌گرايي و غيره‌ را از خلال‌ پاسخهاي‌ به‌ اين‌ سوال‌ به‌دست‌ آوريد.


كدام‌ مهارتها و دانشها را دوست‌ داريد براي‌ انجام‌ كارتان، پرورش‌ دهيد. سه‌ نمونه‌ از مهمترين‌ آنها را ذكر كنيد.


- پاسخ‌ اين‌ پرسش‌ مي‌تواند نشان‌ دهد كه‌ متقاضي‌ به‌ كدام‌ جنبه‌ از شخصيت‌ وجودي‌ و همچنين‌ مهارتهاي‌ شغلي‌اش‌ بها مي‌دهد كه‌ تمايل‌ دارد آنها را رشد دهد. با اين‌ شناخت‌ مي‌توانيد دريابيد كه‌ آيا اهداف‌ رشد او با شايستگي‌ شغلي‌ موردنظرتان‌ مرتبط‌ هستند يا خير؟


‌پرسش‌ شماره‌ 9 به‌ انگيزش‌ توجه‌ دارد و نشان‌ مي‌دهد كه‌ متقاضي‌ به‌ چه‌ وسيله‌ از انگيزش‌ بيشتري‌ برخوردار مي‌شود.

با پول، امنيت‌ شغلي‌ و يا يك‌ محيط‌ كاري‌ كه‌ در آن‌ احساس‌ راحتي‌ كند.


چرا قصد داريد كار فعلي‌تان‌ (كار قبلي‌تان) را ترك‌ كنيد؟


- اين‌ پرسش‌ براي‌ هر تعداد كاري‌ كه‌ متقاضي‌ قبلاً‌ داشته‌ است‌ و آن‌ را در فرم‌ درخواست‌ يا شرح‌ حال‌ (رزومه) خود نام‌ برده‌ است، مي‌تواند مورداستفاده‌ قرار گيرد.

 

در اين‌ بخش، پرسش‌ شماره‌ 10 را مطرح‌ مي‌كنيد، پاسخ‌ به‌ اين‌ پرسش‌ مي‌تواند عصاره‌ تمام‌ پاسخهايي‌ باشد كه‌ تاكنون‌ از متقاضي‌ دريافت‌ كرده‌ايد.


از تمام‌ مشاغلي‌ كه‌ تاكنون‌ دارا بوده‌ايد، كدام‌ يك‌ را بيشتر از همه‌ دوست‌ داشته‌ايد؟ چرا؟


- پاسخ‌ به‌ اين‌ پرسش، به‌طور خلاصه‌ خواهد گفت‌ كه‌ متقاضي‌ از يك‌ كار چه‌ انتظاراتي‌ دارد. پاسخهايي‌ كه‌ ازطريق‌ اين‌ ده‌ پرسش‌ به‌دست‌ آورده‌ايد، مي‌تواند از طريق‌ مراجعي‌ كه‌ او قبلاً‌ در فرم‌ درخواست‌ يا شرح‌ حال، معرفي‌ كرده، مورد تحقيق‌ قرار گيرند و سرانجام‌ تصميم‌ بگيريد كه‌ اين‌ متقاضي‌ را استخدام‌ بكنيد يا نه ؟

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 2:22 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

نماينده كارگران كاشان مي گويد كه در واحدهاي كوچك و صنفي كه از شمول قانون كار خارج شده اند , چه تضميني وجود دارد كه به كارگران قراردادي ماهانه 230 هزار تومان پرداخت شود و آيا كارفرمايان اين گونه واحدها توان پرداخت دستمزد اعلام شده از سوي وزارت كار را دارند .
"ماشاء الله ذهتابي" , در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگري ايلنا, تصريح كرد‌‏: نفس عمل وزارت كار در تعيين مبلغ 230 هزار تومان براي كارگران قراردادي خوب است و ما ازطراحان آن قدرداني مي كنيم , اما كدام كارفرما حاضر مي شود كه به كارگر قراردادي خود اين مبلغ را پرداخت نمايد .
اين نماينده كارگري اضافه كرد : آمار بالاي متقاضيان كار و وضعيت نابسامان بازار اشتغال باعث شده كه جويندگان كار با هر شرايطي تن به خواسته هاي كارفرما داده و با دريافت مبالغ پايين ( 60 تا 70 هزار تومان) كار كنند , حال چگونه بپذيريم كه اين كارگر ماهانه 230 هزار تومان دريافت كند و كارفرمايان نيز ملزم به پرداخت اين مبلغ و رعايت قانون باشند .
نماينده كارگران كاشان تاكيد كرد : تبليغ كردن و جنجال راه انداختن آسان است , اما آيا ضمانت اجرايي كافي براي اجرايي شدن تصميمات وزارت كار پيرامون پرداخت‌‏ها وجود دارد؟

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:8 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

آیا راستی ماهیت کار چیست؟ آیا "کار" با "شغل" یکی است یا تفاوت دارد؟ در فارسی می گوئیم "... کار پیدا کردی؟" و کمتر می گوئیم "... شغل پیدا کردی؟".

 می گوئیم شغلت چیست؟ یا به همان معنی شاید بپرسیم این روز ها چکار می کنی؟ یا کار و بار چطوره؟ در زبان انگلیسی واژه های work  به معنی کار و job  به معنی شغل را داریم که باز هم بسته به زمینه گفتگو به معانی موازی و جایگزین یکدیگر به کار برده می شوند. به راحتی می توان گفت که این روز ها، چه در زبان فارسی و چه در انگلیسی متاسفانه برداشت شنونده از واژه کار بیشتر کاری است که در قبال آن دست مزدی دریافت شود.

در راستای تحول و تکامل این معنی در طی کمتر از دو قرن و نیم گذشته  بیشتر  مردم هویت و شأن اجتماعی خویش را نیز در گروی "شغل" خویش می دانند.

 آزار دهنده ترین سوال از یک فرد بیکار و یا دارای شغلی که در نظر خودش پست و مادون شأن او باشد اینست که از وی بپرسند "خوب شما چکار می کنید؟" و یا "شغلتون چیه؟" یا به قول انگلیسی زبان ها “What do you do?” . به نحوی که شاید برخی خود را به آب و آتش زده و یا حتی ممکن است دروغ مصلحت آمیزی نیز گفته تا آبروی خود را حفظ کنند.

اما آیا می دانستید که واژه شغل مفهومی است مدرن و کاملا مصنوعی که کمتر از حدود دو قرن و نیم پیش به دست بشر مدرن محصول انقلاب صنعتی ساخته شده است؟ هیچ سندی در دست نیست که نشان دهد شغل لزوما ظرف و قالب کار است و یا به تعبیری دیگر کار لزوما می بایست فرآورده شغل باشد.

  بر عکس اسناد و نشانه های بسیاری در دست است دال بر اینکه "شغل" ها بوسیله سازمان ها و ادارات ساخته شده اند تا در حقیقت از طریق اعمال مدیریت سلسله مراتبی و منظم، زندگی را برای سازمانها و ادارات راحت تر سازند و نه زندگی کارگر و کارمند را.   چرا که می بینیم با همه تحولات و فراز و نشیب هایی که پس از انقلاب صنعتی غرب در چگونگی و فرم سازمان ها و ادارات رخ داده، هنوز هم متاسفانه اکثرا این کارکنان هستند که می بایست مانند خمیر مجسمه سازی برنامه زندگی خویش را با ضربان قلب و کار کرد "سازمان" تطبیق دهند و نه بالعکس!

البته اگر منصفانه قضاوت کنیم می پذیریم که برای انجام کار های بزرگتر از ظرفیت یک نفر نیاز به کار گروهی است و کار گروهی هم طبیعتا نیاز به نوعی تقسیم مسئولیت بر اساس مهارت ها و توانائیهای کارکنان و نهایتا هماهنگی بین آنها دارد.  در مورد چگونگی و مدلهای گوناگون این تقسیم مسئولیتها و هماهنگی کاری بحث و گفتگو های تخصصی بسیاری همواره در جریان بوده و هست که از محدوده این مقاله مختصر و حوزه تخصص این حقیر به دور می باشد. اما در حاشیه بد نیست بدانیم که مدل غالب سلسله مراتبی امروزی لزوما مناسب ترین مدل برای همه نوع فعالیتهای کاری گروهی بشر نمی باشد.

اما آنچه که اهمیت بیشتری دارد و  دلیل اصلی نوشتن این مطلب می باشد همان ضرب المثل معروف پارسی خودمان است که "هر کسی را بهر کاری ساختند". مقصود از این باز هم تنها تقسیم کار بر اساس مهارت ها نیست، چرا که این نوع تقسیم بندی در حالیکه خواسته های سازمانها را برآورده می کند لزوما کارکنان را از صمیم قلب خوشحال و راضی نمی تواند بکند.

 چه بسا می بینیم و می شنویم که بسیاری از کارکنان شغل خود را فقط یک "شغل" می دانند و بقول انگلیسی زبان ها “It’s a job, someone has to do it”  بسیاری شغل خود را آنطور نمی بینند که لزوما با اشتیاق به خاطر آن صبح از خواب بیدار شده و بخواهند با دل و جان به سر کار خود بروند.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:2 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

مترجم: سيدحبيب‌الله‌ شاهركني‌

 

‌آيا تاكنون‌ شما فرد نامناسبي‌ را براي‌ يك‌ موقعيت‌ شغلي‌ استخدام‌ كرده‌ايد؟ اگر مديري‌ همچون‌ ديگر مديران‌ باشيد، پاسختان‌ «بله!» است.

براي‌ پرهيز از اين‌ اشتباه‌ كه‌ موجب‌ مي‌شود زمان‌ بيهوده‌ هدر رود چه‌ بايد كرد؟


‌شايد بهترين‌ راه‌ اين‌ باشد كه‌ از همان‌ ابتدا سعي‌ كنيد «فرد مناسبي» را انتخاب‌ كنيد. براي‌ اين‌ كار، انجام‌ يك‌ مصاحبه‌ هدف‌دار و تنظيم‌ شده‌ مي‌تواند مفيد باشد. پس‌ بهتر است‌ كه‌ براي‌ برگزاري‌ چنين‌ مصاحبه‌اي‌ مهيا شويد! براي‌ اين‌ منظور، فهرستي‌ از نيازهاي‌ شغلي‌ و ويژگيهاي‌ كار را به‌ ترتيب‌ اولويت‌بندي‌ كنيد و پرسشهاي‌ باز و آزادي‌ براي‌ پرسيدن‌ از متقاضي‌ كار دردست‌ داشته‌ باشيد. اين‌ روش‌ كمك‌ مي‌كند تا در استخدام‌ متقاضي‌ اشتباه‌ كمتري‌ صورت‌ پذيرد. حال‌ بايد تصميم‌ بگيريد كه‌ چه‌ سوالاتي‌ را از متقاضي‌ بپرسيد.


‌ ‌پيشنهاد مي‌شود، در وهله‌ اول‌ تعيين‌ كنيد كه‌ شغل‌ موردنظرتان، چه‌ مهارتها و آموزشهايي‌ نياز دارد و بدين‌وسيله‌ يك‌ شرح‌ شغل‌ تهيه‌ كنيد كه‌ در آن‌ فهرستي‌ از نيازهاي‌ شغلي‌ كه‌ براي‌ انجام‌ كار در آن‌ موقعيت‌ شغلي‌ لازم‌ است‌ گنجانده‌ شده‌ باشد.

معمولاً‌ درست‌ تعيين‌ نكردن‌ نيازهاي‌ شغلي‌ يكي‌ از دلايل‌ اصلي‌ شكست‌ در انتخاب‌ صحيح‌ كارمند است.


‌وقتي‌ كه‌ «شرح‌ شغل» را آماده‌ كرديد، حال‌ ضروري‌ است‌ «فرم‌ درخواست‌ شغل» را تهيه‌ كنيد. اين‌ فرم‌ كه‌ به‌وسيله‌ متقاضي‌ تكميل‌ مي‌شود، مي‌بايست‌ در اولين‌ باري‌ كه‌ او جهت‌ مصاحبه‌ مي‌آيد در اختيارش‌ قرار گيرد. چنانچه‌ فرم‌ درخواست‌ خوب‌ طراحي‌ شده‌ باشد، متقاضي‌ ناچار خواهدشد با دقت‌ به‌ سوالات‌ توجه‌ كند و پاسخهاي‌ موردنيازتان‌ را ارائه‌ كند.


‌البته، شايد بعضي‌ از متقاضيان‌ قبل‌ از مراجعه، شرح‌ حالي‌ (رزومه) از خود ارائه‌ كرده‌ باشند، ولي‌ به‌ نظر نمي‌رسد كه‌ اين‌ شرح‌ حال‌ كافي‌ باشد و چنانچه‌ فرم‌ درخواست‌ خوب‌ طراحي‌ شده‌ باشد، به‌ دريافت‌ اطلاعات‌ موردنياز از متقاضي‌ كمك‌ بيشتري‌ خواهدكرد.


‌بعضي‌ از مطالبي‌ را كه‌ مي‌توان‌ در فرم‌ درخواست‌ گنجاند، بدين‌ قرارند:


O حقوق‌ مورد درخواست‌ متقاضي‌ چقدر است؟

O او در چه‌ محلي‌ مايل‌ است‌ به‌ كار مشغول‌ شود؟

O تجربيات‌ و سابقه‌ شغلي‌ وي‌ در چيست؟

O چند سال‌ سابقه‌ كار دارد؟

O در چه‌ محلهايي‌ قبلاً‌ كار كرده‌ است؟

O دلايل‌ ترك‌ شغلهاي‌ قبلي‌ و فعلي‌اش‌ چيست؟

 

‌اين‌ قبيل‌ سوالات، پيش‌ از ورود متقاضي‌ به‌ جلسه‌ مصاحبه، اطلاعاتي‌ دراختيار شما مي‌گذارد كه‌ به‌وسيله‌ آنها مي‌توانيد سير جلسه‌ را به‌ درستي‌ هدايت‌ كنيد.

 

‌ذيلاً، فهرستي‌ از «ده‌ سوال‌ كليدي‌ براي‌ زماني‌ كه‌ با يك‌ متقاضي‌ مصاحبه‌ مي‌كنيد» ارائه‌ گرديده‌ است. قبل‌ از مصاحبه‌ مي‌توانيد اين‌ فهرست‌ را اصلاح‌ يا سوالات‌ ديگري‌ به‌ آن‌ اضافه‌ كنيد و سعي‌ كنيد مطمئن‌ شويد كه‌ همه‌ سوالها اعم‌ از شفاهي‌ يا كتبي‌ شما را در انجام‌ يك‌ مصاحبه‌ موفق‌ كمك‌ مي‌كند.

در طول‌ مصاحبه، استفاده‌ از يادداشت‌برداري‌ بسيار لازم‌ است، چون‌ حتي‌ بسياري‌ از مصاحبه‌كنندگان‌ باتجربه‌ هم‌ محتملاً‌ نمي‌توانند همه‌ اطلاعات‌ مطرح‌ شده‌ توسط‌ متقاضي‌ را به‌ خاطر آورند و چون‌ اطلاعات‌ هم‌ در طول‌ مصاحبه‌ و هم‌ بعداز آن‌ به‌ شما كمك‌ مي‌كنند تا واكنش‌ مناسب‌ نشان‌ دهيد، لذا يادداشت‌برداري‌ را يكي‌ از اجزاي‌ اصلي‌ مصاحبه‌ بدانيد.

بايد از پرسش‌ سوالات‌ نامناسب‌ اجتناب‌ كنيد و مطمئن‌ شويد كه‌ همه‌ سوالها اطلاعات‌ لازم‌ را براي‌ شما گرد خواهدآورد. چقدر خوب‌ است‌ كه‌ قبل‌ از انجام‌ مصاحبه، فرم‌ درخواست‌ كار و سوالات‌ موردنظرتان‌ را با مشاوري كه‌ از قوانين‌ كار مطلع‌ است‌ درميان‌ بگذاريد تا مغايرتي‌ با قوانين‌ نداشته‌ باشند.


‌در شروع‌ مصاحبه، بد نيست‌ به‌ متقاضي‌ بگوييد كه‌ پاسخهاي‌ او را با پاسخهاي‌ مراجعي‌ كه‌ او معرفي‌ كرده‌ است، مقايسه‌ خواهيد كرد و بايد وي‌ شايستگي‌ خود را براي‌ احراز شغل‌ به‌ اثبات‌ برساند.

‌سعي‌ كنيد درحين‌ مصاحبه، شرايط‌ راحتي‌ براي‌ متقاضي‌ فراهم‌ سازيد، چون‌ تجربه‌ نشان‌ داده‌ است، افرادي‌ كه‌ داوطلب‌ استخدام‌ هستند درحالت‌ راحت‌ بودن، اطلاعات‌ بيشتري‌ ارائه‌ مي‌كنند.

چنانچه‌ نياز باشد ميزان‌ تحمل‌ يك‌ متقاضي‌ در تحت‌ شرايط‌ فشار سنجيده‌ شود، بهتر است‌ اين‌ كار به‌ پايان‌ جلسه‌ و يا يك‌ جلسه‌ ديگر موكول‌ گردد.

 

 

شما اكنون‌ براي‌ شروع‌ مصاحبه‌ و پرسش‌ سوالات‌ آماده‌ هستيد. پرسشهاي‌ شماره‌ 1 و 2 در زمينه‌ مسئوليتهاي‌ شغلي‌ است. پاسخهايي‌ كه‌ به‌ اين‌ سوالات‌ داده‌ مي‌شوند، كمك‌ خواهندكرد تا متوجه‌ شويد وي‌ چه‌ كاري‌ را خوب‌ انجام‌ مي‌داده‌ است.



سوال‌ اول: سه‌ وظيفه‌ اصلي‌ در شغل‌ فعلي‌ (گذشته)تان‌ چيستند؟ از كدام‌ مسئوليت‌ بيشتر از همه‌ لذت‌ مي‌بريد (برده‌ايد)؟ چرا؟


- اين‌ سوال‌ براي‌ هريك‌ از شغلهايي‌ پرسيده‌ مي‌شود كه‌ متقاضي‌ قبلاً‌ داشته‌ است. مسئوليتهايي‌ كه‌ متقاضي‌ از آنها لذت‌ برده‌ است، احتمالاً‌ آنهايي‌ خواهند بود كه‌ وي‌ به‌درستي‌ و به‌خوبي‌ انجام‌ مي‌داده‌ است.


‌وقتي‌ جواب‌ اين‌ پرسش‌ را دريافت‌ كرديد، مي‌توانيد با استفاده‌ از جمله‌ «چرا از آن‌ لذت‌ برده‌ايد؟» به‌ انگيزه و دلايل‌ متقاضي‌ بيشتر پي‌ ببريد و بدين‌ترتيب‌ مشخص‌ سازيد كه‌ متقاضي‌ از چه‌ نوع‌ كاري‌ خوشش‌ مي‌آيد و دوست‌ دارد آن‌ را انجام‌ دهد.


سه‌ وظيفه‌ اصلي‌ كه‌ از آنها كمتر لذت‌ مي‌برده‌ايد، كدامند؟ چرا؟


- اين‌ پرسش‌ نيز براي‌ هريك‌ از شغلهايي‌ پرسيده‌ مي‌شود كه‌ متقاضي‌ قبلاً‌ داشته‌ است. وظايفي‌ كه‌ وي‌ از آنها كمتر لذت‌ مي‌برده‌ است، ممكن‌ است‌ آنهايي‌ باشند كه‌ وي‌ خوب‌ انجام‌ نمي‌داده‌ است. شما مي‌توانيد پاسخ‌ اين‌ پرسش‌ را با كلمه‌ «چرا؟» ادامه‌ دهيد، بخصوص‌ اگر كارهايي‌ كه‌ او از آنها لذت‌ نبرده‌ است، وظايفي‌ باشند كه‌ براي‌ شغل‌ موردنظرتان‌ لازم‌ باشند. در اين‌ صورت‌ متقاضي‌ براي‌ آن‌ كار، مناسب‌ نخواهد بود.

 

 

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:0 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

نکاتی در مورد بلوف زدن


در این قسمت به نکاتی اشاره می شود که شما می بایست همواره هنگام بلوف زدن در نظر بگیرید تا در تمام شرایط فرد پیروز میدان باشید.

 

بر روی مسائل نادر مثل پرواز کردن لاف نزنید


اگر به تمام جزئیات بلوف خود تسلط نداشته باشید، مطمئنا بازنده خواهید بود. خود را آماده کنید، آماده کنید، آماده کنید.

 اگر به جلسه بزرگی که قرار است در آن لاف بزنید وارد شدید داستان خود را کاملا صریح و بی پرده بیان کنید. هیچ گاه در مورد موضوعی که دانشی نسبت به آن ندارید لاف نزنید زیرا هرگز موفق نخواهید شد و مشت شما در حین بحث وا می شود و بازنده محسوب می شوید.

 اگر می خواهید روابط موفقیت آمیزی داشته باشید و کارکنانتان همیشه بهترین ها باشند هیچ گاه بلوف دیگران را قبول نکنید و از نام هایی که برای هشدار دادن به شما استفاده می کنند بر علیه خودشان بهره بگیرید.( برای مثال: "  فردی را که  براي اثبات بلوف خودت بر روی او حساب می کردی به مسافرت رفته و بهتر است تا کارها را مطابق میل ما انجام دهی") .

 

همیشه نتیجه کار را در نظر بگیرید


عمیقا در مورد تمام نتایج فکر کنید و پی آمدهای مختلف را سبک سنگین کنید. زمانی که تصمیم به بر هم زدن یک معامله بزرگ تجاری می گیرید از قبل در ذهن خود طرحی برای حمایت از گفته هایتان بریزید در غیر اینصورت مجبور می شوید تا میدان را حتی بدون کسب یک ريال ترک کنید.

 

از موفقیت بلوف خود اطمینان خاطر کسب کنید


به گفته های خود ایمان داشته باشید. همواره چهره یک شطرنج باز را به خود بگیرید، با اعتماد به نفس کامل ظاهر شوید و حرکات بدن خود را کنترل کنید. اگر می خواهید شخص مقابل گفته های شما را باور کند ابتدا خود می بایست به آنها اعتقاد داشته باشید.

 

بلوف را ساده و بی تکلف بیان کنید


هرچه پیرامون یک موضوع خاص جزئیات بیشتری  مطرح شود شخص مقابل سر نخ های بیشتری بدست می آورد. حتی اگر هم توانایی اثبات بلوف خود را داشته باشید ولی از آنجاییکه در هنگام مطرح کردن موضوع ، درست مانند یک دختربچه سراسیمه و دست پاچه عمل می کنید، شخص مقابل شما را دست کم می گیرد و حرفهایتان را باور نمی کند.

 

لاف زدن همیشه آخرین راه فرار است


اين اصل را به خاطر داشته باشيد : همیشه باید حساب کارهای خود را داشته باشید و تمام امور را از روی قوانین مربوطه انجام دهید تا هیچ گاه نیاز به مبالغه و یا دروغ گفتن پیدا نکنید.

 

طرف مقابل خود را دست کم نگیرید


اگر او فرد زیرکی باشد به جزئیات امور اشراف کامل دارد و می تواند به آسانی بلوف های شما را نیز تشخیص دهد. مثلا اگر به رئيس خود بگویید که "چون تمام کارگران فني ، ماهيانه 500 هزارتومان حقوق دریافت می کنند بنابراین حقوق من نیز باید افزایش پیدا کند" ، قبل از هرچیز شما می بایست از صحت این امر اطمینان خاطر حاصل کنید زبرا او به راحتی می تواند با سوال کردن از مسولان اتحاديه و يا ساير کارخانه داران ،اطمينان پيدا کند  که حقوق کارگر فني بیش از300  هزار تومان نیست.

مهم نیست که دعوی شما تا چه اندازه محکم است فقط کافی است تا بتوانید آنرا با استناد به مدارکی ثابت کنید پس فراهم آوردن شواهد برای اثبات گفته ها امری ضروری است.

 

خوب حالا ببينيم  امروز و ديروز چه چیزی یاد گرفتیم؟

 اگر مجبور به بلوف زدن شدید در ابتدا می بایست مطمئن شوید که توانایی پشتیبانی از آن را دارید در غیر این صورت شما کسی جز یک دروغگو نخواهید بود و من نیز به نوبه خود از آدم های دروغگو متنفر هستم !

 

مراقب محیط اطراف خود باشيد و قابلیت مواجهه با شرایط متفاوت را در خود افزایش دهید.

 

پايان

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:46 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

آیا شغلتان مشوق و محرک شما در زندگی نیست ؟


هر کسی در مقابل تلاش روزانه خود انتظار پاداش دارد. اگر شما احساس می کنید که در کار روزانه خود هیچ گونه کار مفیدی را انجام نمی دهید از مدیریت درخواست واگذاری مسئولیت های بیشتری را بکنید.

به ياد داشته باشيد :

کارفرمایان زیرک و مقتدر همیشه کارکنان خود را به امتحان کردن وظایف جدید و یادگیری مهارت های تازه تشویق می کنند، حتی اگر امکان اشتباه وجود داشته باشد.

از بین کارهایی که از انجام آنها لذت می برید، برای انجام وظایف بیشتر پیشنهاد دهید تا توانایی شما برای رسیدن به هدف افزایش پیدا کند.

 

آیا احترام و ارزش شما حفظ می شود ؟

 

هنگامیکه یک شرکت بر اساس اصول بنیادین کار و تجارت پیش رود، هیئت مدیره برای پیشنهادات کارکنان ارزش قائل بوده و موفقیت ها را با همه تقسیم می کنند. در این شرایط تمام خدمه از شغل خود احساس رضایت می کنند.

ایده های جدید، افکار خوب، بالا بردن بهره وری، افزایش فروش و کاهش شکایات مشتریان از مواردی هستند که استحقاق تشویق و تمجید را دارند. کارمندان در هر سطحی باید احساس کنند که تلاش آنها مهم است و کار مفیدی را انجام می دهند. حال چه کار آنها سروکله زدن با مشتری های سر سخت باشد ، چه طراحی وب سایت جدید شرکت. اگر احساس کنند که آنها نیز در در موفقیت کل مجموعه سهمی هر چند ناچیز را به گردن دارند، احساس موفقیت و رضایت شغلی به خودی خود به وجود می آید. اضافه کاری های طولانی مدت و بدون هیچ حقوق و یا حتی تشکر و قدردانی واقعا مایوس کننده است.

 

آیا شما در شغل خود صادق و درستکار هستید؟


آیا شما به جایی که کار می کنید و یا کاری که انجام می دهید افتخار می کنید؟ هنگامیکه ارزشها و اولویت های شما و شرکتی که در آن مشغول به کار هستید در یک ردیف قرار می گیرند، بدون شک شما احساس بهتری خواهید داشت.

 اگر به دلیل بالا بردن نرخ فروش در کار خود مرتکب خلاف شوید، این امر خود به عنوان یکی از عوامل ایجاد نارضایتی شغلی محسوب می شود.

 اگر به راحتی نتوانید گزارش کار روزانه خود را برای خانواده و یا دوستان خود تعریف کنید، مطمئنا شغل فعلی مناسب حال شما نیست.

وجود ارزش و احترام - بدون توجه به حقوق بالایی که دریافت می کنید - ، جزء مهمترین عوامل به شمار می رود.

 

آیا شغل شما با برنامه ریزی 5 سال آینده تان مطابقت دارد؟


اهداف طولانی مدت خود را بررسی کنید و در شغل فعلی به دنبال رشد استعدادهای درونی خود بگردید و فرصت هایی برای فراگیری نکات جدید پیدا کنید.

می توانید کلاس هایی در مورد مهارتهاي مديريتي ، سرمایه گذاری های کلان، چگونگی برگزاری سمینارهای بزرگ، روش انجام چندین پروژه در یک زمان و ... را انتخاب کنید و به یادگیری علوم جدید بپردازید، نصایح مدیران ارشدی را که قبول دارید گوش دهید.

حتی اگر شغلتان از بعضی جهات خسته کننده به نظر می رسد، مجموعه ای از افراد را گردهم بیاورید تا به شما در بالا رفتن از پله های نردبان شغلی کمک کنند.

هنگامیکه با یک دید باز در جهت رسیدن به اهداف شخصی خود گام بردارید به این نتیجه می رسید که تا چه اندازه موقعیت شغلی فعلی شما رضایت بخش است.

 

آمادگی تغییر و تحول را داشته باشید


لازم نیست تمام طول عمر خود را صرف کار کردن در یک شرکت بخصوص کنید، این کاری است که پدر بزرگ ها انجام می دادند.

ما حق انتخاب داریم.

 هیچ شک و تردیدی در تغییر شغل فعلی برای رسیدن به اهداف به خود راه ندهید. استعدادها و علایق شما رشد کرده و تغییر می کنند. مهارت های جدیدی پیدا می کنید که به شیوه متفاوتی شما را در راه رسیدن به اهدافتان راهنمایی خواهند کرد.

اما پیش از اینکه تصمیم به تغییر شغل بگیرید، ابتدا مطمئن شوید که شغل شما ایراد دارد و و مشکل از جانب خود شما نیست. در غیر این صورت احساس نارضایتی همواره به دنبال شما خواهد بود.

 

پايان

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:45 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

یک رزومه معمولاً از 5 جزء تشکیل شده است:

 

 

  • اهداف کاری
  • تجارب کاری
  • میزان تحصیلات
  • اطلاعات اضافی
  • منابع

 

اهداف کاری


اهداف کاری به عنوان پیش درآمدی برای یک رزومه ی خوب و اصولی است که همه ی اطلاعات با قاعده و ترتیب منظم شده است. در این بخش باید کارفرما را با اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود در زمینه ی کاری آشنا کنید. و بیان کنید که پیشرفت کاریتان تاکنون در چه حدی بوده است.

این قسمت ، ارجحیت های کاری شما را به طور خلاصه و مرتب با سایر قسمت های رزومه بیان می کند و می تواند فرصت خوبی برای ابراز توانایی هایتان در همان اول رزومه باشد. 

به یاد داشته باشید که از تکرار موارد جلوگیری کنید.

 

تجارب کاری


این قسمت تا حد زیادی می تواند بگوید که چه کارهایی می توانید انجام دهید و چطور و در کجا برای این کارها آموزش دیده اید. ممکن است از مهارت های مورد نیاز برای یک شغل باخبر باشید، اما بیان این مهارت ها می تواند به رئیس آینده تان نشان دهد که شما شایسته ی پستی حتی بالاتر هستید.

 

به یاد داشته باشید که حتماً تجربه های کاریتان را به ترتیبی معکوس از نظر تاریخی بنویسید. برای هر کار موارد زیر را نیز مشخص کنید:

 

  • عنوان پست
  • عنوان سازمان
  • محل کار
  • تاریخ استخدام

 

کارفرما وقتی در مورد تجربه های کاریتان بداند بسیار راغب خواهد بود تا با میزان تحصیلات و آموزش های شما هم آشنا شود.

 

میزان تحصیلات


اگر تجربه های کاریتان زیاد نبوده باشد، این قسمت اهمیت زیادی پیدا خواهد کرد. برای نوشتن از همان ترتیب معکوس تاریخی استفاده کنید.

در زیر جنبه های اصلی که باید در این قسمت به آن اشاره شود را یادآور می شویم:

 

  • درجه ی تحصیلات
  • موسسات و دانشگاه ها
  • تخصص/فوق تخصص
  • سمینارها، کارگاه ها و آموزش های  ویژه
  • میانگین معدل


اطلاعات اضافی


این قسمت از رزومه می تواند شامل چند زیر مجموعه مثل علایق، دانش های رایانه ای، فعالیت ها، مهارت های زبانی و...باشد. در این قسمت باید به آن دسته از توانایی هایتان اشاره کنید که در دو بخش قبلی ذکر نشده بود.

 

علایق:

 در این قسمت میتوانید به علایقتان در زندگی اشاره ای داشته باشید. اگر به دوچرخه سواری یا هر نوع ورزش دیگر علاقه دارید، می توانید ذکر کنید، با این کار کارفرمای شما متوجه خواهد شد که فردی هستید که از زندگی نهایت استفاده و لذت را می برید.

اطلاعات کامپیوتری:

  بعضی از شغل ها نیازمند داشتن دانش ها و آگاهی هایی در زمینه ی بعضی برنامه های کامپوتر هستند. اگر اطلاعاتی در این زمینه دارید می توانید در این قسمت ذکر کنید.

فعالیت ها:

  در این زمینه می توانید به فعالیت ها و دستاوردهای غیر کاری خود اشاره کنید.

تخصص های زبانی:

  اگر قادرید که به زبان هایی غیر از زبان خود مکالمه کنید یا هر تخصصی در یکی از زبان های خارجی دارید باید در این قسمت به آنها اشاره کنید.   

 

منابع


اگرچه بردن نام افراد در رزومه ضروری نیست اما با اینکار، کارفرمای شما می تواند به طور مثال با رئیس سابقتان در مورد شما گفتگو کند و اطلاعاتی کسب کند. اگر مایل نیستید که نام کسی را ذکر کنید می توانید در این قسمت  اشاره ای داشته باشید که در صورت نیاز یا تقاضا قادر به ارائه ی منبع هستید.

اگر خواستید از افراد در رزومه خود نام ببرید، حتماً به یاد داشته باشید که قبلش با خود آنها هماهنگی های لازم را انجام داده باشید و کسب اجازه کنید.  

 

حال که با نحوه ی تدوین یک رزومه ی خوب و کامل آشنا شدید، خود را برای مصاحبه آماده کنید...

 

پايان

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:44 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

 

درس امروز پیدا کردن مهارت در "بلوف زدن" است. شما باید همیشه توانایی انجام لافی را که زده اید داشته باشید. هیچ گاه همه مردم بلوف های شما را به سادگی نمی پذیرند و هنگامیکه چنین شرایطی ایجاد شد شما باید قابلیت عملی کردن گفته های خود را داشته باشید تا بتوانید فرد پیروز میدان باشید.

 

تفاوت میان دروغگویی و لاف زدن


شاید از من سوال کنید که آیا تو خود در مقاله های قبلی ما را از دروغ گفتن منع نمی کردی و مخالف جدی دروغگویی نبودی؟ حال چرا ما را به لاف زدن دعوت می کنی؟

بله، من به شدت با دروغ گفتن مخالف هستم. اما دروغ گوی و لاف زدن دو مقوله مجزا هستند. شاید در این قسمت تا حدودی سر در گم شوید اما بلوف زدن دروغ گفتن نیست بلکه بیانیه ای است که در موقع اظهار به طور کامل صحیح نیست اما امکان به حقیقت پیوستن آن وجود دارد ولی دروغ همیشه دروغ است، شما به هیچ وجه نمی توانید به آن جامه عمل بپوشانید.

برای مثال اگر رئيس یا مدیر یک دفتر  هستید و بنا به دلایلی قصد اخطار دادن به کارکنانتان را دارید، بهتر است پیش از به زبان آوردن هر کلمه توانایی اثبات گفته های خود را نیز در نظر بگیرید.

به عنوان مثال چنانچه به یکی از کارکنان خود بگویید " اگر سریعا وضع ظاهری خود را مرتب نکنی من فردا فرد مناسب تری را جایگزین تو می کنم" ممکن است در همان لحظه فرد مورد نظرتان در کنار شما نباشد اما  موقعی که شخصی در ذهن شما برای امر جایگزینی وجود داشته باشد شما به راحتی می توانید به تهدید خود اتکا کنید و اگر زمان اثبات بلوف فرا رسد به سادگی یک تماس تلفنی می توانید فرد موردنظر را جایگزین وي کنید.

 دروغ نیز میتواند شبیه به این بلوف گفته شود اما شما هیچ گاه فردی را در ذهن خود ندارید که در امر جانشینی از او استفاده کنید.

 

بیش از اندازه ریسک نکنید


تمام بلوف ها شبیه به هم نیستند. یک بلوف می تواند بی اثر باشد و دیگری میتواند تاثیر شگرفی ایجاد کند.

شخص زیرکی همانند شما خوب می داند که نباید همه چیز را تحت ریسک قرار دهد. واگذاری تمام امور به شانس و اقبال بدون در نظر گرفتن شرایط محیطی کاری عبث و نامعقول به شمار می رود.

 

اجازه دهید تا با ذکر یک مثال این مطلب را برای شما روشن تر کنیم. در نظر بگیرید که یک خانه و یا یک سری اجناس را برای فروش در دست دارید. شخصی به نام آقای علاقمند وجود دارد که از صمیم قلب خواستار خرید از شما است. اجناس را وارسی می کند و هزار سوال مختلف در مورد آن از شما می پرسد.

چون قیمت بالایی پیشنهاد شده او می بایست از سلامت کامل کالاها اطمینان خاطر حاصل کند تا تصمیم به خرید آن بگیرد و برای این کار زمان لازم است. اما شما ناگهان صبر و شکیبایی خود را از دست می دهید و بد اخلاق و بی حوصله می شوید.

 

حال شخص دیگری را در نظر می گیریم که به املاک و یا اجناس شما نزدیک می شود و چندان هم مشتاق به نظر نمی رسد اما سوالاتی در مورد چگونگی کالا از شما می پرسد. خبری از یک علاقه واقعی در کار نیست او تنها برای ارضاء حس کنجکاوی خود از شما سوال می پرسد.

تعداد سوالات زیاد نیست اما او با تن صدای جدی با شما صحبت می کند. اجازه دهید نام او را آقای تماشاگر بگذاریم.

در یک چنین شرایطی می توانید از آقای تماشاگر به عنوان اهرمی برای بالا بردن قیمت در نظر آقای علاقمند استفاده کنید و او را وادار به انجام حرکتی کنید. حتی می توانید او را تهدید کنید که اگر این دادوستد انجام نپذیرد او یک معامله خوب و بی نظیر را از دست داده است.

مطمئنا با انجام یک چنین اموری جرقه های طلایی انگیزه برای خرید در آقای تماشاگر نیز به وجود می آید. اما در این زمان شما در حال راه قدم زدن در تاریکی هستید زیرا از هیچ یک از طرفین هیچ گونه پیشنهاد قطعی دریافت نکرده اید !

بلوف زدن نیازمند وجود دلایل کافی برای پشتیبانی است و این امر سبب میشود تا آقای علاقمند حرکت خود را به سمت خرید تسریع بخشد. او به شدت خواستار خرید املاک و اموال شماست و قصد دارد تا بهای خوبی را نیز برای آن پرداخت کند. اما بی صبری و کم حوصلگی شما همه چیز را خراب می کند و باعث می شود تا شما همه چیز را از دست بدهید.

این شرایط را در نظر بگیرید: اینجا یک آژانس املاک یا یک بنگاه معاملاتی است و شما نسبت به این قضیه که پیشنهاد بهتری نخواهید گرفت، آگاهی کامل دارید و می دانید که وجه موردنظر تا چه حد برای شما حیاتی است.

 آیا شما در این لحظه حاضر به ریسک کردن هستید؟ آیا حاضرید تا دست خالی از آن مکان خارج شوید؟!

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:56 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

هـر کـدام از مـا گاهی اوقات از خود سوال می کنیم که چرا ایـن هـمـه وقـت، انـرژی و تـخـصـص را بـه     شـغل فعلی خود اختـصاص داده ایم و بـعد فـکر می کـنـیـم که زمان تغیـیر فرا رسـیـده و شروع می  کنیم به ورق زدن صفحات آگهی های اسـتـخدام و در بـعـضـی مـوارد نـیـز به فــکر راه انداختن یک تـجـارت شـخـصـی می افتیم. پیش از اینکه برگه استعفای خـود را امـضـا کنـیـد، بـبـینید کـه آیــا شغل شما به راستی نیازها و احتیاجاتتان را برآورده می سازد یا خیر؟

 

همه چیز به مسائل مالی محدود نمیشود

 

رضـایت شغلی بندرت با مسائل مالی ارتباط پیدا می کند، البته باید توجه داشت که میانگین بالای حق الزحمه تحمل شرایط دشوار شغلی را اندکی آسان تر می کند !

 کارگران نصب پرچم در بزرگراه ها و کارگران شهرداری که با کامیون های زباله جمع کن به پاکیزگی شهر کمک می کنند، وظایف مهمی را به گردن دارند که شاید هیچ یک از ما خواستار انجام چنین اموری نباشیم. آنها به همین دلیل شغل خود را رضایت بخش و قابل تحسین تصور می کنند زیرا می دانند که چه نقش مهمی را در جامعه ایفا می کنند.

فرصت های موجود برای پیشرفت و بروز استعدادها در هر اداره و نهادی تاثیر بسزایی در رضایت شغلی کارکنان می گذارد. هر چه فشار کاری کمتر باشد شرایط بهتر می شود. هنگامیکه شرایط برای پیشرفت و به رسمیت شناخته شدن وجود داشته باشد، مقدار معینی فشار کاری قابل تحمل است.

مطابقت کارکنان با شیوه مدیریت و ارزشهای شرکت از دیگر فاکتورهای کلیدی در ایجاد رضایت شغلی است. پاداش های منصفانه، در نظر گرفتن حقوق و مزایای مناسب و آرامش در محیط کار، توانایی اداره کارکنان را برای مدیران افزایش می دهد و به عنوان مشوق هایی برای رسیدن به رضایت شغلی به شمار می روند.

 

آیا از رفتن به محل کار خود لذت می برید ؟


هر روز صبح باید بالاجبار از رخت خواب بیرون آمده و آماده رفتن به محل کار خود شوید. اگر شغل خود را دوست نداشته باشید انجام این کار برای شما غیر ممکن خواهد شد. اگر شب گذشته تا دیروقت بیدار نبوده و به مهمانی هم نرفته باشید ولی هنوز هم با سختی از خواب بلند می شوید شاید در این شرایط مغز و بدن شما بخواهند پیغامی را به شما برسانند !

 شرایط مناسب شغلی، همکاری خوب تیمی و انجام وظایفی که از آنها لذت می برید، بیدار شدن صبح شما را آسانتر می کنند. احساس مسئولیت پذیری که از طرف کارفرما به شما القا می شود عامل موثرتری برای تشویق شما در رفتن به محل کار محسوب می شود.

 

آیا انتظارات شما منطقی است ؟

 

اگر هنوز جزء تازه واردها هستید نباید انتظار حقوق و مزایای هیئت مدیره شرکت را داشته باشید !  رها کردن شغل به این دلیل که مجبور هستید به سختی کار کنید و وقت آزاد چندانی ندارید، یک کار غیرمسئولانه و نوعی بی تجربگی به حساب می آید. حتی اگر از تحصیلات عالیه برخوردار بوده و به اندازه کافی شور، اشتیاق و انرژی در شما یافت می شود برای پیشرفت و ترقی و بالارفتن از پله های نردبان زندگی شغلی باید خود را نشان دهید و توانایی هایتان را به اثبات برسانید.

رفتارها و توانایی های خود را به طور واقعی تخمین بزنید و به این دلیل که تنها از شغل خود احساس رضایت نمی کنید از کار کردن دست نکشید. بهتر است از منفی بافی دست بکشید.

اجازه ندهید تا افکار منفی اطرافیان به ذهن شما نفوذ کند اگر چنین اتفاقی روی دهد شما وارد یک چرخه منفی گرایی می شوید.

 

ادامه دارد

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:52 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

در روزهاي گذشته ، قسمت اول " چطور يک رزومه جامع بنويسيم" ، از نظر شما گذشت . همانطور که احتمالا اکثر دوستان مستحضر هستند ، اغلب مقالات "به انديش" توسط دوستان و همکاران تهيه و ارائه ميگردند .

مقاله مزبور نيز به همين صورت بوده و توسط يکي از دوستان عزيز ارسال شده بود ، ولي متاسفانه عليرغم پيگيريهاي مکرر ، موفق به دريافت قسمت دوم مقاله مورد نظر نشدم.

ضمن عذر خواهي و پوزش ، مقاله ديگري را در اين زمينه از آرشيو شخصي تهيه کرده ام که به نظر شما ميرسد .

 

 

 

در رزومه معمولاً باید تعریف کامل و مشخصی از خودتــــان بدهید و این یکی از مهمترین مسائل در شناسنامه کـاری شماست.

رزومه یک خلاصه ی دو یا سه صفحه ای از شما و مهارتها، دستاوردها، تجارب کاری و تحصیلاتتان است که هـــدف آن جلب نظر صاحب کار آینده تان است.

 

رزومـه هـم مثل خود زندگی است. دچار تغییرات و تحولات زیاد می شـود. باید مداوماً به روز شود و اطلاعات جدید به آن اضافه شود. 

اگر می خواهید برای چند شغل در صنعت  های مختلف تـقـاضـای کـار دهـیـد، بـهتر است رزومه های
مختلف درست کنید که در هر کدام به مـهارت هــای خاص شما در رابطه به آن صنعت اشاره شده باشد.

هدف این مقاله این است که شما را با نکات مهمی در زمینه ی تدوین یک رزومه ی خوب آشنا کنیم.   

 

تاثیر اول


هروقت که می خواهیم یک رزومه درست کنیم، باید خودمان را جای استخدام کننده و کارفرمایی بگذاریم که رزومه ها را بررسی می کند. او باید از میان چندین رزومه، آن که از همه مناسب تر است را انتخاب کند.

شما باید کاری کنید که ابتدا آنها از رزومه ی شما خوششان بیاید و بعد هم همه ی مطالب درج شده در رزومه را به آنها ثابت کنید.   

 

متن رزومه


باید سعی شود که متن رزومه هر چه خلاصه تر باشد. فقط کافی است در آن خلاصه ی کوتاهی از خودتان بدهید، که نباید بیشتر از یک صفحه باشد. اطلاعات نباید به هیچ وجه در رزومه تکرار شوند. این صفحه باید حداکثر از سه پاراگراف به شکل زیر تشکیل شده باشد:

 

پاراگراف اول:

 نباید بیش از دو یا سه جمله باشد. در آن مقدمه ی کوتاهی در مورد خودتان و اهداف کاریتان می دهید.

همچنین می بایست در مورد طریقه ی آشنايي شما با آن شرکت توضیحی بدهید، چه روزنامه باشد یا فردی در همان شرکت.

 

پاراگراف دوم:

 در این پاراگراف باید اطلاعات مربوطه در مورد میزان تحصیلات، مهارتهای تخصصی و توانایی هایتان که برای شرکت مورد نظر مفید خواهد بود را ارائه دهید.

 

پاراگراف سوم:

  این پاراگراف آخر باید اطلاعات شخصی شما را به کارفرما ارائه دهد که در صورت نیاز بتوانند با شما تماس بگیرند. حتماً اسم، شماره ی تماس، ایمیل و شماره ی فکستان را ذکر کنید.

آدرس ایمیلتان باید کامل و واضح باشد. مثلاً اگر اسمتان علي اسمیت است، آدرس ایمیلتان باید چیزی مثل   ali@email.com  باشد.

باید در رزومه اطلاعاتی درج شود که حتماً به کار آن شرکت و عنوان سازماني که می خواهند برای آن استخدام کنند بیاید. اطلاعات باید واضح و مرتبط باشد.

 

ادامه دارد

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:49 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

حتماً از تاثیر اولین برخورد در طرف مقابل آگاه هستید. فکر می کنید اولین چیزی که به طرف مقابلتان نشان می دهد کـه چـه نـوع آدمـی هسـتـیـد چیـسـت؟ بــله، نـحوه دست دادنتان...

 

سـعی کنـیـد هـمیـشه سـفـت و مـحکم دست بدهید، این باعث میشـود کـه در اولین برخورد تاثیر خوبی بگذارید. بعد از بـررسـی و دقــت زیاد روی این موضوع، نحوه دست دادن را به
پنج گروه تقسیم بندی کرده ايم که هر کدام نشاندهنده ی نوعی شخصیت است.

 

دست دادن با دست های خیس


مسلماً دست دادن های زننده و تنفر آور انواع بسیاری دارد، اما دست دادن با دستهای خیس بدترین آنهاست. حتماً توجه داشته باشید که قبل از دست دادن با کسی دست های خود را کاملاً خشک کرده و آنها را از عرق پاک کنید.

 

دست دادن شل و ول


دست دادن شل و ول نشاندهنده ی ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. توصیه می شود اگر حالت دست دادنتان شل و ضعیف است، هنگام دست دادن کمی نیرو صرف کنید. مطمئناً دست دادن سفت و محکم تاثیر بسیار بهتری در مخاطب می گذارد.

 

دست دادن نوک انگشتی


مطمئنم قبلاً برایتان اتفاق افتاده است. یک نفر هنگام دست دادن نوک چهار انگشتتان را می گیرد  و نمی گذارد که دستتان کاملاً در دستش قفل شود و بعد دستتان را به سختی می فشارد. باید سعی کنید تا می توانید از چنین دست دادنی خودداری کنید. البته ممکن است گاهاً به طور تصادفی یا وقتی عجله دارید برایتان پیش آید. اما توصیه می شود در این مواقع از فرد مخاطب عذرخواهی کرده و دوباره با او دست بدهید.

 ممکن است کار خوبی نباشد اما در ذهن فرد مقابل می ماند که چقدر برایش احترام قائل بوده اید.

 

دست دادن خیلی محکم


قدیمی ها معمولاً اینطور دست می دادند. احتمالاً تا به حال با چنین موردی برخورد کرده اید. فردی احساس می کند قوی ترین مرد جمع است و هنگام دست دادن دستتان را مثل لیمو می چلاند.

درست است که من از دست دادن محکم خوشم می آید اما این استحکام نباید موجب ناراحتی طرف مقابل شود.

 

دست دادن دوستانه و خودمانی


مردم باید عادت کنند دست دادن های عجیب و غریبشان را کنار بگذارند. نیازی به شعبده بازی نیست: یک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافی است.

درست است که دست دادن مسئله ای پیش پا افتاده است اما می تواند عامل مهمی در مصاحبه ها و جلسه های اجتماعی شود. سعی کنید که خیلی راحت اما محکم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنید تا بهترین تاثیر را در برخورد اول روی فرد مقابل بگذارید .

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:25 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

عصري که در آن زندگي مي کنيم ، عصري جديد از دستاوردهاي عظيم علمي وتکنولوژيکي ، عصر پيشرفت وتغيير وعصر کاربرد انرژي هسته اي ، ارتباط از راه دور وخودکار شدن فرآيند توليد مي باشد.

عظمت وسرعت پيشرفتهاي علمي وفنون متاثر از آن ، بي ترديد دگرگونيهاي اجتماعي وتحولات اقتصادي را به همراه خواهد داشت. بر اين مبنا در چنين شرايطي تغيير وتحولات عميقي در زندگي افراد واشتغال آنها به وجود مي آيد . امروزه سازمانهاي نوخواه ونوآور براي رسيدن به اهداف وبرنامه هاي خود در صددند تا راهکارهايي جهت سازگاري مطلوب کارکنان خود با چنين تغييرات عظيمي به وجود آورند.

توجه به انسان به عنوان يک موجود پيچيده ،سازگاري وي با چنين روابط ، تجهيزات ، تغييرات ودستورالعملها وبه طور کلي محيطهاي شغلي در يک سازمان متفاوت از گذشته گرديده وانسان عصر حاضر ، در جريان سازگاري با محيط اجتماعي وشغلي خود ناچار است محدوديتها وفشارهايي را متحمل شود. لذا يک شغل رضايت آميزوسازگاري شغلي ، طي زمان ممکن است منبع نارضايتي وعدم سازگاري شده وهمين امر سبب شود که فرد از روال  طبيعي وعادي خود خارج گرديده ودستخوش فرسودگي شود.

 بي ترديد بسياري از مشاغل " فشارزا " مي باشند اما کارکنان سازمانها مي دانند که چگونه با اين نوع فشارها کنار آمده و ازآسيبهاي آن مصون بمانند . اما بعضي از افراد بنا به تحمل ناپذير بودن عوامل فشارزا ويا قدرت وتوانائي مقابله ضعيف ، دائماً احساس تنش مي کنند.

 احساس دايمي فشار ، اثرات آسيب زاي چندي را بر جاي مي گذارد که از آن به نام فرسودگي شغلي  ( سندرم برناتsyndrom  burnout  ) ياد مي کنند . مقاله حاضر ابتدا به تعريف مختصري ازعبارت فرسودگي شغلي پرداخته  وسپس به معرفي عوامل موثر در فرسودگي شغلي مي پردازد.

 

فرسودگي شغلي چيست؟

 

عبارت فرسودگي شغلي به صورتي که امروزه استفاده مي شود، اولين بار توسط فرويد منبرگر در سال 1974 مطرح گرديد. تا قبل از اين تاريخ براي کساني که به سندرم مورد نظر مبتلا مي شدند تشخيص افسردگي داده  مي شد اما در سالهاي 80 و90 اين اختلال به عنوان اختلالي مجزا شناخته شد وقاعدتاً براي رفع آن نيز راهبردهاي جداگانه اي توصيه گرديد.

عامل اصلي فرسودگي شغلي تحمل فشار رواني ناشي از کار به مدت طولاني همراه با کار زياد مي باشد. مورد علاقه نبودن کار ، همگون نبودن تخصص با حرفه اي که مشغول است ، خارج از ظرفيت واستعداد بودن مشاغل و... همه وهمه افراد را به سوي فرسودگي شغلي سوق مي دهند . اما اين شغل ها در سازمان هاي گوناگون ويا شاخص هاي مختلف سازمان متفاوت است، عواملي در بعضي سازمانها به اين قضيه دامن مي زنند ودر بعضي ، در جهت کاهش آثار ناشي از کار ، دخالت دارند و اين جاست که نظام مديريتي صحيح ، لازم است تا در جهت تسهيل ودور کردن خطرهاي ناشي از تنش هاي شغلي ، با تدابيري مقطعي از قبيل پاداش ها ، کم نمودن ساعات کاري ، ايجاد تفريحات سالم ، جانشين وکمک در مشاغل پر کار براي جلوگيري از عواقب منفي آن اقدام کند.

 

فرض کنيد فردي احساس مي کند پيشرفت شخصي او کم است. عاملي که با فرسودگي شغلي رابطه مستقيم دارد. فرصت ها براي ارتقاء وپيشرفت او اندک مي باشد . از طرفي هم قوانين ومقررات خشک وغير قابل انعطاف ، اين احساس را در فرد ايجاد مي کند که در دام يک نظام غير منصف افتاده است وهمين مسائل باعث نگرش منفي او نسبت به شغل خود مي شود .

 يا فرض کنيد مديريت ورهبري به گونه اي باشد که  در توجه به رفاه وبرقراري روابط دوستانه با کارکنان ضعيف باشد.

در چنين سازماني تعداد قابل ملاحظه اي از کارکنان به فرسودگي شغلي دچار مي شوند . ما بايد بدانيم که همواره برخي موارد از ديد مديران ورؤسا پنهان مي ماند .

 اين جاست که وظايف روانشناسي در محيط کار ايجاب ميکند که با روش هاي علمي وعملي ايجاد نگرش هاي مثبت ، سازگاري کارکنان با شغل ومحيط کار وتغيير نگرش مديران به مجموعه فراهم شود تا از پيشرفت اين عارضه که در نهايت منجر به عدم کارآيي افراد وپايين آمدن بازدهي افراد وسازمان مي شود ، جلوگيري به عمل آيد. البته هميشه بايد ميزان قدرت افراد را در ميزان تنش وارده وظرفيت تحمل مقاومت شخصيتي آنان در نظر گرفت.

 همچنين راههايي را که کارکنان با توجه به ابعاد فردي وشخصيتي در جهت مقابله با بحران ها ومقابله با اين حوادث به کار مي گيرند. مد نظر قرار داد . ولي آنچه مسلم است سعي در حذف يا به حداقل رساندن موارد تنش زا با توجه به وضعيت ضعيف ترين کارکنان در مجموعه کار آمد وسودمند است.

 

ادامه دارد

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:24 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

رزومه متني است چند صفحه اي حاوي اطلاعات و مشخصات فردي كه قبل از مصاحبه در اختيار كارفرمايان قرار گرفته و به آنان امكان ميدهد تا ارزيابي اوليهاي از تواناييهاي شغلي شما داشته باشند. در واقع رزومه بايد تصويري ذهني از شما و فعاليتهاي شغليتان به خواننده ارائه كند. از اين حيث رزومه جنبه اي تبليغاتي دارد بدين ترتيب كه ويژگيهاي مؤثر و مفيد خود را در اختيار كارفرما قرار ميدهيد و به نوعي سعي ميكنيد تا وي را متقاعد كنيد كه از بين چندين داوطلب، شما را براي شركت در مصاحبه انتخاب كند. رزومه بايد به طور مثبتي مهارتها و تواناييهاي شما را نشان دهد.

 رزومه در عين حال كه بايد كاملاً صادقانه باشد، در آن جايي براي تعارفات و شكسته نفسي نيست. رزومه ، زندگينامه، شرح گذشته و يا حال شما نيست (هر چند كه قسمت عمده آن مربوط به سوابق كاريتان ميشود). اولين هدف رزومه جلب توجه كارفرماست. بنابراين در هر جمله اي كه مينويسيد بايد سعي كنيد به نوعي علاقه و توجه خواننده را جلب كنيد. يك رزومه خوب ميتواند كليد موفقيت شما در امر كاريابي باشد.

به آن از ديد انجام وظيفه نگاه نكنيد: نوشتن رزومه با پر كردن فرم ثبت نام فرق ميكند!  

 

چگونه يك رزومه مناسب بنويسيم؟

 

روي نيازهاي كارفرما تأكيد كنيد نه نيازهاي خودتان:

 

كسي كه رزومه شما را بررسي خواهد كرد معمولاً خود نيز از نزديك با شغل مربوطه در ارتباط است و صحت انجام كار براي وي از اهميت بالايي برخوردار است. بنابراين بايد در نوشتن رزومه خود تواناييهاي خود را به خوبي نشان دهيد. از خود بپرسيد كه يك داوطلب خوب چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟

چه تواناييهاي ويژه اي وي را در بين ساير داوطلبان متمايز ميكند؟ كارفرما حقيقتاً چه نيازي دارد؟ اين مرحله از اهميت ويژه اي برخوردار است. اگر نتوانيد به نيازهاي آنان پاسخ دهيد، از رزومه خود جوابي نخواهيد گرفت.

سعي كنيد تا خود را جاي كارفرما قرار دهيد تا بتوانيد ديد بهتري پيدا كنيد. اين ديد در تمام مراحل نوشتن رزومه كارگشاي شما خواهد بود. 

 

ابتدا برنامه ريزي كنيد:

 

روي موضوع خوب تمركز كنيد. ببينيد كارفرما چه ميخواهد و شما چه چيزي براي ارايه به وي در دست داريد. پاسخ سؤالهاي مطرح شده در قسمت قبل را روي كاغذي يادداشت كنيد. سپس به ترتيب اهميت به آنها پاسخ دهيد. سعي كنيد هر آنچه را كه به نوعي در مطرح كردن شما به عنوان كانديداي مطرح مؤثر است لحاظ كنيد.

مسأله اصلي اينست كه بتوانيد با فكري باز بين آنچه كارفرما ميخواهد و آنچه كه تا كنون انجام داده ايد ارتباطي مناسب برقرار كنيد. لزومي ندارد كه خود را به مباحث شغلي محدود كنيد. از هر نكته اي در زندگيتان كه ميتواند براي كارفرما جالب توجه باشد، استفاده كنيد.

 

اين يادداشتها هسته اوليه رزومه شما خواهد بود.

 

 قالبهاي رزومه:

 

تصميم گيري نكته مهم ديگر در مورد نحوه نگارش، قالب و آرايش رزومه است. آرايشهاي معمول لزوماً بهترين راه حل براي شما نيستند، بلكه در وضعيتهاي مختلف آرايشهاي مختلف و يا تركيبي از آنها جواب ميدهند.

 در فرمهاي الكترونيكي رزومه معمولاً اين مسأله حل شده است. آنچه باقي ميماند، ترتيب ذكر موارد مختلف (مثل سوابق كاري) است كه ميتواند به صورتهاي گوناگوني باشد:

يكي از قالبهاي معمول رزومه، رزومه زماني (Chronological) است. در اين شيوه سوابق كاري به ترتيب عكس زماني با ذكر نام شركت، تاريخ و عنوان كار آورده ميشود. كساني كه تجربه كاري طولاني و ممتد دارند معمولاً از اين نوع رزومه استفاده ميكنند.

نوع ديگر رزومه، رزومه عملكردي (Functional) است در اين روش نويسنده بر دستاوردها و تواناييهاي شغلي خود تأكيد ميكند و آنها را در دسته هايي مثل مديريت، رهبري، طراحي و ساير مهارتها و تواناييها مرتب ميكند. چنين رزومهاي براي كساني كه به تازگي فارغالتحصيل شده اند يا تجربه كاري زيادي ندارند و يا ميخواهند زمينه كاري خود را تغيير دهند، مناسب است.

ميتوان از تركيب هر دو قالب نيز استفاده كرد. يعني هر دو بخش سوابق شغلي و تواناييها و تخصصها را در رزومه گنجاند. 

ادامه دارد

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:22 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

ارزش یک شرکت به دارایی های آن وابسته است و هیچ سرمایه ای بالاتر از نیروی انسانی نمی باشد. در حقیقیت چگونگی استخدام و مدیریت کارکنان در یک شرکت، نکته مهمی است که برنده ها را از بازنده ها، و مدیران را از دنباله رو ها، متمایز میسازد.

با وجود ارزش آشکار نیروی انسانی، باز هم جمع کثیری از مدیران توانایی درک این مطلب، که انسانها سرمایه های بیجانی نبوده و نیازمند مراقبت، هدایت و رهبری هستند، را ندارند. در این وضعیت کارفرما باید قادر باشد تا کارکنانی که کمی با سایرین فرق دارند را در جایگاه مناسب خودشان قرار دهد، تا منجر به بروز مشکل نشوند. اغلب افرادی که از نظر مهارت و توانایی های انجام کار حرف اول و آخر را در شرکت ها میزنند، کارهای خود را مستقیم و بی پرده انجام داده و معمولا باعث به وجود آمدن ناراحتی برای سایرین می شوند. یک مدیر موفق کسی است که بتواند با هشیاری کامل این افراد نا متعارف و غیر عادی را رهبری و هدایت نماید.

 

افراد نامتعارف در کار و تجارت را می توان به افراد مشابه در ورزش تشیبه نمود. هم در ورزش و هم در عرصه کار و تجارت باید به صندلی خود تکیه دهیم و لذت ببریم، البته تا موقعی که کار نادرستی از این افراد نا متعارف سر نزده باشد.

مدیریت شاغلین و به ویژه کارکنان نامتعارف به اندازه مدیریت یک سوپر استار راک دشوار است. به همان حالتی که مدیر یک خواننده باید با او به مهربانی رفتار کرده و مراقبش باشد (چرا که او برایش خیلی با ارزش است) کارخانه ای که از این نوع کارکنان دارد نیز باید با توجه کامل به مدیریت و هدایت انها بپردازد. اغلب هدایت این گونه این افراد ارتباط مستقیمی با هدایت منیت های انها دارد.

 

منیت ها به زمین فرود می آیند

هر کسی دارای میزانی خودپرستی و منیت می باشد. اما پیش از اینکه بخواهیم به این مطلب بپردازیم، باید به این نکته اشاره داشت که تواضع و فروتنی در انسان ها خیلی بیشتر از منیت هایشان است. در حالی که یک کارخانه در فکر اداره کردن متعادل و متوازن خدمه خود است، برای شما نیز نباید هیچ چیز مهم تری از کنترل شخصیت خودتان وجود داشته باشد.

در دنیای کاری همانند قرارهای ملاقات اگر بتوانید بدون خودخواهی، اعتماد به نفس خود را به فرد مقابل نشان دهید به راحتی می توانید ارتباطات گسترده ای برقرار کنید، با افراد با نفوذ دمخور شوید، حسابی پول در بیاورید، و در جایگاهی قرار بگیرید که چیزی جز موفقیت در انتظارتان نباشد. باید توجه داشته باشید که نشان دادن فروتنی و تواضع بیش از حد، شما را تبدیل به فردی می کند که دیگران به راحتی از او سوء استفاده می کنند.

 

جمع دو نفره، شلوغ است


زمانی که نوبت به منیت ها و استعداد های موجود در یک کارخانه می رسد، دو شعبه هستند که مورد توجه قرار می گیرند: بخش سرمایه گذاری و بازاریابی.

باید همواره توجه داشت که تفاوت هایی جزئی میان این دو مقوله وجود دارد. بر شمردن برخی تفاوت ها و شباهت هایی که سرمایه گذاری و بازیابی با هم دارند، می تواند به شما کمک کند تا در شغل خود فرد موفق تری شوید.

هر دوی این موارد به شما گزینه های شغلی پر سودی را ارئه می کنند. این امر غیر طبیعی نیست که یکی از سرمایه گذاران سطح بالای شرکت درامد بالاتری از رییس شرکت داشته باشد. و زمانیکه اعداد و ارقام دست کاری می شوند کاملا عادی است که سرمایه گذاران به دنبال توضیح از هیئت مدیره باشند. امکان بروز چنین مسئله ای در بخش بازاریابی نیز وجود دارد. در هر دو مسیر امکان بروز پسرفت وجود دارد و هر دو راه به طور ذاتی سرشار از ریسک های بیشماری می باشند.

 

به دلیل وجود ریسک بالا، سرمایه گذاران و بازاریاب ها ترجیح می دهند قدری نامتعارف عمل کنند. اما زمانی که نوبت به بروز دادن رفتار نامتعارف می رسد تفاوت های بسیار زیادی آشکار می شود.

 

مقایسه ذاتی دو مقوله


کار و تجارت مملو از اعداد و ارقام است؛ بله، اما بسیاری از تصمیم هایی که منجر به پایین آمدن قیمت ها می شود بدون فکر گرفته می شود. همین امر تفاوت میان سرمایه گذار و بازاریاب را مشخص می کند.

تصمیمات بزرگی که در خود استراتژی هایی را نیز جای می دهند، از یک غریزه ذاتی که وابسته به نوعی نظام خاص احساسی در خود فرد است، نشات می گیرند. و همانطور که می دانید تصمیمات کم اهمیت تر باید بر اساس چهار چوب های منظم و از روی نظام خاص آموزش داده شده، اتخاذ شوند. این قوانین هم در بخش سرمایه گذاری و هم در قسمت بازاریابی کاربرد دارند.

بدون توجه به شباهت ها باید اذعان داشت که سرمایه گذاران به طور طبیعی ترجیح می دهند از نظام های آموزش داده شده و چهاچوب های منظم پیروی کنند. بازاریاب ها نیز تا حدی از این روند بهره می برند، اما بیشتر حرف هایی که می زنند و کارهایی که انجام می دهند، برگرفته از احساساتشان می باشد.

یک فروشنده نمونه کوچکی از یک بازاریاب است. او می تواند تمام اعداد و ارقام موجود بر روی زمین را در نظر خریدار بیاورد و بعد تمام مزایای انرا در جنس خود جمع کند و عاقبت نیز کالای خود را بر اساس احساسی که به وجود آورده به فروش برساند. از سوی دیگر یک انبار دار ( نمونه ای از سرمایه دار) باید احساسات را کنار بگذارد و حقیقت را ببیند. او می تواند شرکت هایی که با آنها کار می کند را دوست بدارد اما زمانی که آمار و ارقام به او می گویند که کالا ها باید فروخته شوند، هیچ احساسی در این امر کارگر نخواهد بود و او باید مطابق با کارشناسی های انجام شده پیش رود.

 

آمیزه ای از هر دو


در آخر به نظر می رسد که موفقیت از آن کسانی است که می توانند هر دو نوع روند فکری خود را به درستی مدیریت کنند. در زندگی زیاد مهم نیست که ببینید دیگران از کارهای شما چگونه نتیجه گیری می کنند. زمانی که فکر می کنید باید به کسی کمک کنید، از احساستان کمک گرفته و او را به سمت مسیر مناسب هدایت کنید؛ اما زمانیکه از نظر منطقی از تصمیم گیری عاجز می شوید، بهتر است به اعداد و ارقام رجوع کنید.

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:1 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

گرامي باد هفدهم اسفند

سالروز شهادت خورشيد خيبر ، بزرگ پرچمدار دفاع مقدس

حاج محمد ابراهيم همت

002205.jpg

 

تصوير آريوبرزن را نديده ام اما شرح فداكاري هاي او در تاريخ ايران را شنيده ام، ولي نمي دانم همت و همت هاي جنگ ، كي مثل آريوبرزن آريايي در خاطره كودكان آينده اين مرز و بوم رقم خواهند خورد. سال هاست كه از اين گروه فرماندهان بسيجي سال هاي دفاع مقدس گفته ها و حرف هاي زيادي شنيده ايم اما يادمان نرود كه هنوز در مورد آنان كم گفته ايم.

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 21:34 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

4-  از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوري کنيد


هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.   

 

5-  لباس مناسب بپوشيد


روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست.

به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.

 

6-  حرف هاي تازه بزنيد


از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد.

حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند.

 

7- تمرين داشته باشيد

 

چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند.

مي داند که چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي داند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي داند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 21:27 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

دو قطب مخالف جذب نمي شوند


در حقيقت پيدا کردن رئيس/کارمندي که بتوانند با يکديگر جفت شوند کار ساده اي نيست مگر اينکه هر يک از آنها توانايي وفق دادن خود را با شرايط موجود داشته و کاستي ها و نقاط قوت يکديگر را با کمال ميل بپذيرند.

 

نتيجه داشتن کارفرماي بد


وظيفه شناسي کارمند يکي از نکات اساسي در هر محيط شغلي به حساب مي آيد اما مديران نالايق باعث مي شوند تا اين حس از ميان برود. کارمندان دوست دارند که مديريت و هدايت شوند نه اينکه کسي آنها را دائما نصيحت کند و پند واندزر يادشان بدهد. اين مطلب به درک و شعور باطني هر فرد باز مي گردد و از اهميت بسيار زيادي برخوردار مي باشد.

بازده کاري خدمه به دليل داشتن مديران نالايق و بدخو به طرز شديدي پايين مي آيد. اين امر سبب جدا شدن کارمندان از کارخانه شده و شرکت به تدريج کليه مغزهاي متفکر خود را از دست خواهد داد. با اين روش ، بهره وري، کيفيت کار و روحيه کارکنان نيز پايين مي آيد.

 

چه کاري بايد انجام داد


گزارش هاي مکرر بر روي روند پيشرفت پروژه :

 در زمان هاي مشخص (هفته اي، دوهفته يکبار و يا ماهيانه) گزارش پيشرفت کار را به کارفرماي خود ابلاغ کنيد. تاثير آن چيست؟ اين کار سبب بهبود ارتباط کارمند و کارفرما شده که در نتيجه کار کردن با هم را برايتان خوشايند تر مي سازد.

 

توجه خود را به مشکلات بدهيد نه به رئيس:

 مطمئنا منبع مشکل کارفرمايتان نيست. شايد اين شما هستيد که نمي توانيد با او به درستي برخورد نماييد. اصلا خجالت نکشيد که او را به کناري بکشيد و به طور خصوصي با او پيرامون مشکلات صحبت کنيد. در مورد مسائل پيچيده با او به گفتگو بنشينيد و از اين کار هيچ ترسي به دل راه ندهيد.

 

همگام با او کار کنيد نه ضد او:

 کار کردن پيشاپيش يکديگر و در راستاي هم، جو موجود بين شما را بهبود مي بخشد. فعال باشيد و اجازه دهيد که گهگاهي او هم در موفقيت هاي شما شريک شود تا او نيز شما را در موفقيت هايش شريک کند.

 

به مقامات بالاتر مراجعه کنيد:

 اگر ميبينيد که از صحبت کردن با او هيچ نتيجه اي عايدتان نمي شود سعي کنيد با مديران سطح بالا تر صحبت کنيد. مفيد واقع شدن خيلي بهتر از اين است که رييس خود را از دخل و خرج کارخانه راضي نگه داريد.

 

قرارهاي ملاقات خارج از دفتر کار بگذاريد


آيا تلاش مي کنيد که با رئيس خود براي 2 دقيقه هم که شده صحبت کنيد، اما او وقت کافي براي اين کار را ندارد؟

در اين صورت  او را بعد از اتمام ساعت کاري در خارج از محيط کار به يک نوشيدني دعوت کنيد و بر روي مسائلي که در سر مي پرورانيد با او صحبت کنيد. اين کار به رئيستان مي فهماند که شما از جان و دل کار خود را دوست مي داريد و به علاوه مي توانيد رابطه بهتري را نيز با او برقرار کنيد.

 

شعبه خود را عوض کنيد يا استعفا دهيد:

 اگر تمام کارهايي که به شما پيشنهاد کرديم با شکست مواجه شد بهتر است اگر در يک کارخانه بزرگ کار مي کنيد در خواست تغيير شعبه دهيد و يا اگر انجام چنين کاري مقدور نبود به راحتي مي توانيد استعفاي خود را بر روي ميزش قرار دهيد. فقط خودتان مي توانيد ارزش درونيتان را بدانيد و اگر تصور مي کنيد که شغل فعلي به اندازه کافي با نيازهاي درونيتان همخواني ندارد، پس بهتر است به خودتان يک تکان اساسي بدهيد.

 

نکته شغلي


به خاطر داشته باشيد نگه داشتن شغل کار ساده اي نيست و نيازمند تلاش و کوشش فراواني است (درست مثل تمام کارها). بنابراين اگر تنها مشکل شما در محيط کار رئيستان مي باشد، سعي کنيد از خوبي هاي او نهايت استفاده را ببريد و بدي هايش را نيز سر مشق خود قرار دهيد.

 

شما را مي بينيم که درحال بالارفتن از نردبان شغلي هستيد!

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 21:26 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

 

در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

 

1-     شنوندگان را هم درگير کنيد

 

شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نکنيد ، مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد يا اينکه سخنراني را با يک جوک شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

 

2-  سرزنده و با روح باشيد


بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.

 

3-  صدايي تاثيرگذار داشته باشيد


روي چيزي که مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد:

تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد،

درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد،

سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد،

 گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 20:36 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

حـتـي اگر شغل و همکارانتان را نيز دوست داشته باشيد،  اگـر نـتوانيد با رئيس خود کنار بياييد، آنوقت به طور حتم در  رابطه با کار خود دچار مشکل مي شويد.

اگـر تــحت نظر يک کارفرماي نالايق، خودخواه و بي فکر کار کنيم، آنگاه بــطور حتم در محل کار خود دچار تعارض هايي خـــواهيم شد. در اين قسمت شرايطي را که ممکن است يـک رئيـس بـدخـــو برايتان به وجود آورد  و اثرات آن را مورد  مطالعه قرار داده ايم....

تصميم با شما است که تحمل کنيد يا به همه چيز پايان بخشيد.

 

ذهنيت کارفرما


آيا هميشه آرزو نمي کنيد که اي کاش يکبار ديگر مي توانستم با رئيس خود همانطور که در روز مصاحبه شغلي گفتگو کردم، صحبت کنم؟ به هر حال شما دو نفر ميخواهيد با يکديگر کار کنيد و همکاري جزئي از رابطه شما را تشکيل خواهد داد.

اگر رئيستان شما را به ياد يکي از شخصيت هاي کمدي بدخو مي اندازد در آنصورت شما حتما با مشکل مواجه خواهيد شد (به ويژه اگر مدل موهايش هم مثل همان شخصيت باشد!)

 

نشانه هاي مدير بد

  • به کارمندان اعتماد نمي کند
  • براي آنها احترام قائل نيست
  • از آنها پشتيباني نمي کند
  • در موارد حساس از آنها کمک نمي گيرد
  • برخوردي خشن و گستاخ از خود بروز مي دهد
  • به آنها تشر زده و تهديدشان مي کند
  • به تعادل شغلي/ خانوادگي اعتقاد ندارد
  • کارهاي زيادي را واگذار مي کند و براي هر يک مهلت کمي قائل مي شود

ببينيد کارفرماي شما به کداميک از دسته بندي هاي زير تعلق دارد و روش برخورد با او را ياد بگيريد.

 

رؤساي نالايق


چنين مديراني اصلا نمي دانند که مشغول انجام دادن چه کاري هستند. شايد در نگاه اول تصور کنيد که جزء مديران رويايي هستند، اما بعدها بي مبالاتي اين افراد در انجام امور دفتري شما را از تصور گذشته تان پشيمان مي سازد. سرپرست شما بايد توانايي انجام تمام امور دفتري را در زمان لازم داشته باشد.

 اما چنين مديراني که ما در اين قسمت از آنها صحبت کرديم حتي نمي توانند کارتريج پرينتر را تعويض نمايند.

اکثر آنها براي مدت زمان زيادي در يک کارخانه کار کرده اند و بعد به اين دليل که شرکت نتوانسته فرد شايسته تري را براي مقام مديريت پيدا کند او را به اين پست منصوب کرده است.

 

اختيار دهنده


کار چنين مديراني در کاغذ بازي حرف ندارد، اما زماني که نوبت به مهارت هاي اجتماعي مي رسد پر از اشکال مي شوند. شايد در گرفتن نمايندگي هاي شرکت هاي مختلف و پر کردن ميز شما از پرونده، مهارت خاصي داشته باشد اما ساعت 4:59 دقيقه بعد از ظهر اولين کسي است که دفتر را ترک مي کند.

او به راحتي به کارمندانش فضا مي دهد تا خودشان را نشان دهند و کارها را مطابق خواستشان انجام دهند و زماني هم که کار مورد قبول واقع نشد، فقط شما را سرزنش مي کند و اين خودتان هستيد که بايد آنرا از نو انجام دهيد. به همين سادگي.

او به شما افتخار مي دهد و از کار کردن با او لذت مي بريد اما شايستگي شما هر چقدر که باشد او يک قدم عقب تر از شما است و هميشه قصد تعريف و تمجيد از خودش را دارد.

 

ديکتاتور


ديکتاتور درست عکس اختيار دهنده عمل مي کند. چنين مديري چشم خود را بر روي تمام توانايي ها و تجربيات شما مي بندد حتي اگر شما  گزارش خوبي از بالا رفتن هزينه ها براي او فراهم کرده باشيد او آنرا ناديده مي گيرد و بر اين باور است که "اگر مي خواهي کاري خوب پيش رود خودت آنرا انجام بده."

کارمندان به فضايي نياز دارند که در آن تا حدودي بتوانند آزادانه تصميم بگيرند. اما در شرکتي که چنين مديري داشته باشد اين عمل انجام نخواهد شد. او تمام کارهاي شما را دانه به دانه موشکافي کرده و همه آنها را جزء به جزء وارسي مي کند. با اين کار فقط وقت خودش و شما را تلف مي کند.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 20:35 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

باید در زندگی خود پیروی از اصول اخلاقی را به صورت یک قانون در آورید. تنها راه موفقیت در کسب و کار و تجارت، توسعه منابع موجود بدون وجود وسوسه و فریب می باشد. گذشته از همه این ها اگر چنین مواردی را رعایت کنید روزی که نوبت به بررسی پرونده کاری شما می رسد و سرپرست بخش و یا کارفرما قصد تعیین حقوق و مزایای شما را داشته باشند با اعتماد به نفس کامل در جلسه مذکور حاضر خواهید شد. برای اینکه از درستی اعمال خود اطمینان کامل حاصل کنید در تمام مراحل زندگی خود با اتکا به نیروی ایمان و تقوی پیش روید تا در روز حساب در آرامش کامل به سر برید و هیچ گونه ترسی به دل راه ندهید.

 

شما باید همیشه نسبت به افراد دیگر نقطه نظر مثبت داشته باشید و برای آنها بهترین ها را آرزو کنید. تمام شکست ها و پیروزی ها ارتباط مستقیم با گفته ها و نیات درونی شما دارند. یک مدیر اجرایی اگر از مهارت های ارتباطی پایینی برخوردار باشد بدون شک در شغل خود موفق نخواهد بود، زیرا توانایی های او در انتقال مفاهیم کلیدی محدود است. مطمئن باشید که با زور و اجبار هیچ کاری از پیش نخواهد رفت- حال چه در زندگی شخصی و چه در زندگی شغلی –

 

موقعیت شناس باشید


یکی دیگر از مولفه های حیاتی برای ایجاد موفقیت به هنگام برقراری ارتباط درک مناسب از فضا و محیطی است که در آن به سر می برید. شاید به کار گیری یک روش خاص ارتباطی در مراحل اولیه کار، موفقیت را برای شما به ارمغان آورد اما ممکن است به کار گیری همان روش در مراحل بعدی خسارت های جبران ناپذیری را به کل مجموعه وارد آورد. به عبارت دیگر در نظر گرفتن مراحل رشد یک سازمان از اصول بنیادین موفقیت به شمار می رود.

 

مدیران اجرایی و مدیران روابط عمومی در ساختار یک شرکت منعکس کننده دو قطب مجزا هستند. شاید به عقیده بسیاری از افراد وظیفه مدیران اجرایی خطیرتر باشد، اما این نظر فاقد هر گونه استدلال علمی است. با رشد و توسعه شرکت، مدیریت در صورتی موفق خواهد شد که روابط عمومی قوی باشد. بدون وجود ارتباطات موثر شرکت وارد بیراهه خواهد شد و متاسفانه در بسیاری از موارد ما شاهد چنین اشتباهاتی هستیم. مشکل زمانی محسوس می شود که شرکت مورد نظر به اندازه کافی بزرگ باشد، زیرا باید زمان و هزینه بیشتری صرف شود تا خسارات وارده جبران گردند و امکان دارد که تا آن زمان کشتی به کلی به گل نشیند.

 

اگر می خواهید مدیر موفقی باشید – چه در راس یک بخش چه در یک سازمان بزرگ – باید نسبت به تمام نکات اجرایی آگاهی کامل داشته باشید اما در عین حال از مقوله روابط عمومی و ارتباطات نیز غافل نشوید. اگر به خوبی توجه کرده باشید، باید به این نتیجه رسیده باشید که تمام ابزار مورد نیاز برای رسیدن به موفقیت در دستان شما قرار دارد و آن چیزی نیست جز "ارتباطات".

لازم نیست که بر روی یک میز بلند بایستید و مرتب داد و فریاد راه بیندازید. کاری که باید انجام دهید این است که نسبت به همه چیز آکاهی داشته باشید. شما باید بدانید که در حال حاضر هر یک از کارکنانتان کجا هستند و مشغول انجام دادن چه کاری هستند. باید توانایی انتقال پیام خود را به دیگران داشته باشید. با توجه به شرایط محیط پیرامون شما ابزاو وتوانایی ها تغییر پیدا می کنند.

 

اگر احساس می کنید که شرکت با سرعت خیلی زیادی به جلو پیش می رود و متغیرهای ناپایدار بسیاری در اطراف شما به چشم می خورند بنابراین بهترین کاری که می توانید انجام دهید "دست نگه داشتن" است. حتی ترجیحا می توانید یک گام به سمت عقب نیز بردارید تا اتفاقات پیش روی خود با دید بازتری ببینید. دلیل موفقیت بسیاری از کارفرمایان بزرگ چیزی جز این نیست. آنها تیرهای خود را بیهوده به هدر نمی دهند. اول دامنه دید کامل را بدست می آورند، هدف گیری کرده و در آخر گلوله را شلیک می کنند. این کار زمان بیشتری را برای تفکر در اختیار آنها قرار می دهد.

 

از همین حالا برقراری ارتباطات را شروع کنید

 

شاید خیلی ها این توانایی را نداشته باشند که در آن واحد هم از عهده امور اجرایی برایند و هم ارتباطی. پس بهتر است که واقع گرا باشید. این مرحله درست زمانی است که هیئت نمایندگانتان به کمک شما خواهند شتافت. از پاره ای امور دست بکشید و وظیفه انجام آنها را به عهده دیگران بگذارید. این عمل خود نوعی برقراری ارتباط به شمار می رود. هنگامیکه مسئولیت ها کمتر شوند دید شما نسبت به مسائل مختلف بازتر شده و توانایی تحلیل و بررسی دیدگاههای مختلف را بدست می آورید و تصاویر بزرگتری در ذهن شما نقش می بندند.

 

پايان

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:29 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

6- خنده كنان تنش زدايي كنيد :

"گودمن" ، معتقد است خنده اي كه از ته دل باشد ، ماهيچه ها را شل كرده ، فشارخون را كاهش مي دهد . هورمون هاي تنش زا را متوقف ساخته ودستگاه ايمني را هم تقويت مي نمايد.

 

 7- چاي سبزفشار روحي را كاهش مي دهد:

قهوه ، ادويه ، كاكائو ، كه سرشار از موادپنهاني كافئيني هستند ، محركهايي مي باشند كه دستگاه عصبي را تحريك كرده و مي توانند شما را نسبت به فشار رواني مستعدتر سازند.

بنابراين پزشكان مصرف مواد كافئين دار را منع مي كنند موقعي كه به ماده محرك خفيفي نيازمنديم خوردن چاي سبز بسيار مفيد است و داراي ماده كافئين مانندي به اسم « تي او فيلين » است . همچنين ماده اي دارد كه بر اساس برخي مطالعات ممكن است ميزان كلسترول خون را كاهش دهدو اثرات ضدسرطاني هم داشته باشد .

 

8- به فكر بي كاري واستراحت خود هم باشيد :

يكي از عوامل عمده تشويش ، داشتن برنامه سنگين و فشرده كاري است . براي مقابله با اين عامل بوجود آورنده فشار رواني شما مي توانيد برنامه اي براي خود بچينيد كه از آن ايمن بمانيد . هر روز به مدت نيم ساعت دست از كار بكشيد.شما قادربه مهارهمه چيز نيستند و ليكن مي توانيد برنامه كاريتان را به نحوي تنظيم كنيد كه زمان فراغت و استراحتي هم برايتان باقي بماند.

 

9- عبادت كنيد :

 افراد وقت بسيار زياد را صرف ناراحتي از رخدادهاي تلخ و ناگوار گذشته يا نگراني از آينده مي كنند رمز كاهش فشار رواني اين است كه ياد بگيريم از نظر احساسي و عاطفي چگونه در زمان حال زندگي كنيم.داشتن اعتقادات مذهبي از اين بابت لازم ومؤثراست كه به نظرپزشكان آرامبخش ترين آيين مذهبي هنگامي است كه هر روز صبح عبادت كنيد و در مواعد معینی از روز نماز بخوانيد اين موضوع به اثبات رسيده كه عبادت و راز و نياز با پروردگار تاثير هورمورنهاي توليد فشار رواني همچون آدرنالين و نور آدرنالين را در بدن تقليل مي دهد. روان شناسان اضافه مي كنند كه به ياد داشته باشيد پزشكان هيچ گاه نمي توانند نظام آرام بخشي دروني بيمارانشان را به آنها بازگردانند.چنين آرامشي به خود شخص بستگي دارد.پس هر گاه از فشار روحي رنج مي بريدازراه عبادت وانجام فرايض ديني ،خود درماني كنيد .

 

10- تمرينات آرام بخشي (ريلكسيشين ) انجام دهيد.

 اين تمرينات مي تواند در كل عضلات يا در برخي از عضلات صورت گيرد.براي مثال افرادي كه ساعات زيادي از روز را پشت ميز مي گذارنند،اين تمرينات آرام بخشي مفيدبه نظر ميرسد . روزي 15 الي 20 دقيقه را صرف انجام تمرينات سفت و شل نمودن عضلات بدن خود بكنيد . اين عمل را بهتر است از قسمت هاي پايين بدن يعني از نوك انگشتان پاي شروع كرده و به قسمت هاي سرو گردن برسيد .

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:18 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

ازديگرصفت هايي كه براي موفقيت وكسب اعتمادبه نفس بالا لازم است ريسك كردن است . افرادموفق درزمينه هاي مختلف براي ارتقاء خود به درجات بالا ، دست به ريسك زده اند.براي رسيدن به هدف دلخواه بايد قدري ريسك كردالبته بايدتمامي جوانب را در نظرگرفت . اكثر افراد دركار فقط به درجه اي  ازتبحرياموفقيت قناعت مي كنند .


بايد بين درجه اي از تبحرتا درجه  تبحر يافتن تفاوت قائل شد .متاسفانه افراد زيادي از ريسك كردن براي دستيابي به درجه تبحر خودداري كرده وفقط به رسيدن به درجه اي از تبحر اكتفا مي كنند
شما براي آنكه به موفقيت بالا وهدف نهايي خود برسيد بايد قدري ريسك كنيد با اعتماد به نفس بالا كاري را شروع كنيد وواقعا" ترس و وا همه به خود راه ندهيد.


از تائيد نشدن نترسيد . شايد بدون اغراق بتوان گفت كه يكي ازبزرگترين ترسهاي رايج درميان عامه مردم ترس ازتاييد نشدن است همه مامي خواهيم كه موردتاييد ديگران قرار بگيريم وآنهامارابپذيرند،كه البته امري مطلوب است امااينكه فكركنيم براي تائيدگرفتن ازآنهابايدهركاري كه مي خواهند انجام دهيم وآنگونه كه مي خواهند تفكر ورفتار كنيم فكري نادرست ونقض كامل قاطعيت واستقلال است.


ازاحساس گناه و تقصير به شدت بپرهيزيد.بين گناهكاربودن واحساس گناه داشتن،فرق  قائل شويد.وقتي فكرمي كنيم كه گناهكار  هستيم  ، در واقع اين  حقيقت  را  مي پذيريم  كه اشتباه كرده ايم ويا نادرست عمل كرده ايم . اما احساس گناه كردن بدين معني است كه فكر مي كنيم بي ارزش ،پست و افرادي بي خاصيت ودوست نداشتني هستيم چون ناشايست  عمل  كرده ايم . به خاطر داشته  باشيد گاهي  اوقات شكست و   نااميدي  توفيق اجباري هستندبه شماميگويند  اهدافتان براي شما درست نبوده اند ، آن تلاش ارزش آن كار را نداشت ، واز يك شكست بزرگتر بعدي مي توان اجتناب كرد.


افرادومشاغل وموفقيت هايي را كه موجب بروزاحساس نابسندگي درشمامي گردند تحمل نكنيد اگر مي توانيد آنها يا خودتان را به گونه اي تغيير دهيد . احساس ارزشمندي بيشتري بنمائيد .


خلاصه كلام دلايل رفتارهاي كنوني خود را در ابعاد جسماني ، اجتماعي ، اقتصادي وسياسي وموفقيت كنوني خودتان جستجو كنيد ونه در كاستيهاي شخصيتي خودتان .

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:16 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

جـمـع کـثـیری از مـدیران بـرجسـته بـا اتکا به برنامه ریزی و  بـرخورداری از مهارت هـای اجـرایی از نـردبـان شـغـلی بـالا  آمـده اند. اما برتری آنـهایی کـه هـمـیشه در صـدر هسـتند تـوانـایـی فـوق الـعـاده شـان در بـرقـراری ارتـبـاط با سایرین است.

 

در هنگام تاسیس یک شرکت موارد مختلفی در نظر گرفته میشود که یکی از آنها مهارتهای اجرایی است. موسسات و ارگان هـا بـرای ایــجاد این توانایی در میان کارمندان خود شعب مختلفی را بـصـورت غیر ضروری به این امر اختصاص مـی دهـنـد و در مـقـابـل هیـچ هــزینه ای را صرف ارتباطات عـمـومی نـمی کنند. البته این بدان معنا نیست که اقشارمـخـتــلف جامعه، رسانه های گروهی و سرمایه گذاریها برروی ارتباطات امری بلا استفاده و بی مورد به شمار می رود بلکه برعکس اولین رکن اساسی برای دستیابی به موفقیت در هر شرکتی قابلیت انتقال عقاید و اهداف و خدمات آن به مراجعین می باشد و برای توسعه شرکت می بایست بالاجبار بر روی ارتباطات به طور گسترده حساب باز کرد.

 

در این قسمت دو مولفه اصلی وجود دارد: ارتباطات و زمانبندی. در این مقاله نکاتی پیرامون بهبود مهارت های ارتباطی و روابط عمومی در سطوح مختلف توسعه یک موسسه و یا هر ارگان دیگر فراهم آمده است.

پیش از اینکه دست به اقدام هر گونه کاری بزنید اهداف اصلی خود را مشخص کنید. سپس آنها را به صورت تیتروار و کلاسه شده به دفتر سرپرست بخش ببرید و یا به نشانی آدرس الکترونیکی او بفرستید. لازم است که بدانید چه مطلبی را می خواهید انتقال دهید، اگر مطلبی برای خود شما واضح نباشد چطور می توانید از دیگران انتظار داشته باشید که متوجه آن بشوند.

این امر از اصول اولیه ارتباطات به شمار می رود. اما متاسفانه بسیاری از افراد توانایی رعایت آنرا در امور روزمره شغلی خود ندارند. مپرسید چرا؟ خوب، به 2 دلیل:

 

1- به طور ارادی، اغلب افراد خط پایان را در ذهن خود مجسم می کنند اما از تجسم راه رسیدن به آن عاجز هستند .

به صورت ناخودآگاه انسانها به طور قطع تنها با تکیه بر عقاید شخصی خود از مسیر مستقیم منحرف خواهند شد. ما به اعتبار، مقام و منزلت خود اطمینان کامل داریم و تصور می کنیم به هر طریقی که پیام خود را انتقال دهیم، نتیجه مطلوب از آن ماست. چنین تصوری یکی از مخاطره آمیز ترین موانع در مسیر استیلا و ارتقا فرد به درجات بالاتر به شمار می رود. هنگامیکه بر طبق عقاید خود بر روی نتیجه حساب باز می کنید در حالیکه واقعیت چیز دیگری است به ناچار از فتح خط پایان در می مانید. بنابراین داشتن اشراف کامل نسبت به مطلب مورد نظر امری ضروری در راه مقابله با موانع موجود می باشد.

مفهوم اصلی گفته های خود را بر روی یک تکه کاغذ یادداشت کنید و آنرا به کناری بگذارید، روز بعد دوباره به آن مراجعه کنید و یکبار دیگر آنها را مرور کنید. هدف نهایی با توجه به خواستهای شما شکل می گیرد و مسیرهای مختلف برای رسیدن به آن پدیدار می شود. پس لازم است که زمانی را به مرور نکات کلیدی اختصاص دهید تا با آمادگی کامل به سمت هدف حرکت کرده، با موانع روبرو شوید و آنها را از بین برده و تمام تمرکز خود را بر روی نتیجه نهایی معطوف کنید.

 

2- اگرچه این کار مشکلی است اما متاسفانه بسیاری از صاحبان کالا و مشاغل توانایی تمیز دادن خودشان را از افکار و عقاید شخصی شان ندارند. بارها و بارها از خود سوال می کنند که چگونه می توانند بر روی دیگران ( چه اشخاص و چه شرکتها) تاثیر گذار واقع شده و خواست هایشان را بیان کنند.

به خاطر داشته باشید که هر چقد بیشتر بتوانید به داخل ذهن افراد نفوذ کنید، خیلی سریعتر می توانید آنها را در مورد پذیرش شرایط خود متقاعد کنید. البته منظور من این نیست که ذهن و افکار آنها را به بازی بگیرید، بلکه باید بدانید که نیازهای مراجعین چیست و یا به عبارت دیگر طرف مقابل خود را به خوبی بشناسید.

بیشتر افرادی که در یک شرکت و یا کارخانه کار می کنند، اهداف نسبتا مشابهی را دنبال می کنند و پایداری آنها در مواجهه با مشکلات مختلف تقریبا یکسان می باشد. به همین دلیل است که زمانیکه نظری مطرح می شود نتیجه کم وبیش یکسانی را در بر دارد.

 

قصد و نیت شما چیست؟

 

شما باید همیشه افکار خوب، زبان خوب و نیات خوب داشته باشید. تنها راه پیروزی و از بین بردن شک و تردید در طرف مقابل از این راه میسر خواهد شد. اهداف پر فضیلت را مد نظر خود قرار دهید و در راه رسیدن به آنها گام هایی از روی درستکاری بردارید. مردم هنگامی نیات شما را قبول دارند که به سخنان شما اعتماد داشته باشند و برای اینکه گفته های شما مورد قبول افراد شکاک قرار گیرد شما در وهله اول باید افکار درستی داشته باشید.

بله، البته خیلی طبیعی است که میوه ممنوعه شما را اغوا کند و شما دچار وسوسه های شیطانی شوید، اما سعی کنید تا هیچ گاه مرتکب عملی نشوید که باعث شود صداقت شما زیر سوال رود. هنگامیکه توانایی رسیدن به اهداف را تنها با رعایت اصول اخلاقی پیدا کردید می توانید میوه ها و ثمره های ارزشمندتری را بدست آورید.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 18:7 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

فرزاد دشتی

 

در زندگي امروزه نمي توان فشارهاي روحي و رواني حاصل از وقايع روزمره زندگاني را بطور كل حذف و كنار گذاشت . بهتر است راههاي مواجهه و مقابله با آنها را آموخت تا شدت نيابد و به افسردگي و درماندگي تبديل نشود. در زير به راهكارهاي ساده جهت كاهش فشارهاي روحي و رواني و حفظ بهداشت رواني اشاره شده است .

 

 1-با صرف غذا آرامش بيابيد:

متخصصان"ام.اي.تي" طي پژوهشهائي به اين نتيجه رسيده اند كه مصرف كربوهيدراتها باعث افزايش سروتونين در مغز انسان شده و تأثير مثبتي بر خلق و خوي فرد گذاشته و در نتيجه تأثير آرام بخشي بر كل بدن به جا ميگذارد و عوارض حاصل از فشار رواني همچون ، خشم ، تنش، زود رنجي و ناتواني در تمركز را كاهش مي دهد . از آنجايي كه تاثير كربوهيدراتها بر بهبود حالت انسان نياز به زمان دارد و فقط 2 تا 3 ساعت دوام مي آورد بهتر است كه در روزهاي پرتنش در چند وعده ، غذاي كم حجم و حاوي كربوهيدرات مصرف شود. ولي در عين حال ميزان كل كالري مورد نياز را در وضع مناسبي ثابت نگهداريم .

 

2- از خود سه سوال بپرسيد :

 در هنگام عصبانيت و ناراحتي اين سه سوال را از خود بپرسيد .

-آيا اين موضوع مهم است ؟ 

-آيا واكنش من در مقابل مسئله بجا و مناسب است ؟

-آيا اين جريان تغيير پذير است ؟

هر كسي مي تواند با بهره وري از اين روش و پرسيدن اين سوالها از خود و پاسخ دادن به آن خود را آرام ومحركهاي تنش زا را از ميان بر دارد . گفتني است كه  چنين راهكاري در هر جايي كاربرد دارد و تنها به محيط كار محدود نمي شود.

 

3- با دويدن از بار مشكلاتتان بكاهيد.:

دكتر "كوبو" متعقد است كه ورزشهاي هوازي بهترين طريقه از ميان بردن فشارهاي رواني روزانه مي باشد.حتي انجام فعاليت متعادل نظير 30 دقيقه پياده روي در روز به بهبود وضع جسمي و روحي شخص مي انجامد .

 

4- ديده گاههاي خودتان را بررسي كنيد :

"مشيل تيلور" ، كارشناس و روانشناس ، در رفع فشارهاي رواني مي گويد كه در يك روز كاري شلوغ رانندگي مي كرد که ناگهان متوجه شد كه چراغ روغن اتومبيلش چشمك مي زند او آن روز بيماران زيادي را ويزيت كرده بود وضمناً ناچار بود كودك سه ساله اش را بعد از برگشت ازسركار از جايي بردارد.تيلور در اين مورد مي گويد:خودم نيز احساس فشار رواني زيادي مي كردم كه يكمرتبه برآن شدم همان روش رابكاربندم كه به بيمارانم توصيه مي كنم.سپس ازخودم پرسيدم،آيا مشكل روغن ماشين مسئله مرگ و زندگي است ؟ نه

 تعويض روغن را به راحتي ميتوان به هفته بعد موكول كرد و چندان هم ضرورت ندارد.وي ازبيماران خودمي پرسد: اگر امروزبه شستشو واتو کردن لباسها نپردازيد دنيا به آخر مي رسد ؟

درضمن خاطرنشان مي سازد كه اختصاص نيم ساعت از روز براي انجام كار لذت بخش باعث مي شود كه جان و نيرويي تازه اي بگيريد مخصوصاً در روزهاي تعطيل ، كارهاي روزمره را به كنار بگذاريد . و سري به دوستان و خويشاوندانتان بزنيد.

 

5- نفسهاي عميق بكشيد.:

كشيدن نفس عميق به نحوي كه ريه ها كاملاً پرشود و عمل رساندن اكسيژن حياتي به مغز سريعتر صورت گيرد به اين منظوراز راه بيني آهسته و عميق نفس بكشيد و حس كنيد كه اين هوا در تمام بندبند وجودتان جريان مي يابد الان كم كم به مدت طولاني هوا را بيرون بدهيد . ضمن انجام اين كار بگذاريد هر چه هوا هست بيرون بيايدتاشكمتان تخت شده، وآه بكشيد.بايد تصور كنيدهوايي كه تنفس مي كنيد احساس آرامش و آسايش رابراي بدنتان به ارمغان ميآورد و هنگام بازدم بايدبه اين فكرباشيدكه چگونه فشارعصبي برطرف مي شود.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:31 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

فرزاد دشتی

 

واقعيت آن است كه ما انسانها داراي  ضعف هايي  هستيم به همين دليل به سادگي نميتوانيم آنچه را دوست داريم انجام دهيم پس چه خوب است نقاط ضعف وقوت خود را بشناسيم واهداف خود را بر پايه آنها تعيين كنيم احساس ما در دستيابي به اهداف جسممان خيلي مهم است .

 

آنچه را آغاز كرده ايد ، بدون توجه به حد موفقيت تان به پايان برسانيد . گامهاي كوچك و استوار امروز  ،  پايه گذار فرداي روشن شماست .


يكي ازمهمترين روشهايي كه به شما كمك مي كند تا آنچه را كه شروع كرده ايد به پايان برسانيد اين است كه آنرا به كارهايي با اندازه هاي مورد نياز ، تجزيه و كوچك كنيد تا از انجام ندادنش پرهيز نمائيد.
خيلي از ما با اين عقيده شستشوي مغزي شده ايم كه اگر كاري ارزش انجام دادن داشته باشد پس ارزش خوب انجام دادن هم دارد وبه غلط اين طور تفسير مي كنيم ((اگر نمي توانيد كاري را درست انجام دهيد ، پس هرگز آن را انجام ندهيد)) اگر خداي ناكرده اعمال خود را براساس اين گفتار عاميانه قرار دهيم تقريبا" هيچ كاري را نمي توانيم انجام دهيم اگر ما به اعمالي كه انجام  مي دهيم  قدري توجه كنيم متوجه مي شويم كه همه ما در هنگام يادگيري كه انجام داده و مي دهيم اشتباه كرده ومي كنيم .

 

تحقيقات روان شناسي بارهاوبارها نشان داده است،همانقدركه خودتقويت گری مثبت ، مي  تواندرفتاررانيرومندسازد،گفتارمنفي آنرا تضعيف مي كند.شما هرچقدرداراي انگيزه بيشتري باشيد و سخت تر و طولاني تر كار كنيد،  كار را بهتر انجام خواهيد داد و آن اعتماد رفتاري را تغيير خواهد داد نه احساس برتريت را.


هر وقت ديديد كه ادامه كاري برايتان ممكن نيست واحساس غالب شما بردست كشيدن و رها كردن كار است سريعا" كارها واعمال موفق گذشته تان را مورد تقدير وتشويق قرار دهيد . در قبال كارهاي درست به خود پاداش دهيد ودر قبال كارهاي نادرست ، خود را جريمه كنيد. يكي از علل عمده از دست دادن انگيزه ادامه كار، افسردگي وبي حالي است . براي آنكه اين حالت را در خود برطرف نمائيد اول بايد آنرا بشناسيد وعلت آنرا جستجو كنيد.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:29 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

کسی که از پشت خنجر می زند


این شخصی است که همه ی ما به راستی از او متنفریم. این فرد همیشه درمورد شما و کارهایتان به بدگویی مشغول است و این کار را معمولاً پشت سرتان انجام می دهد. دوست دارد که شما را نزد دیگران تبدیل به فردی انزجار آور کند.

 

طریقه ی رفتار با او: دفعه اولی که از این موضوع اطلاع پیدا کردید، او را تنها به مکانی خلوت برده و به او بگویید که از کارهایش اطلاع دارید. اگر همان بار اول این کار را انجام دهید، او تا حدی حساب کار خود را خواهد کرد و البته ممکن است جلوی روی شما زیر همه چیز بزند، اما جریان کار دستش می آید.

 

کسی که تقصیرات را گردن دیگران می اندازد


این فرد کسی است که هیچگاه مسئولیت اشتباهات خود را نمی پذیرد و تقصیر را گردن دیگران می اندازد.

 

طریقه ی رفتار با او:  اگر رفتارش درست بود، شما هم قسمتی از مسئولیت را بپذیرید، حتی اگر بیشتر تقصیر گردن او بوده باشد. اما اگر هیچ اشتباهی نداشته اید، بهتر است حتماً رئیس شرکت را از این مسئله آگاه کنید.

 

کسی که همیشه شکایت می کند


این فرد کسی است که همیشه در حال غرولند کردن و شکایت کردن است. از همه چیز ایراد گرفته و همیشه چیزی برای شکایت کردن از آن پیدا می کند. این کار را با افراد هم انجام می دهد، چه آنها بخواهند بشنوند، چه نخواهند.

 

طریقه ی رفتار با او:  این اخلاق در خون او است. به همین دلیل شما نمی توانید او را تغییر دهید. اما کاری که می توانید بکنید این است که روابطتان را با آن فرد محدود کنید. اگر به سراغتان آمد و خواست باز شروع کند، می توانید به او بگویید که کار دارید و نمی توانید به حرفهایش گوش دهید. البته ممکن است ناراحت شود، اما بالاخره باید به ریقی این مسئله را به او فهماند.

 

 

اگر همه ی این کارها شکست بخورد . . .


شما همه ی سعیتان را برای انجام این کارها در برخورد با افراد مشکل دار در محل کارتان کرده اید. اما هنوز نتوانسته اید موفق شوید. در چنین موقعیت هایی می توانید یکی از کارهای زیر را انجام دهید:

 

از او دوری کنید


لزومی ندارد که به طور کامل او را نادیده بگیرید، اما تا آنجا که می توانید از برخورد داشتن با او خودداری کنید.

 

کارهایش را گزارش دهید


از برخورد کردن با این فرد خسته شده اید، و او اصلاح نشده است. احتمالاً دیگر زمانش رسیده است که کارهای او را به قسمت مشاوره ی شرکت اطلاع دهید. کار آنها برخورد با چنین افرادی است.

 

درخواست انتقالی کنید


می توانید از مدیر قسمتتان درخواست کنید شما را به بخش دیگری منتقل کند تا برای همیشه از دست آن فرد خلاص شوید.

 

در برخورد با چنین افرادی . . .  


اولین کاری که در برخورد با چنین افرادی باید بکنید این است که خونسری خودتان را حفظ کنید. اگر این فرد تمام تلاش خود را می کند تصویر شما را در محل کار خراب کند، نباید کمکش کنید. سعی کنید پخته و روشنفکرانه عمل کنید.

 

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 23:51 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

اشتباه هفتم: روابط غلط


شروع هر فعاليتی احتياج به كار فراوان و سيستم پشتيبان دارد. فشار تعهدات زمانی و مسائل مالی باعث بروز مشكلاتی در روابط خواهد شد.

بايد قدری از بار خود را سبك كنيد و از كمك نزديكان و دوستان خود در حد امكان استفاده كنيد.

 

نکته:

نگذاريد كه يك اشتباه باعث يك عمر پشيمانی شود.


بسياری از اشتباهات به اين دليل بروز می كنند كه تازه كاران تصور مي كنند كه تمام كارها را بايد خود به تنهايی انجام دهند.

به جای اين كار بهتر است نقاط قوت خود را بشناسيد و كمبودهای خود را بپذيريد و بعضي از امور را به دست متخصصين خاص آن بسپاريد.

هنگامی كه به مسائل و شكست های اجتناب ناپذير برخورد می كنيد، این ضرب المثل قديمي را به ياد بياوريد كه:هر شكست پلی است برای پيروزی های آينده.

پايان

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 23:50 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

19 ـ گوش دادن به نداي دروني:

 

افراد هميشه با خود ارتباط ذهني برقرار مي كنند، اين مكالمات دروني ساز و كاري است كه باعث مي شود افراد از ارزشيابي ها و انتظارات خود آگاه مي شوند. هنگامي كه انتقاد مي كنيد و يا مورد انتقاد قرار مي گيريد به مشاهده و شنيدن دنياي درون خود بپردازيد. وقتي به نداي درون خود توجه كنيد و آن ها را مورد بازنگري و تجديد نظر قرار دهيد، افكار بهره ور و متناسب با شرايط و محيط جديد بوجود مي آيد؛ زيرا احساسات برافروخته شما، كنترل شده و به شما كمك مي كند تا صداي قدرت انتقاد مؤثر و مثبت را بشنويد.

 

20 ـ حفظ آرامش و خونسردي:

 

نداشتن آرامش در زمان انتقاد به تضعيف انتقاد منجر مي شود. اگر فردي قادر به حفظ خونسردي، آرامش و هوشياري در زمان مواجهه با انتقاد باشد، مي تواند احساسات خود را كنترل كند و بهره وري خويش را افزايش دهد. به علاوه فرد قادر به ارزيابي شرايط به طور دقيق بوده و پاسخ مناسبي را به آن شرايط خواهد داد.

در جهان امروز نقش احساسات و افكار انساني در توسعه و تكامل انسان ها، سازمانها و جوامع پر رنگ گشته است و برقراري ارتباطات و هم انديشي بين آن ها از اهميت بيشتري برخوردار گشته است. اگر فردي آگاه و توانمند نسبت به احساس و عملكرد ضعيف و نامطلوب افراد يا واحدهاي ديگر به طور مطلوب و مفيد اظهار نظر كند از قدرت انتقاد مؤثر و مثبت بهره برداري كرده است، او به خوبي به نقاط قوت و ضعف طرف مقابل واقف است و درصدد تقويت نقاط قوت و حذف نقاط ضعف وي برمي آيد، به علاوه به آگاه سازي وي از فرصت ها و تهديدات محيط مي پردازد. مديران آگاه براي اصلاح و توسعه فردي، گروهي و سازماني و نيز براي انتقال دانش و مهارت خود به ديگران و اصلاح آن ها لازم است تا از قدرت انتقاد مثبت برخوردار باشند چرا كه در فرايند مشاوره علاوه بر مهارت فني، مهارت انساني و رفتاري حائز اهميت بسياري است. از سوي ديگر هر انساني كه مورد انتقاد قرار مي گيرد با بكارگيري هوشمندانه و به دور از تعصب و احساس، مي تواند به اصلاح دانش، نگرش و مهارت هاي خود اقدام كند. در مجموع انسان ها نيازمند انتقاد كردن و انتقاد پذيري مؤثر و مثبت براي تكامل خود، گروه و سازمان هستند. اين نقد؛ افراد، سازمان ها و جوامع را به سوي تعالي سوق مي دهد در حالي كه نقد منفي روحيه خصومت و پرخاشگري و تضاد را گسترش داده و افراد و سازمان ها را به سوي عدم بهره وري از منابع انساني و مادي و در نهايت نابودي آن ها سوق مي دهد.

 

پايان

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 23:48 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

کسی که همیشه "منم منم" می کند


این فرد کسی است که همیشه در حال بزرگنمایی کردن خودش است و اعتقاد دارد که همیشه همه چیز حول و حوش نیازهای او می چرخد. او خود را صاحب همه چیز میداند، چه مستحق آن باشد چه نباشد. این مسئله در پروژه های گروهی  نمود بیشتری دارد. او همیشه اعتقاد دارد که مشکل های او همیشه بزرگترین مشکلات هستند و از مشکلات دیگران بسیار مهم تر است.

 

طریقه ی رفتار با او:  برای برخورد با این فرد نیازمند کمی تلاش بیشتر هستید. باید سعی کنید که مدیر شرکت را از توانایی ها و لیاقت های خودتان آگاه نگاه دارید، به خصوص در پروژه های گروهی، کارهای خودتان را به او نشان دهید. زیاد هم سر به سر آن همکار نگذارید، اما اگر می بینید از جمله آن افرادی است که عقاید و ایده های شما را گرفته و به اسم خود جا می زند، دیگر باید دست به کار شده و تصویر او را در شرکت خراب کنید.

 

افراد لجوج و کله شق


این فرد کسی است که به درد هر کاری می خورد به جز کارهای گروهی. کسی است که دوست دارد همیشه عقاید و ایده های خودش اجرا شود و با عقاید دیگران کاری ندارد. حتی اگر غیرکاربردی بودن یا بی تاثیر بودن ایده هایش برای همه مشخص باشد، باز هم معتقد است که راه و روش کاری خودش از همه بهتر است.

 

طریقه ی رفتار با او:  بهترین چیز در چنین فردی این است که اگر ایده هایش قابل اجرا نیستند، شکستش او را متوجه خواهد کرد. به این دلیل بگذارید کار خود را انجام دهد تا نتیجه اش را ببیند. سعی کنید با آرامش، عقاید و ایده های دیگر را برایش توضیح دهید، همیشه به حالت کلی صحبت کنید و حرف هایتان حالت امری نداشته باشد.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:6 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

اشتباه چهارم: غفلت از بازاريابی


تعداد كمی از صاحبان تجارتهایی كه تازه تاسيس شده اند برای بازاريابی اهميت قائل مي شوند و برنامه و بودجه خاصي برای آن اختصاص می دهند، زيرا تصور می كنند كه بازاريابی يك خرج غير ضروری است و يا به علت شكستهای مقطعی از تاثير بازاريابی در فروش مايوس مي شوند.

بازاريابی، فروش فرد را تضمين مي كند. اما به یاد داشته باشید که فروش هر روز محدود به همان روز است و لزوما فرآيندی ادامه دار نيست.نمی توان از مرحله طرح و برنامه مستقيما به مرحله فروش رسيد و بازاريابي را فراموش كرد.

اين اشتباه از ناآگاهی افراد نسبت به چرخه فروش ناشی می شود. اولين افرادی كه برای راه اندازی تجارت به آنها احتياج داريد، بازاريابها هستند. بازاریاب ها هستند كه می توانند شما را به ديگران معرفی كنند. پس از آن موقعيت فروش فراهم خواهد شد.

نکته:

قبل از ارسال پيام آشنایی، به دنبال معامله نباشيد.

 

اشتباه پنجم: اسارت در تجارت به جای رياست به آن


هنگامي كه فردی 3 يا 4 وظيفه معين را در 7 روز هفته انجام می دهد نيازی به بهره گیری از شيوه های مديريتي احساس نمی شود.در آغاز به كار يك تجارت نيز، اتفاقات ناگهانی اما قابل پيش بينی بوقوع می پیوندد كه می توان آنها را توسط تجربيات شخصی يا با استفاده از روش آزمون و خطا حل كرد.اما همين طور كه تجارت شما رشد می كند،مسائل پيچيده تر خواهند شد و اين دو روش ديگر پاسخگوی آن ها نخواهند بود.شما مسئول همه چيز هستيد. شما بايد اهداف تجارت را تعيين كنيد و روش ها را انتخاب كنيد، يا شخصی را برای انجام این وظیفه منصوب كنيد. بدون داشتن سياست معين و شفافی در مورد مشخصات مشاغل، استخدام ها، اخراج ها، تعطيلات، نحوه جبران كمبودها، چگونگی ترفيع ها و... شركت و تجارت نوپای شما در معرض آسيب ها و خطرات جدي قرار خواهد گرفت و نهايتا" تجارت شما ضعيف خواهد شد.

توجه کنید که كتاب راهنمای قوانين شركت شما (حتی در حد يك صفحه) بايد وجود داشته باشد.

نکته:

اختيارات و وظايف خود را فراموش نكنيد.

 

 اشتباه ششم: پيش بينی ناقص بودجه


تازه كاران تجارت معمولا" نيازهای مالی خود را دست كم می گيرند. اين افراد، در ابتدای كار هزينه زيادی را صرف خريد لوازم اداری و محصولاتی می كنند كه ممكن است بسيار تخصصی تر از آن چه باشد كه به آن نياز دارند. هم چنين به اين موضوع توجه نمی كنند كه اكثر مشتريان به طور اقساط خريد می كنند و بازگشت پول به كندی انجام مي گيرد.به همين علت مشاوران مديريت معمولا" پيشنهاد می كنند كه پس از محاسبه بودجه مورد نياز خود براي راه اندازي تجارت، حداقل 50% به آن اضافه كنيد. به اين ترتيب براي مديريت ريسك های احتمالی آماده خواهيد شد.

نکته:

در مورد بودجه واقع بين باشيد.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:4 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

13 ـ مشخص كردن انتظارات:

 

گاهي افراد انتظار دارند كه اشخاص همان رفتاري را دارا باشند كه از آن ها انتظار داريم، در اين حالت انتظارات ما موجب مي شود كه انتقاد زودرس و غير مؤثر داشته باشيم چرا كه مخاطبين خود را به خوبي از توقعات خود آگاه نكرده ايم.

 

14 ـ ميزان ذهني بودن انتقاد:

 

واقعيت ها نبايستي صرفاً در قالب ذهنيت فرد بماند، بلكه بايستي ديگران نيز آن را درك كرده و بپذيرند. مثلاً اگر طرف مقابل انتقاد شما جملة “اين انتقاد صرفاً اعتقاد شماست” را به كار برد، حتي اگر اين انتقاد براي شما مبتني بر واقعيت عيني باشد؛ معني آن اين است كه ارزشيابي ذهني طرف مقابل براي قضاوت در مورد يك رفتار يا ويژگي خاص را لحاظ نكرده ايم.

 

15 ـ ايجاد انگيزه در افراد:

 

يكي از وظايف اساسي انتقاد مؤثر برانگيختن افراد براي انجام بهتر كارهاست. انگيزه يك مفهوم روانشناسي است كه در اشكال و حالت هاي گوناگوني همچون افكار، احساسات، كلمات خاص و … مطرح مي شود.

 

16 ـ بهره برداري از نقشه هاي ذهني طرف مقابل:

 

استفاده از اصطلاحات، احساسات و نقشه هاي ذهني طرف مقابل منجر به شناخت و برقراري مناسب ارتباط با وي مي شود، براي اين منظور به سخنان كساني كه در اطراف شما صحبت مي كنند گوش كنيد و از ارزش ها و علايق آن ها مطلع گرديد تا در صورت نياز به انتقاد با او همزبان شويد و راحت تر ارتباط برقرار كنيد.

 

17 ـ همگامي با انتقاد شونده:

 

همگامي با كسي كه مورد انتقاد قرار مي گيرد، مقدمه رهبري مؤثر و در اين جا پيش زمينه انتقاد مؤثر است.

 

18 ـ شناسايي معيارهاي انتقاد:

 

انتقاد صحيح مبتني بر معيارهاي خاصي است. قبل از انتقاد براي خدمت به مشتري و يا ارتباط با همكاران سؤالات زير را ازخود بپرسيد:

 

آيا اين انتقاد عملي است؟

آيا مي توان بلافاصله از آن استفاده كرد؟

آيا منافعي را تأمين مي كند؟

آيا انتقاد پاسخگوي نيازهاست؟

از چه معياري استفاده شود؟

آيا ديگران از معياري كه براي قضاوت در مورد اعمال و نتايج كارهاي آن ها استفاده مي شود آگاهي دارند؟

آيا معيارها ثابت اند يا طي زمان بايد تغيير كند؟

 

جواب سؤالات فوق به بهبود و افزايش انتقاد مثبت و مؤثر منجر مي شود.

 

ادامه دارد

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:2 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

از مخالفت های کوچک گرفته تا رقابت ها و چشم و هم چشمی ها، همه ی ما میدانیم که افراد مخالفمان چطور در محل کار روی ما تاثیر می گذارند. اما حتی در موارد شدیدتر، همیشه راهی برای برخورد با آن همکار ناسازگار هم وجود دارد.

اگر مجبورید که در محل کار با افراد مختلف با شخصیت های متفاوت برخورد داشته باشید، از نکات زیر استفاده کنید تا همیشه موفق باشید.

 

کسی که همیشه حالت تدافعی دارد


همه ی ما "عقل كل" را می شناسیم. او کسی است که هیچوقت نمی تواند انتقادهای سازنده را بپذیرد، حال به هر شکلی که شما این انتقاد را انجام داده باشید. او اعتقاد دارد که راه و روش خودش همیشه صحیح است و هر چیزی که شما یا سایر همکاران بگویند نظر او را تغییر نخواهد داد.

 

طریقه ی رفتار با او:  بهترین راه رفتار با "عقل كل" این است که قبل از گفتن اشکالاتش، از او تعریف و تمجید کنید. اول از خودتان انتقاد کنید و آن را به او هم نسبت دهید و بگویید که چطور او نیز اشتباهات مشابهی انجام داده است. استفاده از کلمات تدافعی مثل هیچوقت و همیشه را فراموش کنید. و خیلی کلی صحبت کنید.

به جای کلمه ی "تو" از کلمه ی "ما" استفاده کنید. سعی کنید این کار را همیشه رودرروی فرد انجام دهید نه با ایمیل یا پشت تلفن. با این کار از بروز سوء تفاهمات جلوگیری خواهید کرد.

 

کسی که مداوم بحث می کند


تا به حال با افرادی برخورد کرده اید که صحبت می کنند تا فقط صدای خود را بشنوند؟ حتماً دیده اید.

همه ی ما با چنین افرادی روبه رو شده ایم. این فرد کسی است که دوست دارد حتی در مورد بدیهی ترین و معقول ترین مسائل هم بحث کند، فقط به این دلیل که صدایش شنیده شود. همه ی ما عاشق مخالفت کردن هستیم، و با چیزی که دیگران می گویند مشکل داریم.

طریقه ی رفتار با او:   ممکن است وسوسه شوید که او را سر جایش بنشانید، اما بهترین رفتاری که با چنین فردی می توانید داشته باشید این است که بگذارید حرف هایش تمام شود. بین صحبتش نپرید، بگذارید هر چه می خواهد بگوید. وقتی صحبت هایش تمام شد، شما هم نظراتتان را بیان کنید. به جای شعله ورتر کردن آتش، شما هم نظرات و عقایدتان را ابراز کنید. و آن کسی که حرفهایش معقول تر باشد همیشه برنده خواهد شد.